اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۰ خرداد ۱۴۰۳

علمای قرن چهاردهم که واقعه غدیر را نقل کرده‌اند

متن فارسی

342- سید احمد بن زینى بن احمد دحلان مکى- شافعى (در سال 1232 در مکّه متولّد و در سال 1304 در مدینه منوّره وفات یافته) مفتى شافعیان در مکّه مشرّفه و شیخ الاسلام آنجا بوده، عالمى است ذیفنون که از علوم مختلفه بهره‏مند بوده، مؤرّخى است محیط، تألیفات بسیارى دارد که بالغ بر بیست جلد از آنها چاپ شده، ابو بکر عثمان بن محمّد بکرى- دمیاطى کتابى جداگانه بشرح حال او اختصاص داده، بنام «نفحة الرحمن فی مناقب سید احمد زینى دحلان» (چاپ مصر) حدیث- در موضوع تهنیت از او خواهد آمد.

343- شیخ یوسف بن اسمعیل نبهانى- بیروتى، رئیس محکمه حقوق در بیروت، مؤلّف کتاب «منتخب الصحیحین من کلام سید الکونین»- که در سال 1329 در مصر چاپ شده- سخنور بزرگى است و در علم و ادب سهم کافی احراز نموده، حدّاد در جلد 1 «القول الفصل» ص 444 از او به: عالم عصر- شیخ علّامه تعبیر نموده است، در حدیث و ادب تألیف بسیار نموده که در حدود پنجاه مجلّد از تألیفات او در مصر و بیروت چاپ شده، شرح حال خود را نامبرده بقلم خود در کتاب خود «الشرف المؤبّد» ص 140- 143 ثبت نموده، حدیث او در باب مناشده رحبه خواهد آمد.

344- سید مؤمن بن حسن مؤمن شبلنجى مؤلّف «نور الابصار فی مناقب آل بیت النبى المختار» که پنج مرتبه یا بیشتر بچاپ رسیده، در آغاز آن شرح حال خود را ثبت و استادان خود را در علوم مختلفه ذکر نموده و بعض از تألیفات خود را تعداد کرده- در حدود سال 1250 متولّد شده ولى از تاریخ وفات او اطلاعى بدست نیامده، حدیث او در باب نزول آیه سأل سائل پیرامون قضیه غدیر خواهد آمد.

 345- شیخ محمّد عبده بن حسن خیر اللّه مصرى متوفاى 1323 مفتى و علّامه بزرگوار دیار مصر نامبرده در مراتب علمى شهرت طولانى دارد و در اصلاحات اجتماعى و سعى در مصالح امّت ثابت قدم بوده، تاریخ، این خصوصیّات را براى او در اوراق جلد 1 «مشاهیر الشرق» ص 300 و «تاریخ الادب العربى» ص 434- 439 و غیرهما تسجیل و ضبط نموده است، اشاره بحدیث او قبلا شده و حدیث او در نزول آیه تبلیغ درباره امیر المؤمنین علیه السلام پیرامون قضیّه غدیر خواهد آمد.

346- سید عبد الحمید بن سید محمود آلوسى بغدادى- شافعى- نابینا- در سال 1232 متولّد و در 1324 وفات یافته- در بغداد پایتخت کشور عراق علّامه و ادیب یگانه بوده، کتاب او موسوم به «نثر اللئالى فی شرح نظم الامالى» بچاپ رسیده، نامبرده حدیث غدیر را در ص 166 کتاب مزبور از فضائل امیر المؤمنین علیه السّلام بشمار آورده و در ص 170 در مفاد آن و در مسلّم الصدور بودن آن از مصدر وحى الهى سخن گفته و در ص 172، غدیر خم را تعیین نموده و بحدیث مزبور اشاره کرده است-

