اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

شرح حال سید على خان مشعشعى

متن فارسی

سید على خان مشعشعى حویزى پسر سید خلف پسر سید عبد المطلب، و اوپسر حیدر پسر محسن پسر محمّد که به مهدى ملقب بود، و او پسر فلاح پسر محمّد پسر احمد پسر على پسر احمد پسر رضا پسر ابراهیم پسر هبة اللّه پسر طبیب پسر احمد پسر محمّد پسر قاسم، و او پسر ابو الطحان پسر غیاث پسر احمد، و او پسر امام موسى بن جعفر صلوات اللّه علیهما معروف به مشعشعى و اهل حویزه بود.

او یکى از حاکمان حویزه و حومه آنجا بود. آراسته به جامه‌هاى نورانى علم بوده، همانگونه که در میادین سبقت، پرچم افتخار برافراشته، و اسبهاى مسابقه را به حرکت آورده، و با گوهرهاى ادب دلپذیر و گردنبندهاى شعر دلاویز مزین گشته است. و پیش از همه این فضایل، باید از نسب درخشانى که به خاندان پیمبر می‌رساند و از شاخه‌هاى امامت نشو و نما می‌گیرد، باید سخن گفت. و او درخشانى و نفحه فشانى را با هم جمع کرده، و همه جا بوى دلنوازش همراه نسیم صبا مشام همگان را خوش می‌دارد، و همچون صبحگاهان پرتو می‌افکند، از همه اینها گذشته، باید فضل و دانش بسیار و نیات صالح و عقاید بر حق را بر فضایل او اضافه کرد، که اینهمه در بلنداى خیره کننده‌اى در بین دیگر آثار بزرگ عظمت، جلوه‌اى خاص بدو داده است.

در آثار او، جز تبلیغ دین خدا- همان آئینى که خدا بر بندگانش فرستاده، از توحید و نبوت و امامت دیگر عقاید راستین- چیز دیگر دیده نمی‌شود. و با این اوصاف، از بعضى رجال خانواده خود که با سخنان خوش ظاهر و بد باطن، و با اباطیل، از راه راست منحرف گردیده‌اند، کاملا جدا و ممتاز می‌باشد.

شیخ حر در «امل الامل»، او را دانشمندى فاضل و شاعرى ادیب و جلیل القدر معرفى کرده، و افزوده است که تألیفاتى نیز در اصول و امامت و غیره دارد.

صاحب «ریاض العلماء» او را ستوده و گفته است: او از شاگردان شیخ عبد اللطیف پسر على پسر ابو جامع است، که این شخص اخیر، شاگرد شیخ بهائى بوده است. آنگاه می‌نویسد که در زمان ما وفات کرده، و فرزندان بسیارى

از دختر و پسر از خود بیادگار گذاشته «1»، و تا امروز حکومت این شهرها یکى پس از دیگرى در دست اولاد او بوده و این سال 1117 می‌باشد. برخى فرزندانش به تحصیل علم نیز اشتغال ورزیدند، و گروهى از فرزندان و نوادگان و نزدیکانش در جنگى که بین اعراب این ولایات و فرزندان وى- که فرمانرواى این ولایات بودند- درگرفته، به شهادت رسیده‌اند.

سید جزایرى نیز در «الانوار النعمانیه» با جمله‌هاى احترام آمیزى از وى یاد کرده است.

از سید على خان، شیخ حسین پسر محیى الدین بن عبد اللطیف پسر ابو جامع اجازه روایت دارد، و او خود از شیخ على زین الدین نوه شهید ثانى- بنابر آنچه از «مستدرک» 3: 406- 408 بر می‌آید- روایت می‌کند.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 414

متن عربی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 414

الشاعر

السید علی خان ابن السید خلف ابن السید عبد المطلب بن حیدر بن محسن بن محمد الملقّب بالمهدیّ ابن فلاح بن محمد بن أحمد بن علیّ بن أحمد بن رضا بن إبراهیم ابن هبة اللَّه بن الطبیب بن أحمد بن محمد بن القاسم بن أبی الطحان بن غیاث بن أحمد ابن الإمام موسى بن جعفر صلوات اللَّه علیهما المشعشعی الحویزی «1».

أحد حکّام الحویزة و أرباضها، تحلّى بقشائب أبراد العلم کما رفَّ علیه العلم فی میادین السباق، و حلبات الملک، و ازدان بعقود من الأدب الزاهی و قلائد من القریض الرائق، و قبل ذلک کلّه نسبه الوضّاح المتألّق بأواصر النبوّة، و عنصره الفائح من وشائج الإمامة، فهو بین ألق و عبق یضوع مع الصبا ندُّه، و یضی‏ء فی الصباح حدّه، کلّ ذلک مشفوعٌ بفضل متدفّق، و نوایا صالحة، و عقائد حقّة، بوّأته فی الغارب و السنام من مستوى المآثر و معقد العظمة، فلا یوجد فی عقیدته إلّا دین اللَّه الذی ارتضاه لعباده فی کلٍّ من التوحید و النبوّة و الإمامة، و بقیّة العقائد الصادقة، و قد امتاز بها عن بعض رجال بیته الذین اعتنقوا مقالات زائفة، و انحرفوا عن سویِّ الصراط بالأباطیل.

ذکره شیخنا الحرُّ فی أمل الآمل «2» و قال: کان فاضلًا عالماً شاعراً أدیباً جلیل القدر له مؤلّفات فی الأصول و الإمامة و غیرها.

و أثنى علیه صاحب ریاض العلماء «3» و قال: کان من تلامذة الشیخ عبد اللطیف ابن علیّ بن أبی جامع تلمیذ الشیخ البهائی. توفّی فی عصرنا و خلّف أولاداً ذکوراً

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 415

و إناثاً کثیرة، و قد أخذ حکومة تلک البلاد من أولاده واحداً بعد واحد إلى هذا الیوم و هو عام سبعة عشر و مائة بعد الألف، و کان بعض أولاده أیضاً مشتغلًا بتحصیل العلوم فی الجملة، و قد استشهد طائفة غزیرة من أولاده و أحفاده و أقربائه فی قضیّة محاربة صارت بین أعراب تلک البلاد و بین بعض أولاده الذی هو الآن حاکم بها. انتهى.

و ذکره بجمل الثناء علیه السید الجزائری فی الأنوار النعمانیّة «1».

یروی عن المترجم له الشیخ حسین بن محیی الدین بن عبد اللطیف بن أبی جامع، و یروی هو عن الشیخ علیّ زین الدین سبط الشهید الثانی کما فی المستدرک (3/406، 408).