اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۰ آذر ۱۴۰۱

دروغ های ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه – رافضیان نمی‏ توانند ایمان علی(ع) را ثابت کنند تا چه رسد به امامت او!!!

متن فارسی

12- گوید: رافضیان نمی توانند ایمان علی و عدالتش را، و اینکه او از اهل بهشت است ثابت کنند تا چه رسد به امامتش، مگر وقتی که امامت ابوبکر، عمر و عثمان را بپذیرند زیرا اگر بخواهند این امتیازها را برای علی ثابت کنند، دلیلی با آنها موافق؛ نمی شود چنانکه مسیحی اگر بخواهد نبوت مسیح را ثابت کند بدون پذیرفتن دین محمّد هیچگونه دلیلی با او همراه نخواهد بود. جلد اول ص 162 منهاج السنه
پاسخ- ای روزگار من هر روز ترا با شگفتی های تازه تری می بینم! کاش می دانستم چه موقع ایمان و عدالت علی، احتیاج به برهان و استدلال پیدا کرده است؟ و او در چه زمانی کافر بوده تا موضوع ایمان آوردنش مطرح باشد؟ و آیا در آغاز اسلام برای پیغمبر برادری که با او همکاری کند غیر از علی کسی بود؟ آن وقتی که دیگران که نام آنها را برده، هنوز اسلام نیاورده بودند.
آیا اسلام بدون شمشیر و نیزه او می توانست بر پای خود به ایستد؟ آیا لشگر شرک جز بر اثر قدرت و صولت او ممکن بود منهزم شود؟ آیا زنگار شبهه و کفر جز به بیانات و براهین او زدوده شد؟ آیا خدای بزرگ کعبه بیت الحرام را از آلودگی بت ها، جز بدست شریف او پاک گردانید؟ آیا خدا در قرآن خاندانی را از پلیدی
پاکیزه نگردانید که بعد از رسول خدا او بزرگ آن خاندان باشد؟ آیا کسی وجود دارد غیر از او که به نص قرآن کریم نفس رسول اللّه باشد؟ آیا چه کسی خود را در لیلة المبیت جز او به رضای خدا فروخته است؟ آیا کسی از مؤمنان وجود دارد که مانند رسول خدا به نفس آنان از خودشان اولی باشد غیر از او؟ نه و اللّه.
احادیث شیعه در همه این مطالب متواتر است و این احادیث است که شیعه را ملزم به اعتراف به اینهمه فضیلت برای علی کرده است. ولی شیعه چون با دیگران در مقام استدلال بر آید به احادیث اهل سنت استدلال می کند زیرا دلیل باید برای طرف مقابل، الزام آور باشد بدون اینکه شیعیان در مقام ثبوت و واقع احتیاج به این ادله داشته باشند. و در حقیقت روش رسمی استدلال همین است نه روشی که علمای اهل سنت می پیمایند که در تمام موضوعات به کتب علماشان و احادیثشان استدلال می کنند که خارج از اصول محاجّه و مناظره است.
و کاش من میدانستم میان عدالت و ایمان علی و ایمان و عدالت دیگران چه ملازمه ای وجود دارد؟ آیا آنان را با علی نفس واحدی می پندارد که آن نفس قابل تبعیض نیست و یا گمان می کند روح واحدی بر همه آنها جریان دارد، و از یک ایمان یا کفر متأثراند؟
و آیا این ملازمه ابتکاری مولود ابن تیمیه، بر اصحاب و تابعین شیعی و بعد از آنها بر پیشوایان شیعه از ائمه، علماء بزرگان آنها در قرون گذشته با مناظرات و استدلالها و احتجاجهای مذهبی فراوانشان در مجالس و محافل، مخفی مانده یا مخالفانشان در دفاع از رجال و مبادی شان، آن را فراموش کرده اند؟!
اینها همه، هیچکدام نبوده است، تنها این مرد خوشش می آید رافضیان را به مسیحیان تشبیه کرده باشد و بین علی و ایمان معاویه حقه باز، و یزید فاسق و فاجر، و جنایتکاران مستبد بنی امیه و هتّاکان بنی عباس، رابطه برقرار سازد.
و این را نهایت درجه علم، دین ورع و ادب خود میداند.
الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 239

متن عربی

12- قال: إنّ الرافضیَّ لا یمکنه أن یثبت إیمان علیٍّ و عدالته، و أنَّه من أهل الجنّة فضلًا عن إمامته إن لم یثبت ذلک لأبی بکر و عمر و عثمان، و إلّا فمتی أراد إثبات ذلک لعلیٍّ وحده لم تساعده الأدلّة، کما أنَّ النصرانیَّ إذا أراد إثبات نبوّة المسیح دون محمد لم تساعده الأدلّة. (1/162).