347- شیخ محمّد حبیب اللّه بن عبد اللّه یوسفى از حیث نسب، و مدنى از جهت مهاجرت او بآنجا، و شنقیطى از لحاظ اقلیم و منطقه- سخنور و علّامه و محدّث مصر بوده کتاب «اکمال المنّه» در موضوع اتّصال سند مصافحه که موجب دخول بهشت میشود، و «ایقاظ الاعلام» در موضوع وجوب پیروى رسم الخط مصحف امام، و کتاب «ثبت الشیخ الامیر الکبیر» و «الخلاصة النافعه» از او است و در دنباله کتاب اخیر الذکر ارجوزه دارد که به «النصایح الدینیّه» موسوم است، و تمام این کتب در حدود سال 1345 بچاپ رسیده، نامبرده در کتاب خود «کفایة الطالب لمناقب على ابن ابى طالب علیه السّلام» چاپ مصر در ص 28- 30 حدیثى را که ترمذى از ابى سریحه یا- زید- با بررسى در سند روایت نموده و حدیثى را که ابن سمّان از براء بن عازب و احمد از زید در مسندش و از عمر در مناقبش با بررسى در سند روایت نموده، و حدیث مناشده در رحبه را از طریق ابى حاتم، و از طریق احمد از سعید بن وهب و حدیث رکبان را از طریق احمد و بغوى و حدیثى را که ابن عبد البرّ در «استیعاب» از بریده و ابى هریره و جابر و براء و زید از داستان غدیر روایت نموده‏اند ذکر کرده است-

348- قاضى بهلول بهجت شافعى- قاضى زنکه زور، مؤلّف «تاریخ آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله» که بلغت ترکى نوشته و ادیب دانشمند میرزا مهدى تبریزى آنرا بفارسى و فاضل بزرگوار شیخ میرزا على قمشه آنرا بعربى ترجمه نموده‏اند، و این کتاب نامبرده از محسنات این عصر است و نمودارى است از احاطه و تسلّط مؤلّفش در حدیث و تاریخ، و اطلاع مبسوط او در مباحث دینى، و از تألیفات او کتابى است بنام «المأة یوم» یعنى: صد روز، در واقعه صفّین، که جنبه روائى دارد، و «الارشاد الحمزوى» و «حجر بن عدى» که منظوم است، و «الحقوق الارثیه» و «آثار آذربایجان که کتابى است ادبى- تاریخى- جغرافى، اشاره بطرقى که نامبرده براى حدیث غدیر ذکر کرده، در صفحات 43 ر 47 و 51 و 54 و 60 و 62 و 76 و 88 و 93 گذشت.

349- نویسنده شهیر، عبد المسیح انطاکى- مصرى، نامبرده یکى از شعراى غدیر است در قرن چهاردهم که در محل خود شعر و شرح حال او خواهد آمد.

350- دکتر احمد فرید رفاعى، در حاشیه «معجم الادباء» جلد 14 ص 48 دو بیت امیر المؤمنین علیه السّلام را درباره غدیر ذکر نموده.

351- استاد احمد زکى عدوى- مصرى- رئیس قسمت تصحیح در- دار الکتب المصریّه- نامبرده بوسیله حواشى که در کتب متعدده دارد، آثار گرانبها و جاودانى از خود گذارده، نامبرده در حواشى «الاغانى» جلد 7 ص 363 از چاپ اخیر داستان غدیر را ذکر نموده است.

352- استاد احمد نسیم مصرى عضو قسمت ادبى در- دار الکتب المصریّه- نامبرده داستان غدیر را در حاشیه بر دیوان مهیار جلد 3 ص 182 ذکر نموده.

353- استاد حسین على اعظمى- بغدادى- مدیر دانشکده حقوق در بغداد، یکى از شعراء غدیر است که شعر و شرح حال او در قسمت مربوط به شعراء قرن چهاردهم خواهد آمد، نامبرده شخصا بمؤلّف معظم «الغدیر» خبر داده که کتابى درباره امیر المؤمنین علیه السّلام تألیف نموده و در آنجا نیز حدیث غدیر را ذکر کرده است.

354- سید على- جلال الدّین حسینى- مصرى سخنورى است محیط و مسلّط و ادیبى است شاعر، دیوان او موسوم به «حدیث النفس» و کتاب او بنام «الحسین علیه السّلام» در دو جزء در قاهره بچاپ رسیده، حدیث ولایت را نامبرده در جلد 1 تألیف مزبور ص 132 ذکر نموده است.

