اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۹ خرداد ۱۴۰۳

علمای قرن نهم که واقعه غدیر را نقل کرده‌اند

متن فارسی

275- حافظ علىّ بن ابى بکر بن سلیمان- ابو الحسن هیثمى- قاهرى- شافعى- در سال 735 متولد و در 807 وفات یافته، سخاوى در جلد 5 «الضؤ اللّامع» ص 200- 203 شرح حال او را ثبت و استادان او را تعداد و تألیفاتش را ذکر و نسبت باو بسیار ستایش نموده، و از قول: تقىّ فاسى نقل نموده که: نامبرده (حافظ هیثمى) نسبت به متن حدیث و آثار، حفظ بسیار داشته و عالمى نیکو و با صلاحیّت بوده، و اقفهسى «1» گفته: نامبرده، پیشوائى بوده عالم و حافظ و زاهد و متواضع و با مودّت و محبّت نسبت بمردم، داراى علاقه به عبادت و تحمّل رنج و مشقت و متصف بورع بود، .. آه … سپس گوید: دیندارى و زهد و ورع و سایر ملکات عالیه او بسیار مورد ستایش واقع شده، بلکه در این جهات مورد اتفاق است، و عبد الحىّ حنبلى در جلد 7 «شذرات» ص 70 از او نام برده و او را ستوده و استادان و تألیفات او را ذکر نموده، نامبرده حدیث غدیر را در کتاب بزرگ خود «مجمع الزواید» بطرق بسیار روایت نموده که جز یک طریق بقیه طرق او صحیح است، قسمتى از روایات بطرق او در صفحات 52 و 55 و 60 و 69 و 70 و 82 و 86 و 88 و 97 و 99 و 102 و 104 و 109 گذشت و حدیث او در باب مناشده بلفظ زاذان و زیاد و زید بن ارقم و أبى الطفیل و همچنین در باب رکبان بطریقى که صحت آن وثقه بودن رجال آن را تصریح نموده خواهد آمد.

276- حافظ ولى الدّین- عبد الرحمن بن محمّد مشهور به «ابن خلدون» حضرمى- اشبیلى- مالکى- (در سال 732 متولّد و در 808 وفات یافته)، صاحب تاریخ مشهور و دایر، محبّى در جلد 4 «الضّوء اللامع» ص 145- 149 در شرح حال او بسط کلام داده و استادان او را در علوم متنوّعه معقول و منقول ذکر نموده و تألیفات او را تعداد و خود و مؤلّفاتش را مورد ستایش قرار داده، نامبرده در مقدّمه تاریخش ص 138 درباره بیان نصّ بر امامت در نزد امامیّه گوید: این موضوع هم آشکار و هم پنهان است، اما آنچه که آشکار است مانند قول (رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله) من کنت مولاه فعلى مولاه، سپس گوید: گفته‌اند که این ولایت شامل و منطبق به احدى نیست مگر درباره على علیه السّلام و به همین جهت عمر گفت: اصبحت مولى کل مؤمن و مؤمنه، سپس به مناقشه در مفاد آن اشاره نموده است.

277- سید شریف جرجانى- علىّ بن محمّد بن على- ابو الحسن حسینى- حنفى- (در سال 816 در شیراز وفات یافته) سخاوى در جلد 5 «الضوء اللامع» ص 238- 330 شرح حالش را ثبت و او را ستوده و گفته: عفیف جرهى در جمله استادانش او را توصیف نموده به: علّامه یگانه عصرش و بى‏همانند روزگارش سلطان العلماء العاملین- افتخار اعاظم المفسّرین .. سپس مراتب ستایش نسبت باو را ذکر و تألیفات او را تعداد و أبو الحسنات در «الفوائد البهیّه» ص 125- 134 در شرح حال او و ذکر استادان او و تألیفاتش و بالاخره در ستایش او بسط کلام داده، نامبرده حدیث غدیر را در شرح «المواقف» روایت کرده بطوریکه در صفحه 24 ذکر شده است.

