اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۵ آذر ۱۴۰۱

خلقت اشباح پنج تن آل عبا(ع) قبل از خلقت آدم(ع)

متن فارسی

شعر عبدی:

محمد و صنوه و ابنته / و ابنیه خیر من تحفی و احتذا

ابی هریره از پیغمبر(صلی الله علیه وآله وسلم)آورده است که فرمود: چون خدای تعالی آدم ابو البشر را آفرید و از روح خود در او دمید، آدم متوجه جانب راست عرش شد و پنج شبح را که در سجود و رکوع بودند، در میان نور، دید و گفت: آیا پیش از من دیگری را از خاک آفریده ای؟ خداوند فرمود: نه ای آدم، گفت: این اشباح پنجگانه ای که در هیات و صورت خود می بینم، کیانند؟ گفت: اینان پنج تن از فرزندان تواند که اگر نبودند، ترا نمی آفریدم، اینان پنج تن اند که نامهایشان را از اسماء خود در آورده ام، اگر ایشان نبودند؛بهشت و دوزخ، عرش و کرسی، آسمان و زمین، فرشتگان و انس و جن را نمی آفریدم.پس من محمودم و این محمد است، و من عالی ام و این علی است، و من فاطرم و این فاطمه است، و من احسانم و این حسن است،و من محسنم و این حسین است.به عزت خود سوگند می خوردم که هیچ کسی به سوی من نمی آید، که به اندازه خردلی کینه ایشان در دل داشته باشد، مگر آنکه وی را به دوزخ می اندازم و باک ندارم. ای آدم اینان برگزیده منند به آنها نجات می بخشم و به آنها هلاک میکنم و چون ترا نیازی باشد به آنان متوسل شو. پس پیغمبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: ما کشتی نجاتیم که هر کس به آن پیوست، نجات یافت و هر کس روی گرداند، نابود شد، پس هر کس را نیازی به خداوند باشد، او را بما اهل بیت بخواند.این روایت را شیخ الاسلام حموئی در باب اول ” فرائد السمطین ” و خطیب خوازومی نیز در صفحه 252 ” المناقب ” قریب همین مضمون را  آورده اند. و حدیث سفینه را هم حاکم در صفحه 151 جلد 3 «المستدرک» با قید صحت از ابی ذر روایت کرده و عبارت آن چنین است:
مثل اهل بیتی فیکم مثل سفینة نوح من رکبها نجا و من تخلّف عنها غرق.
خطیب در صفحه 91 جلد 12 تاریخش از انس، و بزّار از ابن عباس و ابن زبیر، و ابن جریر و طبرانی از ابی ذر و ابی سعید خدری، و ابو نعیم و ابن عبد البر و محب- الدین طبری و گروه بسیار دیگری، این روایت را آورده اند.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 2، ص: 422

متن عربی

عن أبی هریرة عن النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم أنّه قال: «لمّا خلق اللَّه تعالی آدم أبا البشر و نفخ فیه من روحه التفت آدم یمنة العرش فإذا فی النور خمسةُ أشباح سُجّداً و رکّعاً. قال آدم: هل خلقتَ أحداً من طین قبلی؟ قال: لا یا آدم. قال: فمَن هؤلاء الخمسة الأشباح الذین أراهم فی هیئتی و صورتی؟

قال: هؤلاء خمسة من ولدک لولاهم ما خلقتک، هؤلاء خمسةٌ شَقَقْت لهم خمسة أسماء من أسمائی لولاهم ما خلقتُ الجنّة و النار، و لا العرش و لا الکرسیّ، و لا السماء و لا الأرض، و لا الملائکة و لا الإنس و لا الجنّ، فأنا المحمود و هذا محمد، و أنا العالی و هذا علیّ، و أنا الفاطر و هذه فاطمة، و أنا الإحسان و هذا الحسن، و أنا المحسن و هذا الحسین، آلیت بعزّتی أن لا یأتینی أحدٌ بمثقال ذرّة من خردل من بُغض أحدهم إلّا أدخله ناری و لا أبالی، یا آدم هؤلاء صفوتی بهم أنجیهم و بهم أهلِکُهم، فإذا کان لک إلیّ حاجة فبهؤلاء توسّل.

فقال النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم: نحن سفینة النجاة من تعلّق بها نجا، و من حادَ عنها هلک،

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 2، ص: 423

فمن کان له إلی اللَّه حاجة، فلیسأل بنا أهل البیت».

أخرجه شیخ الإسلام الحمّوئی فی الباب الأوّل من فرائد السمطین «1». و روی قریباً منه الخطیب الخوارزمی فی المناقب «2» (ص 252)، و حدیث السفینة رواه الحاکم فی المستدرک «3» (3/151) عن أبی ذرّ و صحّحه بلفظ: «مثَلُ أهلِ بیتی فیکم مَثَلُ سفینةِ نوحٍ من رکِبها نجا و من تخلّف عنها غرِق». و أخرجه الخطیب فی تاریخه (12/91) عن أنس. و البزّار عن ابن عبّاس، و ابن الزبیر. و ابن جریر، و الطبرانی «4» عن أبی ذرّ و أبی سعید الخدری. و أبو نعیم «5»، و ابن عبد البرّ، و محبّ الدین الطبری «6». و کثیرون آخرون.