اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۶ مهر ۱۴۰۲

علمای قرن هشتم که واقعه غدیر را نقل کرده اند

متن فارسی

257- شیخ الاسلام- ابو اسحق- ابراهیم بن سعد الدین- محمد بن مؤیّد حمویّه خراسانى جوینى متوفاى 722 (در سن 78 سالگى درگذشته)؛ ذهبى در جلد 4 «تذکره» ص 298 او را ستوده و درباره او گوید: امام محدّث یگانه اکمل: و نیز درباره او گوید: نسبت بروایت بسیار توجه و عنایت داشته و در بررسى و بدست آوردن جهات حدیث کوشش بسیار مینموده، ملک غازان به دست او اسلام آورده، ابن حجر در جلد 1 «درر» ص 67 شرح حال او را نگاشته و نسبت باو ستایش کرده، نامبرده حدیث غدیر را بطرق بسیار در کتاب خود «فرائد السمطین» که در فضیلت مرتضى علیه السّلام و بتول و سبطین (علیهم السّلام) تألیف نموده (و در نزد مؤلّف «الغدیر» موجود است) روایت نموده بعضى از طرق او در صفحات 40 و 46 و 50 و 53 و 57 و 68 و 80 و 86 و 87 و 103 و 104 و 119 ذکر شده و روایت او در حدیث مناشده رحبه و حدیث مناشده مرد عراقى بر جابر انصارى و در موضوع احتجاج عمر بن عبد العزیز و در نزول آیه اکمال دین درباره على علیه السّلام و در نزول آیه سأل سائل پیرامون قضیه غدیر و در حدیث تهنیت، خواهد آمد.

258- علاء الدین- أحمد بن محمّد بن أحمد سمنانى (در سال 659 متولّد و در 736 وفات یافته ، ابن حجر در جلد 1 «الدّرر الکامنه» ص 250 شرح حال او را ثبت و گفته: نامبرده در فقه تسلّط یافت و در مقام طلب حدیث برآمد و در فضایل شرکت نمود و در علم تبحّر یافت، ذهبى درباره او گوید: پیشوائى بود جامع، بسیار تلاوت (قرآن) مینمود، موقعیّتى در نفوس یافت، و چنین ذکر کرده که مصنّفات او بیش از سیصد کتاب است، صدر الدین ابن حمویه از او اخذ حدیث کرده، لفظ او نقل از کتابش «عروة الوثقى» در باب سخنان پیرامون سند حدیث غدیر خواهد آمد.

259- حافظ- یوسف بن عبد الرحمن بن یوسف بن عبد الرحمن بن یوسف دمشقى- ابو الحجّاج مزّى «1» شافعى- متوفاى 742، سبکى در جلد 6 طبقاتش ص 251- 267 شرح حال او را نگاشته گوید: بزرگ ما و استاد ما و پیشواى ما- شیخ جمال الدین- ابو الحجّاج مزّى، حافظ زمان ما، حامل پرچم سنّت و جماعت و برپا دارنده شئون این صناعت، و دربر گیرنده لباس طاعت و پیشواى حفّاظ …تا آخر …

ابن کثیر در جلد 14 تاریخش ص 191 و ابن حجر در جلد 4 «الدّرر الکامنه» ص 457- 461 او را ذکر نموده‏اند، و از «ابن سیّد الناس «2»» حکایت شده که گفت: در دمشق از میان اهل علم پیشوائى یافتیم که بر همه برترى داشت، و حافظى که بر همه اقرانش (چه آنها که بعد از او آمدند و چه آنها که پیش از او بودند)، تفوّق یافت، ابو الحجاج، دریاى خروشان این علم (علم حدیث) و بزرگ مردى که خود گوید: کم ترک الاول للاخر؟ «3» داناترین خلق بشرح احوال (رجال) و آگاه‏ترین مردم نسبت براویان … تا آخر ستایش‏هاى او نسبت بنامبرده- حدیث غدیر را در «تهذیب الرّجال» روایت نموده که در صفحات 40 و 46 و 50 و 72 مذکور است، و نامبرده حدیث مزبور را در «تحفة الاشراف بمعرفة الاطراف» از ترمذى و نسائى به اسناد آن دو از ابى الطفیل از زید بن ارقم بسند و لفظ مذکور در صفحه 64- و از ابن ماجه بدو سند و لفظ مذکور در صفحه 78 از عبد الرحمن از سعد- روایت نموده است.