278- محمّد بن محمّد بن محمود حافظى- بخارى- معروف به (خواجه پارسا) در سال 756 متولد و در 822 وفات یافته- سخاوى در جلد 10 «الضوء اللّامع» ص 20 شرح حال او را ثبت نموده و ابو الحسنات در «فواید» ص 199 او را نام برده و گوید بر علماء عصرش احادیث را قرائت نمود و از حیث مهارت (در قرائت) بر اقران خود برترى یافت و فروع و اصول را تحصیل نمود، و در معقول و منقول تسلّط یافت، فقه را از ابى الطاهر محمّد آموخت .. تا آنجا که گوید: نامبرده داراى تصنیف‏هائى است، از جمله کتاب «الفصول الستّه» و «فصل الخطاب» و کتاب اخیر کتابیست داراى لطف و عظمت و مشتمل است بر حقایق علم لدنّى و متضمن دقایق طریق نقشبندى است، .. اه. و طاشکبرى زاده در جلد 1 «الشقایق» ص 286 شرح حال نامبرده را درج نموده، روایت او در حدیث غدیر نقل از کتابش- «فصل الخطاب» خواهد آمد.

279- ابو عبد اللّه- محمّد بن خلیفه وشتانى- مالکى متوفاى 827 ر 8، روایت او در داستان احتجاج امیر المؤمنین علیه السّلام بحدیث غدیر خم در روز جمل نقل از شرحى که نامبرده بر صحیح مسلم نگاشته خواهد آمد.

280- شمس الدین محمّد بن محمّد بن محمّد- ابو الخیر دمشقى- مقرى- شافعى معروف به (ابن الجزرى) متوفاى 833، شرح حال کامل و وافى از او در جلد 9 «الضّوء اللامع» ص 255- 260 موجود است که ضمن آن استادان او در فقه و در اصول فقه و در حدیث و در معانى و بیان ذکر شده و سخاوى در کتاب مزبور گوید: عدّه‌اى از مشایخ باو اجازه فتوى و تدریس و اقراء داده‌اند، و تصنیفات او را در علوم مختلفه تعداد نموده و آنها را ستوده و از جمله تصنیفات او کتاب «اسنى المطالب فی مناقب على بن ابی طالب علیه السّلام» را ذکر مینماید، و در جلد 1 «الشقائق النعمانیّه» ص 39- 49 و همچنین در حواشى «الفواید البهیه» ص 140 شرح حال مفصلّى از او مذکور است، نامبرده حدیث غدیر را بطرق مختلفه در کتاب مذکور خود «اسنى المطالب» روایت نموده، اشاره به بعضى از طرق نامبرده در صفحات 43 و 45 و 47 و 51 و 53 و 56 و 60 و 62 و 76 و 80 و 86 و 87 و 89 و 93 و 100 و 104 و 106 گذشت و روایت او در احتجاج حضرت صدیقه سلام اللّه علیها به حدیث غدیر خواهد آمد.

281- تقى الدین احمد بن على بن عبد القادر حسینى- قاهرى- مقریزى»  حنفى- متوفاى 845، شرح حال مبسوط و کامل او در جلد 1 «الضوء اللّامع» ص 21- 25 مذکور است و سخاوى ضمن شرح حال او گوید: نامبرده در فنون متعدده وارد شده و در اصول فضایل با اهل آن شریک گشته و با خط پاکیزه و زیبایش بسیار کتابت نموده و کلمات شعر و نثر گفته و در نتیجه تحصیل و تکمیل فنون بطالبین علم سودها رسانیده و مقام نیابت در حکم و داورى را یافته و احکام صادر کرده و چندین بار در قاهره متصدى امور حسبى گشته و در مسجد جامع عمرو خطابه ایراد کرده و در مسجد جامع حاکم امامت نموده، و در جامع مؤیدیّه قرائت حدیث کرده، سپس تألیفات او را تعداد و مورد ستایش قرار داده و گفته که: بخط خود او (مقریزى) خواندم که تصنیفات او از دویست مجلد بزرگ بیشتر است، و استادان او به ششصد تن بالغ گشته!، اشاره بحدیث او (در موضوع داستان غدیر خم) در ص 47 گذشت و در حدیث تهنیت نیز خواهد آمد.

