اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۴ آذر ۱۴۰۴

دوست‌دار خلفا، حساب‌رسی در قیامت ندارد

متن فارسی

” سعید بن مسیب ” نقل کرده “: هر کس ابوبکر و عمر و عثمان و علی را دوست بدارد و گواهی دهد که اینان در بهشت معاشر یکدیگرند و بر معاویه رحم کند، به راستی که جای آن دارد که خدا از او در قیامت حساب نکشد (” تاریخ ابن کثیر 139:8)

“امینی ” گوید: اول کسی که خدا از او حساب خواهد کشید، همین ” معاویه ” خواهد بود که ” پیغمبر ” صلی الله علیه و اله و” علی ” علیه السلام هر دو او را لعنت کرده اند، چنانکه حدیثش گذشت و در این حساب کشی، همه بزرگان صحابه و عادلان مقرب درگاه خدا ناظر خواهند بود و به این شخص نفرین خواهند کرد. بلکه سزاوار است که خدا از هر مومن صالحی هم که در پیشگاهش مورد عنایت است، بمناسبت کارهایی که این ” پسر جگر خواره ” مرتکب شده یا وظایفی که ترک کرده، هر صبح و شام او را نفرین کرده اند، به دقت حساب کشد. با این حساب، آیا می توان تصور کرد که خدا از ” پسر ابو سفیان، ” که اینگونه احکام قاطع و بی ارزش صادر کرده است، حساب نخواهد کشید؟ و آیا ” معاویه ” با این همه نفرین و دشنامی که به ” علی ” علیه السلام داده، از پس آنکه او را خوار داشته، مردم را به دشمنی او وادار کرده، با شمشیر بر علیه او قیام و به جنگ با او اقدام نموده، و این همه فجایعی که در سینه تاریخ از این مرد سیه کار درباره شیعیان ” علی – ” صلوات الله علیه – بجای مانده – شیعیانی که بر جرم محبت او و در راه او شهید شده اند – باز هم شایسته ترحم است؟ آیا خودداری ” معاویه ” از یاری ” عثمان ” و دست کشیدن او از دفاع او و سفارشی که در این باره به سپاهیان خود داده بود، می تواند نشان محبت ” معاویه ” به ” عثمان ” تلقی شود، تا بتواند در بهشت با او محشور و مستوجب ترحم گردد؟ از گفتار بی اندیشه به خدا پناه می بریم.

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 11 ص 127)

متن عربی

35- قال سعید بن المسیِّب: من مات محبّا لأبی بکر و عمر و عثمان و علیّ، و شهد للعشرة بالجنّة، و ترحّم على معاویة، کان حقّا على اللَّه أن لا یناقشه الحساب.

تاریخ ابن کثیر «5» (8/139).

قال الأمینی: فأوّل من یناقشه اللَّه الحساب إن صدق هذا الحلم هو النبیّ

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 128

الأعظم صلى الله علیه و آله و سلم و وصیّه أمیر المؤمنین علیه السلام للعنهما معاویة کما عرفت حدیثه، و یلحقهما فی ذلک عیون الصحابة العدول المتقرِّبین إلى اللَّه بالوقیعة فی هذا الإنسان، بل یحقُّ على اللَّه أن یناقش الحساب کلّ مؤمن صالح مرضیّ عنده لنقمتهم على ابن آکلة الأکباد و أفعاله و تروکه، و ذکرهم إیّاه بکلِّ مخزاة و بائقة بکرةً و عشیّا.

و هل على اللَّه أن لا یناقش ابن أبی سفیان الحساب أخذاً بهذا الحکم الباتِّ التافه؟ و هل قنوت الرجل بلعن علیّ أمیر المؤمنین و سبِّه إیّاه و وقیعته فیه و تحامله علیه و دعوته الناس إلى مقته و عداه و خروجه علیه بالسیف و قتاله إیّاه، إلى تلکم الفواحش المبثوثة فی صحیفة تاریخ الرجل السوداء من بوائقه و موبقاته مع شیعة أمیر المؤمنین علیه السلام، کانت کلّها آیة حبّه إیّاه و رمز شهادته له بالجنّة، و بذلک استوجب الترحّم علیه؟

 و هل کان تقاعسه عن نصرة عثمان، و تثبّطه عن الدفاع عنه، و إیصائه بذلک قائد جیوشه عن آیات حبّه إیّاه، و شهادته له بالجنّة، و موجبات الترحّم علیه؟ نعوذ باللَّه من التقوّل بلا تدبّر.