260- حافظ- شمس الدین محمّد بن احمد بن عثمان ذهبى- شافعى- متوفاى 748، جزرى در جلد 2 «طبقات القرّآء» شرح حال او را ثبت و گفته: نامبرده استادى است بزرگ و مورد وثوق و اعتماد، … تا آنجا که درباره او گوید: و اشتغال بحدیث و اسماء رجال آن داشت تا بحدّى که تعداد استادان او در فن حدیث و سایر فنون بهزار تن بالغ گشت!. و سبکى در جلد 5 تاریخش ص 216- 219 از او نام برده و در ستایش و توصیف او تفصیل و مبالغه زیادى بکار برده، و ابن کثیر در جلد 14 تاریخش ص 225 نیز از او نام برده و در شأن او گوید: حافظ کبیر -مؤرّخ اسلام و استاد بزرگان محدّثین- حفّاظ حدیث و سایر فنون بوجود او ختم شد، و ابن حجر در جلد 3 «الدّرر» ص 336- 338- شرح حال او را ثبت و گوید: در فنّ حدیث و گردآورى تاریخ اسلام بطورى مهارت و تسلّط یافت که در نگارش و ثبت اخبار علماء حدیث (مخصوصا) بر پیشینیان برترى و تفوّق یافت، سپس تألیف او را ذکر و مورد ستایش قرار داده، نامبرده کتاب جداگانه درباره حدیث غدیر تألیف نموده «1» و حدیث او در صفحات 68 و 72 و 82 و 103 ذکر شده است.

261- نظام الدّین- حسن بن محمّد قمى- نیشابورى- صاحب تفسیر کبیر موسوم به (غرائب القرآن) که چندین بار در مصر و ایران چاپ شده، حدیث غدیر را نامبرده در تفسیرش ذکر کرده، به صفحات 46 و 86 و 99 مراجعه نمائید، و حدیث او در باب نزول آیه تبلیغ درباره على علیه السّلام پیرامون واقعه غدیر خواهد آمد.

262- ولى الدّین- محمّد بن عبد اللّه- خطیب- عمرى تبریزى- مؤلّف «مشکاة المصابیح» متوفاى 737، حدیث از او در صفحه 46 و 73 گذشت و در داستان تهنیت به طریق احمد خواهد آمد.

263- تاج الدّین- احمد بن عبد القادر بن مکتوم- ابو محمّد قیسى- حنفى- نحوى- متوفاى 749، جزرى در جلد 1 «طبقات القرّآء» ص 70 شرح حال او را ثبت و نامبرده را ستوده، و ابن حجر در جلد 1 «الّدرر» ص 174- 176- ضمن شرح حال بذکر استادان و تألیفات او پرداخته و گوید: در فقه و تدریس پیشروى نموده و نیابت در حکم یافت، سپس تألیفاتش را ذکر و از جمله آنها «تذکره» را نام برده و گوید: کتاب مزبور را در سه مجلد تدوین و نام آنرا «قید الاوابد» نهاد و من آنرا بخطّ خود او از محمودیّه یافتم- نامبرده در کتاب خود «تذکره مذکور» ابیات حسان را در حدیث غدیر ذکر نموده که ضمن شعراء قرن اول خواهد آمد.

264- زین الدّین- عمر بن مظفر بن عمر- معرّى- حلبى- شافعى- مشهور به- ابن الوردى- متوفاى 749، سیوطى در «بغیة الوعاة» شرح حال او را نگاشته و گوید: نامبرده پیشوائى بود کامل در فقه و نحو و ادب و مسلّط در علم و نظم او در عالى‏ترین مرتبه (از زیبائى و نیکوئى) بود فضایل مشهورى دارد، سپس تألیفات و قسمتى از اشعار او را ذکر کرده، نامبرده حدیث ولایت را در «تتمة المختصر فی اخبار البشر» چاپ مصر- ذکر نموده است.

