اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۱ خرداد ۱۴۰۲

دفاع ابن حجر از معاویه، باطل است

متن فارسی

بر روایات تاریخی‌ که ابن حجر بدان استناد کرده از چندین جهت اعتراض و ایراد وارد است بدین قرار:

1- از لحاظ ماهیت معاویه
سیاهه شرم آور اعمال او را از نظر می‌گذرانیم می‌بینیم محال است پیامبر (ص) نه تنها چنین تمجیدهائى، بلکه بسیار کمتر از آنها را از او به عمل آورد. ما زندگى تباه و پرگناه او را از نظر گذراندیم و می‌دانیم که چنان حیات آلوده‌اى هرگز در خور تحسین و ستایش نیست و با آن جور در نمی‌آید، زندگانی‌ که یک روزش هم خالى از جنایت و کثافتکارى نیست و بى آنکه خون پاک بیگناهى ریخته باشد یا تهدیدى نسبت به مؤمنان پاکدامن شده باشد یا رجال عالی مقام خدا پرست تبعید شده و تنى چند مهاجران و انصار به قتل رسیده باشند نگذشته است، زندگانی‌ که با مخالفت با امام وقت و تجاوز مسلحانه علیه وى و نقض احکام الهى و تغییر سنت پیامبر (ص) و جنگ‏هاى ضد انسانى و لشکرکشی‌هاى ضد مسلمانى همراه و آمیخته بوده است.

2- دیگر از این جهت که این فضائل تعبیه شده با احادیث صحیحى که درباره معاویه از رسول خدا (ص) و امیر المؤمنین على (ع) و جمعى از اصحاب عادل و نیکرو رسیده ناسازگار است و به هیچ وجه جور نمی‌آید. در همین جلد بخشى از آن احادیث را که بر هشتاد بالغ می‌گشت آوردیم. از روى آن مسلم است که معاویه معجونى از گناهکارى و جنایت و تباهى بوده و بنیانگزار رسالت (ص) و پیروانش چون خلفاى راشدین و اصحاب پیشاهنگ و مجتهدان راستینى که در استنباط خویش خطا هم نکرده‌اند او را به شدت نکوهش نموده و دشمن داشته‌اند.

3- دیدیم پیامبر گرامى چنانکه در حدیث صحیح و ثابتى آمده ماسک از قیافه دیکتاتور شام بردریده و فرمان داده که با او بجنگند و دشمنش باشند و همدستان و سپاهیانش را دار و دسته تجاوزکاران مسلح داخلى و منحرفان از اسلام خوانده است و به جانشینش امیر المؤمنین على (ع) وصیت کرده که با او بجنگد و بساطش را بروبد و بر او بند نهد. همچنین پیشگوئى فرموده که در آینده با او بیعت خواهد شد، لکن چون پس از خلیفه نخستین و مستقر با او بیعت میشود واجب القتل خواهد بود و خون مردان عالیقدر و پاکدامنى چون حجر بن عدى و عمرو بن حمق و یارانشان و جمع کثیرى از مجاهدان بدر و بیعت کنندگان رضوان – رضوان اللّه علیهم- را خواهد ریخت و مسؤول قتلشان خواهد بود. با این حال مگر معقول است که حضرتش معاویه را داراى فضیلت و قابل تمجید بداند یا موجودى نیکوکار و نیکرفتار؟! یا از او تعریف و تمجید نماید و با این تناقضگوئى مسلمانان را درباره معاویه به گمراهى دچار سازد؟! حقیقت این است که پیامبر گرامى (ص) لب به چنین سخنانى که به حضرتش بسته و نسبت داده‌اند نگشوده است و آن جماعت این حرف‏ها را جعل کرده و بسان بهتانى به ساحت مقدس رسول خدا (ص) چسبانده‌اند.

4- حافظان حدیث و علماى بزرگ سنت دان گفته‌اند که هیچ روایت صحیحى در تمجید معاویه وجود ندارد. اندکى بعد، متن گفته‌هاشان را خواهید دید.

5- بررسى سند و متن روایاتى که ابن حجر آورده و مورد استناد قرار داده و نتیجه گرفته است که معاویه خلیفه‌اى بر حق و امام راستین بوده است!

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏10، ص: 511

متن عربی

هذا نهایة جهد ابن حجر فی الدفاع عن معاویة!!

