اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

شبهه ابن تیمیه درباره نماز هزار رکعت

متن فارسی

بسیارى نقل کرده‌اند که: هر کدام از مولایمان امیر المؤمنین و امام حسین و فرزند برومندش زین العابدین علیهم السلام در شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خواندند «1» و این موضوع همواره مورد اعتقاد عمومى و باور همه علماء بوده است تا اینکه جناب «ابن تیمیة» قدم به عرصه دانش گذاشت.

او گاهى این عمل نیک را مکروه پنداشته و گفته است: نماز هزار رکعت ارزشى ندارد و کسى که آن را با ارزش بداند نادان است، زیرا رسول خدا در شب بیش از سیزده رکعت و در روز رکعات معینى نماز نمی‌خوانده چنین نبوده که او تمام شب را نماز بخواند و یا تمام روزها را روزه بگیرد.

آنگاه اضافه می‌کند: مداومت بر شب زنده‌دارى در تمام شب نه تنها مستحب نیست بلکه مکروه است و این امر همانند دائما روزه نگهداشتن از سنت آن حضرت نیست.

و گاهى هم گمان کرده که این کار از توانائى آدمى خارج است و گفته است:
اگر چنین کارى ممکن باشد على رضى اللّه عنه داناتر به سنت پیامبر و شایسته‌تر به پیروى از راهنمائی‌هایش و دورتر از چنین مخالفتى با آن حضرت است در صورتى که در بیست و چهار ساعت هزار رکعت نماز خواندن و به دیگر وظائف نیز پرداختن غیر مقدور خواهد بود، زیرا آدمى نیازمند به خوراک و خواب و … نیز هست!

و زمانى دیگر فکر می‌کند که: طبعا چنین عملى با سرعت و عجله صورت می‌گیرد و چنین کارى عارى از خضوع و خشوع و همانند دانه برداشتن کلاغ از زمین خواهد بود و چنین عملى فائده زیادى نخواهد داشت!!

جناب ابن تیمیة آنگاه گفتارش را چنین پایان می‌دهد: شب زنده‌دارى با تهجد و قرائت همه قرآن در یک رکعت نماز درباره عثمان رضى اللّه عنه ثابت است، پس شب زنده‌دارى و تلاوت قرآنش از دیگران آشکارتر است.«1»

پاسخ پندارهاى ابن تیمیة
اما گمان کراهت این عمل و مخالفتش با سنت پیامبر و خارج شدنش بدین جهت از فضیلت، مطلبى است که از نادانى همه جانبه او از شئون عبادات و فقه السنة و وارونه جلوه دادن حقائق از روى جهالت و یا عمد حکایت می‌کند زیرا سیزده رکعت نماز پیامبر اکرم در شب و رکعاتى در روز چنانکه در اخبار بیان شده همان نمازهاى شب، شفع، وتر، نافله صبح و نوافل نمازهاى روزانه است و با مطلق نمازها که استحباب ذاتى دارند و در احادیث زیاد از پیغمبر اکرم به آن ترغیب شده که ذیلا به برخى از آنها اشاره می‌شود، ارتباطى ندارد:

الصلاة خیر موضوع استکثر او استقل: «نماز بهترین چیز است زیاد خوانده شود یا کم» «2».
«نماز بهترین چیز است، پس هر کس توانائى زیاد خواندنش را دارد کوتاهى نکند». «1»
«نماز بهترین چیز است هر کس می‌خواهد زیاد و هر کس می‌خواهد کم بخواند» «2».
«اى انس در شبانه روز نماز زیاد بخوان که ترا حفظ خواهد کرد» «3».
«اى انس اگر توانستى همواره نماز بخوانى بخوان که فرشتگان تا زمانى که نماز می‌خوانى بر تو درود می‌فرستند» «4».
«کسیکه در شب نمازش زیاد باشد (یا زیاد نماز کند) در روز چهره‌اش نیکو می‌گردد» «5».

نصر ابن على جهضمى می‌گوید: حافظ یزید ابن زریع را در خواب دیدم و به او گفتم: خدا با تو چه کرد؟ گفت: وارد بهشت شدم گفتم: با چى؟ گفت: با نماز زیاد» «6».

بطریق صحیح از بخارى و مسلم روایت شده که: پیامبر اکرم آنقدر شب را به عبادت روى پا ایستاد که از پایش خون جارى شد.

و در روایت دیگرى از آن دو و ترمذى آمده: آنقدر پیامبر روى پا به عنوان عبادت ایستاد یا نماز خواند تا پاها و یا ساق‏هایش ورم کرد.

و در روایت دیگر از عایشه آمده: تا جائى که از قدم‏هایش خون جارى شد.

و در روایت دیگر از ابى هریره آمده: تا قدم‏هایش ترکید و از آن خون جارى شد.