265- جمال الدّین- محمّد بن یوسف بن حسن بن محمّد زرندى- مدنى- حنفى- شمس الدّین- متوفاى در حدود 757، بطوریکه در «منتخب المختار» ص 210 مذکور است، سلامى- معاصر او- شرح حال او را نوشته و استادان او را ذکر کرده و ملاقات با او را بیان کرده، و ابن حجر در جلد 4 «الدّرر» ص 295 او را نام برده و گوید: نامبرده، کتاب (درر السمطین فی مناقب السبطین) را تصنیف نموده و بعد از پدرش در مدینه بریاست رسید و کتب متعددى تصنیف کرد و فقه و حدیث تدریس نمود، سپس بشیراز مسافرت کرد و در آنجا متصدى مقام قضاوت شد تا اینکه در سال 747 یا 748 وفات یافت، ابن فرحون این جریان را از او ذکر کرده و از بزرگان و استادان جنید حکایت شده که تاریخ وفات او را در شیراز 757 تعیین کرده، و ابن صبّاغ مالکى در «فصول المهمّه» از او به: شیخ- و پیشوا و علّامه محدّث در حرم شریف نبوى تعبیر نموده.

نامبرده (جمال الدین زرندى) در کتاب (نظم درر السمطین فی فضایل المصطفى و المرتضى و البتول و السبطین) گوید: امام حافظ- ابو بکر- احمد بن حسین بیهقى رحمه اللّه بسند خود از براء بن عازب روایت میکند که گفت: با رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) آمدیم …. تا آخر لفظ مذکور در حدیث تهنیت.

266- قاضى عبد الرحمن بن احمد ایجى- شافعى متوفاى 756، سبکى در جلد 6 طبقاتش ص 108 گوید: نامبرده پیشوائى بوده در معقولات و عارفی بوده است بهر دو اصل (اصول فقه و حدیث) و بمعانى و بیان و نحو و فقه، و کتاب «المواقف» را در کلام او نوشته، و ابن حجر در جلد 2 «الدّرر» ص 322 شرح حال او را ثبت و او را ستوده و تألیفاتش را تعداد نموده، لفظ نامبرده در پیرامون غدیر نقل از «المواقف» در ص 27 گذشت.

267- سعید الدین، محمّد بن مسعود بن محمّد بن خواجه مسعود کازرونى- متوفاى 758، ابن حجر در جلد 4 «الدّرر» ص 255 شرح حال او را ثبت و استادان او را ذکر کرده سپس گوید: سعید الدین محدّثى بود فاضل، حدیث بسیار شنید و- مزّى- باو اجازه حدیث داد آه … و او شاگرد ابن حمویّه مؤلّف «فراید السمطین» مذکور در ص 200 است و از او روایت میکند، نامبرده در کتابش «المنتقى فی سیرة المصطفى» گوید: و گفت (یعنى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله درباره على): من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.

268- ابو السعادات- عبد اللّه بن اسعد بن على یافعى- شافعى- یمنى- سپس مکّى- متوفاى 768، سبکى در جلد 6 «طبقاتش» ص 103 او را ذکر و صلاحیّت او و تصنیفات بسیار و نظم زیاد او را ستوده، ابن حجر در جلد 2 «الدّرر» ص 247 شرح حال او و استادان او را در حدیث و فقه ذکر و او را مورد ستایش قرار داده و گوید:

نامبرده را در مذمّت و نکوهش ابن تیمیّه سخنى هست، نامبرده حدیث غدیر را در جلد 1 تاریخش «مرآت الجنان» ص 109 از طریق احمد بن حنبل از جمله احادیث ارسال مسلم بشمار آورده است.