355- استاد محمّد محمود رافعى- مصرى، شرح او بر هاشمیّات (کمیت) که چندین بار در مصر چاپ شده نمودارى است از احاطه و تسلّط او در تاریخ و ادب، نامبرده در شرح این بیت (کمیت):

و یوم الدوح دوح غدیر خم ابان له الولایة لو اطیعا

در ص 81 چنین گوید: دوح درخت بزرگى است، واحد آن دوحة است و غدیر خم موضعى است بین مکّه و مدینه- ابان. یعنى آشکار کرد: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود:
«اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله» و فرمود: من کنت مولاه فعلى مولاه. بعد از فرمایشات پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله عمر گفت:
خوشا بحال تو یا على صبح نمودى در حالیکه مولاى هر مرد و زن مؤمن هستى.

356- استاد محمّد شاکر خیّاط نابلسى- ازهرى مصرى- شارح هاشمیّات «کمیت» که در سال 1321 در مصر چاپ شده، نامبرده در شرح مزبور ص 60 در شرح قول کمیت:
و یوم الدوح دوح غدیر خم ابان له الولایة لو اطیعا

گوید: غدیر خم موضعى است بین مکّه و مدینه در جحفه ابان له الولایة امام احمد از ابى الطفیل روایت کرده که گفت: على علیه السّلام در سال 35 مردم را در میدان وسیع کوفه (رحبه) جمع کرد، سپس بآنها گفت: شما را بخدا قسم میدهم، هر مرد مسلمى که روز غدیر خم سخنان رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله را شنیده است، برخیزد، در نتیجه: سى تن از مردم برخاستند و شهادت دادند بi اینکه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: من کنت مولاه فعلىّ مولاه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه.

357 استاد عبد الفتاح- عبد المقصود مصرى- صاحب کتاب «الامام علىّ» در 4 مجلّد، نامبرده در تقریظى که باین کتاب، نموده اشاره بحدیث غدیر خم نموده و تمام مقال او در مقدمه جلد ششم خواهد آمد

358- استاد، شیخ محمّد سعید دحدوح، یکى از ائمّه جماعت در حلب، نامبرده در نامه که به علّامه حجت- شیخ محمّد حسین مظفرى نوشته- داستان غدیر را در آن درج نموده و بزودى عین و نصّ نامه او که در آغاز جلد هشتم مندرج است، خواهد آمد

359- استاد صفا خلوصى مقیم لندن و فارغ التحصیل دانشگاه آنجا و مدرّس در همانجا، نامبرده داستان غدیر را در نامه که بمؤلّف جلیل القدر نوشته قطعى تلقى نموده و بزودى عین آن که در آغاز جلد پنجم مندرج است خواهد آمد «4»

360- حافظ مجتهد- ناصر السنه- شهاب الدین- ابو الفیض- احمد بن محمّد بن صدّیق، صاحب تألیقات گرانبها، نامبرده داستان غدیر را در کتاب مهمّ و ارجمند خود «تشنیف الآذان» ص 77 نقل از گروه بسیارى از حفاظ باسناد آنها از پنجاه و چهار تن از صحابه ذکر کرده- نامهاى صحابه مذکورین از اینقرار است:
على امیر المؤمنین علیه السّلام- امام سبط- حسن بن على علیه السّلام- امام سبط- حسین بن على علیه السّلام عبد اللّه بن عبّاس- براء بن عازب- زید بن ارقم- بریده- ابو ایّوب- حذیفة بن اسید سعد بن ابى وقاص- انس بن مالک- ابو سعید خدرى- جابر بن عبد اللّه- عمرو بن ذى مرّه مرّه- عبد اللّه بن عمر- مالک بن حویرث- حبشى بن جناده- جریر بن عبد اللّه بجلى عمّاره- عمار بن یاسر- ریاح بن حارث- عمر بن خطّاب- نبیط بن شریط- سمرة بن جندب- ابو لیلى- جندب انصارى- حبیب بن بدیل- قیس بن ثابت- زید بن شرحبیل عباس بن عبد المطّلب- عبد اللّه بن جعفر- سلمة بن اکوع- زید بن ابى ثابت- ابوذر غفارى- سلمان فارسى- یعلى بن مرّه- خزیمة بن ثابت- سهل بن حنیف- ابو رافع.
زید بن حارثه- جابر بن سمره. ضمرة الاسلمى- عبد اللّه بن ابى اوفى- عبد اللّه بن بسر مازنى- عبد الرحمن بن یعمر دیلمى- ابو الطفیل عامر- سعد بن جناده- عامر بن عمیره- حبّه عرنى- ابو امامه- عامر بن لیلى- وحشى بن حرب- عایشه- امّ سلمه طلحة بن عبید اللّه، و لفظ او بزودى در باب بحث از سند حدیث انشاء اللّه بنظر شما خواهد رسید.
* (انّ فى ذلک لذکرى لمن کان له قلب او القى السّمع)** (و هو شهید)*

