logo-samandehi

دو داماد ناخلف اموی پیامبر(ص)

براى نشان دادن میزان سازگارى عثمان کریم النفس، حدیث انس از پیغمبر خدا (ص) هنگام دفن دختر عزیزش را کافى میدانم وى گوید:
هنگامی که پیغمبر بر سر قبر نشست و از چشمانش سرشک همى بارید فرمود:
کدامیک از شما دیشب با همسر خود در نیاویخته است؟
ابو طلحه گفت: من یا رسول اللّه، پیغمبر او را دستور فرمود تا در قبر داخل گردد.
ابن بطّال گوید: پیغمبر نمیخواست اجازه دهد عثمان داخل قبر شود با اینکه براى اینکار از هر فرد دیگر شایسته ‏تر به نظر می رسید به دلیل اینکه او شوهر بوده و همسرى را از دست داده بود که هیچ چیز با آن برابرى نمی کرد، از این رو وقتى پیغمبر فرمود: کدامیک از شما دیشب با همسر خود در نیاویخته است؟ عثمان ساکت ماند و پاسخ نداد: من. زیرا او در همان شبى که یکى از همسرانش در گذشته بود اندوه مصیبت وارده و گسیختگى پیوندش با پیغمبر، او را از سرگرمى‏ هاى جنسى‏ اش باز نداشته بود، در نتیجه از حق خود، که از ابو طلحه یا هر کس دیگر به اینکار شایسته‏ تر بود، محروم ماند. این مفهوم معنى آشکار حدیث است، و شاید پیغمبر این مطلب را به وسیله وحى آگاه شده بود، پیغمبر ایرادى به او نگرفت زیرا عملش شرعا مجاز بود ولى نشان می داد درجه مصیبت او به حدى نرسیده است که او را به خود سرگرم سازد و لذا عمل او را با تعریضى غیر مستقیم، ممنوع قلمداد فرمود «1».
اما درباره أبو العاص دیگر از من توقع نداشته باشید سخنى بگویم کسی که تا سال صلح حدیبیّة مشرک مانده بود و دوبار با مشرکان اسیر گردید و اسلام میان او و زنش زینب دختر پیغمبر براى مدت شش سال جدائى افکند، زینب به عنوان اسلام مهاجرت کرد و او را براى شرکش ترک گفت، بعد از اسلامش به هیچ وجه جمله ‏اى که رابطه او را با پیغمبر اکرم و حتى سازش با او را برساند، به زبان نیاورد

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 42

رفتن به بالا