اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

دروغ های ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه – آتش بر فاطمه(س) و ذریه اش حرام شده است

متن فارسی

[انکار این حدیث که آتش بر فاطمه علیها السلام و ذریه اش حرام شده است ]
18- گوید حدیثی را که او (علامه حلی) از پیغمبر (ص) نقل کرده:
«انّ فاطمة احصنت فرجها فحرّمها اللّه و ذرّیّتها علی النّار»
. (همانا فاطمه، دامن عصمت خود را حفظ کرد، خدای هم او و فرزندانش را بر آتش حرام ساخت).
به اتفاق حدیث شناسان دروغ است و دروغش برای غیر حدیث شناسان نیز آشکار می گردد؛ زیرا اینکه فاطمه دامن خود را حفظ کرد- .. قطعا باطل است؛ زیرا ساره هم دامن خود را حفظ کرد و خداوند تمام ذریه اش را بر آتش حرام نکرد.
و نیز صفیه عمّه پیغمبر خدا (ص) جزو آنهاست که دامن خود را حفظ کرد و در ذریه او نیکوکار و ستمگر هر دو با هم وجود دارند و خلاصه آنها که دامن خود را حفظ کرده اند، کسی جز خداوند آمارشان را نمی داند. فرزندانشان برخی نیکوکار و برخی فاجرند پاره ای مؤمن و پاره ای کافر، و نیز تنها فضیلت و امتیاز فاطمه به حفظ دامن نیست فاطمه در این امر با اکثر زنان مؤمن شریک است. 2/126
پاسخ- شگفتی از این مرد است که پندارد اجماع و اتفاق هر کس، بدست او بسته است هرگاه تأویل آیه، حدیث، مسئله، یا عقیده ای را نپسندید در هر کدام از اینها، به گروه دانشمندان بگوید: اتفاق کنید آنگاه زنده و مرده او را اجابت کنند و او استدلال به اتفاق علماء کند. سوگند بجان حقیقت که هرگاه انسان از
دروغ و گفتار بیهوده ممنوع نبود، بیش از آنچه این مرد دروغ و یاوه می گوید مقدورش نمی بود.
من نمی دانم چگونه ممکن است این حدیث، بطلان و دروغش اتفاقی باشد با وجود اینکه گروهی از حفّاظ آن را نقل کرده و بسیاری از آنها که حدیث شناسند اعتراف به صحتش کرده اند، کاش او اشاره می کرد چه کسی از حدیث شناسان هر چند گمنام باشد حکم به کذب حدیث کرده است، کاش ما را به تألیفاتشان، و کلماتشان رهبری می کرد. ولی او احدی را برای این منظور پیدا نکرده لذا اتفاق علما را در خیالش ترتیب داده است.
[راویان این حدیث از دانشمندان و حفاظ]
حدیث را اینان نقل کرده اند:
حاکم خطیب بغدادی بزّار
ابو یعلی عقیلی طبرانی
ابن شاهین ابو نعیم محبّ طبری
ابن حجر سیوطی متّقی هندی
هیثمی زرقانی صبّان
بدخشی.
وقتی صحت حدیث قطعی شد، دیگر چه ارزشی برای ایراد تراشی با اوهام و تشکیکات بی اساس، و استحسانات واهی، و استبعادهای خیالی وجود دارد. چنانکه عادت این مرد نسبت به آن عده از فضائل اهل البیت (ع) که طبعش نمی پذیرد همین است آیا چه ملازمه ای باید بین حفظ دامن عصمت و حرام شدن آتش بر ذریه، وجود داشته باشد تا ملازمه را، بر اثر نقض به ساره و صفیه و زنان مؤمنه، مردود بدانیم.
این خود فضیلتی است مخصوص سیده نساء فاطمه، مانند فضائل مخصوصه دیگرش، که زنان با فضیلت از امثال ساره تا مریم و حواء و دیگران از آن محرومند. این عیب نیست اگر ذریه فاطمه را فضیلتی باشد که دیگران نداشته باشند و چه بسیار
نظائری برای آن می توان پیدا کرد.
علامه زرقانی مالکی در شرح المواهب 3/203 در نفی این ملازمه گوید:
حدیث را ابو یعلی و طبرانی و حاکم نقل کرده و صحتش را بروایت ابن مسعود پذیرفته و شواهدی بر صدق آن دارد و اینکه تحریم آتش مترتب بر حفظ فرج شده است، از باب اظهار امتیاز مقام اوست در این وصف و در ضمن اشاره ای به مریم بنت عمران شده و از حفظ عصمت دامن هم ستایش بعمل آمده است و گرنه ذریه فاطمه بنصّ روایات دیگر نیز بر آتش حرام اند «1».
و مؤید این حدیث، احادیث دیگری است، مانند حدیث ابن مسعود: به این دلیل او را فاطمه نامیدند که خداوند، او و ذریه اش را روز قیامت از آتش بریده است «2».
و سخن پیامبر (ص) که به فاطمه فرمود: خداوند نه تو را، و نه احدی از فرزندانت را عذاب نخواهد کرد «3».
و سخن او (ص) به علی: همانا خداوند، تو را و فرزندانت را آمرزید «4».
و گفتار دیگر او (ص) که فرمود: پروردگارم مرا در امر اهل بیتم وعده داده است که هر کدام بتوحید ایمان داشته و رسالتم را بپذیرند، عذابش نخواهد کرد «5».
الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 249