269- حافظ عماد الدین- اسماعیل بن عمر بن کثیر شافعى- قیسى- دمشقى متوفاى 774، ابن حجر در جلد 1 «الدّرر» ص 384 شرح حال و استادان و تألیفات او را ذکر نموده، سپس از قول ذهبى در «المعجم المختص» گوید: پیشوائى است صاحب فتوى و محدّث با احاطه و جامع و فقیه صاحب فنون، محدّثى است متقن و مفسّریست که بسیار نقل حدیث نموده، داراى تصانیف سودمندى است حدیث غدیر را نامبرده بطرق بسیار خود در تاریخ کبیر خود روایت کرده که قسمتى از آن در صفحات 40 و 46 و 53 و 55 و 58 و 61 و 82 و 86 و 89 و 92 و 97 و 99 و 103 و 105 و 122 گذشت و قسمتى هم در مورد حدیث مناشده رحبه و در حدیث رکبان و در مناشده جوانى بر ابى هریره و در مناشده مردى عراقى بر جابر انصارى خواهد آمد.

270- ابو حفص- عمر بن حسن بن مزید بن امیله مراغى سپس- حلبى سپس- دمشقى- سپس- مزّى- مشهور به «ابن امیله» (در سال 679 متولد و در 778 وفات یافته)، جزرى در جلد 1 «طبقات القرآء» ص 590 و ابن حجر در جلد 3 «الدّرر» ص 159 شرح حال او را ثبت نموده‏اند و ابن حجر درباره او گوید: مسند زمان خود بوده، احادیث بسیار روایت کرده و از وجود او بسیار منتفع شده‏اند، در حدود پنجاه سال حدیث گفته و بسیار تلاوت نموده .. اه، و ابن الجزرى در «طبقات القرّآء» نامبرده را بموثق بودن و دیندارى و صلاحیت و نیکوئى ستوده، و از فضل ابن روز بهان نقل شده که درباره او گفته: نامبرده ثقه و با اتقان است، و اسناد بزرگان از اساتید و اجله اصحاب باو منتهى میشود، حدیث او در موضوع مناشده رحبه بلفظ عبد الرحمن خواهد آمد.

271- شمس الدین ابو عبد اللّه- محمّد بن احمد بن علىّ الهوارى- مالکى- مشهور به- ابن جابر اندلسى- متوفاى- 780، نامبرده یکى از شعراى غدیر است، شعر و شرح حالش ضمن شعراى قرن هشتم خواهد آمد.

272- سید على «2» بن شهاب بن محمّد همدانى، متوفاى 786، عده‏اى از اعلام و بزرگان نسبت باو و تألیفات و مقامات و کراماتش مدح و ستایش نموده‏اند، شرح حال نامبرده در «العبقات» جلد 1 مجلد مخصوص «غدیر» ص 241- 244 مذکور است نامبرده حدیث غدیر را در کتاب خود «موّدة القربى» که از کتب دایر و چاپ شده است بطرق متعدده روایت نموده، قسمتى از طرق نامبرده در صفحات 51 و 105 و 107 گذشت، و در باب نزول آیه تبلیغ در شأن على علیه السّلام و در حدیث تهنیت خواهد آمد.

273- حافظ، شمس الدّین- ابو بکر محمّد بن عبد اللّه بن احمد مقدّسى- حنبلى معروف به (صامت) متوفاى 789، جزرى در جلد 2 طبقاتش، ص 174 شرح حال او را ثبت و گوید: پیشواى مبرّزما، حافظ بزرگ، شمس الدّین، سپس بذکر بعض از استادان او در قرائت و تألیفاتش پرداخته و او را نظما و نثرا ستایش نموده، و ابن حجر در جلد 3 «الدّرر» ص 465 شرح حال او و اساتید و اجازات او را درج و درباره او گوید: نامبرده استادان بسیارى را درک و سماع او زیاد بوده و خود نیز شخصا در کاوش و طلب احادیث بوده و بسیار قرائت کرده و مبانى و اسناد را بخوبى بدست آورده و از این راه سود بسیارى عاید طالبین حدیث نموده، نامبرده عالمى بوده است ذو فنون که در این راه رنج و مشقت بسیار تحمل کرده تا بحدى که کسى چون او رنج نبرده روزگارى بکار حدیث و نقل آن اشتغال ورزیده تا در «صالحیّه» وفات یافت، نامبرده در راه کسب کمال بمدارج عالیه نائل شد تا آنجا که بر اقران خود برترى یافت، و متصدى فتوى و درس بود و در عین حال بسیار داراى مردانگى و متصف بصفات کمال انسانى بود، جزرى حدیث احتجاج و استدلال صدیقه طاهره سلام اللّه علیها را بحدیث غدیر در «اسنى المطالب» از او روایت میکند، چنانکه خواهد آمد،

