اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۰ آذر ۱۴۰۱

دروغ های ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه – انکار حدیث «علی مع الحق و الحق مع علی»

متن فارسی

[انکار حدیث علی مع الحق و الحق مع علی ]
19- گوید: این حدیث که گویند رسول خدا (ص) گفته است:
علی مع الحقّ و الحقّ مع علیّ یدور معه حیث دار، و لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض:
«علی با حق و حق با علی است هر کجا او باشد حق بدانسو میگراید و از هم جدا نمیشوند تا در حوض کوثر بمن باز گردند»
از بزرگترین دروغها و نادانیها است، زیرا این حدیث را احدی از پیغمبر (ص) نقل نکرده، نه به اسناد صحیح، و نه به اسناد ضعیف. و آیا دروغگوتر از او (علامه حلی) کسی پیدا می شود که از صحابه و علماء روایت کند که آنان حدیثی را روایت کرده اند ولی آن حدیث به هیچوجه از احدی از آنها، معرّفی نشده باشد؟ بلکه این آشکارترین دروغ ها است. اگر گفته می شد: بعضی روایت کرده اند و قابل قبول هم بود می گفتیم، ممکن است، ولی این حدیث قطعا دروغی است که بر پیغمبر (ص) بسته اند و سخنی است که پیامبر الهی از آن منزّه است (167، 168 منهاج السنّه)
پاسخ- امّا حدیث را گروهی از حفّاظ و بزرگان آنان نقل کرده اند از قبیل: خطیب در تاریخ خود 14/321 از طریق یوسف بن محمّد المؤدب گوید: حسن بن احمد بن سلیمان السراج برای ما حدیث کرد از عبد السلام بن صالح و او از علی- بن هاشم بن برید از پدرش از ابی سعید تمیمی از ابی ثابت مولی ابی ذر که گفت: بر امّ سلمه وارد شدم، دیدم او گریه میکند و بیاد علی است و می گوید: شنیدم که پیغمبر می گوید:
علی مع الحق و الحقّ مع علی و لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض یوم القیامة.
این ام المؤمنین امّ سلمه بانوی صحابی است ولی آن مرد گفته است هیچ صحابی
آن را روایت نکرده است، چنانکه گفته است از علما احدی آن را نقل نکرده مگر که بگوید: خطیب با همه عظمتش از علما نیست و یا ام المؤمنین صحابی را بی اعتبار تلقی کند، و این دومی به حساب های ابن تیمیه نزدیک تر است، زیرا ام سلمه علوی است که دارای عواطف علوی، روح علوی و مذهب علوی بوده است.
حدیث امّ سلمه را سعد بن ابی وقاص در خانه او شنیده است، وی گوید: از رسول خدا (ص) شنیدم که می فرمود:
«علی مع الحقّ»یا«الحقّ مع علی حیث کان»
این سخن را پیغمبر در خانه امّ سلمه فرمود و مردی نزد امّ سلمه فرستاده، درباره حدیث از او پرسید: امّ سلمه گفت پیغمبر این حدیث را در خانه من فرمود، آن مرد به سعد گفت: هیچگاه تو نزد من پست تر از امروز نشده بودی، سعد گفت چرا مرد پاسخ داد: اگر من از پیغمبر (ص) این سخن را شنیده بودم تا زنده بودم خدمتگزاری علی را رها نمی کردم.
[روایات وارده در این زمینه و تصحیح اسانید آن ]
حافظ هیثمی در مجمع الزوائد 7/236 این حدیث را نقل کرده و گوید: بزّار آن را روایت کرده و در روایت او سعد بن شعیب است که او را نمی شناسم ولی بقیه رجالش، رجال صحیح اند.
(امینی گوید:) مردی را که هیثمی نمی شناسد، سعید بن شعیب حضرمی است و نا آشنائی او به خاطر تصحیف (دگرگونی در لفظ) است بسیاری از ارباب سیر شرح حالش را آورده اند چنانکه شمس الدین ابراهیم جوزجانی بیان کرده و گفته:
«انّه کان شیخا صالحا صدوقا «1»»
«او پیر مردی شایسته و بسیار راستگو بود».