282- قاضى شهاب الدین- احمد بن شمس الدین- عمر، دولت آبادى، متوفاى 849، صاحب «الارشاد» در نحو- و «هدایة السعداء» و «البحر الموّاج». در تفسیر، در جلد 2 «العبقات» صفحه 29- 33 شرح حال کامل و مفصلى از او مذکور است، لفظ او در کلمات پیرامون مفاد حدیث غدیر خم و در نزول آیه سأل سأیل در اطراف قضیه غدیر خواهد آمد.

283- حافظ احمد بن على بن محمّد- ابو الفضل عسقلانى- مصرى- شافعى- معروف به (ابن حجر)- در سال 773 متولد و در 852 وفات یافته- صاحب کتابهاى «الاصابه» و «تهذیب التهذیب»، سخاوى در جلد 2 «الضوء اللّامع» ص 36- 40 در شرح حال او بسط کلام داده و استادان او و تألیفاتش را ذکر و مورد ستایش قرار داده و درباره او گوید: پیشواى پیشوایان، قدماى از علماء به نیروى حفظ و مورد وثوق بودن و امانت و معرفت تامّه و ذهن روشن و درخشان و هوش مفرط و وسعت دامنه علم او در فنون مختلفه شهادت داده‌اند، و استاد او «عراقى» شهادت داده که نامبرده داناترین اصحاب او بحدیث است، و هر یک از دو نفر- تقى فاسى- برهان حلبى گفته‌اند:

همانند او را نیافتیم، و عبد الحى در جلد 7 «شذرات» ص 270- 273 از او نام برده و گوید. در فقه و عربیّت احاطه و تسلّط یافته و حافظ اسلام شده، و سپس در ستایش نسبت باو سخن بدرازا کشانده و تألیفات او را ذکر و آنها را ستوده، اشاره بحدیث او (در موضوع غدیر) در صفحات 40 ر 41 ر 50 ر 56 ر 62 ر 72 ر 76 ر 88 ر 89 ر 91 ر 93100 ر 102 ر 108 ر 109 ر 111 گذشت و در داستان مناشده رحبه و موضوع رکبان خواهد آمد

284- نور الدین على بن محمّد بن احمد- غزّى الاصل- مکى- مالکى- معروف به (ابن صبّاغ- در سال 784 متولد و در 855 وفات یافته- سخاوى از او باجازه روایت میکند و شرح حال او را در جلد 5 «الضوء اللّامع» ص 283 ثبت و استادان او را در فقه و غیره ذکر نموده، سپس گوید: نامبرده داراى مؤلفاتى است، از جمله آنها «الفصول المهمّه لمعرفة الائمّه» با تصریح باینکه: آنها دوازده نفرند، و «العبر فیمن شفّه النظر» .. اه- صفورى در «نزهة المجالس» و شیخ احمد بن عبد القادر شافعى در «ذخیرة المآل» و شبلنجى در «نور الابصار» از کتاب او «الفصول المهمّه» نقل حدیث میکنند، روایت او در باب غدیر خم در صفحات 46 و 57 و 68 و 86 و 89 گذشت و در آیه تبلیغ و حدیث تهنیت خواهد آمد.

285- محمود بن احمد بن موسى بن احمد- قاضى القضاة- بدر الدین- مشهور به عینى «1» حنفى- در سال 762 در مصر متولد و در 855 وفات یافته- در جلد 10 الضوء اللّامع» ص 131- 135 شرح حال او مذکور است، و در آنجا استادان او را در فقه و اصول فقه و حدیث و ادب ذکر نموده و تألیفات او را تعداد و آنها را ستوده و گفته: نامبرده (عینى) حدیث کرد و فتوى داد و تدریس نمود، و تمام پیشوایان از هر مذهب و طبقه یکى پس از دیگرى حدیث را از او گرفتند، بلکه علماء اهل طبقه سوم نیز از او حدیث دریافت داشته‌اند، و من خود یکى از کسانى هستم که مقدارى (از احادیث را) بر او قرائت نمودم، ابن خطیب ناصرى در تاریخش از او نام برده و درباره او گوید: پیشوائى است عالم- فاضل، در فرا گرفتن علوم شرکت نموده، خصوصیات نفسانى- او را محتشم و در خور احترام نموده، داراى مردانگى و عصبیّت و دیانت است، سیوطى در «بغیة الوعاة» ص 386 شرح حال او را ذکر و او را ستوده و استادان و قرائت و تألیفات او را بیان نموده و درباره او گوید: پیشوائى است عالم- بسیار دانا و عارف بعربیّت و تصریف و غیر آنها، ابو الحسنات در «فوائد» ص 207 او را ذکر نموده، اشاره بحدیث او در صفحه 86 گذشت و در آیه تبلیغ نیز لفظ او خواهد آمد.