و در «المواهب اللدنیة» آمده: پیامبر اکرم در زمان پیرى بعضى از وردهاى نمازش را نشسته می‌خواند بعد از آنکه آنقدر سر پا عبادت کرده بود که قدم‏هایش ترکیده و خون از آن جارى شده بود.

و روش جارى میان مسلمین در انجام عباداتى از قبیل: نماز، روزه، حج، قرائت قرآن و دیگر اعمالى که موجب تقرب به خدا می‌شود این بوده که هر کدام طبق توانائیشان از آن انجام می‌دادند و هیچ گاه اکتفاء به آن عبادات معدوده‌اى که براى رسول خدا شمرده شده نمی‌کردند البته مردم در توانائى مختلفند چنانکه خداوند در قرآنش می‌فرماید: «به مقدار توانائیتان از خدا بپرهیزید- خداوند کسى را جز به مقدار توانائیش تکلیف نمی‌کند» از این روست که می‌بینى:

این یکى هر روز صد رکعت نماز می‌خواند «1» و دیگرى دویست رکعت مانند:
ابو یوسف قاضى و فقیه کوفى متوفى در سال 182 ه. «2»
و قاضى ابى عبد اللّه محمد ابن سماغه بغدادى متوفى در سال 233 ه. «3»
و بشر ابن ولید کندى متوفى در سال 238. «4»

و بعضى دیگر هر کدام سیصد رکعت مانند: پیشواى حنبلیها «احمد ابن حنبل» متوفى در سال 241. «1»
و ابو القاسم جنید قواریرى متوفى در سال 298 «2».
و حافظ عبد الغنى مقدسى متوفى در سال 600 «3».

و برخى دیگر هر کدام چهارصد رکعت، امثال: بشر ابن مفضل و قاشى متوفى در سال 187 «4».
و پیشواى حنفیها «ابو حنیفه نعمان متوفى در سال 150. «5»
و ابو قلابة عبد الملک ابن محمد متوفى در سال 276 «6».
و ضیغم ابن مالک ابو مالک «7».
و ام طلق نیز چهارصد رکعت نماز و از قرآن هر چه می‌خواست می‌خواند «8».
و احمد ابن مهلهل حنبلى متوفى در سال 554 «9» نیز چنین بوده است.

و جمعى دیگر پانصد رکعت نماز می‌خواندند، مانند:
بشر ابن منصور بصرى متوفى در سال 180 «10».
و سمنون ابن حمزه متوفى در سال 298 «1»

و گروهى دیگر، ششصد رکعت نماز می‌خواندند، مانند:
حارث ابن یزید حضرمى متوفى در سال 130 «2»
و حسین ابن فضل کوفى متوفى در سال 282 «3»
و على ابن على ابن النجاد ابى اسمعیل بصرى «4»
و ام الصهبا، معاذة عدویة «5»

و بعضى دیگر هفتصد رکعت نماز می‌خواندند، مانند:
اسود ابن یزید «زید» نخعى متوفى در سال 75 «6»
و عبد الرحمن ابن اسود متوفى در سال 98 «7»

خود آنان در شرح حال بسیارى از رجال اهل سنت نقل کرده‌اند که آنان در شبانه‌روز و یا تنها در روز هزار رکعت نماز می‌خوانده‌اند و این را از فضائل آنان بشمار آورده‌اند و از آن جمله است:
1- مرة ابن شراحیل همدانى متوفى در سال 76 ه، چنانکه گفته شده در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خوانده است «8».
2- عبد الرحمان ابن ابان ابن عثمان ابن عفان در هر روز هزار رکعت نماز می‌خوانده است «1».
3- ترمذى درباره عمیر ابن هانى ابو الولید الدمشقى تابعى می‌نویسد که او در هر روز هزار رکعت نماز و صد هزار تسبیح می‌گفته است. و محمد عبد الحى انصارى حنفى در «اقامة الحجة» صفحه 7 نیز چنین آورده است، ولى در «تهذیب التهذیب» جلد 8 صفحه 150 آمده است که او هر روز هزار سجده می‌کرده و صد هزار تسبیح می‌گفته است.
4- على ابن عبد اللّه عباسى متوفى در سال 117 ه در هر روز و یا در شبانه‌روز هزار رکعت نماز می‌خوانده است «2».
5- میمون ابن مهران الرقى متوفى 117 ه که از علماء «الجزیره» بوده است در مدت هفده روز هفده هزار رکعت نماز خوانده است «3».
6- بلال ابن اسعد اشعرى متوفى 120 ه در شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خوانده است «4».
7- عامر ابن عبد اللّه اسدى مدنى بر خود فرض کرده بود که در هر روز هزار رکعت نماز بخواند «5».
8- مصعب ابن ثابت ابن عبد اللّه ابن زبیر متوفى در سنه 157 در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خوانده است «6».
9- ابو السائب مخزومى در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خوانده است «1».
10- سلیمانان که قیسى گفته است: در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خوانده تا آنکه زمین‏گیر شده در آن وقت نشسته هزار رکعت نماز می‌خوانده است «2».
11- کهمس ابن حسن ابو عبد اللّه الدعاء در شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خوانده است «3».
12- محمد ابن حنیف الشیرازى ابو عبد اللّه متوفى در سال 371 چه بسا از صبح تا عصر هزار رکعت نماز می‌خوانده است «4».
13- ابو حنیفة پیشواى حنفی‌ها در هر شب سیصد رکعت نماز می‌خوانده است. و روزى از راهى می‌گذشت شنید که زنى به زن دیگرى می‌گوید که:
این مرد در هر شب پانصد رکعت نماز می‌خواند و او بعد از این همان پانصد رکعت نماز را در هر شب می‌خواند. و روزى دیگر از میان جمعى از بچه‌ها می‌گذشت که برخى از آنها به برخى دیگر گفتند: این مرد در هر شب هزار رکعت نماز می‌خواند و شب را نمی‌خوابد.
ابو حنیفه می‌گوید از این ساعت تصمیم گرفتم شب‏ها هزار رکعت نماز بخوانم و اصلا نخوابم.! «5»
14- رابعه عدویة شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خوانده است «6».

