اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۸ خرداد ۱۴۰۳

روایتی در فضیلت عثمان که به ابوذر نسبت داده اند

متن فارسی

روایتی جعلی که به  ابوذر در فضیلت عثمان نسبت داده اند و..اکنون بیائید تا از ابوذر- که سلسله روایت به وی منتهی می شود- و ازعائشه- که مورد خطاب آن روایت است- بپرسیم که مطمئنا آن را از رسول خدا (ص) شنیده و باور داشته اید، و به راستی از مصدروحی الهی وآن که به هوای دل سخن نمی گوید و سخنش وحی و راست است شنیده اید؟ زیرا که ایشان آگاهند و ابوذر هماناست که ” نه آسمان نیلگون بر راستگو تری از وی سایه افکنده و نه زمین تیره چون او ببرگرفته است. ” هر گاه سخنانی را که میانعثمان و ابوذر رفته و مکالماتشان را به یاد آوریم،می فهمیم که آن ابرمرد، از چنین روایتی به دور وپاکدامن است، و هیچ خردیباور نمی دارد ابوذری که بانگ اعتراض هایش علیه رویه و سیاست عثمان، جهان را پر کرده و انتقادات تند و کوبنده اش عرصه رابر او تنگ آورده،و بنای دستگاهش را لرزانده و آن نطق های آتشین و سخنان جاویدان را ایراد کرد، چنین روایتی از پیامبر اکرمدرباره عثمان شنیده و نقل نموده باشد.ابوذری که گفتارش با عثمان همه نقدگزنده است و حمله آتشبار، و عکس العمل های عثمان را هیچ میشمارد و آزار و کیفرش رابر تن و جان هموار می سازد و فرمایش پیامبر گرامی را برصورتش می زند که ” چون بنی امیه به سی تن برسند، سر زمین خدا رادوست وچنگاورد خویش می سازند، و بندگان خدا را برده و ابزار، و دین خدا را غشدار (و مایه گمراهی، “) این حدیث را برصورت عثمان می زند و عثمان او را دروغگو می خواند، و هر که ابوذر را دروغگو سازد پیامبر خدا(ص) را دروغگو شمرده باشداین ابوذر تنها نیست که به عثمان بد بین استو به او پرخاش می کند و انتقاد و نکوهش، بلکه دیگر اصحاب با وی در این نظر وعمل همداستانند. و تاریخ چون از مهاجران و انصاری که رویه عثمان را محکوم می ساختند و بر او شوریدند و خلقی که از همهشهرهای بزرگ گرد آمدند برای رسیدگی به حساب عثمان و بر کناری و واداشتنش به تغییر رویه، گواهی می دهد که اصحاب وخلق مسلمان چنین روایتی را نشنیده و باور نداشته اند و هیچ کدم درستکارو راستگوئی آن را باور نداشته است.این روایت را مگر عائشه ام المومنین- که ادعا می شود خطاب به خوداو بوده است- فراموش کرده یا چشم از آن پوشیده که در برابر اجتماع اصحاب، بانگ برداشته که ” نعثل را بکشید خدا او را بکشد؟ “و دیگر روزبه مروان گفته “: بخدا دلم می خواهدتو و این رفیقت که خیلی به وضع و سر نوشتش علاقمندی به پای هر کدامتانسنگ آسیائی می بود و هر دو در دریای می بودید ” و گفته “: بخدا دلم می خواهد او (یعنی عثمان) در یکی از همین جوال هایممی بود و من می توانتسم برش دارم تا او را به دریا بیندازم؟ ” و به ابن عباس گفته “: خدا به تو عقل و فهم و قدرت بیان داده است،مبادا مردم (محاصره کننده) را از دور این دیکتاتور پراکنده سازی ” و روزی جامه پیامبر وص) را افراشته و گفته “: این جامه پیامبرخدا (ص) است که نفرسوده و عثمان سنتش را فرسوده و از بین برده است ” و چون خبر کشته شدن عثمان به او رسیده گفته”:خدا او را از بین ببرد، آن (کشته شدن) به خاطر کارهائی بود که کرد و خدا به بندگانشستم روا نمی دارد ” و گفته “: بمیردنعثل ونابود شود؟ “آیا آدم با وجدان و پاک ضمیر تصدیق می کند عائشه که نسبت به عثمان چنان مواضعی گرفته و آن رفتار سهمگین و تند وخشم الود را داشته آن سخن را از پیامبر اکرم (ص) شنیده و تصدیق نموده و روایت کرده باشد و در عین حال ” نعثل ” را همنشین پیامبر خدا (ص) در بهشت دانسته باشد “؟ بخدا پناه ببر از این که در زمره جاعلان در آئی
“الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 186