274- سعد الدین- مسعود بن عمر بن عبد اللّه هروى تفتازانى- شافعى در سن قریب به هشتاد سالگى در سال 791 وفات یافته- ابن حجر در جلد 4 «الدّرر» ص 350 شرح حال او را ثبت و تألیفات او را تعداد نموده، سپس گفته: براى او جز آنچه ذکر شد تصنیفات دیگرى نیز شامل انواع علوم هست بطوریکه ائمّه حدیث در بدست آوردن آنها و اعتناء بدانها مبالغه بسیار مینمودند، مقام نامبرده در علم و معرفت بحدى رسید که شناسائى رموز بلاغت و علم معقول در شرق و حتّى در سایر مناطق و بلاد باو منتهى میشد، همانند و نظیرى در شناسائى این علوم نداشت، سیوطى در «بغیة الوعاة» ص 391 او را ستوده و تالیفات او را تعداد نموده است، لفظ نامبرده از کتابش «شرح المقاصد» در ص 28 گذشت.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 265 – 275

متن عربی

                 الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 266

 «القرن الثامن»

257- شیخ الإسلام أبو إسحاق إبراهیم بن سعد الدین محمد بن المؤیّد حمُّوْیَه، الخراسانیّ، الجوینیّ: المتوفّى (722) عن (78) عاماً.

أطراه الذهبی فی تذکرته «1» (4/298) بالإمام المحدِّث الأوحد الأکمل، و قال:

کان شدید الاعتناء بالروایة و تحصیل الأجزاء و على یده أسلم الملک غازان، و ترجمه ابن حجر فی الدرر «2» (1/67)، و أطراه.

أخرج حدیث الغدیر بطرق کثیرة فی کتابه- فرائد السمطین فی فضائل المرتضى و البتول و السبطین- الموجود عندنا «3».

مرّ عنه (ص 15، 19، 21، 23، 26، 32، 40، 43، 44، 55، 56، 66)، و یأتی عنه حدیث المناشدة بالرحبة، و مناشدة رجل عراقی جابر الأنصاری، و احتجاج عمر بن عبد العزیز، و نزول آیة إکمال الدین فی علیّ علیه السلام، و نزول آیة (سَأَلَ سائِلٌ‏) حول قضیة الغدیر، و حدیث التهنئة.

258- علاء الدین أحمد بن محمد بن أحمد السمنانیّ: المولود (659)، و المتوفّى (736) «4».

ترجمه ابن حجر فی الدرر الکامنة «5» (1/250) و قال: تفقّه و طلب الحدیث،

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 267

و شارک فی الفضائل، و برع فی العلم. قال الذهبی: کان إماماً جامعاً کثیر التلاوة، و له وقع فی النفوس. و ذکر أنَّ مصنّفاته تزید على ثلاثمائة، أخذ عنه صدر الدین بن حمُّوْیَه. «1»

یأتی لفظه- عن کتابه العروة الوثقى- فی ذکر الکلمات حول سند الحدیث.

259- الحافظ یوسف بن عبد الرحمن بن یوسف بن عبد الرحمن «2» بن یوسف الدمشقی، أبو الحجّاج المزّیّ «3»، الشافعیّ: المتوفّى (742).

ترجمه السبکی فی طبقاته «4» (6/251- 267) و قال: شیخنا و أستاذنا و قدوتنا الشیخ جمال الدین، أبو الحجّاج المزّی، حافظ زماننا، حامل رایة السنّة و الجماعة،

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 268

و القائم بأعباء هذه الصناعة، و المتدرِّع بجلباب الطاعة، إمام الحفّاظ… إلخ.

و ذکره ابن کثیر فی تاریخه «1» (14/191)، و ابن حجر فی الدرر الکامنة (4/457- 461)، و حکى عن ابن سیّد الناس أنَّه قال:

وجدت بدمشق من أهل العلم الإمام المقدَّم، و الحافظ الذی فاق من تأخّر من أقرانه و من تقدّم، أبا الحجّاج، بحر هذا العلم الزاخر و حبره القائل: کم ترک الأوّل للآخر، أحفظ الناس للتراجم و أعلمهم بالرواة… إلى آخر الثناء علیه.

