اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۹ خرداد ۱۴۰۳

سوره والعصر درباره ابوبکر، عمر و عثمان نازل شده است

متن فارسی

39- قرطبی در تفسیرش می نویسد: «ابی بن کعب می گوید: سوره و العصر را برای پیامبر (ص) خواندم و پرسیدم: ای پیامبر خدا! تفسیرش چیست؟
فرمود: «و العصر» سوگندی است از خدا. پروردگارتان به پایان روز سوگند می خورد که آدمی در زیانکاری است. یعنی ابو جهل. «جز کسانی که ایمان آوردند» ابو بکر است. «و کارهای پسندیده کردند» عمر است. «و یکدیگر را به حق سفارش نمودند» عثمان است. «و یکدیگر را به صبر و پایداری سفارش کردند» علی است. رضی اللّه عنهم اجمعین. و ابن عباس در نطقی بر فراز منبر همین طور تفسیر کرده است.» «1»
این را محب طبری در «ریاض النضرة» «2» و شربینی در تفسیرش «3» نوشته است.
آیا روا است که با چنین روایت مسخره بی سندی به خدا و پیامبرش دروغ ببندند و فرمایش الهی را تحریف معنوی کنند و دگرگونه نمایند؟! آیا شایسته است که مفسری یا حدیثشناسی صفحه کتابش را به چنین چیزی بیالاید؟! یا مگر در چنین موردی باید سند روایت را بخواهیم و بگوئیم «مرسل» و نامنتهی است؟
و مگر دلالت متن روایت به تنهائی برای سستی و نادرستی آن کفایت نمی نماید و از بررسی رجال سند- اگر سندی داشته باشد که ندارد- بی نیاز نمی سازد؟! آیا در صفحه تاریخ زندگی و سیرت مسلم این عده و آنچه تاریخ راست و حقیقت نما از آنها حکایت کرده کارها و شواهدی بر صحت این روایت دیده می شود؟! آری، ما یقین داریم که هر محقق و پژوهنده ای در لابلای مجلدات کتابمان شواهد بسیار می یابد بر ماهیت و حقیقت آن عده. آیا هیچ خردمندی باور می دارد که
ابن عباس- علامه امت- این روایت دروغین و بهتان آمیز را نقل کرده و در نطقی برخوانده باشد و ساحت مقدس رسول اکرم (ص) را بدان آلوده باشد؟!
وانگهی از طریق ابن مردویه، از قول ابن عباس در باره فرمایش الهی «جز کسانی که ایمان آوردند و کارهای پسندیده کردند» آمده است که مقصود علی و سلمان است «1». و سخن دیگری که ابن عباس در باره آیه «آیا کسانی که مرتکب کارهای بد گشتند پنداشته اند که آنها را با کسانی که ایمان آوردند و کارهای پسندیده کردند برابر می گردانیم» گفته مؤید آن است، این سخن که آن آیه در جنگ «بدر» در حق علی نازل گشته است و «کسانی که مرتکب کارهای بد گشتند» عبارتند از عتبه و شیبه و ولید، «و کسانی که ایمان آوردند و کارهای پسندیده کردند» علی علیه السلام است «2». در جلد دوم «غدیر» دیدیم ابن عباس می گوید: «چون آیه «کسانی که ایمان آوردند و کارهای پسندیده کردند ایشان بهترین خلقند» فرود آمد پیامبر (ص) به علی فرمود: «آن تو و شیعه ات هستید.» بنابر این، روایت ابی بن کعب در برابر این گونه احادیثی که عقل و منطق و بصیرت مؤید آن است ساخته شده است.
چون دروغ بودن این روایت خیلی واضح و رسوا بوده از مفسران جز قرطبی و شربینی هیچکس نقلش نکرده با این که در اختیار و در برابرشان قرار داشته است. شاید ابن حجر در کتاب «فتح الباری» به بطلان و نادرستی این روایت اشاره می زند آنجا که می گوید: «تذکار! در تفسیر این سوره هیچ حدیث صحیحی از زبان پیامبر (ص) نیافتم» «3»!
همچنین از سیاق سوره فهمیده می شود عباراتی که پس از «کسانی که ایمان آوردند …» آمده اوصاف همان اشخاص است نه این که اشاره به کسان دیگری باشد و غیر از آنان که در جمله نخست به وصف درآمده اند.
  الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 190