و ما هم اکنون از یارانمان، کسانى را می‌شناسیم که گاهى در شب و گاهى در شبانه روز کمتر از هفت ساعت، هزار رکعت نماز همه چیز تمام بر خلاف پندار «ابن تیمیة که می‌پنداشته محال است» می‌خوانند.

بنابراین بجا آوردن هزار رکعت نماز در شبانه‌روز هیچ‏گاه تمام وقت آن را اشغال نمی‌کند و نیازمند به مصرف تمام وقت و یا نصف آن نیست و چنین کارى مخالف با سنت پیامبر نیز نمی‌باشد، بلکه عین سنت است و عمل علماء و اولیاء نیز آن را تأیید کرده است. پس هر که می‌خواهد از نماز زیاد و یا کم بجا آورد.

علیهذا مداومت بر شب زنده‌دارى در تمام شب اگر مستحب نباشد و چنانکه ابن تیمیه پنداشته مکروه و مخالف سنت ثابته پیامبر اکرم باشد، چگونه در طى کتاب‏ها از فضائل بزرگان آنان به شمار آمده است؟ و اینک اسامى و چگونگى اعمال بعضى از آنان ذیلا آورده می‌شود:
1- سعید ابن مسیب تابعى متوفى در سال 93 ه چهل سال با وضوئى که در ثلث اول شب می‌گرفته نماز صبح را می‌خوانده است «1».
2- حسن بصرى تابعى متوفى 110 ه چهل سال با وضوئى که در ثلث اول شب می‌گرفته نماز صبح را می‌خوانده است «2».
3- پیشواى حنفی‌ها نعمان چهل سال نماز صبح را با طهارت نماز عشاء خوانده است. و ابن مبارک گفته است: چهل و پنج سال «3».
4- ابو جعفر عبد الرحمن ابن اسود نخعى متوفى 98 ه نماز صبح را با وضوء عشاء خوانده است «4».
5- فقیه ابو بکر نیشابورى رحال چهل سال نماز صبح را با طهارت عشاء خوانده است. او می‌گوید: چهل سال شب‏ها به شب زنده‌دارى مشغول بوده و نخوابیده است و هر شب پنج «حبة» «1» غذا قوتش را تشکیل می‌داده و نماز صبح را با طهارت عشا می‌خوانده است «2».
6- محمد ابن عبد الرحمن ابو الحارث متوفى 159 ه تمام شب را نماز می‌خوانده است «3».
7- هاشم (در صفة الصفوة هشم آمده) ابن بشیر ابو معاویة متوفى 183 ه بیست سال نماز صبح را با وضوء عشاء خوانده است «4».
8- ابو غیاث منصور ابن معتمر سلمى متوفى 132 ه تمام شب را با یک رکعت نماز بدون رکوع و سجده به صبح می‌آورده است «5».
9- ابو الحسن اشعرى بیست سال نماز صبح را با وضوء عشاء می‌خوانده است «6».
10- ابو الحسین ابن بکار بصرى متوفى 199 ه نماز صبح را با وضوء ثلث اول شب می‌خوانده است «7».
11- حافظ سلیمان ابن طرخان تیمى چهل سال نماز صبح و عشاء را با یک وضوء خوانده است «8».
12- ابو خالد یزید ابن هارون حافظ چهل و چند سال نماز صبح را با وضوء عشاء خوانده است «1».
13- عبد الواحد ابن زید چهل سال نماز صبح را با وضوء عشاء می‌خوانده است «2».