روى الحدیث فی تهذیب الکمال «2».

مرّ عنه (ص 14، 18، 21، 35)، و رواه فی تحفة الأشراف بمعرفة الأطراف «3» عن الترمذی و النسائی بإسنادهما، عن أبی الطفیل، عن زید بن أرقم بالسند و اللفظ المذکورین (ص 30)، و عن ابن ماجة بالسند و اللفظ المذکورین فی (ص 39) عن عبد الرحمن عن سعد.

260- الحافظ شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبیّ، الشافعیّ: المتوفّى (748).

ترجمه الجزری فی طبقات القرّاء (2/71)، و قال: أستاذ ثقة کبیر… إلى أن قال: و اشتغل بالحدیث و أسماء رجاله، فبلغت شیوخه فی الحدیث و غیره ألفاً.

و ذکره السبکی فی طبقاته «4» (5/216- 219)، و أثنى علیه و بالغ و أطنب.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 269

و ذکره ابن کثیر فی تاریخه «1» (14/225) و قال: الحافظ الکبیر مؤرِّخ الإسلام و شیخ المحدِّثین، قد خُتِم به شیوخ الحدیث و حُفّاظه.

و ترجمه ابن حجر فی الدرر (3/336- 338) و قال: مَهَرَ فی فنّ الحدیث، و جمع تاریخ الإسلام، فأربى فیه على من تقدّم بتحریر أخبار المحدِّثین خصوصاً. ثمّ ذکر تآلیفه و أثنى علیها.

أفرد کتاباً فی حدیث الغدیر کما یأتی فی المؤلِّفین فیه، و مرّ عنه (ص 32، 35، 41، 55).

261- نظام الدین حسن بن محمد القمّیّ، النیسابوریّ: صاحب التفسیر الکبیر، المسمّى بغرائب القرآن، المطبوع غیر مرّة بمصر و إیران.

رواه فی تفسیره «2»، راجع (ص 19، 43، 52)، و یأتی عنه حدیث نزول آیة التبلیغ فی علیّ علیه السلام حول واقعة الغدیر.

262- ولیُّ الدین محمد بن عبد اللَّه الخطیب، العمریّ، التبریزیّ: مؤلّف مشکاة المصابیح سنة (737).

مرّ عنه (ص 19، 36)، و یأتی عنه حدیث التهنئة بطریق أحمد.

263- تاج الدین أحمد بن عبد القادر بن مکتوم، أبو محمد القیسیّ، الحنفیّ، النحویّ: المتوفّى (749).

ترجمه الجزری فی طبقات القرّاء (1/70) و أثنى علیه، و ابن حجر فی الدرر (1/174- 176) و ذکر مشایخه و تآلیفه، و قال: تقدّم فی الفقه و درس و ناب فی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 270

الحکم، و عدّ من تآلیفه التذکرة.

و ذکره السیوطیّ فی بغیة الوعاة «1») (ص 140- 143)، و أثنى علیه و ذکر تآلیفه و عدّ منها التذکرة، و قال: فی ثلاث مجلّدات سمّاها: قید الأوابد، وقفت علیها بخطِّه من المحمودیّة.

ذکر فی کتابه التذکرة المذکورة أبیات حسّان فی حدیث الغدیر، تأتی فی شعراء القرن الأوّل.

264- زین الدین عمر بن مظفّر بن عمر المعرّیّ، الحَلَبیّ، الشافعیّ، المشهور بابن الوردیّ: المتوفّى (749)، ترجمه السیوطیّ فی بغیة الوعاة «2» و قال: کان إماماً بارعاً فی الفقه و النحو و الأدب مفنِّناً فی العلم، و نظمه فی الذروة العلیا و الطبقة القصوى، و له فضائل مشهورة. ثم ذکر تآلیفه و شطراً من شعره.

و ذکره ابن حجر فی الدرر (3/195)، و أثنى علیه و على تآلیفه، و ذکر نماذج من شعره.

