اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۵ آذر ۱۴۰۱

دروغ های طبری

متن فارسی

سپس طبری داستان ابوذر را به گونه ای سراپا دروغ و ساختگی آورده که هیچ بخش آن درست نیست و همه ی فرازهایش را تاریخ صحیح و احادیثی که همگان درستی اش را پذیرفته اند تکذیب می کند و برای سستی آن نیز همین بس که سند آن بسی جای خدشه دارد و این هم از حلقه های سند روایت:
1- سری در ج ص از ترجمه فارسی غدیر گذشت که این نام مشترک است میان دو تن که هر دو به دروغگوئی و حدیثسازی معروف اند
2- شعیب بن ابراهیم اسیدی کوفی در ج ص از ترجمه فارسی غدیر قول دو تن از حافظان- ابن عدی و ذهبی- را درباره او آوردیم که به موجب آن این مرد، ناشناس و ناشناخته است.
3- سیف بن عمر تمیمی کوفی در ج ص از ترجمه فارسی غدیر آراء حافظان و پیشوایانی را که امین و خائن راویان را از هم جدا می کنند درباره این مرد آوردیم که به موجب آن، گزارش های وی سست است و از چشم محدثان افتاده و آن را رها کرده اند. و خود حدیث ساز و توده ی حدیث هایش ناستوده است و گزارش های ساختگی را از زبان میانجیان استوار گوی بازگو می کرد، حدیث می ساخت و از کسانی شمرده شده که به گناه بد کیشی و بیرون شدن از آئین آلوده بوده است
(به مآخذی که در آن جا یاد کردیم این ها را بفزائید: «استیعاب» 2/535 سرگذشت قعقاع، «الاصابه» 3/239، «مجمع الزوائد» از هیثمی 10/21)
4- عطیة بن سعد عوفی کوفی درباره این مرد نیز جماعت سنیان نظریات مختلفی دارند برخی او را شایسته ی اطمینان شمرده و برخی دیگر، گزارش هایش را سست می شمارند، ساجی گفته: سخن او را پشتوانه نشاید گرفت زیرا علی را از همه مقدم می دانسته و ابن سعد می نویسد: حجاج به محمد بن قاسم نوشت که به او پیشنهاد کند علی را دشنام بدهد و اگر نپذیرفت چهارصد تازیانه به او بزند و ریشش را بتراشد وی نیز او را بخواست و چون از دشنام دادن سرباز زد فرمان حجاج را درباره وی عملی نمود «1» و ابن کثیر در تفسیر خود 1/501 از صحیح ترمذی از طریق عطیه مرفوعا درباره علی نقل کرده است که پیامبر به او گفت: جز من و تو هیچ کس را نرسد در این مسجد جنب شود سپس می نویسد: «این حدیث ضعیف است و ثابت شدنی نیست زیرا یک حلقه سند آن سالم است که گزارش های او را رها کرده اند و دیگری نیز استاد وی عطیه است که گزارش های اوست شمرده شده» پایانو به هر حال بودن نام این مرد در سند روایت نشانه دروغ بودن آن است زیرا شیعه ای تردست همچون عوفی، داستان خرافی بازگو نمی کند.
5- یزید فقعسی. نمی شناسمش و یادی از او در سرگذشت نامه ها نیافتم
پس از اینها بنگر که طبری نسبت به امانت های تاریخ چقدر امین بوده که از آنهمه روایات ثابت و صحیح چشم پوشیده و اکتفا کرده است به نقل نامه ی سری که پر از گزارش های دروغ و ساختگی است. و راستی که زنده باد امانت!

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 459

متن عربی

ثمّ ذکر القصّة بصورة مکذوبة مختلقة لا یصحّ شی ء منها، و کلّ جملة منها یکذّبه التاریخ الصحیح أو الحدیث المتسالم علی صحّته، و کفاها وهناً ما فی سندها من الغمز و إلیک رجاله:

1- السریّ. مرّ الکلام فیه فی هذا الجزء (ص 140) و أنّه مشترک بین اثنین عُرفا بالکذب و الوضع.

2- شعیب بن إبراهیم الأُسیدی الکوفی. أسلفنا صفحة (140) من هذا الجزء قول الحافظین ابن عدیّ و الذهبی فیه و أنّه مجهول لا یُعرف.

3- سیف بن عمر التمیمی الکوفی. ذکرنا فی صفحة (84) من هذا الجزء أقوال الحفّاظ و أئمّة الجرح و التعدیل حول الرجل و أنّه ضعیف، متروک، ساقط، وضّاع، عامّة حدیثه منکر، یروی الموضوعات عن الأثبات، کان یضع الحدیث، و اتّهم بالزندقة.

أضف إلی المصادر السابقة: الاستیعاب»

– ترجمة القعقاع- (2/535)، الإصابة (3/239)، مجمع الزوائد للهیثمی (10/21).

4- عطیّة بن سعد العوفی الکوفی، للقوم فیه آراء متضاربة بین توثیق و تضعیف و قال الساجی: لیس بحجّة و کان یقدّم علیّا علی الکلّ. و قال ابن سعد «2»: کتب الحجّاج إلی محمد بن القاسم أن یعرضه علی سبّ علیّ فإن لم یفعل فاضربه أربعمائة سوط و احلق لحیته، فاستدعاه فأبی أن یسبّ فأمضی حکم الحجّاج فیه «3».

و ذکر

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 459

ابن کثیر فی تفسیره (1/501) عن صحیح الترمذی «1» من طریق عطیّة فی علیّ مرفوعاً: «لا یحلّ لأحد یجنب فی هذا المسجد غیری و غیرک».

فقال: ضعیف لا یثبت فإنّ سالماً متروک و شیخه عطیّة ضعیف. انتهی. و کون الرجل فی الإسناد آیة کذب الروایة؛ إذ الشیعیّ الجلد کالعوفی لا یروی حدیث الخرافة.

5- یزید الفقعسی: لا أعرفه و لا أجد له ذکراً فی کتب التراجم.

فانظر إلی أمانة الطبری علی ودائع التاریخ، فإنّه یصفح عن ذلک الکثیر الثابت الصحیح و یقتصر علی هذه المکاتبة المکذوبة المفتعلة، حیّا اللَّه الأمانة!