logo-samandehi

شبهه ابن تیمیه درباره نماز هزار رکعت

بسیارى نقل کرده‌اند که: هر کدام از مولایمان امیر المؤمنین و امام حسین و فرزند برومندش زین العابدین علیهم السلام در شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خواندند «1» و این موضوع همواره مورد اعتقاد عمومى و باور همه علماء بوده است تا اینکه جناب «ابن تیمیة» قدم به عرصه دانش گذاشت.

او گاهى این عمل نیک را مکروه پنداشته و گفته است: نماز هزار رکعت ارزشى ندارد و کسى که آن را با ارزش بداند نادان است، زیرا رسول خدا در شب بیش از سیزده رکعت و در روز رکعات معینى نماز نمی‌خوانده چنین نبوده که او تمام شب را نماز بخواند و یا تمام روزها را روزه بگیرد.

آنگاه اضافه می‌کند: مداومت بر شب زنده‌دارى در تمام شب نه تنها مستحب نیست بلکه مکروه است و این امر همانند دائما روزه نگهداشتن از سنت آن حضرت نیست.

و گاهى هم گمان کرده که این کار از توانائى آدمى خارج است و گفته است:
اگر چنین کارى ممکن باشد على رضى اللّه عنه داناتر به سنت پیامبر و شایسته‌تر به پیروى از راهنمائی‌هایش و دورتر از چنین مخالفتى با آن حضرت است در صورتى که در بیست و چهار ساعت هزار رکعت نماز خواندن و به دیگر وظائف نیز پرداختن غیر مقدور خواهد بود، زیرا آدمى نیازمند به خوراک و خواب و … نیز هست!

و زمانى دیگر فکر می‌کند که: طبعا چنین عملى با سرعت و عجله صورت می‌گیرد و چنین کارى عارى از خضوع و خشوع و همانند دانه برداشتن کلاغ از زمین خواهد بود و چنین عملى فائده زیادى نخواهد داشت!!

جناب ابن تیمیة آنگاه گفتارش را چنین پایان می‌دهد: شب زنده‌دارى با تهجد و قرائت همه قرآن در یک رکعت نماز درباره عثمان رضى اللّه عنه ثابت است، پس شب زنده‌دارى و تلاوت قرآنش از دیگران آشکارتر است.«1»

پاسخ پندارهاى ابن تیمیة
اما گمان کراهت این عمل و مخالفتش با سنت پیامبر و خارج شدنش بدین جهت از فضیلت، مطلبى است که از نادانى همه جانبه او از شئون عبادات و فقه السنة و وارونه جلوه دادن حقائق از روى جهالت و یا عمد حکایت می‌کند زیرا سیزده رکعت نماز پیامبر اکرم در شب و رکعاتى در روز چنانکه در اخبار بیان شده همان نمازهاى شب، شفع، وتر، نافله صبح و نوافل نمازهاى روزانه است و با مطلق نمازها که استحباب ذاتى دارند و در احادیث زیاد از پیغمبر اکرم به آن ترغیب شده که ذیلا به برخى از آنها اشاره می‌شود، ارتباطى ندارد:

الصلاة خیر موضوع استکثر او استقل: «نماز بهترین چیز است زیاد خوانده شود یا کم» «2».
«نماز بهترین چیز است، پس هر کس توانائى زیاد خواندنش را دارد کوتاهى نکند». «1»
«نماز بهترین چیز است هر کس می‌خواهد زیاد و هر کس می‌خواهد کم بخواند» «2».
«اى انس در شبانه روز نماز زیاد بخوان که ترا حفظ خواهد کرد» «3».
«اى انس اگر توانستى همواره نماز بخوانى بخوان که فرشتگان تا زمانى که نماز می‌خوانى بر تو درود می‌فرستند» «4».
«کسیکه در شب نمازش زیاد باشد (یا زیاد نماز کند) در روز چهره‌اش نیکو می‌گردد» «5».

نصر ابن على جهضمى می‌گوید: حافظ یزید ابن زریع را در خواب دیدم و به او گفتم: خدا با تو چه کرد؟ گفت: وارد بهشت شدم گفتم: با چى؟ گفت: با نماز زیاد» «6».

بطریق صحیح از بخارى و مسلم روایت شده که: پیامبر اکرم آنقدر شب را به عبادت روى پا ایستاد که از پایش خون جارى شد.

و در روایت دیگرى از آن دو و ترمذى آمده: آنقدر پیامبر روى پا به عنوان عبادت ایستاد یا نماز خواند تا پاها و یا ساق‏هایش ورم کرد.

و در روایت دیگر از عایشه آمده: تا جائى که از قدم‏هایش خون جارى شد.