286- نجم الدّین محمّد بن قاضى عبد اللّه بن عبد الرحمن اذرعىّ (زرعى)- دمشقى- شافعى معروف به (ابن عجلون)- در سال 831 متولّد و در 876 وفات یافته- سخاوى در جلد 8 «الضّوء اللّامع» ص 96 گوید: نامبرده پیشوائى است علّامه و با اتقان و حجّت و ضابط و داراى نیروى درک و فهم نیکو، لکن نیروى حفظ او بهتر است متدیّن و موصوف به عفت و عقل فراوان، سپس استادان قرائت او را در فقه و اصول فقه و حدیث و تفسیر و منطق و عربیّت، ذکر و تصنیفات او را تعداد نموده، عبد الحىّ در جلد 7 «شذرات» خود ص 322 شرح حال او را ثبت و درباره او گوید: او پیشوائى است علّامه، از علماء عصر خود آموخته و تسلّط یافته و ماهر شده بحدى که گروه بیشمارى از او اخذ حدیث کرده و از او آموخته‌اند، در جلد 2 «البدر الطالع» ص 197 نیز شرح حال او موجود است، لفظ او در شعر ابى عبد اللّه شیبانى ضمن ذکر شعراء غدیر خواهد آمد.

287- علاء الدّین- علىّ بن محمّد قوشچى «1» متوفاى 879، بدر الدّین در حواشى «الفوائد البهیّة» ص 214 شرح حال او را ذکر و تألیفات او را بیان و در باره او گوید: نامبرده در علوم ریاضى مهارت یافته، کاتب چلبی در «کشف الظّنون» در مورد ذکر- شرح تجرید او- از او، به: مولاى محقّق- تعبیر نموده و شرح تجرید او را ستوده، و طاشکبرى‏زاده در جلد 1 «الشقایق النعمانیّه» 177- 181 شرح حال او را ثبت و با تعبیر به مولاى فاضل او را ستوده. شوکانى در جلد 1 «البدر الطالع» ص 495 شرح حال او را ثبت نموده، نامبرده حدیث غدیر را در شرح تجریدش ذکر کرده چنانکه در صفحه 28 گذشت.

288- عبد اللّه بن أحمد بن محمّد مشهور به: سید اصیل الدّین حسینى- ایجى- شافعى- مقیم مکّه- متوفاى 883، مورّخ بزرگ غیاث الدّین در تاریخ کبیر «حبیب السیر شرح حال او را ثبت و او را بسیار ستایش نموده و درباره او گوید:

نامبرده بر علماء جهان و بزرگان آدمیان بسبب جلالت و هوشیارى و پارسائى و دین و ورع برترى و تفوّق یافته، کتاب «درج الدّرر- فی- سیرة سیّد البشر» از او است، سخاوى در جلد 5 «الضوء اللّامع» ص 12 او را نام برده و گوید:

او از جمله افاضلى است که در مکّه از من أخذ حدیث نمودند، مضافا بر مراتب دیندارى و فروتنى و قبول قناعت و ادب و نیکوئى خط و ضبط و سایر ملکات و صفات نیکو و پسندیده که در او جمع است، نامبرده شرح حدیث غدیر را که بلفظ؟؟؟ براء بن عازب در حدیث تهنیت روایت شده و خواهد آمد، در کتاب خود «درج الدّرر» ذکر نموده و آنرا از امور کلیه واقعه در حجة الوداع بشمار آورده است.