و چگونه این مرد می تواند حکم کند احدی از صحابه و علما به هیچوجه آن را روایت نکرده اند. این، حافظ ابن مردویه، در «مناقب»، و سمعانی، در «فضائل
الصحابه» است که با سلسله سند از محمّد بن ابی بکر، از عایشه، روایت کرده اند که او گفت:
شنیدم رسول خدا (ص) می فرمود:
علی مع الحقّ و الحقّ مع علی لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض
و ابن مردویه در «المناقب» و دیلمی در «الفردوس» روایت کرده اند که وقتی شتر عایشه را پی کردند و عایشه به یکی از خانه های بصره وارد شد، محمّد بن ابی بکر نزدش آمده، سلامش کرد و عایشه با او حرف نزد. محمّد گفت: ترا بخدا سوگند می دهم آیا آن روز را بخاطر داری که تو خود مرا حدیث کردی از پیغمبر (ص) که او فرمود:
حق پیوسته همراه علی است و علی با حق همراه است، هیچگاه نه با هم خلاف می کنند، و نه از هم جدا می شوند؟
گفت: آری
ابن قتیبه در «الامامة و السیاسة» 1/68 از محمّد بن ابی بکر آورده است که او به خواهرش عایشه (رضی اللّه عنها) وارد شد به او گفت: آیا نشنیدی پیغمبر خدا (ص) می گفت:
«علی مع الحق و الحقّ مع علی»
آنگاه بجنگ با او بیرون آمده ای؟!
زمخشری در «ربیع الابرار» آورده، گوید: ابو ثابت مولی علی برای ورود بر امّ سلمه (رضی اللّه عنها) اجازه خواست. ام سلمه گفت: خوش آمدی ابا ثابت آیا وقتی دلها بهرسو پرواز می کرد، تو دلت بکدام سو پر کشید، ابو ثابت گفت: به دنبال علیّ بن ابی طالب، ام سلمه گفت: سوگند بخدائی که جانم در قبضه قدرت اوست، موفق شدی، از رسول خدا (ص) شنیدم می فرمود:
علی مع الحقّ و القرآن، و الحقّ و القرآن مع علی و لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض.
«علی همراه حق و قرآن است و حق و قرآن همراه علی، از هم قابل تفکیک نخواهند بود تا در حوض کوثر بمن باز گردند»
بهمین تعبیر اخطب الخطباء خوارزمی در المناقب از طریق حافظ ابن مردویه نقل کرده و نیز شیخ الاسلام حمّویی در «فرائد السمطین» باب 37 از طریق حافظ ابی بکر بیهقی و حافظ حاکم ابی عبد اللّه نیشابوری روایت کرده است.
و ابن مردویه در «المناقب» از ابی ذر، روایت کرده که او را از اختلاف مردم پرسیدند، ابوذر گفت: بر تو باد به کتاب خدا و بزرگ مرد: علی بن ابی طالب که من شنیدم پیامبر (ص) می گفت: علی با حق و حق با علی، و بر زبان علی است، و آنجا که علی باشد حق دور می زند.
احتجاج امیر المؤمنین علی علیه الصلاة و السلام به این حدیث در روز شوری، می تواند خواننده را بر شهرت و معروفیت آن بین صحابه پیغمبر (ص) واقف سازد، آنجا که فرمود: شما را بخدا سوگند می دهم، آیا می دانید رسول خدا (ص) فرمود:
حق با علی و علی با حقّ است. هر جا علی برود حق با او میرود؟ همه گفتند بلی و اللّه «1».
در اینجا از آن مرد می پرسیم چرا ممکن نیست این جمله صحیح باشد؟ آیا در آن یکی از محالات عقلی مانند اجتماع یا ارتفاع نقیضین موجود است؟ یا از آن اجتماع ضدین یا مثلین صورت می گیرد؟ یا اینکه مردک می پندارد حقیقت علوی قابل آن نیست که با حق دور بزند و حق با آن.
بزرگ سخنی است که از دهانشان بیرون میآید «2».
و در 2/235- 236 از طریق طبرانی و جز او، به اسناد صحیح گفتار پیامبر خدا (ص) در روز غدیر خم، گذشت که فرمود: خدایا هر کس او را دوست دارد تو
او را دوست دار و هر کس او را دشمن دارد تو او را دشمن دار تا آنجا که فرمود:
و أدر الحقّ معه حیث دار
