logo-samandehi

شیعه کسی است که به معاویه دشنام ندهد

آیا حسین از سه خلیفه و از معاویه تجلیل می کند؟

– ابن عساکر در تاریخش روایتی ثبت کرده است از طریق ابو عمر و زاهد از علی بن محمد صائغ از پدرش می گوید: “حیسن را دیدم که به نمایندگی به دیدن معاویه آمده بود، روز جمعه ای بود و معاویه بر منبر به نطق ایستاده، مردی از آن جماعت به او گفت: امیر المومنین به حسین اجازه بده به منبر بالا رود. معاویه به او گفت: وای بر تو بگذار افتخار جوئی نمایم. آنگاه خدا را سپاس و ستایش برده گفت: ای ابا عبدالله، تو را به خدا قسم می دهم آیا من فرزند بطحاء مکه نیستم؟ گفت: آری به آن که جدم را به حق و مژده رسان برانگیخت. بعد گفت: ای ابا عبد الله تو را به خدا قسم می دهم آیا من خال المومنین نیستم؟ گفت: آری به آن که جدم را به پیامبری برانگیخت. سپس گفت: ای ابا عبد الله تو را به خدا قسم می دهم آیا من کاتب وحی نیستم؟ گفت: آری به آن که جدم را بیم رسان گردانید. در این هنگام معاویه فرود آمد و حسین بن علی به منبر بالا رفته، پس از سپاس خدا سپاس هائی که چنان نه پیشنیان برده بودند و نه نسل های معاصر، فرمود: پدرم از زبان جدم از فرشته وحی از خداى تعالى چنین نقل کرد که زیر جایگاه عرش ورقه اى سبز رنگ است بر آن نوشته: لا اله الّا اللّه، محمد رسول اللّه، اى شیعه آل محمد! هر یک از شما که در دوره قیامت آمده بگوید لا اله الا اللّه، خدا او را وارد بهشت مى سازد. معاویه از او پرسید: ای ابا عبد الله تو را به خدا بگو شیعه آل محمد چه کسانی هستند؟ گفت: کسانی که به شیخین یعنی ابوبکر و عمر دشنام نمی دهند و عثمان را دشنام ندهند و نه پدرم را دشنام دهند و نه تو را ای معاویه دشنام گویند”.

ابن عساکر می گوید: “این حدیثی زشت(و نادرست) است، و به عقیده من سلسله سندش به حسین نمی رسد.” و ما می گوئیم: این دروغی آشکار و واضح است و سندش گسیخته و پاره پاره. و “ابو عمر و زاهد” -از رجال سند این روایت- دروغ سازی است دست آلوده به جنایات و خیانت ها و همان که از تالیف روایات جعلی و ساختگی کتابی در ستایش و مناقب معاویه پرداخته است و در سال 345 مرده. استاد حدیثش علی صائغ نیز به شدت “ضعیف” و سست روایت است چنان که خطیب بغدادی در تاریخش از او همین گونه یاد کرده و دارقطنی او را “ضعیف” خوانده است. پدر وی نیز -که از رجال سند است- ناشناس است و بی ارزش و در طبقه کسانی که از مالک متوفای 179 ه. روایت می کنند. با این وصف چگونه سرورمان حسین بن علی (ع) را که در سال 61هجری به شهادت رسیده درک کرده و چطور معاویه را که در سال 60 ه. مرده دیده است؟ مگر در خواب دیده باشد؟! وانگهی اگر قرار باشد خواب دیده ها را راست پنداریم، مقتضای این افسانه آن است که معاویه از شیعه آل محمد (ص) که خدا به بهشت در می آوردشان نباشد، زیرا او بر امیر المومنین علی (ع) و دو فرزند گرامیش دو امامی که سرور جوانان بهشتی اند لعنت می فرستاده و بر جمعی از اصحاب پاکدامن و عالی مقام، و همین ننگ او را بس. این وضع ننگین او را و فرومایگان اموی را که به تقلیدش بر خاندان پیامبر(ص) لعنت می فرستاده اند و همه کسانی را که چنین گناهی مرتکب گشته اند به یکسان شامل می شود. همچنین به مقتضای آن، مولای متقیان(ع) از شمار این گروه رستگار خارج خواهد گشت، زیرا وی بر معاویه و دار و دسته پست و تبهکارش لعنت می فرستاده است! “سهمگین است سخنی که به زبان می آورند!”

لازمه این روایت ساختگی این است نه تنها کسانی که علیه عثمان فعالیت نمودند و او را به قتل رساندند، بلکه آنان که زبان به انتقاد و اعتراضش گشوده اند از شمار شیعه آل محمد(ص) خارج باشند و ایشان برجسته ترین چهره های امت و اصحاب بزرگ پیامبر(ص) و مهاجران و انصارند، کسانی که از آن جماعت نه فقط شیعه آل محمد(ص) بلکه عادل و راست روشان می دانند. آیا کسی می تواند چنین پنداری به ذهن خویش راه دهد؟! به سخنی کوتاه، درست ترین سخنی که می توان درباره آن روایت مسخره گفت،این است که روایتی بهتان آمیز و دروغ است که ذره ای صحت ندارد و قابل اعتماد و استناد نیست.

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ،ج10،ص161)

 

 

رفتن به بالا