اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۰ خرداد ۱۴۰۳

عجایب، غرایب و کرامات ساختگی و جعلی

متن فارسی

” عید روسی ” در ” النور السافر ” ص 85 نوشته است: ” بدانید که کرامات اولیا حق است و دلایل عقلی و نقلی بر آن داریم. اما شواهد نقلی همان است که در قرآن و از پیغمبر صلی الله علیه و اله نقل شده و آن سر گذشت مریم و جریح و دیگران است که پیغمبر نبوده اند و بدست آنها آن کرامات واقع شده است.  روایت شده است که عمر صدیق رضی الله عنه به هنگام مرگ به زنش که حامله بود، گفت که دختری بزاید و او زایید.  از فاروق رضی الله عنه آن قصه مشهور را نقل کرده اند.  از ذو النون رضی الله عنه نقل کرده اند که مردی را که به یک زن بیگانه نگاه کرده بود تذکر داد و او را فهمانید.  از مرتضی رضی الله عنه نقل کرده اند که غلام سیاهی که دستش بریده شده بود، امر کرد تا دستش به حال اول بر گردد و برگشت.  و اما کراماتی که از اولیای خدای تعالی نقل کرده اند، جدا زیاد است.  از آن جمله گفته اند که بعضی اولیا به کوه می گفتند: حرکت و کوه حرکت می کرد. و می گفتند: آرام کوه ثابت می ماند.  هم چنین ذو النون مصری به سریر گفته بود: خانه خدا را طواف کن. او فورا طواف کرده و باز گشته بود و جوانی که آنجا حاضر بود، صحیحه ای زده و مرده بود “.
این بود نمونه هایی از کرامات یا اسطوره ها و چیزهای دروغ و خرافی که در کتابهای ” حلیه الاولیاء ” ابی نعیم، ” تاریخ بغداد ” خطیب، ” صفه الصفوه ” ابن جوزی،و ” منتظم ” او، ” مناقب احمد بن حنبل “، ” تاریخ شام ” ابن عساکر  ” تاریخ ” ابن خلکان، ” البدایه و النهایه ” ابن کثیر، ” طبقات الشافعیه ” سبکی، ” مناقب ابو حنیفه ” خوارزمی، ” مناقب ابو حنیفه ” کردوی، ” شذرات الذهب ” ” مرآه الجنان ” ” روض الریاحین “، ” الکواکب الدریه “، ” الروض الفایق ” ” طبقات الکبری ” شعرانی، ” تنبیه المغترین ” او، ” الفتح الربانی و الفیض الرحمانی ” ” انیس الجلیس ” سیوطی، ” شرح الصدور ” او، ” لطایف المنن و الاخلاق و بهجه الاسرار ” شیخ نور الدین شافعی، ” قلائد الجوهر ” شیخ محمد حنبلی ” مشارق الانوار ” ” النور السافر “، ” تفریح الخاطر “، ” عمده التحقیق ” و بسیاری از کتابهای تاریخ و معاجم و تراجم که آکنده از خوارق عادات و کرامات هستند ضبط شده است.
(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 11 ص 250)

متن عربی

100- عجائب و غرائب

قال العیدروسی فی النور السافر «3» (ص 85): اعلم أنَّ کرامات الأولیاء حقٌّ، و الدلیل علی وقوعها موجود من المنقول و المعقول. أمّا المنقول فهو ما ثبت فی القرآن العزیز فصحَّ عن النبیّ صلی الله علیه و آله و سلم من قصّة مریم و جریج و غیرهم الذین لیسوا أنبیاء و وقعت علی أیدیهم.

و ما روی عن الصدّیق رضی الله عنه و کان أخبر عند موته امرأته تلد بنتاً، و کانت إذ ذاک حاملًا.

و عن الفاروق رضی الله عنه فی قصّة ساریة المشهورة.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 11، ص: 250

و عن ذی النورین رضی الله عنه فی الرجل الذی دخل علیه و قد نظر إلی امرأة أجنبیّة فکاشفه بذلک.

و عن المرتضی رضی الله عنه فی الأسود الذی قطع یده ثم ردّها مکانها فعادت کما کانت.

و أمّا ما نقل من ذلک عن أولیاء اللَّه تعالی فکثیرٌ جدّا. من ذلک ما وقع لبعض الأولیاء و هو علی جبل فقال: إنَّ من أولیاء اللَّه من إذا قال لهذا الجبل: تحرّک، لتحرّک. فتحرّک الجبل من قوله، فقال له: اسکن إنّما ضربت بک مثلًا.

و کما قال ذو النون المصریّ للسریر: طف بالبیت. فطاف ثم عاد إلی مکانه. و کان هناک شابّ فصاح الشابّ حتی مات. الکلام.

هذه مائة کرامة أو أُسطورة أو أُکذوبة أو قصص خرافة إلی مئات لِداتها من الخوارق و القصص المبثوثة فی حلیة الأولیاء لأبی نعیم، و تاریخ بغداد للخطیب، و صفة الصفوة لابن الجوزی، و المنتظم له، و مناقب أحمد بن حنبل له، و تاریخ الشام لابن عساکر، و تاریخ ابن خلّکان، و البدایة و النهایة لابن کثیر، و طبقات الشافعیّة للسبکی، و مناقب أبی حنیفة للخوارزمی، و مناقب أبی حنیفة للکردری، و شذرات الذهب، و مرآة الجنان، و روض الریاحین، و الکواکب الدرّیة، و الروض الفائق، و الطبقات الکبری للشعرانی، و تنبیه المغترّین له، و الفتح الربّانی و الفیض الرحمانی، و أنیس الجلیس للسیوطی، و شرح الصدور له، و لطائف المنن و الأخلاق، و بهجة الأسرار للشیخ نور الدین الشافعی، و قلائد الجواهر للشیخ محمد الحنبلی، و مشارق الأنوار، و النور السافر، و تفریح الخاطر، و عمدة التحقیق. إلی تآلیف کثیرة من کتب التاریخ و معاجم التراجم المشحونة بالمخاریق و الطامّات.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 11، ص: 251