اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

سید رضی، سرپرست امور حج

متن فارسی

سرپرستى امور حج به دو قسمت تقسیم می‌شود: گاه رهبرى کاروان منظور است و گاه اقامه مناسک حج. رهبرى کاروان نیازمند سیاست و کفایت و تدبیر است و رئیس کاروان باید مردى فرمانروا، صاحب نظر، شجاع، با ابهت و کاردان باشد تا بتواند از عهده وظائف دهگانه خود برآید:

1- گرد آوردن همگان و جلوگیرى از تشتت و پراکندگى که مایه هلاکت اموال و جانهاست.
2- تقسیم بندى گروهها، براى حرکت و فرود، تا موجب درگیرى و گمراهى از راه و مقصد نگردد.
3- کاروان را با نرمى و هموارى حرکت دهد که ضعیفان، درمانده نشوند، و آنها که احیانا عقب مانده‌اند، یاوه نشوند، از اینروست که پیامبر فرمود: «امیر کاروان کسى است که از همگان ضعیف‏تر است» یعنى آنکه چارپایش کند و ناتوان است دیگران باید در حرکت و فرود تابع او باشند و جانب او را رعایت کنند.
4- شاهراه امن و پر نعمت را براى حرکت کاروان در نظر داشته باشد و از راه خشک و سنگلاخ بپرهیزد.
5- اگر آب کمیاب باشد، قبلا در تهیه آن باشد و اگر چراگاه کم است، در فکر علوفه چارپایان.
6- هر گاه در منزلى فرود آیند، با اعوان خود، بمراقبت و پاسبانى قیام کند و چون براه افتند، گرداگرد آنان بچرخد تا از شر سارقان و طراران در امان مانند.
7- اگر راهزنان راه کاروان را ببندند، با تمام امکانات خود، مقابله کند، اگر می‌تواند با نبرد و قتال، و اگر نه با بذل اموال، راه کاروان را باز کند که حجاج از وظائف و اعمال حج عقب نمانند، البته بذل اموال، در صورتى است که حجاج از جان و دل بپذیرند، زیرا در این گونه موارد، بذل اموال واجب نیست.
8- در نزاع و درگیرى، میان افراد کاروان وساطت کند تا صلح و صفا برقرار گردد، و اگر مجاز نیست، بدون رضایت آنان داورى ننماید، و در صورتى که مجاز باشد یعنى اهلیت داورى داشته و فرمان لازم صدور یافته باشد، می‌تواند شخصا داورى کند، و اگر به شهرى وارد شوند که حاکم شرع در آن مستقر است، می‌تواند داورى را بدو محول کند.
9- ستمگران را بجاى خود بنشاند و خطاکاران را ادب کند، و جز در صورتى که مجاز باشد و از اهل اجتهاد، حدود الهى را اجرا نکند.
10- مراقب وقت و هنگام باشد که به موقع مناسک حج را دریابند، و حتى- المقدور، محتاج به سرعت و تاختن نشوند که باعث رنج و خستگى خواهد بود. و موقعى که به میقات رسیدند به حد کافى فرصت دهد که بانجام واجبات و مستحبات احرام موفق شوند.

اما اقامه حج و بپاداشتن مناسک آن:
کسى که متصدى این کار می‌شود، و او را امیر الحاج گویند، بمنزله امام جماعت است در نمازهاى روزانه، و علاوه بر شرائطى که در امام جماعت معتبر است، بایستى به احکام و مناسک حج مطلع باشد و وقت و هنگام آنرا بشناسد. دوره این سرپرستى و نظارت، فقط 7 روز است که از نماز ظهر روز هفتم ذیحجه شروع و روز 13 خاتمه می‌یابد.

امیر الحاج، پنج وظیفه قطعى دارد و یک وظیفه ششم که در لزوم آن اختلاف شده:
1- اعلام کردن به مردم که روز احرام و حرکت براى درک مشاعر چه روزى است تا همگان تابع او باشند و به راه و روش او اقتدا کنند.
2- مناسک و اعمال حج را با همان ترتیبى که در شرع مقرر شده، چه بر وجه استحباب و یا بر وجه لزوم، یادآور شده عملى سازد تا دیگرانهم از او پیروى نمایند.
3- توقف در عرفات و مشاعر و منى از حد لازم تجاوز نکند، بموقع معین کوچ کند تا دیگران هم بمتابعت کوچ نمایند.
4- راهنمائى حجاج که در ارکان وظائف از او پیروى کنند، و به راز و نیازى که با خالق کعبه دارد، توجه کرده آمین گویند.
5- امامت در نمازهاى یومیه.
6- قضاوت و داورى در میان حجاج و اجراء کیفر از قبیل حد و «تعزیر»، که مورد اختلاف مذاهب است.

شریف رضى، از دوران جوانى، تا اواخر زندگى، عهده‌دار این مقام منیع بود چه در زمان پدر بزرگوارش به عنوان یار و معین یا نیابت، و چه بطور استقلال از سال 380 هجرى، و در این پست، خدمات عظیمى انجام داده که در تاریخ ثبت شده و یاد او را جاویدان ساخته است.

ابو القاسم، ابن فهد هاشمى در کتاب «اتحاف الورى باخبار القرى» ضمن حوادث سال 389 می‌نویسد: در این سال، شریف مرتضى و شریف رضى به حج مشرف شدند، در راه حج، ابن جراح طائى، آن دو را متوقف ساخت. نه هزار دینار از مال خود بدو عطا کردند، تا خود را بمراسم حج برسانند.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 286

متن عربی

الولایة على الحج:

الولایة على الحجِّ ضربان:

أحدهما: أن تکون على تسییر الحجیج.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 286

و الثانی: على إقامة الحجّ.