و در روایت دیگر از ابى هریره آمده: تا قدم‏هایش ترکید و از آن خون جارى شد.

و در «المواهب اللدنیة» آمده: پیامبر اکرم در زمان پیرى بعضى از وردهاى نمازش را نشسته می‌خواند بعد از آنکه آنقدر سر پا عبادت کرده بود که قدم‏هایش ترکیده و خون از آن جارى شده بود.

و روش جارى میان مسلمین در انجام عباداتى از قبیل: نماز، روزه، حج، قرائت قرآن و دیگر اعمالى که موجب تقرب به خدا می‌شود این بوده که هر کدام طبق توانائیشان از آن انجام می‌دادند و هیچ گاه اکتفاء به آن عبادات معدوده‌اى که براى رسول خدا شمرده شده نمی‌کردند البته مردم در توانائى مختلفند چنانکه خداوند در قرآنش می‌فرماید: «به مقدار توانائیتان از خدا بپرهیزید- خداوند کسى را جز به مقدار توانائیش تکلیف نمی‌کند» از این روست که می‌بینى:

این یکى هر روز صد رکعت نماز می‌خواند «1» و دیگرى دویست رکعت مانند:
ابو یوسف قاضى و فقیه کوفى متوفى در سال 182 ه. «2»
و قاضى ابى عبد اللّه محمد ابن سماغه بغدادى متوفى در سال 233 ه. «3»
و بشر ابن ولید کندى متوفى در سال 238. «4»

و بعضى دیگر هر کدام سیصد رکعت مانند: پیشواى حنبلیها «احمد ابن حنبل» متوفى در سال 241. «1»
و ابو القاسم جنید قواریرى متوفى در سال 298 «2».
و حافظ عبد الغنى مقدسى متوفى در سال 600 «3».

و برخى دیگر هر کدام چهارصد رکعت، امثال: بشر ابن مفضل و قاشى متوفى در سال 187 «4».
و پیشواى حنفیها «ابو حنیفه نعمان متوفى در سال 150. «5»
و ابو قلابة عبد الملک ابن محمد متوفى در سال 276 «6».
و ضیغم ابن مالک ابو مالک «7».
و ام طلق نیز چهارصد رکعت نماز و از قرآن هر چه می‌خواست می‌خواند «8».
و احمد ابن مهلهل حنبلى متوفى در سال 554 «9» نیز چنین بوده است.

و جمعى دیگر پانصد رکعت نماز می‌خواندند، مانند:
بشر ابن منصور بصرى متوفى در سال 180 «10».
و سمنون ابن حمزه متوفى در سال 298 «1»

و گروهى دیگر، ششصد رکعت نماز می‌خواندند، مانند:
حارث ابن یزید حضرمى متوفى در سال 130 «2»
و حسین ابن فضل کوفى متوفى در سال 282 «3»
و على ابن على ابن النجاد ابى اسمعیل بصرى «4»
و ام الصهبا، معاذة عدویة «5»

و بعضى دیگر هفتصد رکعت نماز می‌خواندند، مانند:
اسود ابن یزید «زید» نخعى متوفى در سال 75 «6»
و عبد الرحمن ابن اسود متوفى در سال 98 «7»

خود آنان در شرح حال بسیارى از رجال اهل سنت نقل کرده‌اند که آنان در شبانه‌روز و یا تنها در روز هزار رکعت نماز می‌خوانده‌اند و این را از فضائل آنان بشمار آورده‌اند و از آن جمله است:
1- مرة ابن شراحیل همدانى متوفى در سال 76 ه، چنانکه گفته شده در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خوانده است «8».
2- عبد الرحمان ابن ابان ابن عثمان ابن عفان در هر روز هزار رکعت نماز می‌خوانده است «1».
3- ترمذى درباره عمیر ابن هانى ابو الولید الدمشقى تابعى می‌نویسد که او در هر روز هزار رکعت نماز و صد هزار تسبیح می‌گفته است. و محمد عبد الحى انصارى حنفى در «اقامة الحجة» صفحه 7 نیز چنین آورده است، ولى در «تهذیب التهذیب» جلد 8 صفحه 150 آمده است که او هر روز هزار سجده می‌کرده و صد هزار تسبیح می‌گفته است.
4- على ابن عبد اللّه عباسى متوفى در سال 117 ه در هر روز و یا در شبانه‌روز هزار رکعت نماز می‌خوانده است «2».
5- میمون ابن مهران الرقى متوفى 117 ه که از علماء «الجزیره» بوده است در مدت هفده روز هفده هزار رکعت نماز خوانده است «3».
6- بلال ابن اسعد اشعرى متوفى 120 ه در شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خوانده است «4».
7- عامر ابن عبد اللّه اسدى مدنى بر خود فرض کرده بود که در هر روز هزار رکعت نماز بخواند «5».
8- مصعب ابن ثابت ابن عبد اللّه ابن زبیر متوفى در سنه 157 در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خوانده است «6».
9- ابو السائب مخزومى در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خوانده است «1».
10- سلیمانان که قیسى گفته است: در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خوانده تا آنکه زمین‏گیر شده در آن وقت نشسته هزار رکعت نماز می‌خوانده است «2».
11- کهمس ابن حسن ابو عبد اللّه الدعاء در شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خوانده است «3».
12- محمد ابن حنیف الشیرازى ابو عبد اللّه متوفى در سال 371 چه بسا از صبح تا عصر هزار رکعت نماز می‌خوانده است «4».
13- ابو حنیفة پیشواى حنفی‌ها در هر شب سیصد رکعت نماز می‌خوانده است. و روزى از راهى می‌گذشت شنید که زنى به زن دیگرى می‌گوید که:
این مرد در هر شب پانصد رکعت نماز می‌خواند و او بعد از این همان پانصد رکعت نماز را در هر شب می‌خواند. و روزى دیگر از میان جمعى از بچه‌ها می‌گذشت که برخى از آنها به برخى دیگر گفتند: این مرد در هر شب هزار رکعت نماز می‌خواند و شب را نمی‌خوابد.
ابو حنیفه می‌گوید از این ساعت تصمیم گرفتم شب‏ها هزار رکعت نماز بخوانم و اصلا نخوابم.! «5»
14- رابعه عدویة شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خوانده است «6».

