اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۹ خرداد ۱۴۰۳

شرح حال شیخ حر عاملى

متن فارسی

محمّد پسر حسن پسر على پسر محمّد حسین پسر عبد السّلام پسر عبد المطلب پسر على پسر عبد الرسول پسر جعفر پسر عبد ربه پسر عبد اللّه پسر مرتضى پسر صدر- الدین پسر نور دین پسر مصدق پسر حجازى پسر عبد الواحد پسر میرزا شمس الدین پسر میرزا حبیب اللّه پسر على پسر معصوم پسر موسى پسر جعفر پسر حسن پسر فخر الدین پسر عبد السّلام پسر حسین پسر نور الدین پسر محمّد پسر على پسر یوسف پسر مرتضى پسر حجازى پسر محمّد پسر باکیر پسر حر ریاحى که در رکاب حسین بن على علیه السّلام فرزند شهید پیامبر در روز عاشورا بشهادت رسید.

این حر شهید، که عصر روز عاشورا در کنار امام بزرگوارمان به شهادت رسید، مؤسس شرافت بزرگى در میان خاندان مکرم خود گردید، خاندانى که بزرگان دین و اساطین مذهب و استادان سخن و پیشوایان تفکر و نوابغ سخنورى و نویسندگى و فقهاى ماهر و ائمه حدیث و حاملان فضل و ادب و سرایندگان شعر را در خود جمع کرده است. و در این میان، شیخ حر- که مورد بررسى ما است- از همه این بزرگان مشهورتر است، که آثارش، هرگز از یاد نمی‌رود و زمانه کسى چنو فاضل را تقدیم بشریت نکرد، و همیشه آثار و نعمتهاى جاویدانش در بین همه امت اسلامى اثر گذاشته است.

از مهمترین آثار او، کتاب «وسائل الشیعه» را با آن مجلدات ضخیمى که دارد، نام می‌بریم، که پیوسته گردونه آسیاب شریعت است، که از مآخذ یگانه علماى دین است. و هرگاه کتاب بزرگ و مهم مستدرک شیخ حجت نورى «1» را در جنب این کتاب قرار دهیم، باید تعبیر «دو اقیانوسى که بهم رسیده‌اند» را با آنها بدهیم «1». و هیچ فقیهى نیست که پیش از دادن فتوا، به این دو کتاب مراجعه نکند.

آرى این اهل نظر و استنباط هستند، که اسانید این دو کتاب را همواره پیش‏روى دارند، و شما در کتب معاجم، هیچ شرح احوالى از شیخ حر نمی‌خوانید، مگر آنکه با عبارات تکریم و احترام کتاب وسائل الشیعه وى مواجه می‌شوید، چنانکه برادرش علامه صالح در تفریظ او چه نیکو سروده است:
این کتابى است که در دین، مقام بس شامخ دارد. و دیگر کتب و اخبار در جنب او، در مراتب فرودین قرار دارند.
مانند آفتاب، در فضاى دلها نور هدایت می‌پاشد. و از دیدگان ما، حجابها را یکسو می‌راند.
این صراط هدایتى است، که رهرو آن هرگز گمراه نمی‌شود، بلکه برمراتب خود می‌افزاید.
هرگاه این دین ما حق است، براستى که این کتاب مورد تبعیت و مراجعه علماء و وسیله رسیدن به درجات بالا است.

پس این شیخ بزرگوار، برتاج روزگار همچون گوهرى می‌درخشد، و برپیشانى فضیلت همچو نورى پرتو می‌افشاند. هرچه در کنه آثار او فرو روى از هر مایه‌اى بهره می‌گیرى. و هر هنرى را می‌شناسى. عبارتهاى مدح و ستایش، از توصیف او ناتوان است، گوئى که پیکر رساى علم و تبلور کامل ادب است، کمال بارز در شخصیت او نمایان است. از آثار او، یکى تدوین احادیث ائمه اهل بیت علیهم السّلام است، که در مجلدات بسیارى فراهم آمده، و تألیفاتش در اثبات امامت و نشر فضائل و ستایش اهل بیت علیهم السّلام، و در گردآورى احکام و حکم و جمع و تدوین اشعارى که در مدح آنان آمده می‌باشد. و همواره در بوته مدح اهلبیت علیهم السّلام، بهترین گوهرها را می‌ریخته، و بیهوده نیست که کتابهاى استوارش، نام او را جاوید نگاه داشته‌اند

