اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۹ خرداد ۱۴۰۳

خلیفه مسلمین، سوره بقره را در 12 سال آموخت

متن فارسی

خطیب بغداد در راویان مالک و بیهقی در شعب الایمان و قرطبی در تفسیرش به اسناد صحیح از عبد الله بن عمرنقل کرده اند: که گفت عمر سوره بقره را در دوازده سال آموخت و چون آن را تمام کرد کره شتری قربانی کرد.  قرطبی در تفسیرش ج 1 ص 132 گوید: عمر سوره بقره را آموخت با فقه و آنچه در آنست در دوازده سال.

علامه امینی” قدس الله نفسه” گوید: این مطلب اظهار و فاش می کند که یا از عدم توجه و التفات خلیفه بر قرآن اهتمام او به آن بوده با آنکه آن “یعنی فرا گرفتن و تعلیم قرآن” مهمترین اصول اسلامی است و در آن پیچیده شده علوم مهمه تا آنکه تاخیر انداخته یاد گرفتن سوره ای از آن را تا آخر این مدت طولانی و شاید او را غافل و مشغول از این کرده دلالی و واسطه گری در بازار چنانچه در بیش از یکی از این آثار وارد شده و خود او و دیگران از صحابه عذر خواهی به آن کرده اند. و یا از قصور و کوتاهی هوش و درک او و خشگی غریزه و شعور او بوده که امتناع کرده از انعکاس آنچه القاء به آن شده پس محتاج به تکرار و مواظبت بسیار و بازگو گردیده تا منتقش در خاطره او شود آنچه را که قصد آموختن آن را نموده است. و چه بسا تاکید می کند احتمال دومی را آنچه که در صفحه 229 گذشت از گفته رسول خدا صلی الله علیه و آله به او که من گمان می کنم تو بمیری پیش از آنکه این را بیاموزی و آنچه در ص 128 یاد شده از فرمایش آن حضرت درباره او به حفصه، نمی بینم که پدرت آن را بیاموزد و گفت آن جناب : نمی بینم که آن را اقامه نماید. و کمک می کند این را آنچه که در کتاب های” برادران تسنن” است که عمر اعلم و افقه از عثمان بود و لیکن حفظ قرآن برای او مشکل بود.  و هر چه باشد پس به درستی که یاد گرفتن و آموختن این سوره ممکن نیست که در زمان پیامبر شده باشد زیرا که سوره بقره در مدینه نازل شده به اتفاق تمام مفسرین جز چند آیه ای که در حجه الوداع نازل شده و عایشه گوید: سوره بقره و نساء نازل نشد مگر آنکه من نزد آن حضرت صلی الله علیه و آله بودم و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت” بنابر آنچه برادران سنی به آن معتقد هستند” از سال یازدهم مهاجرتش، و با این کیفیت اختیار نکرده آموزش آن را از رسول خدا صلی الله علیه و آله پس ناچار پیش یکی ازصحابه یا چند نفری از ایشان بوده آن را آموخته است و ایشانند کسانی که گوینده می گوید: که خلیفه اعلم علی الاطلاق صحابه بوده است و گواهی می دهد نیز بر خالی و عاری بودن خلیفه از بیشتر علوم قرآنی در بقیه سوره ها که موجود است در بقیه سوره ها که آموختن آن بر این قاعده مستدعی بیش از یکصد و سی سال است به حساب اجزاء قرآن کریم.

پس خلیفه بر این حساب محتاج و نیازمند است در آموختن و یادگرفتن تمام قرآن به زمانی که نزدیک صد و پنجاه سال باشد و حال آنکه عمر خلیفه وفاء به این نکرد، بنابر اینکه احکامی که در غیر بقره از سوره های قرآن است بیش از آنهائی است که در آن است، پس خلیفه بود و دانش آموز و حال آنکه خلیفه آموزگار و معلم مردم است نه شاگرد و آموزنده از ایشان و برای همین بود که راه نمی برد به جمله از احکام موجوده در قرآن و خیال می کرد بسیط ترین و ساده ترین چیزی از معانی آن تعمق و تکلف و دشوار است و ادعاء می کرد که ما از آن نهی شده ایم و می گفت هر کس می خواهد از قرآن سئوال کند پس به ابی بن کعب مراجعه کند، تا آخر آنچه” در خطبه جابیه گفته”. این است مقام خلیفه پیش از عروض نسیان و فراموشی بر او و اما بعد از آن پس محمد بن سیرین روایت کرده که عمر در آخر دوران خلافتش مبتلا به نسیان و فراموشی شده بود حتی عدد رکعات نمازش را فراموش می کرد پس مردی را پیش روی خود قرار داده که او را تلقین کند پس هر گاه به او اشاره می کرد که قیام کند یا رکوع نماید او می کرد. و اگر تعجب می کنی پس عجیب و شگفتی این است که او با تمام این مطالب که یاد شد از قضاوت و داوری خودداری نکرده و از فتوا دادن رجوع و امتناع نمی کرد هر چند که خطاءو اشتباه او در بسیاری از آنها ظاهر می شد. بأبه اقتدی عدی فی الکرم: و به پدرش در این خصیصه و ویژه گی اقتداء کرده بود.” آقای عبد الله بن عمر”

مالک در موطاء ج 1 ص 162 نقل کرده که عبد الله بن عمر برای آموختن سوره بقره هشت سال معطل شد که تا آن را فرا گرفت و قرطبی آن را در تفسیرش ج 1 ص 34 یاد کرده و عینی در عمده القاری ج 2 ص 732 یاد کرده: که عبد الله بن عمر سوره بقره را در دوازده سال یاد گرفت بود و در طبقات ابن سعد است چنانچه در تنویر الحالک شرح موطاء مالک ج 1 ص 162 است که پسرعمر سوره بقره را در چهار سال آموخت، باجی گوید: برای آنکه او واجبات واحکام آن و آنچه که متعلق به آن است می آموخت.

( الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 6 ص 274 )

متن عربی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 276

67- [الخلیفة و تعلّم سورة البقرة]
أخرج الخطیب فی رواة مالک، و البیهقی فی شعب الإیمان «1»، و القرطبی فی تفسیره بإسناد صحیح عن عبد اللَّه بن عمر قال: تعلّم عمر سورة البقرة فی اثنتی عشرة سنة، فلمّا ختمها نحر جزوراً «2».
و قال القرطبی فی تفسیره «3» (1/132): تعلّمها عمر رضى الله عنه بفقهها و ما تحتوی علیه فی اثنتی عشرة سنة.
قال الأمینی: هذا ینمُّ إمّا عن عدم انعطاف الخلیفة على القرآن و اهتمامه به مع أنّه أهمُّ أُصول الإسلام، و قد انطوى فیه مهمّات علومه حتى أنّه تبطّأ فی تعلّم سورة منه إلى غایة ذلک الأمد المتطاول، و لعلّه کان قد ألهاه عن ذلک الصفق بالأسواق کما ورد فی غیر واحد من هذه الآثار، و اعتذر به هو و غیره من الصحابة، و إمّا عن قصور فی فطنته و ذکائه و جمود فی القریحة یأبى عن انعکاس ما یُلقى إلیه فیها، فیحتاج إلى تکرار و مثابرة کثیرة و تردید حتى ینتقش ما همَّ بتعلّمه فی الذاکرة.
و قد یؤکّد الثانی ما مرّ فی صحیفة (116) من
قول رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم له: «إنّی أظنّک تموت قبل أن تعلم ذلک»
و ما ذکر فی (ص 128) من
قوله صلى الله علیه و آله و سلم لحفصة: «ما أرى أباک یعلمها».
و قوله: «ما أراه یقیمها».

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 277

و یساعد هذا ما فی الکتب من أنّ عمر کان أعلم و أفقه من عثمان، و لکن کان یعسر علیه حفظ القرآن «1».
و أیّا ما کان فإنّ مدّة التعلّم هذه لا یمکن أن تکون على العهد النبوی، فإنّ سورة البقرة نزلت بالمدینة عند جمیع المفسّرین غیر آیات نزلت فی حجّة الوداع، و قالت عائشة: ما نزلت سورة البقرة و النساء إلّا و أنا عنده صلى الله علیه و آله و سلم «2»، و توفِّی رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم فی ربیع الأوّل- على ما ذهب إلیه القوم- من السنة الحادیة عشرة من مهاجرته، و مع ذلک لم یؤثر تعلّمه من رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم، فلا بدّ أن یکون تعلّمه عند أحد الصحابة أو عند لفیفٍ منهم، و هم الذین یقول القائل: فإنّ الخلیفة کان أعلمهم على الإطلاق!
و یشهد هذا أیضاً على خلوّ الرجل من أکثر علوم القرآن الموجودة فی بقیة السور، فإنّ تعلّمها على هذا القیاس یستدعی أکثر من مائة و ثلاثین عاماً حسب أجزاء القرآن الکریم، فیفتقر الخلیفة على هذا الحساب فی تعلّم جمیع القرآن إلى ما یقرب من مائة و خمسین عاماً، و لا یفی بذلک عمر الخلیفة، على أنّ الأحکام فی غیر البقرة من السور أکثر ممّا فیها، فکان خلیفةً و متعلّماً- و الخلیفة هو معلّم الناس لا المتعلّم منهم- و لهذا کان لا یهتدی إلى جملة من الأحکام الموجودة فی القرآن، و کان یحسب أبسط شی ء من معانیه تعمّقاً و تکلّفاً و یدّعی أنّه نُهی عنه «3»، و کان یقول: من أراد أن یسأل عن القرآن فلیأتِ أُبیّ بن کعب. إلى آخر ما مرّ عنه (ص 191).
هذا شأن الخلیفة قبل طروّ النسیان علیه، و أمّا بعده فروى محمد بن سیرین: أنّ عمر فی آخر أیّامه اعتراه نسیان حتى کان ینسى عدد رکعات الصلاة، فجعل أمامه

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 278

رجلًا یلقّنه، فإذا أومأ إلیه أن یقوم أو یرکع فعل «1».
و إن تعجب فعجب أنّه مع ذلک کلّه ما کان یتنصّل عن الحکم، و لا یرعوی عن الإفتاء، و إن کان یظهر خطؤه فی کثیر منها.
و بأبه اقتدى عدیّ فی الکرم!
أخرج مالک فی الموطّأ «2» (1/162): إنّ عبد اللَّه بن عمر مکث على سورة البقرة ثمانی سنین یتعلّمها، و ذکره القرطبی فی تفسیره «3» (1/34)، و قال العینی فی عمدة القاری «4» (2/732): حفظ عبد اللَّه بن عمر سورة البقرة فی اثنتی عشرة سنة، و فی طبقات ابن سعد «5» کما فی تنویر الحالک فی شرح الموطّأ لمالک «6» (1/162): إنّ ابن عمر تعلّم سورة البقرة فی أربع سنین. قال الباجی: لأنّه کان یتعلّم فرائضها و أحکامها و ما یتعلّق بها