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 305 – 312

متن عربی

 «القرن الرابع عشر»

342- السیّد أحمد بن زینی بن أحمد دحلان المکیّ، الشافعیّ: المولود بمکّة (1232) و المتوفّى بالمدینة المنوَّرة (1304).

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 306

مفتی الشافعیّة بمکّة المشرّفة و شیخ الإسلام بها، عالم متفنِّن، فقیه مشارک فی العلوم، مؤرِّخ متضلّع، له تآلیف کثیرة، طبع منها ما یربو على عشرین.

أفرد أبو بکر عثمان بن محمد البکری الدمیاطی فی ترجمته کتاباً أسماه نفحة الرحمن فی مناقب السیّد أحمد زینی دحلان- طبع بمصر- یأتی عنه حدیث التهنئة.

343- الشیخ یوسف بن إسماعیل النبهانیّ، البیروتیّ: رئیس محکمة الحقوق فی بیروت، مؤلّف منتخب الصحیحین من کلام سیّد الکونین- طبع بمصر عام 1329.

بحّاثة کبیر، له فی الأدب نصیبه الأوفى، یُعبِّر عنه الحدّاد فی القول الفصل (1/444): بعالم العصر الشیخ العلّامة، ألّف فی الحدیث و الأدب و أکثر، و قد طبع فی مصر و بیروت من تآلیفه ما یناهز الخمسین. کتب ترجمته بقلمه فی کتابه الشرف المؤبَّد (ص 140- 143).

یأتی عنه حدیث المناشدة فی الرحبة.

344- السیّد مؤمن بن حسن مؤمن الشبلنجیّ «1»: مؤلِّف نور الأبصار فی مناقب آل بیت النبیّ المختار- المطبوع خمس مرّات أو أکثر- له فی أوّله ترجمة ذکر فیها مشایخه فی شتّى العلوم، و عدّ بعض تآلیفه.

وُلد سنة (بضع و 1250)، و لم أقف على تاریخ وفاته «2».

یأتی عنه نزول آیة (سَأَلَ سَائِلٌ) حول قضیّة الغدیر.

345- الشیخ محمد عبده بن حسن خیر اللَّه المصریّ: المتوفّى (1323).

مفتی الدیار المصریّة و علّامتها الکبیر، له شهرةٌ طائلةٌ فی العلم، و قدمٌ راسخة فی الإصلاح و السعی وراء صالح الأمّة، سجّلها له التاریخ فی صحائف مشاهیر

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 307

الشرق «1» (1/300)، و تاریخ الأدب العربی «2» (ص 434- 439) و غیرهما.

مرّ الإیعاز إلى حدیثه (ص 19، 20، 44)، و یأتی عنه نزول آیة التبلیغ فی أمیر المؤمنین علیه السلام حول قضیّة الغدیر.

346- السیّد عبد الحمید ابن السیّد محمود الآلوسی، البغدادیّ، الشافعیّ، الضریر «3»: المولود (1232) و المتوفّى (1324).

علّامة عاصمة العراق بغداد و أدیبها الفذّ، طبع له نثر اللآلی فی شرح نظم الأمالی.

عَدّ حدیث الغدیر فی کتابه المذکور (ص 166) من فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام، و فی (ص 170) تکلّم فی مفاده مسلِّماً صدوره عن مصدر الوحی الإلهی، و فی (ص 172) عیَّن غدیر خُمّ، و أشار إلى الحدیث.

347- الشیخ محمد بن حبیب اللَّه بن عبد اللَّه الیوسفیّ «4» نسباً، المدنیّ مهاجراً، الشنقیطیّ إقلیماً: بحّاثة مصر و محدِّثها العلّامة.

له إکمال المنّة باتّصال سند المصافحة المدخلة للجنّة، و إیقاظ الأعلام لوجوب اتّباع رسم مصحف الإمام، و ثَبْت الشیخ الأمیر الکبیر، و الخلاصة النافعة، و یلیها أُرجوزة له تُسمّى بالنصائح الدینیّة، کلّها مطبوعة فی المعاهد سنة (1345).