و حق را بگردان هر جا که او می گردد «1»
و نیز این جمله از او (ص) به صحت پیوسته است:
رحم اللّه علیا اللّهمّ أدر الحقّ معه حیث دار «2»
«خدای علی را رحمت کند، بارالها حق را بهر جا علی می گردد همراهش بگردان».
و رازی در تفسیرش 1/111 گوید: و امّا اینکه علی بن ابیطالب (رضی اللّه عنه) بسم اللّه الرحمن الرحیم را به جهر (بلند) ادا می کرد، به تواتر ثابت شده است و هرکس در دینش به علی بن ابی طالب اقتدا کند، هدایت یابد، دلیلش گفتار او (ص) است که فرمود: «خدایا حق را با علی هر جا که باشد همراه ساز»
حافظ گنجی در «الکفایة» 135 و اخطب خوارزم در «المناقب» 87 از مسند زید روایت کرده اند قول پیغمبر (ص) را که به علی فرمود:
انّ الحقّ معک و الحقّ علی لسانک و فی قلبک و بین عینیک، و الایمان مخالط لحمک و دمک کما خالط لحمی و دمی:
حق با تو، و حق بر زبان تو، و در قلب تو، و میان دیدگان تو است و ایمان با گوشت و خون تو چنان در هم آمیخته که با گوشت و خون من».
افراد زیادی از ابی سعید خدری از رسول اکرم (ص) روایت کرده اند که او در حالیکه به علی اشارت می کرد گفت:
الحقّ مع ذا، الحقّ مع ذا «1»
و در تعبیر ابن مردویه از عایشه از پیغمبر (ص):
الحقّ مع ذا یزول معه حیثما زال.
ابن مردویه و حافظ هیثمی در «مجمع الزوائد» 9/134 از ام سلمه روایت کرده اند که می گفت: علی بر حق میباشد، هر کس از او پیروی کند از حق پیروی کرده و هر کس او را رها سازد، حق را رها ساخته است، عهدی است که قبل از امروز بسته شده است.
و در 2/13 از طریق شیخ الاسلام حمّویی گفتار پیامبر اکرم (ص) درباره اوصیاءش گذشت که فرمود:
«آنان همراه حق اند و حق با آنان همراه، نه آنان از حق جدا میشوند و نه حق از آنان».
کاش من می دانستم چرا ساحت مقدس پیغمبر خدا (ص) از این کلام منزّه است؟ آیا این سخن مشتمل بر کلمه ای کفر آمیز است؟ یا مستلزم شرک بخدای عظیم؟
یا امری خارج از قوانین و نوامیس دین مبین است؟
من از جانب او علت را می گویم: علتش اینست که درباره فضیلت مولای ما امیر المؤمنین است و این مرد، از این چیزها خوشش نمی آید چه خوب داوری است خدا و طرف دعوائی، محمّد.
خواننده نباید فراموش کند که این حدیث عبارت دیگری، از حدیثی است که از امّ سلمه، صحتش به ثبوت رسیده که پیغمبر (ص) فرمود:
علیّ مع القرآن و القرآن مع علیّ لا یفترقان حتّی یردا علیّ الحوض: «1»
«علی با قرآن و قرآن با علی است از هم جدا نشوند تا در حوض کوثر بمن باز گردند».
و هر دو حدیث به یک مفهوم صحیح متواتر قطعی که پیغمبر (ص) فرمود:
«انّی تارک او مخلف فیکم الثّقلین کتاب اللّه و عترتی اهل بیتی لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض
: «من دو چیز گرانقدر یا دو جانشین در میان شما بجای میگذارم کتاب خدا و عترتم اهل بیتم که این دو از هم جدا نمی شوند تا در حوض کوثر به من باز گردند، اشاره می کند.
پس هرگاه آنچه ابن تیمیه می پندارد، از مبدء رسالت غیر ممکن الصدور باشد، باید همه این احادیث که همان مفهوم را میرساند، مقام رسالت از آنها نیز منزّه باشد، من گمان ندارم کسی بتواند به این سر حدّ مخوف، حمله کند مگر اینکه مانند ابن تیمیّه از چنین تهوّر، باکی نداشته باشد.
بگذارید هر چه می تواند گستاخی کند شما خود از هوای نفس آنها که نمیدانند پیروی نکنید «2».
الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 251

