اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۹ خرداد ۱۴۰۳

سنگ خلفا کنار هم قرار گرفت

متن فارسی

ابن حبان از سفینه آورده است: هنگامی که رسول خدا “مسجد النبی” را بنا کرد سنگی را در آن کار گذارد و به ابوبکر فرمود: سنگت را کنار سنگم قرار بده آنگاه به عمر فرمود سنگت را کنار سنگ ابوبکر بگذار، سپس به عثمان فرمود: سنگت را کنار سنگ عمر بگذار، آنگاه فرمود: اینان جانشینانم بعد از من هستند.

ابن حجر آن را در ” الصواعق ” صفحه ی 14 ذکر کرده و گفته است که: ابوزرعه گفته: اسنادش عیبی ندارد و حاکم در مستدرک آن را آورده و بیهقی در ” الدلائل ” آن را صحیح دانسته و ابن کثیر نیز در ” البدایۀ و النهایۀ”جلد 6 صفحه ی 204 آن را نقل کرده است.

ای کاش ابن حجر سند این روایت را ذکر می کرد و آن را به طور مرسل نمی آورد تا برای خواننده امکان می داشت آگاهی از بطلان سند روایت و بطلان حکم به صحت آن در صورتی که آن را از طریق نعیم بن حماد که در سلسله ی دروغگویان گفته شده آورده اند و همین خود در عیب و منقصت این روایت کافی است. وای کاش مصحح این روایت می دانست که صحت این روایت نخستین سنگ بنای خلافت را متزلزل می کند و خلافت انتخابی را که او و هم مسلکانش معتقدند باطل می نماید و با روایتی که به طور صحیح از ابی بکر و عمر و عایشه و و و آورده اند (چنانکه خواهد آمد) مبنی بر اینکه ” پیامبر اکرم مرد و کسی را خلیفه ی خود قرار نداد “متناقض است، ولی ذهبی آن را چنان که در ذیل روایت دوم گذشت باطل دانسته است.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 550 و 551

متن عربی

22- أخرج ابن حبّان «1» عن سفینة: لمّا بنى رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم المسجد «2»، وضع فی البناء حجراً و قال لأبی بکر: ضع حجرک إلى جنب حجری، ثمّ قال لعمر: ضع حجرک إلى جنب حجر أبی بکر، ثمّ قال لعثمان: ضع حجرک إلى جنب حجر عمر، ثمّ قال: هؤلاء الخلفاء بعدی.

ذکره ابن حجر فی الصواعق «3» (ص 14) و قال: قال أبو زرعة: إسناده لا بأس به، و قد أخرجه الحاکم فی المستدرک «4» و صحّحه، و البیهقی فی الدلائل «5»، و ذکره ابن کثیر فی البدایة و النهایة «6» (6/204).

لیت ابن حجر ذکر سند الروایة و لم یرسله حتى تأتّى للقارئ وقوفه على بطلانه و بطلان الحکم بصحّته، و قد أخرجوه من طریق نعیم بن حمّاد المذکور فی سلسلة الکذّابین، و حسبه منقصة و مغمزة، ثمّ لیت مصحّح هذه الروایة کان یعرف أنّ صحّة

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 552

 هذا النصّ على الخلافة تُضعضع حجر مبدئه الأساسیّ، و تبطل ما ذهب إلیه هو و قومه من الخلافة الانتخابیّة، و تضادّ ما صحّحوه عن أبی بکر و عمر و علیّ و عائشة و.. و.. و- کما یأتی- من أنّ النبیّ صلى الله علیه و آله و سلم مات و لم یستخلف. و قد أبطله الذهبی بما ذکر عندما أخرجه الحاکم من طریق عائشة کما مرّ فی (ص 335).