و قال (ص 163): الرافضة تعجز عن إثبات إیمان علیٍّ و عدالته مع کونهم علی مذهب الرافضة، و لا یمکنهم ذلک إلّا إذا صاروا من أهل السنّة، فإن احتجّوا بما تواتر من إسلامه، و هجرته، و جهاده، فقد تواتر ذلک عن هؤلاء بل تواتر إسلام معاویة و یزید و خلفاء بنی أمیّة و بنی العبّاس، و صلاتهم، و صیامهم، و جهادهم للکفّار.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 239

الجواب: ما عشت أراک الدهر عجباً.

لیت شعری متی احتاج إیمان علیّ و عدالته إلی البرهنة؟! و متی کفر هو حتی یؤمن؟ و هل کان فی بدء الإسلام للنبیِّ أخ و مؤازر غیره؟

علی حین أنَّ من سمّاهم لم یسلموا بعدُ، و هل قام الإسلام إلّا بسیفه و سنانه؟ و هل هزمت جیوش الشرک إلّا صولته و جولته؟ و هل هتک ستور الشبه و الإلحاد غیر بیانه و برهانه؟ و هل طهّر اللَّه الکعبة- البیت الحرام- من دنس الأوثان إلّا بیده الکریمة؟ و هل طهّر اللَّه فی القرآن الکریم بیتاً عن الرجس غیر بیت هو سید أهله بعد رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم؟ و هل کان أحد نفس رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم غیره بنصّ الذکر الحکیم؟ و هل أحد شری نفسه ابتغاء مرضاة اللَّه لیلة المبیت غیره؟ و هل أحد من المؤمنین أولی بهم من أنفسهم کرسول اللَّه غیره؟ لاها اللَّه.

إنّ أحادیث الشیعة فی کلِّ هذه متواترة، و هی التی ألزمتهم بالإخبات إلی هذه المآثر کلّها، غیر أنَّهم إذا خاصموا غیرهم احتجّوا بأحادیث أهل السنّة، لأنّ الحجّة یجب أن تکون ملزمةً للخصم من دون حاجة لهم إلیها فی مقام الثبوت، و هذا طریق الحجاج المطّرد لا ما یراه علماء القوم؛ فإنّهم بأسرهم یحتجّون فی کلِّ موضوع بکتب أعلامهم و أحادیثهم، و هذا خروج عن أصول الحجاج و المناظرة.

و لیتنی أدری ما الملازمة بین إیمان علیٍّ و عدالته و إیمان من ذکرهم، هل یحسبهم و علیّا أمیر المؤمنین نفساً واحدة لا یُتصوّر التبعیض فیها؟ أو یزعم أنَّ روحاً واحدة سرت فی الجمیع فأخذت بمفعولها من إیمان و کفر؟ و هل خفیت هذه الملازمة المخترعة- ولیدة ابن تیمیّة- علی الصحابة و التابعین الشیعیِّین، و بعدهم علی أئمّة الشیعة و علمائهم و أعلامهم فی القرون الخالیة فی حجاجهم و مناشداتهم و مناظراتهم المذهبیة المتکثرة فی الأندیة و المجتمعات؟ أو ذهل عنها مخالفوهم فی الذبِّ عنهم و المدافعة عن مبدئهم؟

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 240

لم یکن ذلک کلّه، و لکن یروق الرجل أن یشبِّه الرافضة بالنصاری، و یقرن بین إیمان علیٍّ علیه السلام و إیمان معاویة الدهاء و یزید الفجور و الماجنین من جبابرة بنی أمیّة و المتهتّکین من العبّاسیّین، و هذا مبلغ علمه و دینه و ورعه و أدبه.