متن عربی

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 251

 

19- قال:

حدیث أنَّ رسول اللَّه صلی الله علیه و سلم قال: «علیٌّ مع الحقِّ، و الحقُّ معه یدور حیث دار، و لن یفترقا حتی یردا علیَّ الحوض»

من أعظم الکلام کذباً و جهلًا، فإنَّ هذا الحدیث لم یروه أحدٌ عن النبیِّ صلی الله علیه و سلم لا بإسناد صحیح و لا ضعیف، و هل یکون أکذب ممّن یروی- یعنی العلّامة الحلّی- عن الصحابة و العلماء أنَّهم رووا حدیثاً، و الحدیث لا یُعرف عن أحد منهم أصلًا؟ بل هذا من أظهر الکذب، و لو قیل: رواه بعضهم و کان یمکن صحّته لکان ممکناً، و هو کذبٌ قطعاً علی النبیِّ صلی الله علیه و سلم فإنَّه کلامٌ ینزَّه عنه رسول اللَّه (ص 167 و 168).

الجواب: أمّا الحدیث فأخرجه جمعٌ من الحفّاظ و الأعلام منهم:

الخطیب فی التاریخ (14/321) من طریق یوسف بن محمد المؤدّب، قال: حدّثنا الحسن بن أحمد بن سلیمان السرّاج، حدّثنا عبد السلام بن صالح، حدّثنا علیّ بن هاشم بن البرید، عن أبیه، عن أبی سعید التمیمی، عن أبی ثابت مولی أبی ذرّ، قال: دخلت علی أمِّ سلمة فرأیتها تبکی و تذکر علیّا، و قالت: سمعت رسول اللَّه صلی الله علیه و سلم یقول: «علیٌّ مع الحقِّ و الحقُّ مع علیٍّ، و لن یفترقا حتی یردا علیَّ الحوض یوم القیامة».

هذه أمّ المؤمنین أمّ سلمة سیِّدة صحابیّة، و قد نفی الرجل أن یکون أحد الصحابة قد رواه، کما نفی أن یکون أحدٌ من العلماء یرویه، إلّا أن یقول: إنّ الخطیب- و هو هو- لیس من العلماء، أو لم یعتبر أمّ المؤمنین صحابیّة، و هذا أقرب إلی مبدأ ابن تیمیّة لأنَّها علویّة النزعة، علویّة الروح، علویّة المذهب.

و حدیث أمّ سلمة سمعه سعد بن أبی وقّاص فی دارها، قال: سمعت

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 252

رسول اللَّه صلی الله علیه و سلم یقول: «علیٌّ مع الحقِّ- أو الحقُّ مع علیٍّ- حیث کان». قاله فی بیت أمّ سلمة، فأرسل أحدٌ إلی أمِّ سلمة فسألها، فقالت: قد قاله رسول اللَّه فی بیتی.

فقال الرجل لسعد: ما کنتَ عندی قطُّ ألوم منک الآن. فقال: وَ لِمَ؟ قال: لو سمعتُ من النبیِّ صلی الله علیه و سلم لم أزل خادماً لعلیٍّ حتی أموت.

أخرجه الحافظ الهیثمی فی مجمع الزوائد (7/236) و قال: رواه البزّار، و فیه سعد بن شعیب و لم أعرفه، و بقیّة رجاله رجال الصحیح.