متن عربی

18- قال:

الحدیث الذی ذکر- العلّامة- عن النبیّ صلی الله علیه و سلم «إنَّ فاطمة أحصنت فرجها فحرَّمها اللَّه و ذرّیتها علی النار»

کذبٌ باتِّفاق أهل المعرفة بالحدیث. و یظهر کذبه لغیر أهل الحدیث أیضاً، فإنَّ قوله: إن فاطمة أحصنت فرجها … باطل قطعاً، فإنَّ سارة أحصنت فرجها و لم یحرِّم اللَّه جمیع ذرِّیّتها علی النار، و أیضاً فصفیّة عمّة رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم أحصنت فرجها و من ذرِّیّتها محسنٌ و ظالمٌ، و فی الجملة: اللواتی أحصنَّ فروجهنّ لا یُحصی عددهنَّ إلّا اللَّه، و من ذرِّیتهن البرّ و الفاجر و المؤمن و الکافر. و أیضاً ففضیلة فاطمة و مزیّتها لیست بمجرّد إحصان الفرج، فإنَّ هذا تشارک فیه فاطمة و جمهور نساء المؤمنین (2/126).

الجواب: عجباً لهذا الرجل و هو یحسب أنَّ الإجماعات و الاتِّفاقات طوع إرادته، فإذا لم یرقه تأویل آیة أو حدیث أو مسألة أو اعتقاد یقول فی کلٍّ منها للملإ العلمی: اتَّفقوا! فتُلبِّیه الأحیاء و الأموات، ثمَّ یحتجُّ باتِّفاقهم. و لعمر الحقِّ لو لم یکن الإنسان منهیّا عن الکذب و لغو الحدیث لما یأتی منهما فوق ما أتی به الرجل.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 249

لیت شعری کیف یکون هذا الحدیث متَّفقاً علی بطلانه و کذبه و قد اخرجته جماعة من الحفّاظ و صحّحه غیر واحدٍ من أهل المعرفة بالحدیث؟ و لیته أوعز إلی من شذَّ منهم بالحکم بکذبه، و دلّنا علی تآلیفهم و کلماتهم، غیر أنَّه لم یجد أحداً منهم، فکوَّن الاتِّفاق بالإرادة کما قلناه. و قد خرّجه:

الحاکم، الخطیب البغدادی، البزّار، أبو یعلی، العقیلی، الطبرانی، ابن شاهین، أبو نعیم، المحبّ الطبری، ابن حجر، السیوطی، المتّقی الهندی، الهیثمی، الزرقانی، الصبّان، البَدَخشی. «1»

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 250

إذا ثبتت صحّة الحدیث، فأیُّ وزن یُقام للمناقشة فیه بأوهام و تشکیکات، و استحسانات واهیة، و استبعادات خیالیّة؟ کما هو دأب الرجل فی کلِّ ما لا یرتضیه من فضائل أهل البیت علیهم السلام، و أیّ ملازمة بین إحصان الفرج و تحریم الذرِّیة علی النار؟ حتی یُردّ بالنقض بمثل سارة و صفیّة و المؤمنات، غیر أنَّ هذه فضیلةٌ اختصّت بها سیِّدة النساء فاطمة، و کم لها من فضائل تخصّ بها و لم تحظَ بمثلها فُضلیات النساء من سارة إلی مریم إلی حواء و غیرهنَّ، فلا غضاضة إذا تفرّد ذرِّیتها بفضیلة لم یحوها غیرهم، و کم لهم من أمثالها.

و قال العلّامة الزرقانی المالکی فی شرح المواهب (3/203) فی نفی هذه الملازمة الموهومة: الحدیث أخرجه أبو یعلی، و الطبرانی، و الحاکم، و صحّحه عن ابن مسعود و له شواهد، و ترتیب التحریم علی الإحصان من باب إظهار مزیّة شأنها فی ذلک الوصف، مع الإلماح ببنت عمران و لمدح وصف الإحصان، و إلّا فهی محرّمة علی النار بنصّ روایات أُخر «1».

و یؤیَّد هذا الحدیث بأحادیث أخری، منها حدیث ابن مسعود: إنَّما سُمِّیت فاطمة لأنَّ اللَّه قد فطمها و ذرِّیتها من النار یوم القیامة «2».

و قوله صلی الله علیه و آله و سلم لفاطمة: «إنَّ اللَّه غیر معذِّبکِ و لا أحداً من ولدِک» «3».

و قوله صلی الله علیه و آله و سلم لعلیّ: «إنَّ اللَّه قد غفر لک و لذرِّیتک». راجع (ص 78).

و قوله صلی الله علیه و آله و سلم: «و عدنی ربّی فی أهل بیتی من أقرَّ منهم بالتوحید و لی بالبلاغ

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 251

أنَّه لا یعذِّبهم» «4».