اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۰ آذر ۱۴۰۱

سوالات پادشاه روم از عمر

متن فارسی

75 خلیفه و مسائل سلطان روم
احمد، امام حنبلی ها، در باب فضائل نقل کرده گوید:
حدیث کرد ما را عبد الله قواریری حدیث کرد ما را مومّل از یحی بن سعید از ابن مسیّب گفت عمر بن خطاب بود که میگفت: «اعوذ بالله من معضله لیس لها ابو حسن» پناه میبرم از مشگله ایکه ابو حسن علی علیه السلام در آن نباشد، ابن مسیّب گوید: و برای این قول سببی است و آن اینستکه، پادشاه روم نامه ای بعمر نوشت و از او مسائلی پرسید پس عمر آن مسائل را برای صحابه گفت پس جوابی نزد آنها نیافت، پس آنها را بر امیر المؤمنین علیه السلام معروض داشت پس آنحضرت در سریع ترین اوقات به بهترین پاسخ او را داد.
مسائل ملک روم:
ابن مسیّب گوید: سلطان روم بعمر نوشت: از قیصر پادشاه بنی الاصفر بعمر خلیفه مومنین، مسلمین، اما بعد، پس من بتحقیق که میپرسم از تو مسائلی را پس مرا از آن خبر بده.
1- آن چیست که خدا خلق نکرده آنرا؟
2- و آن چیست که خدا نمیداند آنرا؟
3- و آن چیست که نزد خدا نیست؟
4- و آن چیست که تمامش دهانست؟
5- و آن چیست که تمامش پاست؟
6- و آن چیست که تمامش چشم است؟
7- و آن چیست که تمامش بال است؟
8- خبر بده از مردیکه برایش فامیل نیست؟
9- خبر بده از چهار چیزیکه رحم و شکمی آنها را برنداشته؟
10- و از چیزیکه نفس میکشد ولی روح در آن نیست؟
11- و از صوت ناقوس که چه میگوید؟
12- و از حرکت کننده ایکه یکبار حرکت کرد؟
13- و از درختیکه سواره صد سال در سایه اش میرود و تمام نمیشود مثلش در دنیا چیست؟
14- و از مکانیکه یکبار بیشتر خورشید بر آن نتابید؟
15- و از درختیکه بدون آب روئید؟
16- و از اهل بهشت که میخورند و مینوشند و برایشان مدفوعی از بول و غایط نیست مثلشان در دنیا چیست؟
17- و از سفره گسترده بهشتی که در آن قدحهائی است و در هر قدح انواعی رنگارنگ غذا است که مخلوط بهم نمیشوند مثلشان در دنیا چیست؟
18- و از حوریّه و کنیزیکه از سیبی در بهشت بیرون میآید و چیزی از آن کم نمیشود؟
19- و از کنیزیکه در دنیا برای دو مرد است ولی در آخرت برای یکمرد است؟
20- و از کلیدهای بهشتی که آن چیست؟
پس علی علیه السلام نامه را خواند و فورا پشت آن نوشت:
جواب نامه قیصر روم و مسائل او:
بسم اللّه الرحمن الرحیم
اما بعد، که من مطلّع و آگاه شدم که نامه تو ای پادشاه و من پاسخ تو را میدهم بکمک و نیرو و برکت خدا و برکت پیامبرمان محمد صلّی اللّه علیه و آله:
1- اما چیزیکه خدای تعالی آنرا نیافریده، آن قرانست چونکه آن کلام خدا و صفت اوست و همینطور کتابهای نازل شده و خدای سبحان قدیم است و هم چنین صفات او.
2- و اما چیزیکه خدا نمیداند پس قول شماست که برای او فرزند و همسر و شریک است، نیست خدا که فرزندی اختیار کند و با او خدائی نیست زائیده نشده و نمی زاید (لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ)
3- و اما چیزیکه پیش خدا نیست ظلم و ستم است، نیست پروردگار تو ستم کننده بر بندگانش.
4- و اما آنچه تمامش دهانست آن آتش است که هر چه از هر طرف در او افکنده شود میخورد.
5- و اما آنچه تمامش پاست: آبست.
6- و اما آنچه تمامش چشم است: خورشید است.
7- و اما آنچه تمامش بال است: باد است.
8- و اما آنکه فامیلی برایش نیست: حضرت آدم علیه السلام.
9- و اما آنکه شکمی آنها را برنداشت: چهار چیز است:
1- عصای موسی، 2- قوچ ابراهیم، 3- آدم و 4- حواء.
10- و اما آنکه نفس میکشد بدون روح آن صبح است برای گفته خدای و الصبح اذا تنفس.
