logo-samandehi

سیره علی(ع) و خلفا در برخورد با بیت المال

 گزارش کرده اند که دو مرد را به نزد علی (ع) آوردند که هر دو از دارائی خدا ربوده بودند یکیشان بنده ای بود متعلق به بیت المال خداوندی و دیگری از توده مردم. او (ع) گفت: این یکی کیفری ندارد چون خودش از دارائیهای خداست ودر اینجا بخشی از دارایی خدا بخش دیگر را خورده…. تا آخر گزارش (نهج البلاغه ج 2 ص 20)

همانطور که نامیدن آن به دارایی مسلمانان نیز پیش از این روزگار و پس از آن، امری رایج بوده. عمر بن خطاب به عبد اللّه بن ارقم گفت: ماهی یکبار بیت المال مسلمانان را بخش کن، هر جمعه یکبار دارایی مسلمانان را بخش کن سپس گفت:
هر روز یکبار بیت المال را بخش کن. گزارشگر گفت: مردی از میان گروه گفت ای فرمانروای مؤمنان اگر در گنجینه دارایی مسلمانان چیزی را بگذاری بماند و آنرا برای روزگار سختی رها کنی بد نیست. سنن بیهقی ج 6 ص 357
و هنگامیکه خالد ده هزار سکه به اشعث پسر قیس داد عمر درباره او گفت:
اگر اینرا از دارایی خودش به او داده ریخت و پاش نابجا کرده و اگر از دارایی مسلمانان داده نادرستکاری نموده. الغدیر ج 6 ص 274 ط 2
و سرور ما امیر مؤمنان (ع) در یکی از سخنرانیهایش که مسؤلان رویداد جمل را یاد می کند گوید: ایشان بر کارگزار من در آنجا (بصره) و بر گنجوران بیت المال
مسلمانان و بر دیگر مردم آنجا در آمدند. نهج البلاغه ج 1 ص 320
و به عبد اللّه بن زمعه گفت: این دارایی نه از آن من است نه از آن تو بلکه تنها غنائم مسلمانان است. نهج البلاغه ج 1 ص 461
و در نامه ای از او که به زیاد بن ابیه نوشته میخوانیم: و من سوگندی راست به خداوند یاد می کنم که اگر به من گزارش رسد تو اندک یا بسیار در غنیمتهای مسلمانان خیانت روا داشته ای بر تو خیلی سخت خواهم گرفت. نهج البلاغه ج 2 ص 19.
و در نامه ای که عبد الحمید بن عبد الرحمان به عمر بن عبد العزیز نوشته میخوانیم که: براستی من جیره های مردم را به ایشان پرداخته ام و در بیت المال هنوز هم دارایی ای مانده است او در پاسخ نوشت نگاه کن هر کس وام دار است و آنچه را گرفته بی خردانه به مصرف نرسانده و ریخت و پاش بیهوده ننموده وام او را بده.
بار دوم نوشت. وامهای ایشان را هم دادم و هنوز در بیت المال دارایی ای هست.
این بار در پاسخ او نوشت نگاه کن هر کس همسر ندارد و دارائی ندارد، اگر میخواهد او را همسر بده و کابین زنش را بپرداز. بار سوم به او نوشت من هر کس را یافتم همسر دادم و هنوز در بیت المال مسلمانان دارایی ای هست (الاموال از ابو عبید ص 251).
و هر یک از این دو نامگذاری، انگیزه ای خردمندانه دارد. نامیدن آن به دارایی خداوند از این روی است که خداوند پاک دستور به بیرون کردن آن از میان دارائیهای مردم داده و نصاب های آنرا مشخص کرده و مقداری را که باید از مردم گرفت روشن ساخته و هزینه ها و نیز کسانی را که شایسته بهره برداری از این دارائیها هستند شناسانده و نامگذاری آن به دارایی مسلمانان نیز از این روی است که باید به هزینه ایشان برسد و برای مستمری ایشان تعیین شده است پس ایرادی بر ابوذر نیست که هر کدام از این دو نام را بر آن بنهد و هیچیک از آن دو، نماینده اعتقادی ناروا نیست.

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 8 ص 485)

 

رفتن به بالا