و ما هم اکنون از یارانمان، کسانى را می‌شناسیم که گاهى در شب و گاهى در شبانه روز کمتر از هفت ساعت، هزار رکعت نماز همه چیز تمام بر خلاف پندار «ابن تیمیة که می‌پنداشته محال است» می‌خوانند.

بنابراین بجا آوردن هزار رکعت نماز در شبانه‌روز هیچ‏گاه تمام وقت آن را اشغال نمی‌کند و نیازمند به مصرف تمام وقت و یا نصف آن نیست و چنین کارى مخالف با سنت پیامبر نیز نمی‌باشد، بلکه عین سنت است و عمل علماء و اولیاء نیز آن را تأیید کرده است. پس هر که می‌خواهد از نماز زیاد و یا کم بجا آورد.

علیهذا مداومت بر شب زنده‌دارى در تمام شب اگر مستحب نباشد و چنانکه ابن تیمیه پنداشته مکروه و مخالف سنت ثابته پیامبر اکرم باشد، چگونه در طى کتاب‏ها از فضائل بزرگان آنان به شمار آمده است؟ و اینک اسامى و چگونگى اعمال بعضى از آنان ذیلا آورده می‌شود:
1- سعید ابن مسیب تابعى متوفى در سال 93 ه چهل سال با وضوئى که در ثلث اول شب می‌گرفته نماز صبح را می‌خوانده است «1».
2- حسن بصرى تابعى متوفى 110 ه چهل سال با وضوئى که در ثلث اول شب می‌گرفته نماز صبح را می‌خوانده است «2».
3- پیشواى حنفی‌ها نعمان چهل سال نماز صبح را با طهارت نماز عشاء خوانده است. و ابن مبارک گفته است: چهل و پنج سال «3».
4- ابو جعفر عبد الرحمن ابن اسود نخعى متوفى 98 ه نماز صبح را با وضوء عشاء خوانده است «4».
5- فقیه ابو بکر نیشابورى رحال چهل سال نماز صبح را با طهارت عشاء خوانده است. او می‌گوید: چهل سال شب‏ها به شب زنده‌دارى مشغول بوده و نخوابیده است و هر شب پنج «حبة» «1» غذا قوتش را تشکیل می‌داده و نماز صبح را با طهارت عشا می‌خوانده است «2».
6- محمد ابن عبد الرحمن ابو الحارث متوفى 159 ه تمام شب را نماز می‌خوانده است «3».
7- هاشم (در صفة الصفوة هشم آمده) ابن بشیر ابو معاویة متوفى 183 ه بیست سال نماز صبح را با وضوء عشاء خوانده است «4».
8- ابو غیاث منصور ابن معتمر سلمى متوفى 132 ه تمام شب را با یک رکعت نماز بدون رکوع و سجده به صبح می‌آورده است «5».
9- ابو الحسن اشعرى بیست سال نماز صبح را با وضوء عشاء می‌خوانده است «6».
10- ابو الحسین ابن بکار بصرى متوفى 199 ه نماز صبح را با وضوء ثلث اول شب می‌خوانده است «7».
11- حافظ سلیمان ابن طرخان تیمى چهل سال نماز صبح و عشاء را با یک وضوء خوانده است «8».
12- ابو خالد یزید ابن هارون حافظ چهل و چند سال نماز صبح را با وضوء عشاء خوانده است «1».
13- عبد الواحد ابن زید چهل سال نماز صبح را با وضوء عشاء می‌خوانده است «2».