11- و اما ناقوس: پس آن میگوید «طقا طقّا، حقا حقا مهلا مهلا عدلا عدلا صدقا صدقا، ان الدنیا قد غرتّنا و استهوتنا تمضی الدنیا قرنا قرنا ما من یوم یمضی عنّا الا او هی منّا رکنا انّ الموت قد اخبرنا انّا نرحل فاستوطنا». بدرستیکه دنیا ما را فریب داد و بازی داد دنیا قرن قرن میگذرد هیچ روزی از ما نمیگذر جز اینکه رکنی از ما را سست و خراب میکند براستیکه مرگ ما را خبر داده که ما خواهیم رفت پس ما دل بسته و وطن نمودیم.
12- و امّا حرکت کننده: پس طور سینا هنگامیکه بنی اسرائیل عصیان نمودند و بین آن و زمین مقدسه چند شبانه روز فاصله بود پس خدا قطعه از آنرا کند و برای آن دو بال از نور قرار داد پس روی سر آنها نگاه داشت و این است قول خدای تعالی:
وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ کَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ
«1» و زمانیکه ما بلند کردیم کوه را بالای سر ایشان مثل آنکه آن سایبانی بود و گمان کردند که آن بر ایشان فرود آید، و بنی اسرائیل را فرمود: اگر ایمان نیاورید آنرا بر شما فرود آورم پس چون توبه آوردند بجای خودش برگردانید.
13- و امّا مکانیکه نتابید بر آن آفتاب مگر یکمرتبه: پس آن زمین دریا بود وقتیکه خدا آنرا شکافت پس خدا آنرا شکافت برای موسی علیه السلام و آب بلند شد مانند کوه ها و زمین خشکید بتابش
آفتاب بر آن سپس آب برگشت بجای خودش.
14- و اما درختیکه سواره در سایه اش صد سال میرود، آن درخت طوبی و آن سدره المنتهی در آسمان هفتم است بسوی آن منتهی میشود اعمال بنی آدم و آن از درختهای بهشتی است در بهشت قصری و خانه ای نیست مگر آنکه در آن شاخه ای از شاخه های آنست و نظیرش در دنیا خورشید است که اصلش یکیست و نورش در همه جاست.
15- و اما درختیکه بدون آب روئیده شد پس آن درخت یونس بود و این معجزه ای برای او بود برای قول خدای تعالی:
وَ أَنْبَتْنا عَلَیْهِ شَجَرَةً مِنْ یَقْطِینٍ «1» و ما رویانیدیم بر او درختی از کدو.
16- و اما غذاء اهل بهشت پس مثل آنها در دنیا جنین و طفل در رحم مادر است که او تغذیه میکند از طریق بند ناف و ابدا بول و غایط و مدفوعی ندارد.
17- و امّا انواع غذاهائیکه در یک ظرف است پس مانندش در دنیا تخم پرنده گان است که در آن دو رنگ سفید و زرد است و مخلوط و آمیخته بهم نمیشود.
18- و امّا جاریه از سیب بیرون میآید پس نظیرش در دنیا کرم است که از سیب بیرون میاید و سیب تغییر نمیکند.
19- و امّا جاریه و کنیزیکه بین دو نفر است پس آن درخت خرمائی است که در دنیا برای مومنی مثل من و برای کافری مانند تواست، ولی در آخرت آن فقط مال منست نه تو برای آنکه آن در بهشت است و تو داخل آن نخواهی شد.
20- و امّا کلیدهای بهشت: پس لا اله الا الله محمد رسول الله است.
ابن مسیب گوید: پس چون قیصر روم نامه را خواند گفت: این جواب صادر نشده مگر از خانه نبوت و پیامبری، آنگاه پرسید از جواب دهنده، پس باو گفتند که این جواب پسر عم محمد صلّی الله علیه و آله است، پس بآنحضرت نوشت، سلام علیک، امّا بعد: پس من مطلع شدم بر جواب تو و دانستم که تو از خاندان نبوت و معدن رسالت و موصوف بشجاعت و علمی و علاقه دارم که برای من روشن کنی مذهب و روش خودتان را و روحیکه در کتاب شما خدا یاد کرده در قولش: وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی «1» و سئوال میکنند تو را از روح بگو که روح از امر پروردگار منست، پس امیر المومنین علیه السلام باو نوشت. امّا بعد: پس روح نکته لطیفه و لمعه شریفه ئیست از صنعت آفریدگار و قدرت ایجاد کننده اش آنرا از خزائن ملکش بیرون آورده و در ملکش ساکن گردانیده پس آن در نزد او برای تو وسیله است و برای او نزد تو امانت، پس هر گاه گرفتی مالت را که نزد اوست میگیرد مال خودش را که پیش تو است و السلام زین الفتی در شرح سوره هل اتی حافظ عاصمی، و تذکره خواص الامه سبط ابن جوزی حنفی ص 87.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 349

