اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۳ اسفند ۱۴۰۲

سابقه اسلام آوردن ابوبکر

متن فارسی

اما سخن در اسلام ابو بکر ما را نمى رسد پیرامون این موضوع با وجود روایت زیر که در دسترس ما است اظهار نظرى کنیم. این روایت، صحیحه محمد بن سعد بن ابى وقاص است که طبرى در تاریخش 2/215 به اسنادى که رجالش همگان صحیح و موثق اند نقل کرده، ابن سعد گوید: به پدرم گفتم: آیا ابو بکر اولین مسلمان بود؟ پدرم گفت: نه، قبل از او بیش از پنجاه نفر اسلام آورده بودند، ولى اسلامش از ما بهتر بود.
من چگونه مى توانم اظهار نظر کنم در حالیکه ابو جعفر اسکافى معتزلى، با فاصله اى که از جهان تشیع دارد مى گوید: اما استدلالى که جاحظ بر امامت ابى بکر به اول بودن اسلامش کرده است، اگر استدلال صحیحى بود، او خود در روز سقیفه بدان دلیل مى آورد، ولى او این کار را نکرد تنها او دست عمر، و ابى عبیدة بن جراح را گرفته به مردم گفت: من یکى از این دو مرد را براى شما پسندیدم با هر کدامشان که مى خواهید بیعت کنید.
اگر استدلال به اول مسلمان بودن ابا بکر، ارزشى از صحت داشت، عمر نمى گفت: بیعت أبى بکر کار دفعى غیر عاقلانه اى بود که خداى اسلام را از شرش محفوظ داشت.
اگر این استدلال درستى بود، حتى یکنفر پیدا مى شد که امامت ابى بکر را، چه در زمان او و چه بعد از او به سبقت او در اسلام استدلال کند، و حال آنکه هیچکس به چنین ادعائى شناخته نشده است، گذشته از اینکه اکثریت محدثان اسلام، ابو بکر را بعد از عده اى از رجال از قبیل على بن ابیطالب (ع)، جعفر برادر على (ع)، زید بن حارثه، ابو ذر غفارى، عمرو بن عنبسه سلمى، خالد بن سعید بن العاص و خباب بن الارت نقل کرده اند، و ما هر گاه روایات صحیح و اسناد قوى و موثق را بررسى کنیم، خواهیم یافت همه این روایات گویاى این حقیقت اند که على (ع) اول مسلمان بوده است.
اما روایت ابن عباس، مبنى بر اینکه ابا بکر اول کسى بود که اسلام آورد، معارض است با روایات فراوان دیگرى که از ابن عباس نقل شده و آن روایات شهرتش بیشتر است. یکى از آنها روایت یحیى بن حماد است. (آنگاه روایات صحیحى از ابن عباس نقل کرده چنانکه ما به تفصیل اشاره کردیم) سپس گوید: پس اینست عقیده ابن عباس در سبقت اسلام على (ع) و این قول، از حدیث شعبى ثابت تر و مشهورتر است، با اینکه از شعبى در حدیث ابى بکر هذلى خلاف این قول هم رسیده است. آنگاه حدیث شعبى و احادیث دیگرى را که ما یاد کردیم از کتب صحاح و اسانید مورد وثوق «1» نقل کرده که باید اینها را از او فرا گرفت

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 341

متن عربی

و أمّا الکلام فی إسلام أبی بکر فلا یسعنی أن أحوم حول هذا الموضوع، و بین یدیَّ صحیحة محمد بن سعد بن أبی وقّاص التی أخرجها الطبری فی تاریخه «4» (2/215) بإسناد صحیح رجاله ثقات، قال ابن سعد: قلت لأبی: أ کان أبو بکر أوّلکم إسلاماً؟ فقال: لا. و لقد أسلم قبله أکثر من خمسین، و لکن کان أفضلنا إسلاماً.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 341

و ما عسانی أن أقول و أبو جعفر الإسکافی المعتزلی- البعید عن عالم التشیّع- یقول «1»: أمّا ما احتجَّ به الجاحظ لإمامة أبی بکر بکونه أوّل الناس إسلاماً، فلو کان هذا احتجاجاً صحیحاً لاحتجَّ به أبو بکر یوم السقیفة و ما رأیناه صنع ذلک، لأنّه أخذ بید عمر و ید أبی عبیدة بن الجرّاح، و قال للناس: قد رضیت لکم أحد هذین الرجلین فبایعوا منهما مَن شئتم. و لو کان هذا احتجاجاً صحیحاً لما قال عمر: کانت بیعة أبی بکر فلتةً وقى اللَّه شرّها. و لو کان احتجاجاً صحیحاً لادّعى واحدٌ من الناس لأبی بکر الإمامة فی عصره أو بعد عصره بکونه سبق إلى الإسلام، و ما عرفنا أحداً ادّعى له ذلک. على أنّ جمهور المحدِّثین لم یذکروا أنّ أبا بکر أسلم إلّا بعد عدّة من الرجال منهم: علیّ بن أبی طالب، و جعفر أخوه، و زید بن حارثة، و أبو ذرّ الغفاری، و عمرو بن عنبسة السلمی، و خالد بن سعید بن العاص، و خبّاب بن الأرتّ، و إذا تأمّلنا الروایات الصحیحة و الأسانید القویّة الوثیقة، وجدناها کلّها ناطقةً بأنَّ علیّا علیه السلام أوّل من أسلم.
فأمّا الروایة عن ابن عبّاس أنّ أبا بکر أوّلهم إسلاماً. فقد روی عن ابن عبّاس خلاف ذلک بأکثر ممّا رووا و أشهر، فمن ذلک ما رواه یحیى بن حمّاد- ثمَّ ذکر أحادیث صحیحة ممّا مرَّ عن ابن عبّاس، فقال: فهذا قول ابن عبّاس فی سبق علیّ علیه السلام إلى الإسلام، و هو أثبت من حدیث الشعبی و أشهر، على أنَّه قد روی عن الشعبی خلاف ذلک من حدیث أبی بکر الهذلی. ثمَّ ذکر حدیثه و أحادیث أخرى، ممّا ذکر نقلًا عن الکتب الصحاح و الأسانید الموثوق بها «2». هذا (وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُ‏) «3»