روى حدیث الولایة فی تتمّة المختصر فی أخبار البشر «3»، المطبوع بمصر.

265- جمال الدین محمد بن یوسف بن الحسن بن محمد الزرندیّ، المدنیّ، الحنفیّ، شمس الدین: المتوفّى [فی سنة] بضع و خمسین و سبعمائة.

ترجمه معاصِرُه السلامی، کما فی منتخب المختار «4» (ص 210)، و ذکر مشایخه و اجتماعه به، و ذکره ابن حجر فی الدرر (4/295) و قال:

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 271

صنّف درر السمطین فی مناقب السبطین، و رأَسَ بعد أبیه بالمدینة، و صنّف کتباً عدیدة و درّس فی الفقه و الحدیث، ثمّ رحل إلى شیراز فَوَلِیَ القضاء بها حتى مات سنة سبع أو ثمان و أربعین.

ذکره ابن فرحون، و حُکی عن مشیخة الجنید: أنَّه أرّخ وفاته بشیراز سنة بضع و خمسین، و عبّر عنه ابن الصبّاغ المالکیّ فی فصوله المهمّة «1»: بالشیخ الإمام العلّامة المحدِّث بالحرم الشریف النبویِّ.

قال فی نظم درر السمطین فی فضائل المصطفى و المرتضى و البتول و السبطین «2»): روى الإمام الحافظ أبو بکر أحمد بن الحسین البیهقی رحمه الله بسنده إلى البراء بن عازب قال: أقبلنا مع النبیّ صلى الله علیه و سلم… إلى آخر اللفظ الآتی فی حدیث التهنئة.

266- القاضی عبد الرحمن بن أحمد الإیجیّ، الشافعیّ: المتوفّى (756).

قال السبکی فی طبقاته «3» (6/108): کان إماماً فی المعقولات عارفاً بالأصلین و المعانی و البیان و النحو مشارکاً فی الفقه، له فی علم الکلام کتاب المواقف، و ذکره ابن حجر فی الدرر (2/322)، و أثنى علیه، و عَدَّ تآلیفه.

مرّ لفظه عن المواقف «4» (ص 8).

267- سعید الدین محمد بن مسعود بن محمد بن خواجة مسعود الکازرونیّ: المتوفّى (758).

ترجمه ابن حجر فی الدرر (4/255) و ذکر مشایخه ثمّ قال: کان سعید الدین

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 272

محدِّثاً فاضلًا سمع الکثیر و أجاز له المزّی. انتهى.

و هو تلمیذ ابن حمُّوْیَه، مؤلِّف فرائد السمطین، و المذکور (ص 123)، و الراوی عنه،

قال فی کتابه المنتقى فی سیرة المصطفى: قال صلى الله علیه و سلم فی علیٍّ: «من کنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه، اللّهمّ والِ من والاه و عادِ من عاداه».

268- أبو السعادات عبد اللَّه بن أسعد بن علیّ الیافعیّ، الشافعیّ، الیمنیّ، ثمّ المکیّ: المتوفّى (768).

ذکره السبکی فی طبقاته «1» (6/103)، و أثنى علیه بالصلاح و التصانیف الکثیرة و النظم الکثیر.

و ترجمه ابن حجر فی الدرر (2/373)، و ذکر مشایخه فی الحدیث و الفقه، و أطراه، و قال: له کلام فی ذمّ ابن تیمیّة.

عدّ حدیث الغدیر- إرسال المسلّم- من مناقب أمیر المؤمنین فی تاریخه مرآة الجنان (1/109) من طریق أحمد بن حنبل.

269- الحافظ عماد الدین إسماعیل بن عمر بن کثیر الشافعیّ، القیسیّ، الدمشقیّ: المتوفّى (774).

ترجمه ابن حجر فی الدرر (1/373) و ذکر مشایخه و تآلیفه، ثمّ قال: قال الذهبی فی المعجم المختصّ «2»: الإمام المفتی المحدِّث البارع، فقیهٌ متفنِّنٌ، محدِّث مُتقن، مفسِّر نقّال، له تصانیف مفیدة.