متن عربی

75- الخلیفة و مسائل ملک الروم

أخرج أحمد- إمام الحنابلة- فی الفضائل «2» قال: حدّثنا عبد اللَّه القواریری حدّثنا مؤمّل، عن یحیی بن سعید، عن ابن المسیّب، قال: کان عمر بن الخطّاب یقول: أعوذ باللَّه من معضلة لیس لها أبو حسن.

قال ابن المسیّب: و لهذا القول سبب؛ و هو أنّ ملک الروم کتب إلی عمر یسأله عن مسائل فعرضها علی الصحابة فلم یجد عندهم جواباً، فعرضها علی أمیر المؤمنین فأجاب عنها فی أسرع وقت بأحسن جواب.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 349

ذکر المسائل:قال ابن المسیّب: کتب ملک الروم إلی عمر رضی الله عنه:

من قیصر ملک بنی الأصفر إلی عمر خلیفة المؤمنین- المسلمین- أمّا بعد: فإنّی مسائلک عن مسائل فأخبرنی عنها: ما شی ء لم یخلقه اللَّه؟ و ما شی ء لم یعلمه اللَّه؟ و ما شی ء لیس عند اللَّه؟ و ما شی ء کلّه فم؟ و ما شی ء کلّه رِجل؟ و ما شی ء کلّه عین؟ و ما شی ء کلّه جناح؟ و عن رجل لا عشیرة له، و عن أربعة لم تحمل بهم رحم، و عن شی ء یتنفّس و لیس فیه روح، و عن صوت الناقوس ما ذا یقول؟ و عن ظاعن ظعن مرّة واحدة، و عن شجرة یسیر الراکب فی ظلّها مائة عام لا یقطعها ما مثلها فی الدنیا؟ و عن مکان لم تطلع فیه الشمس إلّا مرّة واحدة، و عن شجرة نبتت من غیر ماء؟ و عن أهل الجنّة فإنّهم یأکلون و یشربون و لا یتغوّطون و لا یبولون ما مثلهم فی الدنیا؟ و عن موائد الجنّة فإنّ علیها القصاع فی کلّ قصعة ألوان لا یخلط بعضها ببعض ما مثلها فی الدنیا؟ و عن جاریة تخرج من تفّاحة فی الجنّة و لا ینقص منها شی ء؟ و عن جاریة تکون فی الدنیا لرجلین و هی فی الآخرة لواحد؟ و عن مفاتیح الجنّة ما هی؟

فقرأ علیّ علیه السلام الکتاب و کتب فی الحال خلفه:

بسم الله الرحمن الرحیم

 «أمّا بعد: فقد وقفت علی کتابک أیّها الملک و أنا أُجیبک بعون اللَّه و قوّته و برکته و برکة نبیّنا محمد صلی الله علیه و آله و سلم:

أمّا الشی ء الذی لم یخلقه اللَّه تعالی فالقرآن لأنّه کلامه و صفته، و کذا کتب اللَّه المنزلة و الحقّ سبحانه قدیم و کذا صفاته. و أمّا الذی لا یعلمه اللَّه فقولکم: له ولد