فأمّا تسییر الحجیج، فهو ولایة سیاسة و زعامة و تدبیر.

و الشروط المعتبرة فی المولّى: أن یکون مطاعاً، ذا رأی و شجاعة، و هیبة و هدایة، و الذی علیه فی حقوق هذه الولایة عشرة أشیاء:

1- جمع الناس فی مسیرهم و نزولهم؛ حتى لا یتفرّقوا فیخاف علیهم التَّوى ( «1») و التغریر.

2- ترتیبهم فی المسیر و النزول بإعطاء کلّ طائفة منهم مقاداً؛ حتى یعرف کلُ فریق منهم مقاده إذا سار، و یألف مکانه إذا نزل، فلا یتنازعون فیه و لا یضلّون عنه.

3- یرفق بهم فی السیر، حتى لا یعجز عنه ضعیفهم، و لا یضلَّ عنه منقطعهم،

و روی عن النبیّ صلى الله علیه و آله و سلم أنّه قال: «الضعیف أمیر الرفقة».

یرید أنّ من ضعفت دوابّه کان على القوم أن یسیروا بسیره.

4- أن یسلک بهم أوضح الطرق و أخصبها، و یتجنّب أجدبها و أوعرها.

5- أن یرتاد لهم المیاه إذا انقطعت و المراعی إذا قلّت.

6- أن یحرسهم إذا نزلوا و یحوطهم إذا رحلوا؛ حتى لا یتخطّفهم داعر، و لا یطمع فیهم متلصِّص.

7- أن یمنع عنهم من یصدّهم عن المسیر، و یدفع عنهم من یحصرهم عن الحجِ بقتال إن قدر علیه، أو ببذل مال إن أجاب الحجیج إلیه، و لا یسعه أن یجبر أحداً على بذل الخفارة إن امتنع منها، حتى یکون باذلًا لها عفواً و مجیباً إلیها طوعاً، فإنّ بذل المال على التمکین من الحجّ لا یجب.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 287

8- أن یصلح بین المتشاجرین و یتوسّط بین المتنازعین، و لا یتعرّض للحکم بینهم إجباراً إلّا أن یفوّض الحکم إلیه، فیُعتبر فیه أن یکون من أهله فیجوز له حینئذٍ الحکم بینهم، فإن دخلوا بلداً فیه حاکم جاز له و لحاکم البلد أن یحکم بینهم، فأیّهما حکم نفذ حکمه.

9- أن یقوِّم زائغهم، و یؤدِّب خائنهم، و لا یتجاوز التعزیر إلى الحدّ، إلّا أن یُؤذن له، فیستوفیه إن کان من أهل الاجتهاد فیه.

10- أن یراعی اتّساع الوقت حتى یؤمن الفوات و لا یلجئهم ضیقه إلى الحثّ فی السیر، فإذا وصل إلى المیقات أمهلهم للإحرام و إقامة سننه.

و أمّا الولایة على إقامة الحجّ، فالوالی فیه بمنزلة الإمام فی إقامة الصلوات، فمن شروط الولایة علیه مع الشروط المعتبرة فی أئمّة الصلوات: أن یکون عالماً بمناسک الحجّ و أحکامه، عارفاً بمواقیته و أیّامه، و تکون مدّة ولایته مقدّرة بسب عة أیّام، أوّلها من صلاة الظهر فی الیوم السابع من ذی الحجّة، و آخرها یوم الثالث عشر من ذی الحجّة، و على الذی یختصُّ بولایته خمسة أحکام متّفق علیها و سادس مختلف فیه، ألا و هی:

1- إشعار الناس بوقت إحرامهم و الخروج إلى مشاعرهم؛ لیکونوا له متّبعین و بأفعاله مقتدین.

2- ترتیبهم للمناسک على ما استقرَّ الشرع علیه لأنّه متبوعٌ فیها، فلا یقدِّم مؤخَّراً و لا یؤخِّر مقدَّماً، سواء کان الترتیب مستحقّا أو مستحبّا.

3- تقدیر المواقف بمقامه فیها و مسیره عنها، کما تقدّر صلاة المأمومین بصلاة الإمام.

4- اتِّباعه فی الأرکان المشروعة فیها، و التأمین على أدعیته بها لیتّبعوه فی القول کما اتّبعوه فی العمل.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏4، ص: 288

5- إمامتهم فی الصلوات.

و أمّا السادس المختلف فیه: حکمه بین الحجیج فیما لا یتعلّق بالحجّ، و إقامة التعزیر و الحدّ فی مثله ( «1»). انتهى.

تولّى الشریف الرضی هذه الإمارة منذ صباه فی أکثر أیّام حیاته، و وزیراً لأبیه و نائباً عنه و مستقلّا بها من سنة (380)، و له فیها مواقف عظیمة سجّلها التاریخ و أبقى له ذکرى خالدة.

قال أبو القاسم بن فهد الهاشمی فی إتحاف الورى بأخبار أُمّ القرى ( «2») فی حوادث سنة (389): حجَّ فیها الشریفان المرتضى و الرضی فاعتقلهما فی الطریق ابن الجرّاح الطائی، فأعطیاه تسعة آلاف دینار من أموالهما.