اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۳ اسفند ۱۴۰۲

رخت‌شویی و ذکاوت ابونجیب شاعر

متن فارسی

در کتاب معجم الادباء ج 3 ص 194  نقل شده:  ابو نجیب شاعر گفت:  من بیشتر اوقات، در ملازمت وزیر ابو محمد مهلبی (درگذشتهسال 352 ) بودم، روزی جامه های خود را شسته و بر روی بند نهاده بودم تا خشک شود، وزیر، چاکری در پی من فرستاد من عذر آوردم، عذر مرا نپذیرفت و با اصرار مرا به حضور خواند، بدو نوشتم :

– چاکرت در زیر بند عریان است، گویا – و خدا نکند – شیطان است.

– جامه میشوید که چرک و فرسودگی در آن شریک ملک است به هیچ وجهی جدا نمی شود، گویا وطن کرده است.

– جامه که از دین و آئینم فرسوده تر است، اگر مرا دینی باشد، آنچنان که مردم را چند دین است.

– این حال و روزگار من بود، قبل از اینکه احسانت دست مرا بگیرد.

– هر که مرا بیند، روی گرداند و گوید – البته هر سخنی را دلائلی در میان است:

– این مرد که تار و پودی از بافته عنکبوت بر تن دارد، آدمیزاد است؟

وزیر، برایم جبه فرستاد با یک عمامه و شلوار به اضافه 500 درهم سیم .

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 245

متن عربی

و قال فی (3/194): حدّث أبو النجیب، قال: کنت کثیر الملازمة للوزیر أبی محمد المهلّبی المتوفّى (352)، فاتّفق أن غسلت ثیابی و أنفذ إلیّ من یدعونی، فاعتذرت بعذر فلم یقبله و ألحّ فی استدعائه، فکتبت إلیه:

عبدُک تحت الحبلِ عریانُ             کأنّه لا کان شیطانُ‏

یغسل أثواباً کأنّ البلا             فیها خلیطٌ و هی أوطانُ‏

أرقَّ من دینیَ إن کان لی             دینٌ کما للناس أدیانُ‏

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 245

کأنّها حالیَ من قبل أن             یصبحَ عندی لکَ إحسانُ‏

یقولُ من یبصرُنی معرضاً             فیها و للأقوالِ برهانُ‏

هذا الذی قد نُسِجتْ فوقَهُ             عناکب الحیطان إنسانُ‏

 فأنفذ لی جبّة و عمامة و سراویل و کیساً فیه خمسمائة درهم ( «1»).