289- ابو عبد اللّه محمّد بن محمّد بن یوسف حسینى- سنوسى- تلمسانى- متوفاى در سال 895، ملالى شاکرد او کتابى جدا گانه در احوال و سیره و فواید او تألیف نموده و نام آنرا «المواهب القدسیّه فی المناقب السنوسیّه» گذارده، و نسبت باو ستایش بسیار نموده به جلد 1 «معجم المطبوعات» ص 1058 مراجعه نمائید، داستان احتجاج امیر المؤمنین علیه السّلام بر طلحه روز جمل بحدیث غدیر خم نقل از شرحى که او بر صحیح مسلم نوشته خواهد آمد.

290- ابو الخیر فضل اللّه بن روز بهان- فضل اللّه خنجى شیرازى- شافعى- معروف به «خواجه ملّا» سخاوى در جلد 6 «الضوء اللّامع» ص 171 شرح حال او را درج و استادان او را ذکر و گوید: نامبرده در فنونى از عربیّت و معانى و اصلین و جز آنها پیشروى کرده مضافا بر خصلتهاى نفسانى از خوشرفتارى و توجّه .. تا آنکه گوید اطلاع یافتم در سال 97 که در اثر بلاغت و نیک اندیشى منشى دیوان سلطان یعقوب شد، لفظ نامبرده در مورد داستان غدیر نقل از کتابش «ابطال الباطل» در باب سخنان در پیرامون حدیث غدیر خواهد آمد.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 275 – 282

متن عربی

 «القرن التاسع»

275- الحافظ علیُّ بن أبی بکر بن سلیمان، أبو الحسن الهیثمیّ- بالمثلّثة- القاهریّ، الشافعیّ: المولود (735)، و المتوفّى (807).

ترجمه السخاوی فی الضوء اللامع (5/200- 203) و ذکر مشایخه و تآلیفه، و أثنى علیه و أکثر، و حکى عن التقیّ الفاسی أنَّه قال: کان کثیر الحفظ للمتون و الآثار صالحاً خیِّراً، و قال الأقفهسی «2»: کان إماماً عالماً حافظاً زاهداً متواضعاً متودِّداً إلى الناس ذا عبادة و تقشّف و ورع. انتهى.

ثمّ قال: و الثناء على دینه و زهده و ورعه و نحو ذلک کثیر جدّا، بل هو فی ذلک کلمة اتّفاقٍ.

و ذکره عبد الحیّ الحنبلیّ فی شذراته «3» (7/70)، و أثنى علیه، و ذکر مشایخه و تآلیفه.

أخرج حدیث الغدیر فی کتابه الکبیر مجمع الزوائد بطرقٍ کثیرة صحّح غیر واحدٍ منها، مرّ بعضها (ص 22، 25، 27، 33، 34، 41، 43، 45، 51، 53، 54، 56، 59)، و یأتی عنه حدیث المناشدة بلفظ زاذان، و زیاد، و زید بن أرقم، و أبی الطفیل، و حدیث الرکبان، بطریقه الذی صحّحه و قال: رجاله ثِقات.

276- الحافظ ولیُّ الدین عبد الرحمن بن محمد، الشهیر بابن خلدون الحضرمیّ، الإشبیلیّ، المالکیّ: المولود (732)، و المتوفّى (808)، صاحب التاریخ الدائر.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 276

بسط فی ترجمته السخاوی فی ضوئه اللامع (4/145- 149)، و ذکر مشایخه فی العلوم المتنوِّعة معقولًا و منقولًا، و عدّ تآلیفه، و أثنى علیها و علیه.

ذکر فی مقدّمة تاریخه «1» (ص 138) فی بیان النصّ على الإمامة عند الإمامیّة: أنَّه جلیٌّ و خفیٌّ: فالجلیُّ مثل

قوله صلى الله علیه و سلم: «من کنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه». ثمّ قال:

قالوا: و لم تطّرد هذه الولایة إلّا فی علیٍّ،

و لهذا قال عمر: أصبحتَ مولى کلِّ مؤمن و مؤمنة. ثمّ أوعز إلى المناقشة فی مفاده.

