اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

سید حمیری

متن فارسی

«ابو هاشم» «و ابو عامر اسماعیل بن محمد بن یزید بن وداع» اهل حمیر و ملقب به «سید» است.

ابو الفرج و بسیارى از تاریخ نویسان، نسبش را چنین یاد کرده‌اند که او حفید «یزید بن ربیعه مفرّغ» یا ابن مفرّغ حمیرى، همان شاعر مشهورى است که زیاد و فرزندانش را هجو گفت و آنها را، از آل حرب نفى کرد و بهمین جهت، «عبد اللّه بن زیاد» وى را به زندان انداخت و شکنجه داد و پس از آن معاویه آزادش کرد.

لیکن مرزبانى، وى را به «یزید بن وداع» نسبت داده و در کتاب «اخبار الحمیرى» گفته است:
مادر سید از «حدّان» «1» است که پدر سید چون در میان قبیله آنان منزل گرفته بود او را بزنى گرفت و مادر این زن، دختر «یزید بن ربیعه بن مفرغ» حمیرى، همان شاعر معروف است و یزید بن مفرغ را فرزند ذکورى نبوده و «اصمعى» در نسبت دادن سید به یزید بن مفرغ از جهت پدر، اشتباه کرده است زیرا وى جد مادرى او است و مرزبانى «در معجم الشعراء» این شعر سید را یاد کرده است که:

– بگاه نسبت، من مردى حمیری‌ام جدّ من رعین و دائیان من ذویزن‏اند
– سپس ولائى که با آن به رستگارى در رستاخیز امیدوارم از آن ابى الحسن هادى علیه السّلام است «2»

وى به ابى هاشم مکنّى است و شیخ طایفه، کنیه‌اش را ابى عامر گفته است.

او از سر آغاز کودکى، به سید لقب یافته بود. ابو عمرو کشى در صفحه 186 رجالش گفته است: آورده‌اند که ابى عبد اللّه علیه السّلام به سید برخورد کرد و فرمود:
مادرت تو را سید نامید و بدین سیادت موفق آمدى چه تو … سید الشعرائى. و او در این باره چنین سرود:

– در شگفتم از فقیه بسیاردان فهمیده‌اى که یکبار به من فرمود: خاندانت ترا سیدّ نامیده‌اند و راست گفته‌اند، چه تو، به سید الشعرائى توفیق یافتى.
– و آنگاه که به مدح خاندان محمّد (ص) ویژگى می‌یابى با دیگر شاعران برابر نخواهى بود چه آنان از صاحبان ملک و ثروت براى عطایاشان ستایش می‌کنند و مدح تو از اهل بیت بدون چشم داشت عطا است.
– پس ترا مژده باد که در مهر آنان چنان کامیابى که چون به گرفتن پاداش به نزدشان درآئى. همه دنیا با شربت آبى از حوض احمد (ص)، برابرى نتواند کرد.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 332

متن عربی

 الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 332

الشاعر

أبو هاشم و أبو عامر إسماعیل بن محمد بن یزید بن وداع الحمیری، الملقَّب بالسیِّد.

نسبه:

ذکر أبو الفرج الأصبهانی «2» و کثیرٌ من المؤرِّخین أنَّه حفید یزید بن ربیعة مفرِّغ أو ابن مفرِّغ الحمیری الشاعر المشهور، الذی هجا زیاداً و بنیه و نفاهم عن آل حرب، و حبسه عبید اللَّه بن زیاد لذلک و عذّبه ثم أطلقه معاویة. لکنَّ المرزبانی نسبه إلى یزید بن وداع، و قال فی کتاب أخبار الحمیری «3»): أمّه من حُدّان «4»، تزوّج بها أبوه لأنَّه کان نازلًا فیهم، و أمُّ هذه المرأة بنت یزید بن ربیعة بن مفرِّغ الحمیری الشاعر المعروف، و لیس لیزید بن مفرِّغ عقبٌ من وَلَد ذکر، و لقد غلط الأصمعیّ فی نسبة السیِّد إلى یزید بن مفرِّغ من جهة أبیه، لأنّه جدُّه من جهة أمّه. انتهى.

و ذکر المرزبانی له فی معجم الشعراء:

إنّی امرؤٌ حِمْیَریٌّ حین تَنسبُنی             جدّی رَعینٌ و أخوالی ذوو یَزَنِ‏

ثمَّ الولاءُ الذی أرجو النجاة به             یومَ القیامة للهادی أبی الحسنِ «5»

 

یُکنّى بأبی هاشم، و قال شیخ الطائفة «6»: بأبی عامر، و کان یلقَّب منذ صغر

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 333

سنِّه بالسیِّد، قال أبو عمرو الکشّی فی رجاله «1» (ص 186):

رُوی أنَّ أبا عبد اللَّه علیه السلام لقی السیِّد بن محمد الحمیری و قال: «سمّتک أمّک سیِّداً، وفِّقت فی ذلک، و أنت سیّد الشعراء». ثمّ أنشد السیّد فی ذلک:

و لقد عجبتُ لقائلٍ لی مرّةً             علّامةٍ فَهْمٍ من الفقهاءِ

سماک قومک سیِّداً صدقوا به             أنت الموفَّقُ سیِّدُ الشعراءِ

ما أنت حین تَخُصُّ آل محمدٍ             بالمدح منک و شاعرٌ بسواءِ

مَدَحَ الملوکَ ذوی الغنى لعطائِهمْ             و المدحُ منک لهم بغیر عَطاءِ

فابشر فإنَّک فائزٌ فی حُبِّهم             لو قد وردتَ علیهمُ بجزاءِ

ما یعدِلُ الدنیا جمیعاً کلّها             من حوض أحمدَ شربةً من ماء