اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۰ آذر ۱۴۰۱

سنت، تنها با فعل پیامبر(ص) ثابت نمی‏ شود، بلکه با رفتار هر فردی ثابت خواهد شد

متن فارسی

پاسخ دیگر به ابن تیمیة
نکته دیگری که در پاسخ ابن تیمیة باید متذکر بود این است که «سنت» طبق عقیده برادران سنی ما تنها با فعل پیامبر اکرم ثابت نمی شود، بلکه با رفتار هر فردی از افراد مسلمین نیز ثابت خواهد شد.
روی این حساب، چه مانعی دارد که امیر المؤمنین علیه السلام کسی باشد که خواندن هزار رکعت نماز را در یک شبانه روز سنت قرار داده باشد؟
چنانکه باجی، سیوطی، سکتواری و دیگران تصریح کرده اند که: «نخستین کسی که نماز «تراویح» «3» را سنت قرار داده عمر بن خطاب بوده که در سال چهاردهم هجری چنین کاری را کرده است «4» و او اول کسی است که مردم را بر انجام نماز تراویح گرد آورده «5» و بجا آوردن نوافل با جماعت در ماه رمضان نیز از بدعت- های اوست «6».
و نیز نخستین کسی که شارب الخمر را هشتاد تازیانه زده، عمر بن خطاب بوده «7» که نظیر این گونه بدعت ها که بعدا نیکو شمرده شده و مورد پیروی قرار گرفته است.»
و گفته حافظ ابو نعیم اصفهانی و خازن و دیگران نیز شاهد دیگری بر عدم انحصار سنت به فعل رسول خدا است، آنان می گویند: نخستین کسی که نماز را برای مسلمانی که «صبرا» «1» کشته شده سنت قرار داده «خبیب بن عدی» انصاری بوده است «2».
گفتار مورخان درباره سنت معاویة در موضوع ارث و دیة دلیل دیگری بر عدم انحصار نسبت به فعل رسول خدا طبق عقیده آنان است، آنان می گویند: این کار معاویة خلاف سنت پیامبر اکرم و خلفاء چهارگانه بعد از آن حضرت است که آنان چون راه پیامبر اکرم را پیروی می کردند، روش آنان به نام «سنت خلفاء» معروف و مورد پیروی قرار گرفته است «3».
و نیز عمل عمر بن عبد العزیز در مورد سنت قرار دادن رسم تبریک در عیدها دلیل دیگری بر عدم انحصار سنت به فعل رسول خدا است «4».
مگر از پیامبر اسلام به طریق صحیح نیامده است: بر شما باد عمل کردن به- سنتم و سنت خلفاء راشدین هدایت یافته؟! «5».
و اگر رسیده چرا آن را اختصاص به سنتهای خلفای منهای علی می دهید و از شمول آن نسبت به سنتهای امیر المؤمنین علیه السلام منع می نمائید؟!

  الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 51

متن عربی

علی أنَّ ثبوت السنّة عند القوم لا یستلزم فعل النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم فحسب؛ بل هی تثبت بفعل أیّ أحد سنَّ سنّة من أفراد الأمّة، فلیکن أمیر المؤمنین علیه السلام أوّل من سنَّ صلاة ألف رکعة فی الیوم و اللیلة، کما نصَّ الباجی و السیوطی و السکتواری و غیرهم، علی أنَّ أوّل من سنَّ التراویح عمر بن الخطاب رضی الله عنه سنة أربع عشرة «4»، و علی أنَّ أوّل من جمع الناس علی التراویح عمر «5»، و علی أنَّ إقامة النوافل بالجماعات فی شهر رمضان من محدثات عمر رضی الله عنه، و أنَّها بدعة حسنة «6»، و علی أنَّ أوّل من جلد فی الخمر ثمانین عمر رضی الله عنه «7». و أمثال ذلک بکثیر ممّا سنّه عمر بن الخطاب و صُیِّر بدعة حسنة، و سنّة متّبعة.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 51

و کما قال الحافظ أبو نعیم الأصبهانی و الخازن و غیرهما، من أنَّ أوّل من سنَّ لکلّ مسلم قُتل صبراً الصلاة خبیب بن عدیّ الأنصاری. حلیة الأولیاء (1/113)، تفسیر الخازن «1» (1/141).

و کما قال المؤرِّخون فیما سنَّ معاویة بن أبی سفیان فی الإرث و الدیة خلاف سنّة رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم و الخلفاء الأربعة من بعده صلی الله علیه و آله و سلم، و أنَّه یُسمّی بسنّة الخلفاء لاتِّباعهم أثره بعده و اتِّخاذهم ذلک سنّةً. البدایة و النهایة «2» (9/232 و 8/139).

و کما أُخذت سنّة التبریک فی الأعیاد من عمر بن عبد العزیز، کما قاله الحافظ ابن عساکر فی تاریخه «3» (2/365).

و هلّا

صحّ عن رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم من قوله: «علیکم بسنّتی و سنّة الخلفاء الراشدین المهدیّین» «4»

، أو صحَّ ذلک غیر أنّ بینه و بین علیّ أمیر المؤمنین حُجزاً و حُدُداً یخصّانه بغیره؟

و لدفع مزعمة ابن تیمیّة هذه و من لفَّ لفَّه، ألّف الشیخ محمد عبد الحیّ الحنفی رسالةً أسماها ب: إقامة الحجّة علی أنّ الإکثار فی التعبّد لیس ببدعة، و ذکر جماعة من الصحابة و التابعین الذین اجتهدوا فی العبادة و صرفوا فیها أعمارهم، و الرسالة فیها فوائد جمّة لا یُستهان بها، طبعت بالهند سنة (1311).

قال فی (ص 18): خلاصة المرام فی هذا المقام، و هو الذی أختاره تبعاً للعلماء الکرام: أنّ قیام اللیل کلّه، و قراءة القرآن فی یوم و لیلة مرّة أو مرّات، و أداء ألف رکعة

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 52

أو أزید من ذلک، و نحو ذلک من المجاهدات و الریاضات لیس ببدعة، و لیس بمنهیٍّ عنه فی الشرع، بل هو أمر حسنٌ مرغوب إلیه.. إلخ.

و أمّا دعوی عدم الإمکان فمنشؤها تثاقل الطبع و الکسل عن الإکثار من العبادة، فإنّ من لم یتنشّط فی کلّ عمره لأمثال ذلک، البعید عن عمل العاملین و عادات العبّاد یحسب خروج ذلک عن حیّز الإمکان، لکن من تذوّق حلاوة الطاعة و لذّة العبادة یری أمثال هذه من العادیّات المطّردة.