اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۹ فروردین ۱۴۰۳

شیعه ازدواج با 9 زن را جایز می داند

متن فارسی

امامیه ازدواج با نه زن را جایز می شمارند  و پاسخ آن:
4- ابن حزم اندلسی می گوید: از امامیه کسانی هستند که ازدواج با نه زن را جائز می دانند و برخی از آنها گیاه ” قمری ” را به این دلیل که از خون حسین روئیده شده، خوردنش را حرام می شمرند.
پاسخ- دوست می داشتم این مرد قبل از مراجعه به فقه امامیه در این باره چیزی نمی نوشت تا بداند هیچکدام از شیعیان بدون استثناء با ازدواج بیش از چهار زن موافقت ندارد و ازدواج با نه زن از مختصات پیغمبر اکرم (ص) می دانند و در این امر میان مسلمان شیعه و سنی هیچگونه اختلافی وجود ندارد. اگر این نسبت
کذب محض نبود خواننده را به نام شخص یا کتاب کسانی که ازدواج با نه زن را جایز می دانند، واقف می ساخت، ولی اونه چنین شخصی را می شناسد، نه کتابش را می داند و نه گوشهایش چیزی درباره او شنیده است، این تنها کینه های دیرینه است که او را وا می دارد نسبتی را که نمی تواند به عموم شیعیان بدهد، به پاره ای از آنها وارد آورد. چنانکه دوست می داشتم قبل از اینکه سری به بلاد شیعه بزند و بداند چگونه آنان قمری می کارند و پیوسته با برنج و گندم و بلغور مخلوط کرده ، می خورند، علمای شیعه و عوام آنها از بالا و پائین طبقات مختلف چنین می کنند، قبل از اینکار درباره ” قمری ” چیزی نمی نوشت. گوش احدی نشنیده و به قلب هیچ کسی خطور نکرده و از هیچ محدث یا مورخی یا اهل لغت و فرهنگی یا قصه گوویا حتی سبزی فروشی نقل نشده است که قمری از خون حسین روئیده و قبلا نبوده است.
با این حال اگر او به بلاد شیعه سرکشی کند، و همه این مطالب را با چشم خود به بیند، دست از دروغگوئیش بر نمی دارد، زیرا او در صدد ایجاد نفرت و بد بینی نسبت به شیعه است و هیچکدام از اهل مذهبش هم با دروغهایش موافق نیستند. 
(الغدیر فی الکتاب و السنة والادب ج 3 ص 148)

متن عربی

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 148

4- قال: من الإمامیّة من یجیز نکاح تسع نسوة، و منهم من حرّم الکُرُنْب لأنَّه نبت علی دم الحسین، و لم یکن قبل ذلک. (4/182).

الجواب: کنت أودّ أن لا یکتب هذا الرجل عزوه المختلق فی النکاح قبل مراجعة فقه الإمامیّة، حتی یعلم أنَّهم جمعاء- من غیر استثناء أحد- لا یبیحون نکاح أکثر من أربع، فإنّ النکاح بالتسع من مختصّات النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم و لیس فیه أیّ خلاف بینهم و بین العامّة.

و لولا أنَّ هذه نسبة مائنة إلی بعض الإمامیّة لدلَّ القارئ علیه و نوّه باسمه أو بکتابه، لکنه لم یعرفه و لا قرأ کتابه و لا سمعت أذناه ذکره، غیر أنّ حقده المحتدم أبی إلّا أن یفتری علی بعضهم، حیث لم تسعه الفریة علی الجمیع.

کما کنت أودّ أن لا یُملی عن الکُرُنب حدیثاً یفتری به قبل استطراقه بلاد الشیعة، حتی یجدهم کیف یزرعون الکُرُنب و یستمرءون أکله مزیجاً بمطبوخ الأرز و مقلیّ القمح- البُرغُل- یفعل ذلک علماؤهم و العامّة منهم، و أعالیهم و ساقتهم، و ما سمعت أذنا أحد منهم کلمة حظر عن أحد منهم، و لا نقل عن محدّث، أو مؤرخ، أو لغویّ، أو قصّاص، أو خضروی، بأنَّه نبت علی دم الحسین علیه السلام و لم یکن قبل ذلک.

لکن الرجل لیس بمنتأیً عن الکذب، و إن طرق البلاد و شاهد ذلک کلّه بعینه، لأنّه أراد فی خصوص المقام تشویه سمعة القوم بکذب لا یشارکه فیه أحدٌ من قومه.