اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۹ خرداد ۱۴۰۳

برتری کفه ترازوی ابوبکر و عمر در روز قیامت بر سایر مسلمین

متن فارسی

خطیب در تاریخ خود – 78 / 14 (از طریق عبد الله بن احمد بن حنبل و او از هذیل واو از مطرح بن یزید و او از عبید الله بن زحر و او از علی بن زید و اواز قاسم‌بن عبد الرحمن و او از ابو امامه) آورده است که رسول خدا (ص)گفت چون به بهشت درآمدم در برابر خودآوازی شنیدم، پرسیدم این چیست؟ گفتند بلال است. پس برفتم و دیدم بیشتر بهشتیان، همان تهیدستان مهاجران و زادگان مسلمانانند و در آنجا هیچکس را کمتر از توانگران و زنان ندیدم – و تا آنجا که گفت: سپس از یکی از درهای بهشت دوم بیرون شدیم، چون نزدیک در رسیدم ترازویی آوردند ومرا در یک کفه آن و امتم را در کفه دیگرش نهادند، کفه من بر همگان بچربید، سپس بوبکر را آوردند و او را در یک کفه و همه امتم را در کفه دیگرش نهادند، کفه ابوبکر بچربید سپس‌عمر را آوردند و او را در یک کفه و همه امتم را در کفه دیگرش نهادند کفه عمر بچربید . سپس ترازو را بسوی آسمان برداشتند. گزارش بالا را حکیم‌ترمذی هم در نوادر الاصول ص 288 آورده است .
این هم از میانجیان زنجیره گزارش:
1- مطرح بن یزید کوفی: دوری از ابن معین نقل کرده که وی بی ارزش است و ابو زرعه نیز حدیث او را ضعیف می شمرده و ابو حاتم گفته حدیث وی استوار نیست و سست است. حدیث هایی از زبان ابن زحر – علی بن یزید – روایت کرده که نمی دانم آفت خودش به‌آنها خورده یا آفت علی بن یزید. و آجری گوید: ابو داود گفته گمان بر آن است که آفت از سوی علی بن یزید بوده و نسایی گوید حدیث وی سست و خودش بی ارزش است. و ابن عدی گوید: گزارش های او از ابن زحر را شایسته پرهیز می دانند و نشانه های سستی در گزارش وی آشکار است . میزان الاعتدال174 / 3 تهذیب التهذیب 2 171 / 10
2- عبید الله بن زحر افریقی . چنانچه درمیزان آمده همه در سستی احادیث وی همداستانند . احمد احادیث وی را سست می شمرده و ابن معین گفته او بی ارزش‌است و همه حدیث هایش در دیده من ضعیف‌است و ابن مدینی گوید: حدیث های او نکوهیده است و حاکم گفته حدیثش نکوهیده است و ابن عدی گفته در حدیث های وی به چیزهایی بر می خوریم که شایسته پیروی نیست و ابو مسهر گفته صاحب هر حدیث معضل او است و دارقطنی‌گفته احادیثش سست است و ابن حبان گفته: وی گزارش های ساختگی از زبان بزرگان روایت می کرده و چون به گزارش‌از زبان علی بن یزید می پرداخته چیزها می بافته که بزرگترین گرفتاری ها برای دین بشمار است و چون‌در زنجیره یک گزارش هم نام عبید الله‌بن زحر باشد و هم نام علی بن یزید و هم قاسم بن عبد الرحمن باید گفت متن خبر را هم یکی از همه سه تن آفریده اند . امینی گوید پس در این گزارش هم‌که نام هر سه را می بینیم باید آن راساخته ایشان بدانیم.
3- علی بن یزید الهانی . ابن معین گفته روایات علی بن یزید از قاسم از ابو امامه همه اش سست است و یعقوب گفته احادیث وی بی پایه است و گزارش های نکوهیده در آن ها بسیار و جوزجانی گفته: تعدادی از امامان را دیدم احادیثی راکه عبید الله بن زحر از زبان وی گزارش کرده نکوهیده می شمارند و ابو زرعه گفته: حدیث وی استوار نیست و ابو حاتم گفته حدیث وی ضعیف است و گزارش هایش نکوهیده و بخاری گفته حدیث وی سست و نکوهیده است و نسایی گفته: مورد وثوق نیست و گزارش های وی متروک است، و ازدی و دار قطنی و برقی گفته اند او متروک است و ابو احمد حاکم گفته از سر احادیثش باید گذشت و ساجی گفته همه دانشوران در سستی احادیثش همداستانند و بو نعیم گفته حدیث وی نکوهیده است و ابن حجر گفته وی متهم به حدیث سازی است .  میزان الاعتدال 240 / 2 تهذیب التهذیب 13 / 7 و 4 396
4- قاسم بن عبد الرحمن شامی: احمد گفته این گزارش های نکوهیده ای که جعفر و بشر و مطرح از زبان او بازگو کرده اند گزارش های ناپسندی است که راویان موثق، ساختن آن را به گردن قاسم انداخته اند و اثرم گفته احمد آن را به گردن قاسم انداخته و گفته من این کار را جز از چشم قاسم نمی بینم و حرانی گفته: احمد گوید من این گناه را جز به گردن قاسم نمی اندازم و غلابی گفته حدیث او نکوهیده است و ابن حبان گفته او گزارش های معضل از زبان صحابه بازگو کرده . میزان الاعتدال 34 / 2 تهذیب التهذیب323 / 8  حدیث یاد شده را هیثمی در مجمع الزواید – 59 / 9 – آورده و می نویسد احمد و طبرانی آن را گزارش کرده اند و در زنجیره میانجیان گزارش‌نام مطرح بن زیاد و علی بن یزید الهانی را می بینیم که همه می گویند گزارش های این دو سست است. امینی‌گوید: این بود حال و روز زنجیره و میانجیان گزارش که دیدی . و هیثمی نیز متن آن را دلیل بر سستی آن آورده‌است بنگرید به مجمع الزواید ج 9 ص 59.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 385

