اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۹ خرداد ۱۴۰۳

عبد المسیح انطاکی مصری

متن فارسی

یکی از مسیحیان متاخر که علی (ع) را مدح گفته اند عبد المسیح انطاکی مصری در قصیده علوی مبارک است در 5595 بیت ازجمله در صفحه 547. در این باره گوید:

– مرتضی را بعد از پیامبر به عقیده اهل یقین مقامی بی نهایت بلند است.

– دانشمندان آن مقام را میشناسند و دادگران انصاف میورزند، نادانها، مسرف و کافران نسبت به آن اختفاء میکنند.

– در این امر اجماع بلا خلاف در مذهب از نواحی مختلف موجود است.

– اگر اسلام بدان اعتراف کند جای شگفتی نیست که از آغاز وحی، اسلام میدانست.

– و هر گاه بخواهی تو گروه و مسلمین را اعلام کند، قبل از این صاحب رسالت آنرا اعلام کرده است.

– بلکه این پذیرش به غیر مسلمین سرایت کرده آنها نیز متوجه حق گزاری علی شده اند.

– حتی طرفداران فلسفه مادی از مقام علی در شگفتند و بزرگواریش آنانرا بیشتر به تعجب آورده.

– در میان مردم زمین مدح او تکرار میشود و توصیف و تشبیهات نعز در این مورد صادق آمده.

– همچنین دل مسیحیان شیفته حب علی است و بدوستی اش سرود خوانی میکنند.

– از آنها درهر محفلی که نامش بمیان آید جز مدح غرای او را نمیشنوی.

– نزدکشیشهای مسیحی در میان کلیساها و راهبان آنها در پناه دیرها برو.

– تا محبت آمیخته باحترام او را بیابی که به دلهای آنها نشسته و با او عشق میورزند.

– شما دلیران دیلم رابنگرید وقتی در بحران جنگ فرو میروند و ترکها را در هر جنگی.

– می بینی همه به مرتضی پناه میبرند و تصویر زیبای او را بر شمشیرهای خود نقش میکنند. و ایمان دارند هر گاه شمشیر خود را به تصویر او مرصع کنند پیروزی آنان تضمین خواهد شد.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 21 و 22

متن عربی

و ممّن مدحه علیه السلام من متأخِّری النصارى عبد المسیح الأنطاکی المصری، بقصیدته العلویّة المبارکة ذات (5595) بیتاً، و منها قوله (ص 547) فیما نحن فیه:

للمرتضى رتبةٌ بعد الرسولِ لدى             أهلِ الیقین تناهت فی تعالیها

ذو العلمِ یعرفُها ذو العدلِ ینصِفُها             ذو الجهل یَسرِفها ذو الکفر یکمیها «1»

و إنّ فی ذاک إجماعاً بغیر خلا             فٍ فی المذاهب مع شتّى مناحیها

و إن أقرّ بها الإسلامُ لا عجبٌ             فإنّه منذُ بدءِ الوحی داریها

و إن تنادى جموعُ المسلمین بها             فقد وعت قدرَها من هدی هادیها

بل جاوزتهم إلى الأغیارِ فانصرفتْ             نفوسهم نحوها بالحمدِ تُطریها

و ذی فلاسفةُ الجحّادِ مُعجبةٌ             بها و قد أکبرت عجباً تسامیها

و ردّدتْ بین أهل الأرض مِدحتَها             فیه و قد صدقت وصفاً و تشبیها

کذا النصارى بحبّ المرتضى شُغِفَتْ             ألبابُها و شَدت فیهِ أغانیها

فلستَ تسمعُ منها غیر مدحته ال             غرّاءِ ما ذَکَرَتهُ فی نوادیها

فارجع لقُسّانها بین الکنائس مع             رُهبانِها و هی فی الأدیار تأویها

تَجدْ محبّتهُ بالاحترامِ أتتْ             نفوسُها و له أبدت تَصبّیها

و انظر إلى الدیلمِ الشُجعانِ خائضةَ ال             حروب و الترکِ فی شتّى مغازیها

تُلفِ استعاذتَها بالمرتضى و لَقَد             زانت بصورته الحسنا مواضیها

 

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 22

و آمنت أنّ ترصیعَ السیوف بصو             رةِ الوصیِّ یُنیلُ النصر مُنضیها