277- السیّد الشریف الجرجانیّ علیّ بن محمد بن علیّ، أبو الحسن الحسینیّ، الحنفیّ: المتوفّى (816) بشیراز.

ترجمه السخاوی فی الضوء اللامع (5/328- 330) و أثنى علیه و قال: وصفه العفیف الجرهی فی مشیخته: بالعلّامة فرید عصره، و وحید دهره، سلطان العلماء العاملین، افتخار أعاظم المفسِّرین. ثمّ ذکر جمل الثناء علیه، و عدّ تآلیفه.

و بسط القول فی ترجمته أبو الحسنات فی الفوائد البهیّة (ص 125، 134) بذکر مشایخه و تآلیفه و إطرائه.

روى حدیث الغدیر فی شرح المواقف «2»، کما مرّ (ص 8).

278- محمد بن محمد بن محمود الحافظیّ، البخاریّ، المعروف بخواجه پارسا: المولود (756) و المتوفّى (822).

ترجمه السخاوی فی ضوئه اللامع (10/20)، و ذکره أبو الحسنات فی فوائده (ص 199) و قال: قرأ على علماء عصره، و مهر على أقرانه، و حصّل الفروع و الأصول، و برع فی المعقول و المنقول، أخذ الفقه عن أبی الطاهر محمد… إلى أن قال:

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 277

و له تصانیف منها الفصول الستّة، و فصل الخطاب، و هو تصنیف لطیف شریف حافل بحقائق العلم اللدنّی، و کافل لدقائق الطریق النقشبندی… إلخ.

و ترجمه طاش کبرى زاده فی الشقائق «1» (1/286).

یأتی ذِکْرُهُ حدیثَ الغدیر عن کتابه المذکور فصل الخطاب.

279- أبو عبد اللَّه محمد بن خلیفة الوشتانی، المالکی: المتوفّى (827، 828).

یأتی عن شرحه صحیح مسلم احتجاج أمیر المؤمنین یوم الجمل بحدیث الغدیر.

280- شمس الدین محمد بن محمد بن محمد، أبو الخیر الدمشقیّ، المقرئ، الشافعیّ، المعروف بابن الجزریّ: المتوفّى (833).

توجد له ترجمة ضافیة فی الضوء اللامع (9/255- 260)، و ذکر مشایخه فی الفقه و أصوله و الحدیث و المعانی و البیان و قال: أذن له غیرُ واحدٍ بالإفتاء و التدریس و الإقراء. و عدّ تصانیفه فی شتّى العلوم، و أثنى علیها، و ذکر منها أسنى المطالب فی مناقب علیّ بن أبی طالب.

و له ترجمة مفصّلة فی الشقائق النعمانیّة «2» (1/39- 49)، و فی تعالیق الفوائد البهیّة (ص 140).

ذکر حدیث الغدیر بطرقٍ شتّى فی کتابه المذکور: أسنى المطالب، مرّ الإیعاز إلى بعضها (ص 17، 18، 20، 22، 23، 25، 28، 29، 37، 40، 44، 45، 46، 49، 53، 56، 57)، و یأتی عنه احتجاج الصدّیقة- صلوات اللَّه علیها- بحدیث الغدیر.

281- تقیّ الدین أحمد بن علیّ بن عبد القادر الحسینیّ، القاهریّ، المقریزیّ «3»، الحنفیّ: المتوفّى (845).

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 278

توجد ترجمته ضافیة فی الضوء اللامع (2/21- 25)، و قال: نظر فی عدّة فنون، و شارک فی الفضائل، و خطّ بخطه الکثیر و انتقى، و قال الشعر و النثر، و حصّل و أفاد، و ناب فی الحکم، و کتب التوقیع، و ولی الحسبة بالقاهرة غیر مرّة، و الخطابة بجامع عمرو، و الإمامة بجامع الحاکم، و قراءة الحدیث بالمؤیّدیّة. ثمّ عدّ تآلیفه، و أثنى علیها، و قال: قرأت بخطه: أنَّ تصانیفه زادت على مائتی مجلّدة کبار، و أنَّ شیوخه بلغت ستّمائة نفس.

مرّ الإیعاز إلى حدیثه (ص 20)، و یأتی عنه حدیث التهنئة.