ذکر فی کتابه کفایة الطالب لمناقب علیّ بن أبی طالب- طبعة مصر- (ص 28- 30) ما أخرج الترمذی «5» عن أبی سریحة أو زید، و ما أخرجه ابن

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 308

السمّان عن البراء بن عازب، و أحمد عن زید فی مسنده «1»، و عن عمر فی مناقبه، و من طریق أبی حاتم حدیث المناشدة فی الرحبة، و من طریق أحمد «2» عن سعید بن وهب حدیث المناشدة أیضاً، و من طریق أحمد «3» و البغویّ حدیث الرکبان، و ما ذکره ابن عبد البَرّ فی الاستیعاب «4» عن بریدة و أبی هریرة و جابر و البراء و زید من حدیث الغدیر.

348- القاضی بهلول بهجت الشافعی، قاضی زنکه زور: مؤلِّف تاریخ آل محمد باللغة الترکیّة، ترجمه إلى الفارسیّة الأدیب میرزا مهدی التبریزی، و إلى العربیّة الفاضل البارع الشیخ میرزا علیّ القمشهی. و کتابه هذا من حسنات العصر، یعرب عن تضلّع مؤلّفه فی الحدیث و التاریخ، و طول باعه فی المباحث الدینیّة، و من تآلیفه مائة یوم فی واقعة صفّین روائیّ، و الإرشاد الحمزوی، و حجر بن عدیّ نظماً، و الحقوق الإرثیّة، و آثار آذربیجان أدبیّ تاریخیّ جغرافیّ.

مرّ الإیعاز إلى طرق ذکرها لحدیث الغدیر (ص 16، 20، 22، 24، 27، 29، 38، 45، 49).

349- الکاتب الشهیر عبد المسیح الأنطاکیّ، المصریّ: أحد شعراء الغدیر فی القرن الرابع عشر، یأتی هناک شعره و ترجمته.

350- الدکتور أحمد فرید رفاعی: ذکر فی تعلیق معجم الأدباء (14/48) بیتَی أمیر المؤمنین علیه السلام فی الغدیر.

351- الأستاذ أحمد زکی العدویّ، المصریّ: رئیس قسم التصحیح بدار الکتب المصریّة، له آثار قیّمة خالدة فی تعالیق الکتب.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 309

ذکره فی تعلیقات الأغانی (7/263) من الطبعة الأخیرة «1».

352- الأستاذ أحمد نسیم المصریّ: عضو القسم الأدبی بدار الکتب المصریّة.

ذکره فی تعلیقة دیوان مهیار (2/182).

353- الأستاذ حسین علیّ الأعظمیّ، البغدادیّ: مدیر کلّیة الحقوق بها.

أحد شعراء الغدیر، یأتی شعره و ترجمته فی شعراء القرن الرابع عشر، و أخبرنی شفهیّا بأنَّ له کتاباً فی الإمام أمیر المؤمنین علیه السلام ذکر فیه حدیث الغدیر أیضاً.

354- السیّد علیّ جلال الدین الحسینیّ، المصریّ: بحّاثة متضلّع أدیب شاعر، طبع له دیوانه الموسوم بحدیث النفس، و کتابه الحسین علیه السلام- فی جزءین- طبع فی القاهرة.

ذکر حدیث الولایة فی تألیفه المذکور (1/132).

355- الأستاذ محمد محمود الرافعیّ، المصریّ: ینمُّ عن تضلّعه فی التاریخ و الأدب شرحُه هاشمیّات الکمیت، المطبوع بمصر غیر مرّة.

قال فی شرح قول الکمیت (ص 81):

و یومَ الدوحِ دوحِ غدیرِ خُمٍ             أبانَ له الولایةَ لو أُطیعا

 

الدوح: الشجر العظیم، الواحدة: دوحة، و غدیر خُمّ: موضع بین مکّة و المدینة، أبان: بیَّن.