متن عربی

14- ابوبکر فی کفة المیزان

أخرج الخطیب فی تاریخه (14/78) من طریق عبد اللَّه بن أحمد بن حنبل عن الهذیل عن مطرح بن یزید عن عبید اللَّه بن زحر عن علیّ بن زید «1» عن القاسم بن عبد الرحمن عن أبی أمامة؛ قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: دخلت الجنة فسمعت فیها خشفة بین یدیّ. فقلت: ما هذا؟ قال: بلال، فمضیت فإذا أکثر أهل الجنّة فقراء المهاجرین و ذراری المسلمین، و لم أرَ فیها أحداً أقلّ من الأغنیاء و النساء. إلی أن قال: ثمّ خرجنا من أحد أبواب الجنّة الثانیة، فلمّا کنت عند الباب أُتِیتُ بکفّة فوُضِعتُ فیها و وضعت أُمّتی فی کفّة فرجحت بها، ثمّ أُتی بأبی بکر فوُضِع فی کفّة و جی ء بجمیع أُمّتی فوضعوا فی کفّة فرجح أبو بکر، ثمّ أتی بعمر فوُضِع فی کفّة و جی ء بجمیع أُمّتی فوُضِعوا فرجح عمر، ثمّ رُفع المیزان إلی السماء. و ذکره الحکیم الترمذی فی نوادر الأصول «2» (ص 288).

رجال الروایة:

1- مطرح بن یزید الکوفی: قال الدوری عن ابن معین «3»: لیس بشی ء، و قال أبو زرعة: ضعیف الحدیث، و قال أبو حاتم «4»: لیس بالقویّ ضعیف الحدیث یروی أحادیث عن ابن زحر عن علیّ بن یزید، فلا أدری البلاء منه أو من علیّ بن یزید،

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 385

و قال الآجری عن أبی داود: زعموا أنّ البلیّة من قِبَل علیّ بن یزید، و قال النسائی «1»: ضعیف لیس بشی ء، و قال ابن عدی «2»: یجانب روایته عن ابن زحر و الضعف علی حدیثه بیّن. میزان الاعتدال «3» (3/174)، تهذیب التهذیب «4» (10/171).

2- عبید اللَّه بن زحر الإفریقی: مُجمَع علی ضعفه کما فی المیزان «5». ضعّفه أحمد «6». و قال ابن معین «7»: لیس بشی ء کلّ حدیثه عندی ضعیف. و قال ابن المدینی: منکر الحدیث. و قال الحاکم: لیّن الحدیث. و قال ابن عدی «8»: یقع فی أحادیثه مالا یتابع علیه. و قال أبو مسهر: صاحب کلّ معضلة. و قال الدارقطنی: ضعیف، و قال ابن حبّان «9»: یروی الموضوعات عن الأثبات، فإذا روی عن علیّ بن یزید أتی بالطامّات، و إذا اجتمع فی إسناد خبر عبد اللَّه بن زحر و علیّ بن یزید و القاسم بن عبد الرحمن لم یکن متن ذلک الخبر إلّا ما عملته أیدیهم 1»

.

قال الأمینی: هذه الروایة ممّا اجتمع فیه هؤلاء الثلاثة فهو ممّا عملته أیدیهم.

3- علیّ بن یزید الألهانی: قال ابن معین: علیّ بن یزید، عن القاسم، عن أبی أمامة ضعاف کلّها. و قال یعقوب: واهی الحدیث کثیر المنکرات. و قال الجوزجانی: رأیت غیر واحد من الأئمّة ینکر أحادیثه التی یرویها عنه عبید اللَّه بن زحر. و قال

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 386

أبو زرعة: لیس بالقویّ. و قال أبو حاتم «1»: ضعیف الحدیث أحادیثه منکرة، و قال البخاری «2»: منکر الحدیث ضعیف. و قال النسائی «3»: لیس بثقة متروک الحدیث. و قال الأزدی و الدارقطنی «4» و البرقی: متروک. و قال أبو أحمد الحاکم: ذاهب الحدیث. و قال الساجی: اتّفق أهل العلم علی ضعفه. و قال أبو نعیم: منکر الحدیث. و قال ابن حجر: متّهم.

میزان الاعتدال «5» (2/240): تهذیب التهذیب «6» (7/13، 369).

4- القاسم بن عبد الرحمن الشامی: قال أحمد «7»: هذه المناکیر التی یرویها عنه جعفر و بشر و مطرح مناکیر ممّا یرویها الثقات أنّها من قِبَل القاسم. و قال الأثرم: حملها أحمد علی القاسم. و قال: ما أری هذا إلّا من قِبَل القاسم. و قال الحرّانی: قال أحمد: ما أری البلاء إلّا من القاسم. و قال الغلابی: منکر الحدیث. و قال ابن حبّان «8»: یروی عن الصحابة المعضلات. میزان الاعتدال «9» (2/34)، تهذیب التهذیب «10» (8/323).

و هذا الحدیث ذکره الهیثمی فی مجمع الزوائد (9/59) فقال: رواه أحمد و الطبرانی «11» و فیهما: مطرح بن زیاد و علیّ بن یزید الألهانی و کلاهما مجمع علی ضعفه.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 7، ص: 387

قال الأمینی: هذا شأن الروایة سنداً و رجاله کما تری، و استدلّ الهیثمی علی ضعفه بما فی متنه. راجع مجمع الزوائد (9/59).