متن عربی

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 190

39- قال القرطبی فی تفسیره «1» (20/180): قال أُبیّ بن کعب: قرأت علی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم و العصر، ثم قلت: ما تفسیرها یا نبیّ اللَّه؟

قال: (وَ الْعَصْرِ): قسم من اللَّه أقسم ربّکم بآخر النهار. (إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ): أبو جهل. (إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا): أبو بکر. (وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ): عمر. (وَ تَواصَوْا بِالْحَقِ ): عثمان. (وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ): علیّ- رضی اللَّه عنهم أجمعین-. و هکذا خطب ابن عبّاس علی المنبر، موقوفاً علیه.

و ذکره المحبّ الطبری فی ریاضه النضرة «2» (1/34)، و الشربینی فی تفسیره «3» (4/561).

قال الأمینی: أ یسوغ التقوّل علی اللَّه و علی رسوله و تحریف الکلم عن مواضعه بمثل هذه المهزأة المرسلة؟ و هل ینبغی لمؤلّف فی التفسیر أو الحدیث أن یسوّد بها صحیفته أو صحیفة تألیفه؟ و هل لنا فی مثل المقام أن نطالبه بالسند و نناقش فیه بالإرسال؟ و هلّا ما فی متن الروایة ما یغنینا عن البحث عن رجال الإسناد إن کان له إسناد؟ و هل یوجد فی صحائف أعمال أُولئک الرجال و سیرتهم الثابتة، و فیما حفظه التاریخ الصحیح لهم ما یصدّق هذا التلفیق؟ نعم، نحن علی یقین من أنّ الباحث یجد فی غضون أجزاء کتابنا هذا شواهد کثیرة تتأتّی له بها حصحصة الحقّ. و هل یصدّق ذو مسکة أن یخطب بمثل هذه الأفیکة ابن عباس حبر الأُمّة، و یدنّس بها ساحة قدس صاحب الرسالة الخاتمة؟

علی أنّ المأثور عن ابن عبّاس من طریق ابن مردویه، فی قوله تعالی:

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 10، ص: 191

 (إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) «1» أنّه قال: ذکر علیّا و سلمان «2»، و یؤیّده قوله الوارد فی قوله تعالی: (أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ کَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) «3» قال: نزلت فی علیّ یوم بدر، فالذین اجترحوا السیّئات: عتبة، و شیبة، و الولید، و الذین آمنوا و عملوا الصالحات علی علیه السلام «4». و مرّ فی الجزء الثانی «5» (ص 52)

من طریق ابن عباس قوله: لمّا نزلت: (إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ) «6» قال صلی الله علیه و آله و سلم لعلیّ: «هو أنت و شیعتک».

فروایة أُبیّ بن کعب اختُلقت تجاه هذه الأخبار التی یساعدها العقل و المنطق و الاعتبار.

و لصراحة الکذب فی فصول هذه السفسطة، لم یذکرها أحد من المفسّرین غیر القرطبی و الشربینی و هی بین أیدیهم، و لعلّ ابن حجر یوعز إلی بطلانها فی فتح الباری «7» (8/592) بقوله: تنبیه، لم أرَ فی تفسیر هذه السورة حدیثاً مرفوعاً صحیحاً.

علی أنّ الظاهر من سیاق السورة أنّ الجُمل التالیة للذین آمنوا أوصاف لهم، لا أنّها إعراب عن أُناس آخرین غیر من هو المراد من الجملة الأولی.