پاسخ دیگر به ابن تیمیة
نکته دیگرى که در پاسخ ابن تیمیة باید متذکر بود این است که «سنت» طبق عقیده برادران سنى ما تنها با فعل پیامبر اکرم ثابت نمی‌شود، بلکه با رفتار هر فردى از افراد مسلمین نیز ثابت خواهد شد. روى این حساب، چه مانعى دارد که امیر المؤمنین علیه السلام کسى باشد که خواندن هزار رکعت نماز را در یک شبانه روز سنت قرار داده باشد؟

چنانکه باجى، سیوطى، سکتوارى و دیگران تصریح کرده‌اند که: «نخستین کسى که نماز «تراویح» «3» را سنت قرار داده عمر بن خطاب بوده که در سال چهاردهم هجرى چنین کارى را کرده است «4» و او اول کسى است که مردم را بر انجام نماز تراویح گرد آورده «5» و بجا آوردن نوافل با جماعت در ماه رمضان نیز از بدعت- هاى اوست «6».

و نیز نخستین کسى که شارب الخمر را هشتاد تازیانه زده، عمر بن خطاب بوده «7» که نظیر این گونه بدعت‏ها که بعدا نیکو شمرده شده و مورد پیروى قرار گرفته است.»

و گفته حافظ ابو نعیم اصفهانى و خازن و دیگران نیز شاهد دیگرى بر عدم انحصار سنت به فعل رسول خدا است، آنان می‌گویند: نخستین کسى که نماز را براى مسلمانى که «صبرا» «1» کشته شده سنت قرار داده «خبیب بن عدى» انصارى بوده است «2».

گفتار مورخان درباره سنت معاویة در موضوع ارث و دیة دلیل دیگرى بر عدم انحصار نسبت به فعل رسول خدا طبق عقیده آنان است، آنان می‌گویند: این کار معاویة خلاف سنت پیامبر اکرم و خلفاء چهارگانه بعد از آن حضرت است که آنان چون راه پیامبر اکرم را پیروى می‌کردند، روش آنان به نام «سنت خلفاء» معروف و مورد پیروى قرار گرفته است «3».

و نیز عمل عمر بن عبد العزیز در مورد سنت قرار دادن رسم تبریک در عیدها دلیل دیگرى بر عدم انحصار سنت به فعل رسول خدا است «4».

مگر از پیامبر اسلام به طریق صحیح نیامده است: بر شما باد عمل کردن به- سنتم و سنت خلفاء راشدین هدایت یافته؟! «5».

و اگر رسیده چرا آن را اختصاص به سنتهاى خلفاى منهاى على می‌دهید و از شمول آن نسبت به سنتهاى امیر المؤمنین علیه السلام منع می‌نمائید؟!

و براى رفع پندارهاى ابن تیمیة و کسانى که قى کرده او را می‌خورند، شیخ محمد عبد الحى حنفى رساله‌اى نوشته و نام آن را «اقامة الحجة على ان الاکثار فى التعبد لیس ببدعة» گذارده است و در آن نام عده‌اى از صحابه و تابعان را که کوشش فراوان در بندگى خدا داشته و عمرشان را در آن راه نهاده‌اند ذکر می‌کند.
این رساله، داراى فوائد زیادى است که نمی‌شود محتواى آن را ناچیز شمرد و در سال 1311 ه در هند چاپ شده است.
او در صفحه 18 همان رساله می‌نویسد: «خلاصه مطلب که پیروى از علماء بزرگوار مورد قبول من نیز می‌باشد این است که: «تمام شب را به عبادت مشغول بودن و خواندن تمام قرآن در شبانه روز یکبار یا چند بار و انجام هزار رکعت نماز، یا بیشتر و امثال این گونه عبادات نه بدعت است و نه در شرع از آن نهى شده، بلکه عملى نیکو و مطلوب است».

و اما اینکه گفته شده: چنین کارى مقدور نیست، منشأ آن کسالت روحى او از انجام عبادت زیاد است و کسانى که در تمام عمرشان نشاط انجام چنین عباداتى را نداشته و از رفتار پسندیده و عادات خدائى پارسایان و بندگان خالص خدا بدور و بی‌بهره‌اند می‌پندارند که چنین کارى غیر مقدور است، ولى کسانى که شیرینى اطاعت و بندگى خدا را چشیده‌اند این گونه اعمال را، جزء امور عادى می‌شمارند.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 40

رفتن به بالا