قال الأمینی: إنّ الکلام یقع على هذه الروایات من شتّى النواحی ألا و هی:

1- النظر إلى شخصیّة معاویة، و تصفّح کتاب نفسه المشحون بالمخازی، ثم

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏10، ص: 512

نعطف النظر فی أنّه هل تلکم الصحائف السوداء تلائم أن یکون صاحبها مصبّا لأقلّ منقبة له تُعزى إلى رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم فضلًا عن هذه النسب المزعومة أو لا؟ و لقد أوقفناک على حیاته المشفوعة بالمخاریق، ممّا لا یکاد أن یجامع شیئاً من المدیح و الإطراء، أو أن تُعزى إلیه حسنة، و لا أحسب أنّک تجد من أیّام حیاته یوماً خالیاً عن الموبقات، من سفک دماء زاکیة، و إخافة مؤمنین أبریاء، و تشرید صلحاء لم یدنّسهم إثم، و لا ألمّت بساحتهم جریرة، و معاداة للحقّ الواضح، و رفض لطاعة إمام الوقت، و البغی علیه، و قتاله، إلى جرائم جمّة یستکبرها الدین و الشریعة، و یستنکرها الکتاب و السنّة، و لا یتسرّب إلى شی‏ء منها الاجتهاد کما مرّ بیانه.

2- من ناحیة عدم ملائمة هذه الفضائل المنحوتة لما روی و صحّ عن رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم و ما یُؤثر عن مولانا أمیر المؤمنین علیه السلام، و عن جمع من الصحابة العدول، فإنّه ممّا لا یتّفق معها فی شی‏ء و قد أسلفنا من ذلک ما یناهز الثمانین حدیثاً فی هذا الجزء (ص 138- 177).

فإنّک متى نظرت إلیها، و استشففت حقائقها دلّتک على أنّ رجل السوء- معاویة- جماع المآثم و الجرائم، و أنّه هو ذلک الممقوت عند صاحب الشریعة صلى الله علیه و آله و سلم و من احتذى مثاله من خلفائه الراشدین، و أصحابه السابقین الأوّلین المجتهدین حقّا، المصیبین فی اجتهادهم.

3- إنّا وجدنا نبیّ الرحمة صلى الله علیه و آله و سلم، و نظرنا فی المأثور الثابت الصحیح عنه فی طاغیة الشام و الأمر بقتاله، و الحثّ على مناوأته، و تعریف من لاث به بأنّهم الفئة الباغیة، و أنّهم هم القاسطون، و عهده إلى خلیفته أمیر المؤمنین علیه السلام على أن یناضله، و یکتسح معرّته، و یکبح جماحه، و قد علم صلى الله علیه و آله و سلم أنّه سیکون الخلیفة المبایع له، الواجب قتله، و أنّه سیکون فی عنقه دماء الصلحاء الأبرار التی لا یبیحها أیّ اجتهاد، نظراء حجر بن عدی، و عمرو بن الحمق، و أصحابهما، و کثیر من البدریّین، و جمع

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏10، ص: 513

کثیر من أهل بیعة الرضوان، رضوان اللَّه علیهم.

فهل من المعقول أنّه صلى الله علیه و آله و سلم یرى لمعاویة و الحالة هذه قسطاً من الفضیلة؟ أو حسنة تضاهی حسنات المحسنین؟ و یوقع الأمّة فی التهافت بین کلماته المعزوّة إلیه هذه، و بین ما صرح به و صحّ عنه صلى الله علیه و آله و سلم مما أوعزنا إلیه. و زبدة المخض أنّه صلى الله علیه و آله و سلم لم ینبس عن هاتیک المفتعلات ببنت شفة، و لکنّ القوم نحتوها لیطلوا على الضعفاء ما عندهم من طلاء مبهرج.

4- ما قاله الحفّاظ من أئمّة الحدیث و حملة السنّة، من أنّه لم یصحّ لمعاویة منقبة، و سیوافیک بُعید هذا نصّ عباراتهم عند البحث عن فضائل معاویة المختلقة.

5- النظر فی إسناد و متن ما جاء به ابن حجر، و علّى علیه أُسس تمویهه على الحقائق، و به طفق یرتئی معاویة خلیفة حقّ، و إمام صدق.