پاسخ دیگر به ابن تیمیة
نکته دیگرى که در پاسخ ابن تیمیة باید متذکر بود این است که «سنت» طبق عقیده برادران سنى ما تنها با فعل پیامبر اکرم ثابت نمی‌شود، بلکه با رفتار هر فردى از افراد مسلمین نیز ثابت خواهد شد. روى این حساب، چه مانعى دارد که امیر المؤمنین علیه السلام کسى باشد که خواندن هزار رکعت نماز را در یک شبانه روز سنت قرار داده باشد؟

چنانکه باجى، سیوطى، سکتوارى و دیگران تصریح کرده‌اند که: «نخستین کسى که نماز «تراویح» «3» را سنت قرار داده عمر بن خطاب بوده که در سال چهاردهم هجرى چنین کارى را کرده است «4» و او اول کسى است که مردم را بر انجام نماز تراویح گرد آورده «5» و بجا آوردن نوافل با جماعت در ماه رمضان نیز از بدعت- هاى اوست «6».

و نیز نخستین کسى که شارب الخمر را هشتاد تازیانه زده، عمر بن خطاب بوده «7» که نظیر این گونه بدعت‏ها که بعدا نیکو شمرده شده و مورد پیروى قرار گرفته است.»

و گفته حافظ ابو نعیم اصفهانى و خازن و دیگران نیز شاهد دیگرى بر عدم انحصار سنت به فعل رسول خدا است، آنان می‌گویند: نخستین کسى که نماز را براى مسلمانى که «صبرا» «1» کشته شده سنت قرار داده «خبیب بن عدى» انصارى بوده است «2».

گفتار مورخان درباره سنت معاویة در موضوع ارث و دیة دلیل دیگرى بر عدم انحصار نسبت به فعل رسول خدا طبق عقیده آنان است، آنان می‌گویند: این کار معاویة خلاف سنت پیامبر اکرم و خلفاء چهارگانه بعد از آن حضرت است که آنان چون راه پیامبر اکرم را پیروى می‌کردند، روش آنان به نام «سنت خلفاء» معروف و مورد پیروى قرار گرفته است «3».

و نیز عمل عمر بن عبد العزیز در مورد سنت قرار دادن رسم تبریک در عیدها دلیل دیگرى بر عدم انحصار سنت به فعل رسول خدا است «4».

مگر از پیامبر اسلام به طریق صحیح نیامده است: بر شما باد عمل کردن به- سنتم و سنت خلفاء راشدین هدایت یافته؟! «5».

و اگر رسیده چرا آن را اختصاص به سنتهاى خلفاى منهاى على می‌دهید و از شمول آن نسبت به سنتهاى امیر المؤمنین علیه السلام منع می‌نمائید؟!

و براى رفع پندارهاى ابن تیمیة و کسانى که قى کرده او را می‌خورند، شیخ محمد عبد الحى حنفى رساله‌اى نوشته و نام آن را «اقامة الحجة على ان الاکثار فى التعبد لیس ببدعة» گذارده است و در آن نام عده‌اى از صحابه و تابعان را که کوشش فراوان در بندگى خدا داشته و عمرشان را در آن راه نهاده‌اند ذکر می‌کند.
این رساله، داراى فوائد زیادى است که نمی‌شود محتواى آن را ناچیز شمرد و در سال 1311 ه در هند چاپ شده است.
او در صفحه 18 همان رساله می‌نویسد: «خلاصه مطلب که پیروى از علماء بزرگوار مورد قبول من نیز می‌باشد این است که: «تمام شب را به عبادت مشغول بودن و خواندن تمام قرآن در شبانه روز یکبار یا چند بار و انجام هزار رکعت نماز، یا بیشتر و امثال این گونه عبادات نه بدعت است و نه در شرع از آن نهى شده، بلکه عملى نیکو و مطلوب است».

و اما اینکه گفته شده: چنین کارى مقدور نیست، منشأ آن کسالت روحى او از انجام عبادت زیاد است و کسانى که در تمام عمرشان نشاط انجام چنین عباداتى را نداشته و از رفتار پسندیده و عادات خدائى پارسایان و بندگان خالص خدا بدور و بی‌بهره‌اند می‌پندارند که چنین کارى غیر مقدور است، ولى کسانى که شیرینى اطاعت و بندگى خدا را چشیده‌اند این گونه اعمال را، جزء امور عادى می‌شمارند.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 40

متن عربی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 40

2- صلاة ألف رکعة

قد تضافر النقل بأنّ کُلّا من مولانا أمیر المؤمنین، و الإمام السبط الشهید الحسین، و ولده الطاهر علیٍّ زین العابدین کان یصلّی فی الیوم و اللیلة ألف رکعة «1»، و لم تزل العقائد متطامنةً على ذلک، و العلماء متسالمین علیه، حتى جاء ابن تیمیّة بهوسه و هیاجه، فحسب تارةً کراهة هذا العمل البارّ، و أنَّه لیس بفضیلة، و أنَّ القول بأنّها فضیلة یدلّ على جهل قائله؛ لأنَّ رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم کان لا یزید فی اللیل على ثلاث عشرة رکعة، و فی النهار على عدّة رکعات معیّنة، و أنَّه صلى الله علیه و آله و سلم کان لا یقوم تمام اللیل، کما کان لا یصوم کلّ یوم، فقال: فالمداومة على قیام جمیع اللیل لیس بمستحبّ بل مکروهٌ، و لیس من سنّة النبیّ الثابتة عنه صلى الله علیه و آله و سلم، و هکذا مداومة صیام النهار.

