اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۳۰ تیر ۱۴۰۳

سر بریده «احمد بن نصر» قرآن می خواند

متن فارسی

 ” خطیب ” و ” ابن جوزی ” به اسنادشان از ” ابراهیم بن اسماعیل بن خلف روایت کرده اند که وی گفته است: ” احمد بن نصرخلی، هنگامی که به قتل رسید، و بدارش آویختند، به من گفتند که سرش قرآن می خواند. من رفتم و نزدیک شدم. مامورین و سواران در اطراف وی از او پاسداری می کردند. وقتی که کاملا خیره شدم، دیدم سر احمد این آیه را می خواند: الم احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون: الم آیا مردم گمان دارند که همینکه بگویند ما ایمان آوردیم رها میشوند و آزموده نمی شوند؟ آنگاه موی بر اندامم راست شد “. از ” احمد بن کامل قاصی و او از پدرش روایت شده: ” پس از آنکه احمد را بر دار زدند و سر او را بر پل آویختند، کسانی مامور نگهبانی آن بودند. نگهبان او روایت کرده که شبها او را دیده است، کسانی مامور نگهبانی آن بودند. و نگهبان او روایت کرده که شبها او را دیده است که سرش به سوی قبله متوجه می شود و با زبان روانی سوره یاسین را می خواند. نگهبانی که این اظهار را کرده بود، باز خواست گردید و او از ترس فرار کرد “. ” خلف بن سالم ” روایت می کند ” احمد بن نصر که کشته شد، و به او گفته شد: آیا شنیده ای که مردم در باره او چه می گویند؟ پرسیدم: چه می گویند؟ گفت: می گویند که سر احمد بن نصر قرآن میخواند. او گفت: سر یحیی بن زکریا قرآن می خواند “.

 “نویسنده گوید:” خطیب ” و ” ابن جوزی ” را نباید در نقل این روایت خنده آورملامت کرد، چرا که گمان ندارم آنها این را بپذیرند. اما باید دانست این راویان. وقتی در برابر واقعه قرآن خواندن سر مولانا ” ابو عبد الله ” فرزند گرامی و شهید پیامبر صلی الله علیه و اله قرار گرفته اند و دیده اند که این کرامت قرنها است که از هر سو نقل شده، این روایات را ساخته اند، تا مقام آن بزرگوار را کوچک بشمارند و این منزلت را در خصوص ” فرزند پیغمبر ” صلی الله علیه و آله نادیده بگیرند.

 (الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 11 ص 164)

متن عربی

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 11، ص: 164

32- رأس أحمد الخزاعی یتکلّم

ذکر الخطیب و ابن الجوزی بالإسناد عن إبراهیم بن إسماعیل بن خلف، قال: کان أحمد بن نصر خِلّی، فلمّا قتل فی المحنة و صُلب رأسه أُخبرت أنَّ الرأس یقرأ القرآن، فمضیت فبتُّ بقرب من الرأس مشرفاً علیه، و کان عنده رجّالة و فرسان یحفظونه، فلمّا هدأت العیون سمعت الرأس تقرأ: (الم* أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ

) «1»، فاقشعرَّ جلدی.

و عن أحمد بن کامل القاضی عن أبیه؛ أنَّه قال: وُکّل برأس أحمد من یحفظه بعد أن نصب برأس الجسر، و أنَّ الموکّل به ذکر أنَّه یراه باللیل یستدیر إلی القبلة بوجهه فیقرأ سورة یس بلسان طَلِق، و أنّه لمّا أخبر بذلک طُلب، فخاف علی نفسه فهرب.

و عن خلف بن سالم؛ أنَّه قال: عندما قُتل أحمد بن نصر و قیل له: ألا تسمع ما الناس فیه یا أبا محمد؟ قال: و ما ذلک؟ قال: یقولون إنَّ رأس أحمد بن نصر یقرأ القرآن، قال: کان رأس یحیی بن زکریّا یقرأ «2».

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 11، ص: 165

لا تبهظ الخطیب و ابن الجوزی هذه الأضحوکة، و لا أحسب أنَّهما یصدّقانها و لکن لمّا کان یبهظهما و أمثالهما ما یؤثر «1» من أنَّ رأس مولانا أبی عبد اللَّه السبط الشهید صلوات اللَّه علیه کان یقرأ القرآن الکریم علی عامل السنان، و لقد کانت هذه الأکرومة متسالماً علیها فی العصور الخالیة، فنحتوا هذه الأفائک تجاهها تخفیفاً لتلک المنزلة الکریمة الخاصّة ببضعة المصطفی صلی الله علیه و آله و سلم.