قال الأمینی: الرجل الذی لم یعرفه الهیثمی هو سعید بن شعیب الحضرمی، قد خفی علیه لمکان التصحیف، ترجمه غیر واحد بما قال شمس الدین إبراهیم الجوزجانی: إنّه کان شیخاً صالحاً صدوقاً. کما فی خلاصة الکمال «1» (ص 118)، و تهذیب التهذیب «2» (4/48).

و کیف یحکم الرجل بأنّ الحدیث لم یروه أحدٌ من الصحابة و العلماء أصلًا؟ و هذا

الحافظ ابن مردویه فی المناقب و السمعانی فی فضائل الصحابة أخرجا بالإسناد عن محمد بن أبی بکر عن عائشة أنَّها قالت: سمعت رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم یقول: «علی مع الحقِّ و الحقُّ مع علیٍّ، لن یفترقا حتی یردا علیَّ الحوض».

و أخرج ابن مردویه فی المناقب و الدیلمی فی الفردوس: أنَّه لما عقر جمل عائشة و دخلت داراً بالبصرة، أتی إلیها محمد بن أبی بکر فسلّم علیها، فلم تکلّمه، فقال لها: أَنشُدُکِ اللَّه أ تذکرین یوم حدّثتنِی عن النبیِّ صلی الله علیه و سلم أنَّه قال: «الحقُّ لن یزال مع علیٍّ و علیٌّ مع الحقِّ، لن یختلفا و لن یفترقا»؟ فقالت: نعم.

و روی ابن قتیبة فی الإمامة و السیاسة «3» (1/68) عن محمد بن أبی بکر: أنَّه

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 253

دخل علی أخته عائشة قال لها: أما سمعت رسول اللَّه صلی الله علیه و سلم یقول: «علیٌّ مع الحقِّ، و الحقُّ مع علیّ» ثمّ خرجتِ تُقاتلینه؟

و روی الزمخشری فی ربیع الأبرار «1»، قال: استأذن أبو ثابت مولی علیّ علی أمّ سلمة فقالت: مرحباً بک یا أبا ثابت، أین طار قلبک حین طارت القلوب مطائرها؟ قال: تبع علیَّ بن أبی طالب. قالت: وُفّقت، و الذی نفسی بیده لقد سمعت رسول اللَّه صلی الله علیه و سلم یقول: «علیٌّ مع الحقِّ و القرآن، و الحقُّ و القرآن مع علیٍّ، و لن یفترقا حتی یردا علیَّ الحوض».

و بهذا اللفظ أخرجه أخطب الخطباء الخوارزمی فی المناقب «2»، من طریق الحافظ ابن مردویه. و کذا شیخ الإسلام الحمّوئی فی فرائد السمطین «3» فی الباب (37) من طریق الحافظین أبی بکر البیهقی و الحاکم أبی عبد اللَّه النیسابوری.

 

و أخرج ابن مردویه فی المناقب عن أبی ذرّ أنَّه سُئل عن اختلاف الناس فقال: علیک بکتاب اللَّه و الشیخ علیِّ بن أبی طالب علیه السلام فإنّی سمعت النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم یقول: «علیٌّ مع الحقِّ و الحقُّ معه و علی لسانه، و الحقُّ یدور حیثما دار علیٌّ».

و یوقف القارئ علی شهرة الحدیث عند الصحابة

احتجاج أمیر المؤمنین به یوم الشوری بقوله: «أنشُدُکم باللَّه أ تعلمون أنّ رسول اللَّه صلی الله علیه و سلم قال: الحقُّ مع علیٍّ و علیٌّ مع الحقِّ یزول الحقُّ مع علیٍّ کیفما زال؟» قالوا: اللهمَّ نعم «4».

و هنا نسائل الرجل عن أنّ هذا الکلام لما ذا لا یمکن صحّته؟ أ فیه شی ء من المستحیلات العقلیّة کاجتماع النقیضین أو ارتفاعهما؟ أو اجتماع الضدّین أو المثلین؟

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 254

و کأنَّ الرجل یزعم أنّ الحقیقة العلویّة غیر قابلة لأن تدور مع الحقِّ، و أن یدور الحقُّ معها! (کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ

) «1».