متن عربی

و هلمّ معی نسائل أبا ذر المنتهی إلیه إسناد الروایة و عائشة المخاطبة بها، هل کانا علی ثقة و تصدیق بها، و أنّها صدرت من مصدر الوحی الإلهی الذی لا ینطق عن الهوی أم لا؟ و لئن سألتهما فعلی الخبیرین سقطت، و أبو ذر هو الذی ما أظلّت الخضراء، و لا أقلّت الغبراء أصدق منه، و إذا أنت قرأت حدیث ما جری بین عثمان و أبی ذر لوجدت سیّد غفار فی جانب جُنب عن هذه الروایة، و لمّا یحکم عقلک بأن یکون هو راویها و نداء أبی ذرّ فی الملأ الدینی و قد تنغّر»

 علی عثمان بعدُ یرنّ فی أُذن الدنیا، و قوارص لمزه و همزه إیّاه بعد تلوکه الأشداق فی أندیة الرجال، و کلمه المأثورة الخالدة فی صفحات التاریخ تضادّ ما عزی إلیه من الروایة، و کلّ خطابه و عتابه إیّاه یُعرب عن أنّ أبا ذر قطّ لم یُؤمن بما اختلق علیه، و لم یک یسمعه من الصادع الکریم، و کان یحدّث الناس غیر مکترث لبوادر عثمان ما کان سمعه

من رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم من قوله: «إذا کملت بنو أُمیّة ثلاثین رجلًا اتّخذوا بلاد اللَّه دولا، و عباد اللَّه خولا، و دین اللَّه دغلا».

کان یحدّث عثمان بذلک و عثمان یکذّبه «2»، و من کذّبه فقد کذّب رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 187

و لم یکن أبو ذر شاذّا عن الصحابة فی رأیه السیّئ و نقمته علی عثمان، بل نبأ المتجمهرین علیه من المهاجرین و الأنصار، و الناقمین علیه من الحواضر الإسلامیة، و المجتمعین علی وأده، المحتجّین علیه بالکتاب العزیز، یعطینا خُبراً بأنّ الروایة لا تصحّ عندهم، و لا یصدّقها رجل صدق منهم.

و هل نسیتها أمّ المؤمنین المخاطَبة بها، أو تغاضت عنها یوم کانت تنادی فی ملأ من الصحابة: اقتلوا نعثلًا قتله اللَّه؟ و یوم قالت لمروان: وددت و اللَّه أنّک و صاحبک هذا الذی یعنیک أمره، فی رجل کلّ واحد منکما رحیً و أنّکما فی البحر. و یوم قالت: وددتُ و اللَّه أنّه فی غرارة من غرائری هذه و أنّی طوّقت حمله حتی ألقیه فی البحر، و یوم قالت لابن عباس: إنّ اللَّه قد آتاک عقلًا، و فهماً، و بیاناً، فإیّاک أن تردّ الناس عن هذه الطاغیة. و یوم أخرجت ثوب رسول اللَّه و هی تقول: هذا ثوب رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم لم یبلَ، و عثمان قد أبلی سنّته. و یوم قالت لمّا بلغها نعیه: أبعده اللَّه ذلک بما قدّمت یداه، و ما اللَّه بظلّام للعبید. و یوم قالت: بُعداً لنعثل و سحقاً «1».

أ یخبرک ضمیرک الحرّ بأنّ صاحبة تلکم المواقف الهائلة کانت تصدّق تلک الروایة، و تؤمن بها و تری نعثلًا رفیق رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم فی الجنّة؟ فاستعذ باللَّه من أن تکون من الجاهلین.