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 444

متن عربی

الشاعر

محمد بن الحسن بن علی بن محمد الحسین بن عبد السلام بن عبد المطلب بن علی بن عبد الرسول بن جعفر بن عبد ربّه بن عبد اللَّه بن مرتضى بن صدر الدین بن نور الدین بن صادق بن حجازی بن عبد الواحد ابن المیرزا شمس الدین ابن المیرزا حبیب اللَّه بن علی بن معصوم بن موسى بن جعفر بن الحسن بن فخر الدین بن عبد السلام بن الحسین بن نور الدین بن محمد بن علی بن یوسف بن مرتضى بن حجازی بن محمد بن باکیر بن الحرّ الریاحی المستشهد أمام الإمام السبط الشهید یوم الطفّ سلام اللَّه علیه و على أصحابه.

هذا الحرُّ الشهید فی الطفّ یوم الإمام السبط الطاهر هو مؤسّس الشرف الباذخ لآله الأکارم، الذین فیهم أعلام الدین، و أساطین المذهب، و صیارفة الکلام، و قادة الفکر، و نوابغ الخطابة و الکتابة، و مهرة الفقه، و أئمّة الحدیث، و حملة الفضل و الأدب، و صاغة القریض، و أشهرهم فی تلکم الفضائل کلّها شیخنا المترجم له الذی لا تُنسى مآثره، و لا یأتی الزمان على حلقات فضله الکثار، فلا تزال متواصلة العُرى ما دام لأیادیه المشکورة عند الأُمّة جمعاء أثرٌ خالد، و إنَّ من أعظمها کتاب وسائل الشیعة فی مجلّداتها الضخمة التی تدور علیها رحى الشریعة، و هو المصدر الفذّ لفتاوی علماء الطائفة، و إذا ضمّ إلیه مستدرکه الضخم الفخم لشیخنا الحجّة النوری المناهز لأصله کمّا و کیفاً فمرج البحرین یلتقیان، و کان غیر واحد من المحقّقین لا یُصدر الفتیا إلّا بعد مراجعة الکتابین معاً. نعم؛ لأهل الاستنباط النظر فی أسانید ما حواه الکتابان من الأحادیث، و أنت لا تقرأ فی المعاجم ترجمةً لشیخنا الحرِّ إلّا و تجد جمل الثناء على

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 444

کتابه الحافل وسائل الشیعة مبثوثة فیها، و قد أحسن و أجاد أخوه العلّامة الصالح فی تقریظه بقوله:

هذا کتابٌ علا فی الدین رتبتُه             قد قصّرتْ دونها الأخبارُ و الکتبُ‏

ینیرُ کالشمسِ فی جوِّ القلوبِ هدىً             فتنتحی منه عن أبصارِنا الحجبُ‏

هذا صراطُ الهدى ما ضلّ سالکُه             إلى المقامةِ بل تسمو به الرتبُ‏

إن کان ذا الدین حقّا فهو متّبعٌ             حقّا إلى درجاتِ المنتهى سببُ‏

 

فشیخنا المترجم له درّةٌ على تاج الزمن، و غرّةٌ على جبهة الفضیلة، متى استکنهته تجد له فی کلِّ قِدر مِغرفة، و بکلِّ فنّ معرفة، و لقد تقاصرت عنه جمل المدح، و زُمر الثناء، فکأنَّه عاد جثمان العلم، و هیکل الأدب، و شخصیّة الکمال البارزة، و إنَّ من آثاره أو من مآثره تدوینه لأحادیث أئمة أهل البیت علیهم السلام فی مجلّدات کثیرة، و تألیفه لهم بإثبات إمامتهم، و نشر فضائلهم، و الإشادة بذکرهم، و جمع شتات أحکامهم و حِکمهم، و نظم عقود القریض فی إطرائهم، و إفراغ سبائک المدح فی بوتقة الثناء علیهم، و لقد أبقت له الذکر الخالد کتبه القیّمة