اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۱ خرداد ۱۴۰۳

عثمان وظیفه دفاع را از دوش حامیانش برمی دارد

متن فارسی

عثمان وظیفه دفاع را از حامیانش بر می دارد !

7/ طبری روایت ” شعیبی ” دیگری به این مضمون آورده است : می گویند : چون از حج بازگشت خبر آورد که حاجیان به قصد مصریان و هوادارانشان حرکت کرده اند و تصمیم دارند (ثواب) سرکوبی مصریان را به حج خویش بیفزایند . وقتی این خبر با خبر بسیج و حرکت مردم شهرستانها به ایشان (یعنی مخالفان انقلابی که در مدینه اجتماع و خانه عثمان را محاصره کرده اند) رسید شیطان در دلشان وسوسه کرد تا با خود گفتند : ما را از آنچه بدان گرفتار شده ایم هیچ چیزنجات نمی دهد جز کشتن این شخص (یعنی عثمان) تا مردم به این حادثه سرگرم شوند و از ما دست بدارند . و چنان شد که برای نجات خویش جز به کشتن عثمان به هیچ چیز امید نداشتند. پس به در خانه عثمان حمله آوردند. لکن حسن (بن علی) و عبد الله بن زبیر و محمد بن طلحه و مروان بن حکم و سعید بن عاص و دیگر صحابی زادگانی که با آنان بودند به جلوگیری پرداختند و با آنها درگیر شدند. در این هنگام عثمان بانگ بر آورد که خدای را خدای را وظیفه دفاع و یاریم را از عهده شما برداشتم اما آنان نپذیرفتند . پس در خانه را بگشود و در حالیکه شمشیر و سپری به دست داشت بیرون آمد تا آنان را براند. وقتی چشمشان به او افتاد اهالی بصره روی برتافتند و آن جماعت بر آنها تاختن گرفتند و براندندشان تا عقب نشستند، و کار بر هر دو طرف سخت گشت . عثمان اصحاب را قسم داد که به خانه در آیند، اما آنان حاضر نشدند که دست بردارند. بعد وارد خانه شدند و درب خانه به روی مصریان بسته شد. مغیره بن اخنیس بن شریق آن سال جزو حاجیان بود، بعد با عده ای که همراهش بودند شتاب نمود تا پیش از کشته شدن عثمان به مدینه رسید و در درگیری حضور داشت. آن روز او هم وارد خانه شد و پشت در خانه سنگر گرفت.

و گفت : ما که امروز می توانیم از تو تا پای جان دفاع کنیم اگر دفاع نکنیم جواب خدا را چه بدهیم. عثمان در آن ایام رو به قرآن نهاده بود و در حالی که قرآن در کنارش نهاده بود نماز می گزارد، و چون خسته می شد نشسته قرآن می خواند – و مسلمانان خواندن قرآن را نوعی عبادت می دانستند – و کسانی که از او دفاع می کردند بین او و درب خانه حایل بودند. چون مصریان دیدند هیچکس از دسترسی آنان به در خانه جلوگیری نمی کند و ضمنا وارد خانه هم نمی توانند شد آتشی آورده درب خانه و سایه بانی را که متصل به آن بود آتش زدند تا شعله ور گشت و سایه بان بر در فرود آمد و بر کسانی که در خانه بودند درگرفت – و عثمان در نماز بود – تا آمده راه بر ایشان بستند و نخستین کسی که رجز خوان به نبرد پیش آمد مغیره بن اخنس بود. حسن بن علی در حالیکه این سرود رزمی را می خواند به نبرد بیرون آمد : (نه دینشان دین من است و نه من از ایشانم — تا آنگه که سرفرازانه از دنیا در گذرم) محمد بن طلحه و سعید بن عاص نیز در حالیکه سرود رزمی می خواندند به نبرد آمدند . آخرین کسی که از خانه بیرون آمد عبد الله بن زبیر بود. عثمان او را همراه سفارشنامه و مطالبی نزد پدرش فرستاد و در آن به وی دستور داد نزد کسانی که در خانه بودند رفته بگوید روانه خانه خویش شوند . به همین جهت عبد الله بن زبیر آخر از همه بیرون آمد، و هنوز ادعا دارد که آن سفارشنامه را از عثمان دریافت کرده و چنین ماموریتی یافته و برای مردم از آخرین حوادث و لحظات مرگ عثمان داستان می کند .

( الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 9 ص 317 )

متن عربی

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 317

 

7- و أخرج «1» (ص 128) بالإسناد الشعیبی:

قالوا: فلمّا بویع الناس السابق «2» فقدم بالسلامة فأخبرهم من الموسم أنّهم یریدون جمیعاً المصریّین و أشیاعهم، و أنّهم یریدون أن یجمعوا ذلک إلی حجّهم، فلمّا أتاهم ذلک مع ما بلغهم من نفور أهل الأمصار أعلقهم الشیطان و قالوا: لا یخرجنا ممّا وقعنا فیه إلّا قتل هذا الرجل، فیشتغل بذلک الناس عنّا، و لم یبق خصلة یرجون بها النجاة إلّا قتله، فراموا الباب فمنعهم من ذلک الحسن و ابن الزبیر و محمد بن طلحة و مروان بن الحکم و سعید بن العاص و من کان من أبناء الصحابة أقام معهم، و اجتلدوا فناداهم عثمان: اللَّه اللَّه أنتم فی حلٍّ من نصرتی، فأبوا، ففتح الباب و خرج و معه الترس و السیف لینهنههم، فلمّا رأوه أدبر البصریّون و رکبهم هؤلاء و نهنههم فتراجعوا و عظم علی الفریقین، و أقسم علی الصحابة لیدخلُنّ فأبوا أن ینصرفوا، فدخلوا فأغلق الباب دون المصریّین، و قد کان المغیرة بن الأخنس بن شریق فیمن حجّ ثمّ تعجّل فی نفر حجّوا معه، فأدرک عثمان قبل أن یُقتل و شهد المناوشة و دخل الدار فیمن دخل و جلس علی الباب من داخل، و قال: ما عذرنا عند اللَّه إن ترکناک و نحن نستطیع ألّا ندعهم حتی نموت؟ فاتّخذ عثمان تلک الأیّام القرآن نحباً یصلّی و عنده المصحف فإذا أعیا جلس فقرأ فیه، و کانوا یرون القراءة فی المصحف من العبادة، و کان القوم الذین کفکفهم بینه و بین الباب، فلمّا بقی المصریّون لا یمنعهم أحد من الباب و لا یقدرون علی الدخول جاءوا بنار فأحرقوا الباب و السقیفة، فتأجّج

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 318

الباب و السقیفة، حتی إذا احترق الخشب خرّت السقیفة علی الباب، فثار أهل الدار و عثمان یصلّی حتی منعوهم الدخول، و کان أوّل من برز لهم المغیرة بن الأخنس و هو یرتجز:

قد علمت جاریةٌ عُطبولُ             ذاتُ وشاح و لها جدیلُ

أنّی بنصلِ السیفِ خنشلیلُ             لأَمنَعنَّ منکمُ خلیلی

بصارم لیس بذی فلولِ

و خرج الحسن بن علی و هو یقول:

لا دینهم دینی و لا أنا منهمُ             حتی أسیر إلی طمارِ شمام

و خرج محمد بن طلحة و هو یقول:

نا ابن من حامی علیه باحد             و ردَّ أحزاباً علی رغم معد

و خرج سعید بن العاص و هو یقول:

صبرنا غداة الدار و الموتُ واقبُ             بأسیافنا دون ابن أروی نُضاربُ

و کنّا غداة الروع فی الدار نصرةً             نُشافههم بالضرب و الموت ثاقبُ

فکان آخر من خرج عبد اللَّه بن الزبیر، أمره عثمان أن یصیر إلی أبیه فی وصیّة بما أراد و أمره أن یأتی أهل الدار فیأمرهم بالانصراف إلی منازلهم، فخرج عبد اللَّه بن الزبیر آخرهم فما زال یدّعی و یحدّث الناس عن عثمان بآخر ما مات علیه.