اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۹ خرداد ۱۴۰۳

رأی عمر در مناسک

متن فارسی

مالک- امام مالکی ها، نقل کرده از عبد الله بن عمر، که عمر بن خطاب در عرفه برای مردم خطبه خواند و مناسک حج را به ایشان آموخت و از جمله مطالبی که گفت این بود: هر گاه شما منی آمدید، پس کسی که رمی جمره کرد (سنگ زد) پس بر او حلال شود انچه بر حاجی حرام بود مگر زن و عطر (بوی خوش) هیچکس تماس با زنها نگیرد و استعمال طیب (بوی خوش) نکند مگر آنکه طواف خانه نماید.

و در حدیث دیگر: اینکه عمر بن خطاب گفت: کسی که رمی جمره کند (سنگ بزند) سپس سر بتراشد یا تقصیر کند (کمی ازموی سبیل یا ریش گیرد) و قربانی کند شتری را اگر با او هست پس حلال است برای او آنچه حرام بوده مگر زن و بوی خوش تا آنکه طواف خانه نماید.

در لفظ ابی عمر:

از سالم بن عمر از پدرش که عمر گفت: هر گاه سنگ ریزه زدید (رمی جمره) و قربانی کردید و سر تراشیدید پس بر شما حلال شود هر چیزی مگر زن و بوی خوش سالم گفت: و عایشه گوید: من رسول خدا صلی الله علیه و آله را خوش بوی کردم برای محل شدن او پیش از اینکه طواف خانه کند، سالم گوید: پس سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله سزاوارتر است که پیروی شود.

صاحب(ازاله الخفاء)گوید: بعد ذکر دو حدیث اول گوید: گفتم فقهاء ترک کرده اند قول او (و طیب بوی خوش) را چون حدیث عایشه و غیر آن نزد ایشان صحیح بود که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله خود را خوش بوی می ساخت پیش از آنکه طواف افاضه نماید.

امینی(قدس الله سره)گوید: افسوس بر امتی که به ایشان مناسک حج بیاموزد کسی که نمیداند آنچه را که به سبب آن حلال میشود بر محرم آنچه بر او حرام شده بود.و آفرین بر خلیفه ای که فقهاء ترک کنند قول او را وقتی که آنرا مخالف سنت نبویه ببینند و آن ثابت شده بود به حدیث عایشه و غیر او، آنرا پیشوایان صحاح و مسانید مانند بخاری در صحیحش ج 4 ص 58 و مسلم در صحیحش ج 1 ص 330 و ترمذی در صحیحش ج 1 ص 173 و ابو داود در سننش ج 1 ص 275 ، و دارمی در سننش ج 2 ص 32 ، و ابن ماجه در سننش ج 2 ص 217 و نسائی در سننش ج 5 ص 137 و بیهقی در سننش ج 5 ص 205 نقل کرده اند و اضافه کن بر آن بیشترجوامع حدیث و کتب فقهیه را اگر تمامش نباشد.

م- و بیهقی نقل کرده مثل حدیث عایشه را از ابن عباس و زرکشی آنرا در (الاجابه) ص 89 یاد نموده.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 353

متن عربی

77- رأی الخلیفة فی المناسک

أخرج مالک- إمام المالکیة- عن عبد اللَّه بن عمر: أنّ عمر بن الخطّاب خطب الناس بعرفة و علّمهم أمر الحجّ و قال لهم فیما قال: إذا جئتم منی، فمن رمی الجمرة فقد حلّ له ما حرّم علی الحاجّ إلّا النساء و الطیب، لا یمسّ أحد نساءً و لا طیباً حتی یطوف فی البیت.

و فی حدیثه الآخر: أنّ عمر بن الخطّاب قال: من رمی الجمرة ثمّ حلق أو قصّر

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 353

و نحر هدیاً إن کان معه فقد حلّ له ما حرّم إلّا النساء و الطیب حتی یطوف بالبیت.

و فی لفظ أبی عمر:

عن سالم بن عبد اللَّه بن عمر، عن أبیه قال: قال عمر: إذا رمیتم الجمرة سبع حصیات و ذبحتم و حلقتم فقد حلّ لکم کلّ شی ء إلّا الطیب و النساء.

قال سالم: و قالت عائشة: أنا طیّبت رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم لحلّه قبل أن یطوف بالبیت.

قال سالم: فسنّة رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم أحقّ أن تتّبع «1».

قال صاحب إزالة الخفاء «2»- بعد ذکر الحدیثین الأوّلین-: قلت: ترک الفقهاء قوله: و الطیب، لما صحّ عندهم من حدیث عائشة و غیرها: أنّ النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم تطیّب قبل طواف الإفاضة.

قال الأمینی: واها لأُمّة یعلّمهم المناسک من لا یعلم ما به یحلّ للمحرم ما حرم علیه، و مرحباً بخلیفة ترک الفقهاء قوله مهما وجدوه خلاف السنّة النبویّة، و قد ثبتت بحدیث عائشة و غیرها، أخرجه أئمّة الصحاح و المسانید «3» کالبخاری فی صحیحه (4/58)، و مسلم فی صحیحه (1/330)، و الترمذی فی صحیحه (1/173)، و أبو داود فی سننه (1/275)، و الدارمی فی سننه (2/32)، و ابن ماجة فی سننه (2/217)، و النسائی فی سننه (5/137)، و البیهقی فی سننه (5/205) أضف إلیها جلّ جوامع الحدیث و الکتب الفقهیّة لو لا کلّها.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 354

و أخرج البیهقی «1» مثل حدیث عائشة عن ابن عبّاس، و ذکره الزرکشی فی الإجابة «2») (ص 89).