و زعم تارةً أنَّه خارج عن نطاق الإمکان، فقال: و علیٌّ رضى الله عنه أعلم بسنّته صلى الله علیه و آله و سلم و أتبع لهدیه، و أبعد من أن یخالف هذه المخالفة، لو کان ذلک ممکناً فکیف و صلاة ألف رکعة فی الیوم و اللیلة مع القیام بسائر الواجبات غیر ممکن، فإنّه لا بدَّ من أکل و نوم… إلخ.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 41

و یرى آونة أنَّ طبع عمل مثله، مبنیٍّ على المسارعة و الاستعجال، یستدعی أن یکون عریّا عن الخضوع، نقراً کنقر الغراب، فلا یکون فیه کثیر جدوى. ثمّ ختم کلامه بقوله: ثمّ إحیاء اللیل بالتهجّد و قراءة القرآن فی رکعةٍ هو ثابت عن عثمان رضى الله عنه، فتهجّده و تلاوته القرآن أظهر من غیره «1».

الجواب: أمّا حسبان کراهة ذلک العمل و مخالفة السنّة النبویّة و خروجه بذلک عن الفضیلة، فیعرب عن جهله المطبق بشؤون العبادات و فقه السنّة، و تمویهه على الحقائق الراهنة جهلًا أو عناداً، فإنّ صلاة رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم ثلاث عشرة رکعة، و کذلک صلاة نهاره، إنَّما هی صلاة اللیل و الشفع و الوتر و نافلة الصبح و نافلة الصلوات الیومیة، کما فُصّل فی غیر واحد من الأخبار، و هی النوافل المرتَّبة المعیّنة فی اللیل و النهار، لا ترتبط باستحباب مطلق الصلاة و مطلوبیّة نفسها، و لا تنافی ما

صحَّ عنه صلى الله علیه و آله و سلم من قوله: «الصلاة خیر موضوع، استکثر أو استقل» «2».

و قوله صلى الله علیه و آله و سلم: «الصلاة خیر موضوع، فمن استطاع أن یستکثر فلیستکثر» «3».

و قوله صلى الله علیه و آله و سلم: «الصلاة خیر موضوع، من شاء أقلّ، و من شاء أکثر» «4».

و قوله صلى الله علیه و آله و سلم: «یا أنس أکثر الصلاة باللیل و النهار تحفظک حفظتک» «5».

و قوله صلى الله علیه و آله و سلم لأنس فی حدیث طویل: «إن استطعتَ أن لا تزال تصلّی فإنَّ

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 42

الملائکة تصلّی علیک ما دمت مصلّیاً» «6».

و قوله صلى الله علیه و آله و سلم: «من أکثر صلاته- أو من کثرت صلاته- باللیل حسن وجهه بالنهار» «7».

و ما روی عن نصر بن علیّ الجهضمی قال: رأیت الحافظ یزید بن زریع فی النوم فقلت: ما فعل اللَّه لک؟ قال: دخلت الجنّة. قلت، بما ذا؟ قال: بکثرة الصلاة «8».

و صحَّ عن البخاری «9» و مسلم: أنَّه صلى الله علیه و آله و سلم کان یقوم من اللیل حتى تنفطر قدماه.

و فی روایة لهما و الترمذی: إن کان النبیّ لیقوم أو لیصلّی حتى ترم قدماه أو ساقاه. و فی روایة عن عائشة: حتى تفطّرت قدماه. و فی روایة عن أبی هریرة: حتى تزلع «10» قدماه. و فی المواهب اللدنیّة «11»: کان یصلّی- بعد کبره- بعض ورده جالساً بعد أن کان یقوم حتى تفطّرت قدماه.

و قد جرت السنّة المطّردة بین العاملین فی النسک و العبادات من الصلاة و الصوم و الحجِّ و قراءة القرآن و غیرها ممّا یقرِّب إلى اللَّه زلفى، أن یأتی کلٌّ منهم بما تیسّر له منها غیر مقتصر بما أتى به النبیّ صلى الله علیه و آله و سلم، و الناس متفاوتون فی القدر، و اللَّه تعالى یقول: (فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ‏) «12» و (لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها) «13» فترى هذا یصلّی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 43

کلّ یوم مائة رکعة «1»، و الآخر یصلّی مائتی رکعة مثل القاضی الفقیه أبی یوسف الکوفی المتوفّى (182) «2»، و القاضی أبی عبد اللَّه محمد بن سماعة البغدادی المتوفّى (233) «3»، و بشر بن الولید الکندی المتوفّى (238) «4».