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 350

و صاحبة و شریک، ما اتّخذ اللَّه من ولد و ما کان معه من إله لم یلد و لم یولد. و أمّا الذی لیس عند اللَّه فالظلم (وَ ما رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ) «1». و أمّا الذی کلّه فم فالنار تأکل ما یُلقی فیها. و أمّا الذی کلّه رِجل فالماء. و أمّا الذی کلّه عین فالشمس. و أمّا الذی کلّه جناح فالریح. و أمّا الذی لا عشیرة له فآدم علیه السلام. و أمّا الذین لم یحمل بهم رحم فعصا موسی، و کبش إبراهیم، و آدم، و حواء. و أمّا الذی یتنفّس من غیر روح فالصبح لقوله تعالی: (وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ ) «2». و أمّا الناقوس فإنّه یقول طقّا طقّا، حقّا حقّا، مهلًا مهلًا، عدلًا عدلًا، صدقاً صدقاً، إنّ الدنیا قد غرّتنا و استهوتنا، تمضی الدنیا قرناً قرناً، ما من یوم یمضی عنّا إلّا أوهی منّا رکناً، إنّ الموتی قد أخبرنا أنّا نرحل فاستوطنّا. و أمّا الظاعن فطور سیناء لمّا عصت بنو إسرائیل و کان بینه و بین الأرض المقدّسة أیّام، فقلع اللَّه منه قطعةً و جعل لها جناحین من نور فنتقه علیهم، فذلک قوله: (وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ کَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ ) «3»، و قال لبنی إسرائیل إن لم تؤمنوا و إلّا أوقعته علیکم، فلمّا تابوا ردّه إلی مکانه. و أمّا المکان الذی لم تطلع علیه الشمس إلّا مرّة واحدة؛ فأرض البحر لمّا فلقه اللَّه لموسی علیه السلام، و قام الماء أمثال الجبال و یبست الأرض بطلوع الشمس علیها ثمّ عاد ماء البحر إلی مکانه. و أمّا الشجرة التی یسیر الراکب فی ظلّها مائة عام؛ فشجرة طوبی و هی سدرة المنتهی فی السماء السابعة إلیها ینتهی أعمال بنی آدم، و هی من أشجار الجنّة لیس فی الجنّة قصر و لا بیت إلّا و فیه غصن من أغصانها، و مثلها فی الدنیا الشمس أصلها واحد وضوؤها فی کلّ مکان. و أمّا الشجرة التی نبتت من غیر ماء فشجرة یونس و کان ذلک معجزة له لقوله تعالی: (وَ أَنْبَتْنا عَلَیْهِ شَجَرَةً مِنْ یَقْطِینٍ ) «4». و أمّا غذاء أهل الجنّة فمثلهم فی الدنیا الجنین فی

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 351

بطن أُمّه فإنّه یغتذی من سرّتها «5» و لا یبول و لا یتغوّط. و أمّا الألوان فی القصعة الواحدة فمثله فی الدنیا البیضة فیها لونان أبیض و أصفر و لا یختلطان. و أمّا الجاریة التی تخرج من التفّاحة فمثلها فی الدنیا الدودة تخرج من التفاحة و لا تتغیّر. و أمّا الجاریة التی تکون بین اثنین فالنخلة التی تکون فی الدنیا لمؤمن مثلی و لکافر مثلک، و هی لی فی الآخرة دونک، لأنّها فی الجنّة و أنت لا تدخلها، و أمّا مفاتیح الجنّة فلا إله إلّا اللَّه، محمد رسول اللَّه».قال ابن المسیّب: فلمّا قرأ قیصر الکتاب قال: ما خرج هذا الکلام إلّا من بیت النبوّة. ثمّ سأل عن المجیب، فقیل له: هذا جواب ابن عمّ محمد صلی الله علیه و آله و سلم. فکتب إلیه:سلام علیک، أمّا بعد؛ فقد وقفت علی جوابک، و علمت أنک من أهل بیت النبوّة، و معدن الرسالة، و أنت موصوف بالشجاعة و العلم، و أُوثر أن تکشف لی عن مذهبکم و الروح التی ذکرها اللَّه فی کتابکم فی قوله: (وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی ) «6».

فکتب إلیه أمیر المؤمنین: «أمّا بعد؛ فالروح نکتة لطیفة، و لمعة شریفة، من صنعة باریها و قدرة منشئها، أخرجها من خزائن ملکه، و أسکنها فی ملکه، فهی عنده لک سبب، و له عندک ودیعة، فإذا أخذت مالک عنده أخذ ماله عندک، و السلام».زین الفتی فی شرح سورة هل أتی للحافظ العاصمی، و تذکرة خواصّ الأُمّة لسبط ابن الجوزی الحنفی «7» (ص 87).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 6، ص: 352