282- القاضی شهاب الدین أحمد بن شمس الدین عمر الدولت‏آبادی: المتوفّى (849) صاحب الإرشاد فی النحو، و هدایة السعداء، و البحر الموّاج فی التفسیر، توجد له ترجمةٌ ضافیةٌ فی العبقات «1» (2/29- 33).

یأتی لفظه فی الکلمات حول مفاد الحدیث، و نزول آیة (سَأَلَ سائِلٌ‏) حول قضیّة الغدیر.

283- الحافظ أحمد بن علیّ بن محمد، أبو الفضل العسقلانیّ، المصریّ، الشافعیّ، المعروف بابن حجر: المولود (773) و المتوفّى (852)، صاحب الإصابة و تهذیب التهذیب.

بسط القول فی ترجمته السخاوی فی ضوئه اللامع (2/36- 40)، و ذکر مشایخه و تآلیفه و أطراه و قال: إمام الأئمّة، قد شهد له القدماء بالحفظ و الثقة و الأمانة و المعرفة التامّة و الذهن الوقّاد و الذکاء المفرط و سعة العلم فی فنونٍ شتّى، و شهد له شیخه العراقی بأنّه أعلم أصحابه بالحدیث. و قال کلٌّ من التقیّ الفاسی و البرهان الحلبی: ما رأینا مثله.

و ذکره عبد الحیّ فی شذراته «2» (7/270- 273)، و قال: برع فی الفقه و العربیّة،

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 279

و صار حافظ الإسلام. ثمّ أطنب فی الثناء علیه، و ذکر تآلیفه و أطراها.

مرّ الإیعاز إلى حدیثه (ص 14، 15، 21، 25، 28، 35، 38، 45، 46، 47، 48، 53، 54، 58، 59، 60)، و یأتی عنه حدیثا مناشدة الرحبة و الرکبان.

284- نور الدین علیّ بن محمد بن أحمد الغزِّیّ الأصل، المکیّ، المالکیّ، المعروف بابن الصبّاغ: المولود (784) و المتوفّى (855).

یروی عنه السخاوی بالإجازة و ترجمه فی ضوئه اللامع (5/283)، و ذکر مشایخه فی الفقه و غیره، ثمّ قال: له مؤلَّفات منها الفصول المهمّة لمعرفة الأئمّة، و هم اثنا عشر، و العِبَر فیمن شفَّه النظر. انتهى.

ینقل عن فصوله المهمّة الصفوریّ فی نزهة المجالس، و الشیخ أحمد بن عبد القادر الشافعیّ فی ذخیرة المآل، و الشبلنجیّ فی نور الأبصار.

مرّ حدیثه (ص 19، 26، 32، 43، 46)، و یأتی عنه فی آیة التبلیغ و حدیث التهنئة.

285- محمود بن أحمد بن موسى بن أحمد قاضی القضاة بدر الدین، الشهیر بالعینیّ «1»، الحنفیّ: المولود بمصر (762) و المتوفّى (855).

توجد ترجمته فی الضوء اللامع (10/131- 135) ذکر أساتذته فی الفقه و أصوله و الحدیث و الأدب، و عدّ تآلیفه و أثنى علیها، و قال: حدّث و أفتى و درّس، و أخذ عنه الأئمّة من کلِّ مذهب طبقة بعد أخرى، بل أخذ عنه أهل الطبقة الثالثة، و کنت ممّن قرأ علیه أشیاء.

ذکره ابن خطیب الناصریّة فی تاریخه فقال: إمام عالم فاضل، مشارک فی علوم، و عنده حشمة و مروءة و عصبیّة و دیانة.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 280

و ترجمه السیوطیّ فی بغیة الوعاة «1» (ص 386) و أثنى علیه، و ذکر مشایخ قراءته و تآلیفه و قال: کان إماماً عالماً علّامة عارفاً بالعربیّة و التصریف و غیرهما، و ذکره أبو الحسنات فی فوائده (ص 207).

مرّ الإیعاز إلى حدیثه (ص 44)، و یأتی لفظه فی آیة التبلیغ.