روى الحدیث بطرقه الکثیرة فی تاریخه الکبیر، مرّ منها (ص 15، 19، 23، 25، 26، 28، 35، 41، 43، 46، 48، 51، 52، 54، 55، 56، 68)، و یأتی عنه

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 273

حدیث المناشدة بالرحبة، و حدیث الرکبان، و مناشدة شابٍّ أبا هریرة، و مناشدة رجل عراقیّ جابرَ الأنصاری.

270- أبو حفص عمر بن حسن بن مَزید بن أمیلة المراغیّ «1»، ثمّ الحلبیّ، ثمّ الدمشقیّ، ثمّ المزّی، الشهیر بابن أمیلة: المولود (679)، و المتوفّى (778).

ترجمه الجزری فی طبقات القرّاء (1/590)، و ابن حجر فی الدرر (3/159) و قال: مَسْنَد العصر، حدّث بالکثیر، و کثُر الانتفاع به، و حدّث نحواً من خمسین سنة، و کان کثیر التلاوة. انتهى.

و أثنى علیه بالثقة و الدین و الصلاح و الخیر ابن الجزری فی طبقات القرّاء، و عن فضل بن روزبهان: کان ثقةً مُتقناً، إلیه ینتهی إسناد أکابر المشایخ و أجلّة الأصحاب.

یأتی عنه حدیث المناشدة فی الرحبة بلفظ عبد الرحمن.

271- شمس الدین أبو عبد اللَّه محمد بن أحمد بن علیّ الهواریّ، المالکیّ، الشهیر بابن جابر الأندُلُسی: المتوفّى (780).

أحد شعراء الغدیر، یأتی شعره و ترجمته فی شعراء القرن الثامن.

272- السیِّد علیّ «2» بن شهاب بن محمد الهَمَدانیّ: المتوفّى (786).

أثنى علیه و على تآلیفه و مقاماته و کراماته غیر واحد من الأعلام، توجد ترجمته فی غدیر العبقات «3» (1/241- 244).

روى حدیث الغدیر بعدّة طرق فی کتابه مودّة القربى «4»، المطبوع الدائر، مرّ

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 274

بعضها (ص 22، 57، 58)، و یأتی عنه نزول آیة التبلیغ فی علیّ علیه السلام و حدیث التهنئة

273- الحافظ شمس الدین أبو بکر محمد بن عبد اللَّه بن أحمد المقدسیّ، الحنبلیّ، المعروف بالصامت: المتوفّى (789).

ترجمه الجزری فی طبقاته (2/174)، و قال: إمامنا و مبرَّزنا الحافظ الکبیر شمس الدین. ثمّ ذکر بعض مشایخ قراءته و تآلیفه، فأثنى علیه نثراً و نظماً.

و ترجمه ابن حجر فی الدرر «1» (3/465)، و ذکر مشایخه و إجازاته، و قال: کان مکثراً شیوخاً و سماعاً و طلب بنفسه، فقرأ الکثیر فأجاد، و خرّج و أفاد، و کان عالماً متفنِّناً متقشِّفاً منقطع القرین، و حدّث دهراً، مات بالصالحیّة، و تفقّه إلى أن فاق الأقران، و أفتى و درّس، و کان کثیر المروءة.

یروی عنه الجزری فی أسنى المطالب حدیث احتجاج الصدّیقة الطاهرة- سلام اللَّه علیها- بحدیث الغدیر «2»، کما یأتی.

274- سعد الدین مسعود بن عمر بن عبد اللَّه الهرویّ، التفتازانیّ، الشافعیّ: المتوفّى (791) عن نحو (80) عاماً.

ترجمه ابن حجر فی الدرر «3» (4/350) و عدّ تآلیفه، ثمّ قال: و له غیر ذلک من التصانیف فی أنواع العلوم التی تنافسَ الأئمّة فی تحصیلها و الاعتناء بها، و کان قد انتهت إلیه معرفة علوم البلاغة و المعقول بالمشرق بل بسائر الأمصار، لم یکن له نظیرٌ فی معرفة هذه العلوم. و أثنى علیه و أطراه، و عدّ تآلیفه السیوطیّ فی بغیة الوعاة «4» (ص 391).

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 275

مرّ لفظه عن کتابه شرح المقاصد «1» (ص 8).