اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۶ آذر ۱۴۰۴

نظر سید امیرمحمد یمنی درباره معنای کلمه «مولیٰ»

متن فارسی

سید امیر محمد یمنی، متوفای 1182 در ” الروضه الندیه شرح التحفه العلویه ” بعد از ذکر حدیث غدیر بطرق متعدد گوید: و فقیه، حمید در معانی آن (حدیث غدیر) سخن گفته و در آن اطاله کلام داده و بعض از سخنان او را ما نقل مینمائیم (تا اینکه گوید): و از جمله سخنان او این است: دست او را (پیغمبر صلی الله علیه و آله گرفت و بلند کرد و گفت “: من کنت مولاه فعلی مولاه”و مولی هر وقت بدون قرینه اطلاق شود از آن معنی مالک متصرف فهمیده میشود، و هنگامی که در اصل برای معانی متعددی استعمال میشد از جمله آن معانی: مالک تصرف است، و به همین علت است، زمانی که گفته شود “: هذا مولی القوم ” این معنی در فهم از آن سبقت میگیرد که: او مالک است برای تصرف در امور آنها، سپس از معانی آن (مولی) اینها را شمرده: ناصر، و ابن عم،و معتق، و معتق، سپس گوید: و از جمله معانی آن اولی است، خدای تعالی فرماید “: ماواکم النار هی مولاکم ” یعنی “: اولی بکم و بعذابکم ” و بعد از همه این مطالب، اگر از لفظ مولی در جمله سابقه ” من کنت مولاه “… معنای مالک بر تصرف سبقت به فهم نگیرد (متبادر به ذهن نشود) ناچار بطور مساوی منسوب به تمام معانی خواهد بود و آن را به همه معانی حمل خواهیم نمود، مگر آن معانی که در حق او (علی علیه السلام) امکان حمل ندارد، از قبیل: معتق و معتق، در نتیجه این معنی (مالک برای تصرف) داخل در معانی محتمله است و معنی (سزاوارتر) و مفید از آن ملک تصرف است و هنگامی که (بنص فرموده پیغمبر صلی الله علیه و آله) او اولی (سزاوارتر) بمومنین از خود آنها باشد، امام خواهد بود، و از جمله آن کلماتست قول رسول خدا صلی الله علیه و آله “: من کنت ولیه فهذا ولیه ” ولی بر حسب تبادر بفهم مالک برای تصرف است، اگر چه در غیرآن استعمال شود، و بنابراین معنی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود “: و السلطان ولی من لا ولی له ” یعنی: و سلطان ولی کسی است که ولیی برای او نیست، مرادش ملک تصرف در عقد و نکاح است، یعنی: برای سلطان است ولایت در او هنگامی که بسته و خویشاوندی موجود نباشد و این معنی بر سبیل حقیقت است، پس علی القاعده زمانی که دلیل بر تخصیص به معنای خاص نباشد باید کلمه حمل به تمام آنها بشود.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 689 و 690

متن عربی

13- قال السیّد الأمیر محمد الیمنیّ: المتوفّى (1182) فی الروضة الندیّة شرح التحفة العلویّة «2»- بعد ذکر حدیث الغدیر بعدّة طرق-:

و تکلّم الفقیه حمید على معانیه و أطال، و ننقل بعض ذلک…- إلى أن قال-: و منها قوله: أخذ بیده و رفعها،

و قال: «من کنت مولاه فهذا مولاه»، و المولى إذا أُطلق من غیر قرینة فُهم منه أنَّه المالک المتصرِّف، و إذا کان فی الأصل یُستعمل لمعانٍ عدّة منها: المالک للتصرّف، و لذا إذا قیل: هذا مولى القوم سبق إلى الأفهام أنَّه المالک للتصرّف فی أُمورهم- ثمّ عدّ منها: الناصر و ابن العمّ و المعتِق و المعتَق، فقال-: و منها: بمعنى الأَولى، قال تعالى: (مَأْواکُمُ النَّارُ هِیَ مَوْلاکُمْ‏) أی أولى بکم و بعذابکم.

و بعدُ فلو لم یکن السابق إلى الأفهام من لفظة (مولى) السابق المالک للتصرّف

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 690

لکانت منسوبة إلى المعانی کلّها على سواء، و حملناها علیها جمیعاً، إلّا ما یتعذّر فی حقّه علیه السلام من المُعتِق و المُعتَق، فیدخل فی ذلک المالک للتصرّف، و الأَولى المفید ملک التصرّف على الأمّة، و إذا کان أَولى بالمؤمنین من أنفسهم کان إماماً، و منها

قوله صلى الله علیه و سلم: «من کنت ولیّه فهذا ولیّه»،

و الولیّ المالک للتصرّف بالسبق إلى الفهم، و إن استعمل فی غیره، و على هذا

قال صلى الله علیه و سلم: «و السلطان ولیُّ من لا ولیَّ له»

یرید ملک التصرّف فی عقد النکاح، یعنی أنَّ الإمام له الولایة فیه حیث لا عصبة بطریق الحقیقة، فإنّه یجب حملها علیها أجمع إذا لم یدلّ دلیل على التخصیص.