قال رسول اللَّه صلى الله علیه و سلم: «اللّهمّ والِ من والاه، و عادِ من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله»، و قال: «من کنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه»، فقال عمر: طوبى لک یا علیُّ أصبحت مولى کلِّ مؤمن و مؤمنة.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 310

356- الأستاذ محمد شاکر الخیّاط، النابلسیّ، الأزهریّ، المصریّ: شارح الهاشمیات للکمیت المطبوع بمصر (1321) قال فی الشرح المذکور (ص 60) فی شرح قول الکمیت:

و یومَ الدوحِ دَوْحِ غدیر خُمٍ             أبانَ له الولایةَ لو أُطیعا

 

غدیر خُمّ: موضع بین مکّة و المدینة بالجحفة. أبان له الولایة:

روى الإمام أحمد عن أبی الطفیل قال: «جمع علیٌ الناس سنة خمس و ثلاثین فی الرحبة، ثمّ قال لهم:

أَنشُد باللَّه کلَّ امرئٍ مسلم سمع رسول اللَّه صلى الله علیه و سلم یوم غدیر خُمّ ما قال لمّا قام.

فقام إلیه ثلاثون من الناس، فشهدوا: أنَّ رسول اللَّه صلى الله علیه و سلم قال: من کنتُ مولاه فعلیّ مولاه، اللّهمّ والِ من والاه، و عادِ من عاداه».

357- الأستاذ عبد الفتّاح عبد المقصود المصریّ: صاحب کتاب الإمام علیّ- فی أربع مجلّدات.

أخبت إلى الحدیث فی تقریظه کتابنا هذا، و سیأتیک لفظه فی مقدِّمة الجزء السادس.

358- الأستاذ الشیخ محمد سعید دحدوح: أحد أئمّة الجماعة فی حلب.

أثبته فی کتاب له إلى العلّامة الحجّة الشیخ محمد حسین المظفّری، و سیوافیک بنصّه و فصّه فی مفتتح الجزء الثامن.

359- الأستاذ صفاء خلوصی: نزیل لندن، و خرّیج جامعتها و المدرّس بها.

رآه من المقطوع به فی کتاب له إلینا، سیأتی بنصِّه فی أوّل الجزء الخامس.

360- الحافظ المجتهد ناصر السنّة شهاب الدین أبو الفیض أحمد بن محمد بن الصدِّیق: صاحب التآلیف القیِّمة.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 311

ذکره فی کتابه الفخم تشنیف الآذان (ص 77)، نقلًا عن جمع کثیر من الحفّاظ بأسانیدهم، عن أربعة و خمسین صحابیّا، و هم: علیٌّ أمیر المؤمنین، الإمام الحسن السبط، الإمام الحسین السبط، عبد اللَّه بن عبّاس، البراء بن عازب، زید بن أرقم، بریدة، أبو أیّوب، حذیفة بن أُسید، سعد بن أبی وقّاص، أنس بن مالک، أبو سعید الخُدری، جابر بن عبد اللَّه، عمرو بن ذی مرّ، عبد اللَّه بن عمر، مالک بن الحویرث، حُبشی بن جنادة، جریر بن عبد اللَّه البجلیُّ، عمارة، عمّار بن یاسر، ریاح بن الحارث، عمر بن الخطاب، نُبیط بن شُریط، سمرة بن جندب، أبو لیلى، جندب الأنصاری، حبیب بن بُدَیل، قیس بن ثابت، زید بن شرحبیل، العبّاس بن عبد المطّلب، عبد اللَّه ابن جعفر، سلمة بن الأکوع، زید بن ثابت، أبو ذرّ الغفاری، سلمان الفارسی، یعلى ابن مرّة، خزیمة بن ثابت، سهل بن حنیف، أبو رافع، زید بن حارثة، جابر بن سمرة، ضمرة الأسلمیّ، عبد اللَّه بن أبی أوفى، عبد اللَّه بن بسر المازنی، عبد الرحمن بن یعمر الدئلی، أبو الطفیل عامر، سعد بن جنادة، عامر بن عُمیرة، حبّة العرنی، أبو أُمامة، عامر بن لیلى، وحشیّ بن حرب، عائشة، أمُّ سلمة، طلحة بن عبید اللَّه. «1»

و سیُوافیک لفظه فی الکَلِم عند البحث عن سند الحدیث إن شاء اللَّه. (إِنَّ فِی ذلِکَ لَذِکْرى‏ لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِیدٌ) «2»