286- نجم الدین محمد ابن القاضی عبد اللَّه بن عبد الرحمن الأذرعیّ- الزرعیّ- الدمشقیّ، الشافعیّ، المعروف بابن عجلون: المولود (831) و المتوفّى (876).

قال السخاوی فی ضوئه اللامع (8/96): کان إماماً علّامةً مُتقناً حجّةً ضابطاً جیِّد الفهم، لکنَّ حافظته أجود، دیِّناً عفیفاً وافر العقل. و ذکر مشایخ قراءته فی الفقه و أصوله و الحدیث و التفسیر و المنطق و العربیة، و عدّ تصانیفه.

و ترجمه عبد الحیّ فی شذراته «2» (7/322)، و قال: إنَّه الإمام العلّامة، أخذ عن علماء عصره، و برع و مهر، أخذ عنه من لا یُحصى.

و توجد ترجمته فی البدر الطالع (2/197).

یأتی لفظه فی شعر أبی عبد اللَّه الشیبانی فی شعراء الغدیر.

287- علاء الدین علیُّ بن محمد القوشجیّ «3»: المتوفّى (879).

ترجمه بدر الدین فی تعالیق الفوائد البهیّة (ص 214)، و ذکر تآلیفه، و قال: کان ماهراً فی العلوم الریاضیّة. و عبّر عنه الکاتب الچلبی فی کشف الظنون «4»- فی ذکر شرح التجرید له-: بالمولى المحقِّق، أثنى على شرحه.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 281

و ترجمه طاش کبرى زاده فی الشقائق النعمانیّة «1» (1/177- 181)، و أثنى علیه بالمولى الفاضل. و ترجمه الشوکانی فی البدر الطالع (1/495).

ذکره فی شرح التجرید «2»، کما مرّ (ص 8).

288- عبد اللَّه بن أحمد بن محمد، الشهیر بالسیّد أصیل الدین الحسینیّ، الإیجیّ، الشافعیّ، نزیل مکّة: المتوفّى (883).

ترجمه المؤرِّخ الکبیر غیاث الدین فی حبیب السِّیَر «3» التاریخ الکبیر، و أثنى علیه و أکثر، و قال بالفارسیة ما معناه: له تقدّم على علماء العالم و سادات بنی آدم بالجلالة و النباهة و التقوى و الدین و الورع، له کتاب درج الدرر فی سیرة سیّد البشر.

و ذکره السخاوی فی ضوئه اللامع (5/12)، و قال: هو من الأفاضل الذین أخذوا عنّی بمکّة، مع الدین و التواضع و التقنّع و الأدب وجودة الخطِّ و الضبط و المحاسن الجمّة.

ذکر ترجمة حدیث الغدیر المرویّ بلفظ البراء الآتی فی حدیث التهنئة فی کتابه المذکور درج الدرر، و عدّه من الأمور الکلّیة الواقعة فی حجّة الوداع.

289- أبو عبد اللَّه محمد بن محمد بن یوسف الحسینیّ «4»، السنوسیّ، التلمسانیّ: المتوفّى (895).

أفرد تلمیذه الملالی کتاباً فی أحواله و سِیَره و فوائده أسماه، بالمواهب القدسیة فی المناقب السنوسیة، أثنى علیه و أکثر. راجع معجم المطبوعات (1/1058).

یأتی- عن شرحه صحیح مسلم- احتجاج أمیر المؤمنین علیه السلام على طلحة یوم الجمل بحدیث الغدیر.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 282

290- أبو الخیر فضل اللَّه بن رُوزْبَهان بن فضل اللَّه الخنجیّ، الشیرازیّ، الشافعیّ، المعروف بخواجه ملا.

ترجمه السخاوی فی الضوء اللامع (6/171)، و ذکر مشایخه، و قال: تقدّم فی فنون: من عربیّة، و معانٍ، و أصلین، و غیرها، مع حسن سلوک و توجّه…

إلى أن قال: و بلغنی فی سنة سبع و تسعین أنَّه کان کاتباً فی دیوان السلطان یعقوب لبلاغته و حسن إشارته.

یأتی لفظه عن کتابه إبطال الباطل فی الکلمات حول سند الحدیث.