و منهم من کان یصلّی ثلاثمائة رکعة، نظیر:

إمام الحنابلة أحمد بن حنبل المتوفّى (241) «5»، و أبی القاسم الجنید القواریری المتوفّى (298) «6»، و الحافظ عبد الغنی المقدسی المتوفّى (600) «7».

و منهم من کان یصلّی أربعمائة رکعة، نظراء:

بشر بن المفضّل الرقاشی المتوفّى (187) «8»، و إمام الحنفیّة أبی حنیفة نعمان

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 44

المتوفّى (150) «1»، و أبی قلابة عبد الملک بن محمد المتوفّى (276) «2»، و ضیغم بن مالک أبی مالک. صفة الصفوة «3» (3/270)، و أمّ طلق کانت تصلّی أربعمائة رکعة و تقرأ من القرآن ما شاء اللَّه. صفة الصفوة «4» (4/24)، و أحمد بن مهلهل الحنبلی المتوفّى (554) «5».

و منهم من کان یصلّی خمسمائة رکعة، أشباه:

بشر بن منصور البصری المتوفّى (180) «6»، و سمنون بن حمزة المتوفّى (298) «7». تاریخ بغداد (9/236)، المنتظم (6/108).

و منهم من کان یصلّی ستمائة رکعة، أمثال:

الحارث بن یزید الحضرمی المتوفّى «8» (130). خلاصة التهذیب (59)، تهذیب التهذیب (2/163)، و الحسین بن الفضل الکوفی المتوفّى (282) «9»، و علیّ بن علیّ بن النجاد أبی إسماعیل البصری. خلاصة التهذیب «10» (234)، و أُمّ الصهباء معاذة

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 45

العدویّة. صفة الصفوة «1» (4/14).

و منهم من کان یصلّی سبعمائة رکعة، مثیل:

الأسود بن یزید- زید- النخعی المتوفّى (75) «2»، و عبد الرحمن بن الأسود المتوفّى (98). طبقات الحفّاظ «3» (1/48).

و قد ذکروا فی ترجمة غیر واحد من رجال أهل السنّة، و عدّوا من فضائلهم أنّهم کانوا یصلّون فی الیوم و اللیلة- أو فی الیوم فقط- ألف رکعة، منهم:

1- مرّة بن شراحیل الهمدانی المتوفّى (76): على ما قیل کان یصلّی کلّ یوم و لیلة ألف رکعة «4». حلیة الأولیاء (4/162)، البدایة و النهایة (8/70)، صفة الصفوة (3/17).

2- عبد الرحمن بن أبان بن عثمان بن عفان: کان یصلّی فی کلّ یوم ألف رکعة. أنساب البلاذری (5/120)، رسائل الجاحظ «5» (ص 98).

3- عمیر بن هانئ أبو الولید الدمشقی التابعی، قال الترمذی: کان یصلّی کلّ یوم ألف رکعة، و یسبِّح مائة ألف تسبیحة. کذا حکاه الشیخ محمد عبد الحیّ الأنصاری الحنفی فی إقامة الحجّة «6» (ص 7)، و فی تهذیب التهذیب «7» (8/150): کان

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 46

یصلّی کلّ یوم ألف سجدة، و یسبّح مائة ألف تسبیحة.

4- علیّ بن عبد اللَّه العباسی المتوفّى (117): کان یصلّی کلّ یوم ألف رکعة، و قیل: فی اللیل و النهار «1». کامل المبرّد (2/157)، البدایة و النهایة (8/306)، تهذیب التهذیب (3/358)، شذرات الذهب (1/148).

5- میمون بن مهران الرقّی المتوفّى (117): عالم أهل الجزیرة، صلّى سبعة عشر یوماً سبعة عشر ألف رکعة. طبقات الحفّاظ «2» (1/93).

6- بلال بن سعد الأشعری المتوفّى (حدود 120): کان یصلّی فی الیوم و اللیلة ألف رکعة «3». خلاصة التهذیب (ص 45)، تاریخ الشام (3/315)، البدایة و النهایة (9/348)، تهذیب التهذیب (1/503).

7- عامر بن عبد اللَّه الأسدی المدنی: کان قد فرض على نفسه کلّ یوم ألف رکعة «4». حلیة الأولیاء (2/89)، صفة الصفوة (3/128)، تاریخ الشام (7/169) طبقات الأخیار (1/24).

