اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

شهوت‌رانی، مانع از شرکت در جهاد شد

متن فارسی

اخبار تاریخی‌یى که از وى در دست می‌باشد بعضى بر نابخردى و بد فکرى و سستی رأیش دلالت می‌نماید. و برخى نشان می‌دهد با امیر المؤمنین على (ع) بد بوده و از وى نفرت داشته و جانب دار و دسته تجاوز کار اموى را می‌گرفته است. بنابر این، نظرش در باره هیچ یک از طرفین، خواه على (ع) و یارانش و خواه دار و دسته امویان، حجت و صائب نیست.

نمونه‌اى از اخبار نوع اول خبرى است حاکى از این سخنش: «از پیامبر خدا (ص) گذشته هیچکس به اندازه من به نعمت همبسترى دست نیافته است» «1» از حرفش چنین بر می‌آید که مردى شهوانى بوده و سر و کارى و اشتغال و تمایلى جز به شهوت نداشته است. و از سست رأیى و نابخردیش این که پیامبر خدا (ص) را مثل خود پنداشته حتى شهوانی‌تر از خویش، و ندانسته که ملکات رسول خدا و نیروهاى آن رسالت ‏آور، در تعادل و موازنه بوده و هر یک از قوایش در نهایت اعتدال و بر میزانى ثابت و مرکز دائره را میمانسته که همه خطوط نیروهایش برابرند و در یکجا متمرکز. و به همین لحاظ هر گاه حضرتش می‌خواسته افتخار جوید به همه ملکاتش مباهات می‌ورزیده نه به یک یا چند یا چون پسر عمر به قوه شهوتش.

آن که فقط به قوه شهوتش افتخار می‌نماید و دیگر ملکات را ندیده یا نبوده می‌انگارد. از سست رائى و ضعف عقل خویش پرده بر می‌گیرد. پدرش – عمر بن خطاب- با التفات به همین شهوت گرائى بود که چون اجازه شرکت در جهاد خارجى خواست نپذیرفت و گفت: «آى پسرم! من از این نگرانم که مرتکب زنا شوى!» «1» پسر عمر که از ترس لغزیدنش به پرتگاه زنا و شهوترانى او را از افتخار شرکت در جهاد خارجى باز دارند چه ارزش و اعتبار دینى می‌تواند داشته باشد!

پسر عمر بسیار جسارت ورزیده که خود را شبیه پیامبر گرامى و عظیم الشأن انگاشته است. آرى، حق داشت خود را به پدرش تشبیه نماید- و هر که به پدر تشابه جوید ستم نکرده باشد- چون حرف پر ارزشى راجع به ازدواج زده که نشانه شهوت گرائى و قوت شهوانى او است.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏10، ص: 54

متن عربی

 و له أخبار تنمّ عن ضئولة رأیه و سخافة فکرته، و أخبار تدلّ على مناوأته أمیر المؤمنین علیه السلام و انحیازه عنه، و تحیّزه إلى الفئة الأمویّة الباغیة، فلا حجّة فیما یرتئیه فی أیّ من الفئتین.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏10، ص: 55

 [الفریق الأول‏]:

و من نماذج الفریق الأوّل من أخباره قوله: ما أُعطی أحد بعد رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم من الجماع ما أُعطیت أنا «1»، و هو یُعطینا أنّه رجل شهویّ لا صلة له بغیرها، و من ضعف رأیه أنّه حسب رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم مثله بل أربى منه فی الجماع، جهلًا منه بأنّ ملکات صاحب الرسالة و قواه کلّها کانت متعادلة ثابتة على نقطة المرکز قد تساوت إلیها خطوط الدائرة، فإذا آن له صلى الله علیه و آله و سلم أن یفخر فخر بجمیعها على حدّ واحد، لا کابن عمر شهوة قویّة مهلکة، و عقلیّة ضعیفة یباهی بالجماع و قد ترک غیره، و هی التی کانت تحذّر أباه من أن یأذن له بالجهاد حین استأذنه له فقال: أی بُنیّ إنّی أخاف علیک الزنا «2»، فما قیمة رجل فی مستوى الدین، و هو یُمنع عن مواقف الجهاد حذراً من معرّة شهوته الغالبة، و سقطات شغبه و شبقه؟

نعم؛ کان لابن عمر أن یُشبّه نفسه بأبیه- و من یشابه أبه فما ظلم- إذ له کلمة قیّمة فی النکاح تُعرب عن قوّة شهوته