اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۹ خرداد ۱۴۰۳

سخن امام حسن(ع) به عمرو عاص درباره قتل عثمان

متن فارسی

5- در جلد دوم روایت مفصلی آوردیم حاکی از سخن امام حسن مجتبی (ع) به عمرو بن عاصی، که این قسمتی از آن است: «درباره قضیه عثمان، تو بودی که دنیا را علیه او به آتش کشیدی و بعد به فلسطین رفتیو وقتی خبر مرگش به تو رسید گفتی: مرا ابو عبد اللّه میگویند! اگر زخمی را بخارانم تا خونش نیندازم ولش نمیکنم! آنگاه خودت را وقف معاویه کردی و دینت را برای عشرت دنیوی او فروختی. ما نه تو را بخاطر کینه ات ملامت میکنیم و نه بخاطر دوستیت با این و آن مؤاخذه مینمائیم. بخدا قسم عثمان را وقتی زنده بود یاری نکردی و چون مرد از مرگش به خشم نیامدی!»
ابو عمر مینویسد: «عمرو بن عاصی از عثمان انتقاد میکرد و مردم را علیه او بر میانگیخت و در برهمزدن بساط حکومتش تلاش مینمود. وقتی خبر قتل عثمان به او- که گوشه گرفته و در فلسطین اقامت گزیده بود- رسید گفت:اگر زخمی را بخارانم تا خونش نیندازم ولش نمیکنم! یا چیزی شبیه این» «1».
و مینویسد: عمرو عاصی از وقتی عثمان او را از استانداری مصر بر کنار ساخت دائما نقشه میریخت برای برانگیختن مردم علیه عثمان و عیبجوئی او» «2».
ابن حجر همین مطالب را تأکید میکند: «چون عثمان، عمرو عاصی را از کارهای دولتی مصر بر کنار ساخت به مدینه آمده بنا کرد به عیبجوئی و انتقاد از عثمان. خبر به عثمان رسید، او را خواسته توبیخ کرد. پس به مزرعه ای که در فلسطین داشت رفته اقامت گزید» «3».
امینی گوید:
عمرو بن عاصی چنین نظری درباره عثمان داشته است. مردم را علیه او می شورانده، و در سقوطش میکوشیده و از قتلش خوشحال گشته و فریاد کشیده که مرا ابو عبد اللّه میگویند! با این که در دره «سباع» بودم او را کشتم. و اگر زخمی را بخارانم تا خونش نیندازم ولش نمیکنم! حالا آیا بر اثر این که عثمان او را از استانداری مصر و کارهای دولتی بر کنار کرده عصبانی شده و در اجتهاد علمی خویش درباره عثمان به خطا رفته یا نه، بدون این که تحت تأثیر برکناری و محرومیت از مقامات دولتی قرار بگیرد با تفکر منصفانه و بیغرضانه به چنین نظریه ای درباره عثمان رسیده است؟ در هر دو صورت یک چیز مسلم است و آن این که آن جماعت، وی را از اصحاب عادل و راسترو و بزرگ میشمارند، و ما باستناد همین نظرشان میگوئیم وی چنین نظری درباره عثمان داشته است!

متن عربی

5- أسلفنا فی حدیث طویل فی الجزء الثانی (ص 133- 136) من

قول الإمام الحسن السبط الزکی لعمرو بن العاصی «و أمّا ما ذکرت من أمر عثمان فأنت سعّرت علیه الدنیا ناراً ثم لحقت بفلسطین، فلمّا أتاک قتله قلت: أنا أبو عبد اللَّه إذا نکأت- أی قشرت- قرحة أدمیتها، ثمّ حبست نفسک إلی معاویة، و بعت دینک بدنیاه، فلسنا نلومک علی بغض، و لا نعاتبک علی ودّ، و باللَّه ما نصرت عثمان حیّا، و لا غضبت له مقتولًا».

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 200

قال أبو عمر فی الاستیعاب «1» فی ترجمة عبد اللَّه بن سعد بن أبی سرح: کان عمرو بن العاصی یطعن علی عثمان و یؤلّب علیه و یسعی فی إفساد أمره، فلمّا بلغه قتل عثمان و کان معتزلًا بفلسطین قال: إنّی إذا نکأت قرحة أدمیتها، أو نحو هذا.

و قال «2» فی ترجمة محمد بن أبی حذیفة: کان عمرو بن العاص مذ عزله عثمان عن مصر یعمل حیلة فی التألیب و الطعن علی عثمان.

و فی الإصابة (3/381): إنّ عثمان لمّا عزل عمرو بن العاص عن مصر قدم المدینة فجعل یطعن علی عثمان، فبلغ عثمان فزجره، فخرج إلی أرض له بفلسطین فأقام بها.

قال الأمینی: لعلّ ممّا یستغنی عن الإفاضة فیه مناوأة ابن العاصی لعثمان و رأیه فی سقوطه، و تبجّحه بالتألیب علیه، و مسرّته علی قتله، و قوله بمل ء فمه: أنا أبو عبد اللَّه قتلته و أنا بوادی السباع. و قوله: إنّی إذا نکأت قرحة أدمیتها. و هل الإحن بینهما استفحلت فتأثّرت بها نفسیّة ابن العاصی حتی أنّه اجتهد فأخطأ أو أنّه أصاب الحقّ، فکان اجتهاده عن مقدّمات صحیحة مقطوعة عن الضغائن الثائرة، معتضدة بآراء الصحابة، و أیّا ما کان فهو عند القوم من أعاظم الصحابة العدول یری فی الخلیفة هذا الرأی!