8- مصعب بن ثابت بن عبد اللَّه بن الزبیر المتوفّى سنة (157): کان یصلّی فی الیوم و اللیلة ألف رکعة «5». الترغیب و الترهیب (4/227)، صفة الصفوة (2/99،

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 47

111)، میزان الاعتدال (3/172)، تهذیب التهذیب (10/159).

9- أبو السائب المخزومی: کان یصلّی فی کل یوم و لیلة ألف رکعة. الأغانی «1» (1/109).

10- سلیمانان، قال القیسی: کان یصلّی کلّ یوم و لیلة ألف رکعة حتى أقعد من رجلیه، فکان یصلّی جالساً ألف رکعة. حلیة الأولیاء (6/195).

11- کهمس بن الحسن أبو عبد اللَّه الدعّاء: کان یصلّی فی الیوم و اللیلة ألف رکعة حلیة الأولیاء (6/211)، صفة الصفوة «2» (3/234).

12- محمد بن حفیف الشیرازی أبو عبد اللَّه المتوفّى (371): ربّما کان یصلّی من الغداة إلى العصر ألف رکعة. مفتاح السعادة «3» (2/177).

13- أبو حنیفة إمام الحنفیّة: کان یصلّی فی کلّ لیلة ثلاثمائة رکعة، و مرَّ یوماً فی بعض الطرق، فقالت امرأة لامرأة: هذا الرجل یصلّی فی کلّ لیلة خمسمائة رکعة. فسمع الإمام ذلک فجعل یصلّی بعد ذلک فی کل لیلة خمسمائة رکعة، و مرَّ یوماً على جمعٍ من الصبیان قال بعضهم لبعض: هذا یصلّی فی کلِّ لیلة ألف رکعة و لا ینام باللیل. فقال أبو حنیفة: نویت أن أصلّی فی کلِّ لیلة ألف رکعة و أن لا أنام باللیل. إقامة الحجّة للشیخ محمد عبد الحیّ الحنفی «4» (ص 9).

14- رابعة: کانت تصلّی فی الیوم و اللیلة ألف رکعة. روض الأخبار المنتخب من ربیع الأبرار (1/5).

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 48

و نحن نعرف من أصحابنا الیوم من یأتی بها فی اللیل تارة، و فی اللیل و النهار أخرى، فی أقلّ من سبع ساعات یصلّیها صلاةً تامّة مع سورة التوحید بالرغم من حسبان ابن تیمیّة استحالتها فی الیوم و اللیلة، فإتیان ألف رکعة فی اللیل و النهار لا یستوعب کلّ اللیل، و لا یحتاج إلى قیام تمامه و لا إلى قیام نصفه، و لا تخالف السنّة، بل هی السنّة النبویّة المعتضدة بعمل العلماء و الأولیاء، فمن شاء استکثر، و من شاء استقلّ.

و المداومة على قیام جمیع اللیل إن لم تکن مستحبّا و کانت من المکروه المخالف للسنّة الثابتة عنه صلى الله علیه و آله و سلم کما زعمه ابن تیمیّة، فکیف تعدّ فی طیّات الکتب فضیلة لأعلام قومه، منهم:

1- سعید بن المسیّب التابعی المتوفّى (93): صلّى الغداة بوضوء العتمة خمسین سنة. صفة الصفوة «1» (2/44).

2- الحسن البصری التابعی المتوفّى (110): صلّى الغداة بوضوء العتمة أربعین سنة. روضة الناظرین «2».

3- إمام الحنفیّة نعمان: صلّى أربعین سنة صلاة الغداة على طهارة العشاء. و قال ابن المبارک: خمساً و أربعین سنة. مناقب أبی حنیفة للخوارزمی (1/236، 240)، مناقب الکردری (1/242).

4- أبو جعفر عبد الرحمن بن الأسود النخعی المتوفّى (98): صلّى الفجر بوضوء العشاء. صفة الصفوة «3» (3/53).

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 49

5- أبو بکر النیسابوری الرحّال الفقیه: صلّى أربعین سنة صلاة الصبح على طهارة العشاء، قال: إنَّه قام أربعین سنة لم یَنَم اللیل، و یتقوّت کلّ یوم بخمس حبّات، یصلّی صلاة الغداة على طهارة العشاء الآخرة «1». تاریخ بغداد (10/122)، طبقات الحفّاظ (3/38)، شذرات الذهب (2/302).

6- محمد بن عبد الرحمن أبو الحارث المتوفّى (159): کان یصلّی اللّیل أجمع. صفة الصفوة «2» (2/98).

7- هاشم- صفة الصفوة: هشیم- بن بشیر أبو معاویة المتوفّى (183): صلّى عشرین سنة الصبح بوضوء العشاء «3». دول الإسلام (1/91)، صفة الصفوة (3/6)، البدایة و النهایة (1/184).

8- أبو غیاث منصور بن المعتمر السلمی المتوفّى (132): کان یحیی اللیل کلّه فی رکعة لا یسجد فیها و لا یرکع. صفة الصفوة «4» (3/63).