و قد مرَّ (1/305، 308)

من طریق الطبرانی و غیره بإسناد صحیح قول رسول اللَّه صلی الله علیه و سلم یوم غدیر خمّ: «اللهمَّ والِ من والاه، و عادِ من عاداه- إلی قوله-: و أدرِ الحقَّ معه حیث دار» «2».

و صحَّ عنه صلی الله علیه و آله و سلم قوله: «رحم اللَّه علیّا، اللهمَّ أدر الحقَّ معه حیث دار» «3».

و قال الرازی فی تفسیره «4» (1/111): و أمّا أنّ علیَّ بن أبی طالب رضی الله عنه کان یجهر بالتسمیة فقد ثبت بالتواتر. و من اقتدی فی دینه بعلیِّ بن أبی طالب فقد اهتدی، و الدلیل علیه

قوله علیه السلام: «اللهمَّ أدر الحقَّ مع علیٍّ حیث دار».

و حکی الحافظ الکنجی فی الکفایة «5» (ص 135) و أخطب خوارزم فی المناقب «6» (ص 77) عن مسند زید قوله صلی الله علیه و آله و سلم لعلیٍّ: «إنَّ الحقَّ معک، و الحقُّ علی لسانک و فی قلبک و بین عینیک، و الإیمان مخالطٌ لحمک و دمک کما خالط لحمی و دمی».

و أخرج غیر واحد، عن أبی سعید الخدری، عنه صلی الله علیه و آله و سلم أنَّه قال مشیراً إلی علیٍّ: «الحقُّ مع ذا، الحقُّ مع ذا» «7».

و فی لفظ ابن مردویه عن عائشة عنه صلی الله علیه و آله و سلم:

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 255

 «الحقُّ مع ذا یزول معه حیثما زال».

و أخرج ابن مردویه، و الحافظ الهیثمی فی مجمع الزوائد (9/134) عن أمِّ سلمة أنَّها کانت تقول: کان علیٌّ علی الحقِّ، من اتّبعه اتّبع الحقَّ، و من ترکه ترک الحقَّ، عهداً معهوداً قبل یومه هذا «1».

و مرَّ فی (1/166) من طریق شیخ الإسلام الحمّوئی قوله صلی الله علیه و آله و سلم فی أوصیائه: «فإنَّهم مع الحقِّ، و الحقُّ معهم لا یزایلونه و لا یزایلهم».

و لیت شعری هذا الکلام لما ذا یُنزَّه عنه رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم؟! لاشتماله علی کلمة إلحادیّة؟ أو إشراک باللَّه العظیم؟ أو أمر خارج عن نوامیس الدین المبین؟

أنا أقول عنه لما ذا: لأنَّه فی فضل مولانا أمیر المؤمنین، و الرجل لا یروقه شی ء من ذلک. و نعم الحَکَم اللَّه، و الخصیم محمد.

و لا یذهب علی القارئ أنَّ هذا الحدیث عبارة أخری لما ثبتت صحّته عن أمّ سلمة، من

قوله صلی الله علیه و آله و سلم: «علیٌّ مع القرآن و القرآن معه، لا یفترقان حتی یردا علیَّ الحوض» «2».

و کلا الحدیثین یرمیان إلی مغزی الصحیح المتواتر الثابت عنه صلی الله علیه و آله و سلم من

قوله: «إنّی تارکٌ- أو مخلّفٌ- فیکم الثقلین- أو الخلیفتین-: کتاب اللَّه و عترتی أهل بیتی، لن یفترقا حتی یردا علیَّ الحوض».

فإذا کان ما یراه ابن تیمیّة غیر ممکن الصدور عن مبدأ الرسالة، فهذه

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 256

الأحادیث کلّها ممّا یغزو مغزاه یجب أن ینزَّه صلی الله علیه و آله و سلم عنها، و لا أحسب أنَّ أحداً یقتحم ذلک الثغر المخوف إلّا من هو کمثل ابن تیمیّة لا یبالی بما یتهوّر فیه، فدعه و ترکاضه. (وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ ) «1».