9- أبو الحسن الأشعری: مکث عشرین سنة یصلّی الصبح بوضوء العشاء. طبقات الأخیار «5» (2/172).

10- أبو الحسین بن بکّار البصری المتوفّى (199): کان یصلّی الغداة بوضوء العتمة. صفة الصفوة «6» (4/240).

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 50

11- الحافظ سلیمان بن طرخان التیمی: صلّى أربعین سنة صلاة الصبح و العشاء بوضوء واحد «1». حلیة الأولیاء (3/29)، صفة الصفوة (3/218)، طبقات الحفّاظ (1/142).

12- أبو خالد یزید بن هارون الحافظ: صلّى نیّفاً و أربعین سنة صلاة الصبح بوضوء العشاء «2». طبقات الحفّاظ (1/292)، صفة الصفوة (3/8).

13- عبد الواحد بن زید: صلّى الغداة بوضوء العشاء أربعین سنة «3». صفة الصفوة (3/43) طبقات الأخیار (1/40).

على أنَّ ثبوت السنّة عند القوم لا یستلزم فعل النبیّ صلى الله علیه و آله و سلم فحسب؛ بل هی تثبت بفعل أیّ أحد سنَّ سنّة من أفراد الأمّة، فلیکن أمیر المؤمنین علیه السلام أوّل من سنَّ صلاة ألف رکعة فی الیوم و اللیلة، کما نصَّ الباجی و السیوطی و السکتواری و غیرهم، على أنَّ أوّل من سنَّ التراویح عمر بن الخطاب رضى الله عنه سنة أربع عشرة «4»، و على أنَّ أوّل من جمع الناس على التراویح عمر «5»، و على أنَّ إقامة النوافل بالجماعات فی شهر رمضان من محدثات عمر رضى الله عنه، و أنَّها بدعة حسنة «6»، و على أنَّ أوّل من جلد فی الخمر ثمانین عمر رضى الله عنه «7». و أمثال ذلک بکثیر ممّا سنّه عمر بن الخطاب و صُیِّر بدعة حسنة، و سنّة متّبعة.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 51

و کما قال الحافظ أبو نعیم الأصبهانی و الخازن و غیرهما، من أنَّ أوّل من سنَّ لکلّ مسلم قُتل صبراً الصلاة خبیب بن عدیّ الأنصاری. حلیة الأولیاء (1/113)، تفسیر الخازن «1» (1/141).

و کما قال المؤرِّخون فیما سنَّ معاویة بن أبی سفیان فی الإرث و الدیة خلاف سنّة رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم و الخلفاء الأربعة من بعده صلى الله علیه و آله و سلم، و أنَّه یُسمّى بسنّة الخلفاء لاتِّباعهم أثره بعده و اتِّخاذهم ذلک سنّةً. البدایة و النهایة «2» (9/232 و 8/139).

و کما أُخذت سنّة التبریک فی الأعیاد من عمر بن عبد العزیز، کما قاله الحافظ ابن عساکر فی تاریخه «3» (2/365).

و هلّا

صحّ عن رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم من قوله: «علیکم بسنّتی و سنّة الخلفاء الراشدین المهدیّین» «4»

 

، أو صحَّ ذلک غیر أنّ بینه و بین علیّ أمیر المؤمنین حُجزاً و حُدُداً یخصّانه بغیره؟

و لدفع مزعمة ابن تیمیّة هذه و من لفَّ لفَّه، ألّف الشیخ محمد عبد الحیّ الحنفی رسالةً أسماها ب: إقامة الحجّة على أنّ الإکثار فی التعبّد لیس ببدعة، و ذکر جماعة من الصحابة و التابعین الذین اجتهدوا فی العبادة و صرفوا فیها أعمارهم، و الرسالة فیها فوائد جمّة لا یُستهان بها، طبعت بالهند سنة (1311).

قال فی (ص 18): خلاصة المرام فی هذا المقام، و هو الذی أختاره تبعاً للعلماء الکرام: أنّ قیام اللیل کلّه، و قراءة القرآن فی یوم و لیلة مرّة أو مرّات، و أداء ألف رکعة

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏5، ص: 52

أو أزید من ذلک، و نحو ذلک من المجاهدات و الریاضات لیس ببدعة، و لیس بمنهیٍّ عنه فی الشرع، بل هو أمر حسنٌ مرغوب إلیه.. إلخ.

و أمّا دعوى عدم الإمکان فمنشؤها تثاقل الطبع و الکسل عن الإکثار من العبادة، فإنّ من لم یتنشّط فی کلّ عمره لأمثال ذلک، البعید عن عمل العاملین و عادات العبّاد یحسب خروج ذلک عن حیّز الإمکان، لکن من تذوّق حلاوة الطاعة و لذّة العبادة یرى أمثال هذه من العادیّات المطّردة.