اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۶ مهر ۱۴۰۲

علمای قرن چهارم که واقعه غدیر را نقل کرده‌اند

متن فارسی

149- حافظ عبد اللّه بن صقر بن نصر- ابو العباس سکرى- بغدادى- متوفاى 302، خطیب در جلد 9 تاریخش صفحه 483 شرح حال او را ثبت و او را ثقه دانسته و دار قطنى صداقت او را تأیید کرده، حدیث او باسناد صحیح که رجال آن همگى ثقه هستند در صفحه 78 ذکر شده است.

150- حافظ ابو عبد الرحمن احمد بن شعیب نسائى- صاحب سنن (در سال 303 در سن 88 سالگى درگذشته) ذهبى در جلد 2 «تذکره» صفحه 268 از دار قطنى حکایت نموده که: نسائى فقیه‏ترین استادان مصر و اعلم علماء عصر خود در حدیث بوده، و از نیشابورى حکایت نموده که: نسائى پیشوائى است بدون معارض، و سبکى در جلد 2 طبقات خود صفحه 84 از قول ابى جعفر طحاوى حکایت نموده که: نسائى پیشوائى است از پیشوایان مسلمین، و ابن کثیر در جلد 11 تاریخش ص 123 از قول ابن یونس حکایت نموده که: نسائى پیشوائى بوده در فنّ حدیث که موصوف است به ثقه و دقت نظر و قوه حفظ، نامبرده (نسائى) حدیث غدیر را در «سنن» و در «خصایص» بطرق بسیار روایت نموده که اغلب آنطرق صحیح و رجال آنها ثقه هستند از جمله آن طرق روایاتى است که خواهد آمد و قسمتى هم از آن در ص 46 و 64 و 65 و 72 و 77 و 88 و 92 و 94 ذکر شد.

151- حافظ حسن بن سفیان بن عامر- ابو العباس- شیبانى- نسوى- بالوزى صاحب مسند کبیر متوفاى 303، سمعانى در «انساب» او را در فقه و علم و ادب مقدم داشته و در جاى دیگر او را به نام پیشوائى با اتقان و با ورع و حافظ یاد کرده، و سبکى در جلد 2 «طبقات» ص 210 از حاکم نقل کرده که: نامبرده محدّث عصر و زمان خود در خراسان بوده که در دقت نظر و کثرت احاطه و فهم و فقه و ادب بر همگان مقدّم بوده، حدیث از او در ص 46 گذشت و روایت او در داستان مناشده امیر المؤمنین علیه السّلام در روز جمل و در داستان مراسم تهنیت باسناد صحیح که رجال آن همگى ثقه هستند خواهد آمد.

152- حافظ احمد بن على موصلى- ابو یعلى- صاحب مسند کبیر متوفاى 307، ابن حبان و حاکم و ذهبى در جلد 2 «تذکره» صفحه 274 او را توثیق نموده‏اند و ابن کثیر در جلد 11 تاریخش ص 130 او را با اوصاف حفظ و نیک اندیشى و داراى تصنیف پسندیده و رعایت عدالت در آنچه روایت میکند، و داراى نیروى ضبط، در آنچه بدان حدیث مینماید، ذکر نموده است، حدیث از او در صفحات 40 و 46 و 97 گذشت، و روایت او در حدیث مناشده و همچنین در داستان مناشده جوانى بر ابى هریره باسناد صحیح که رجال آن ثقه هستند و همچنین در حدیث تهنیت باسناد صحیح خواهد آمد.

153- حافظ محمّد بن جریر طبرى ابو جعفر صاحب تفسیر و تاریخ مشهور متوفاى 310، خطیب شرح حال او را در جلد 2 تاریخش صفحات 162- 169 نگاشته و گوید: نامبرده یکى از علمائى است که بگفتارشان حکم میشود و برأى آنها رجوع میشود، بسبب مراتب معرفت و فضل، و سپس نسبت باو تعریف و ستایش بسیار نموده، و ذهبى در جلد 1 «تذکره» صفحات 277- 283 او را ذکر و باوصاف امامت و زهد و ترک دنیا او را ستایش نموده است، نامبرده کتاب جداگانه‏اى در موضوع غدیر تألیف نموده، حدیث از او در صفحات 40 و 46 و 48 و 82 و 86 و 93 و 103 و 105 و 122 گذشت و بطرق دیگر هم از او خواهد آمد

154- ابو جعفر احمد بن محمّد ضبعى- احول-، متوفاى 311، حدیث از او در موضوع مناشده رحبه بلفظ عبد الرحمن خواهد آمد.

155- حافظ محمّد بن جمعة بن خلف قهستانى، ابو قریش، صاحب مسند کبیر، متوفاى 313، خطیب در جلد 12 تاریخش ص 169 گوید: نامبرده داراى نیروى ضبط و حفظ و اتقان است و بسیار بوقایع و اخبار گوش فرا داده و بسیار سفر کرده، و ذهبى در جلد 2 «تذکره» صفحه 328 از قول ابى على حافظ گوید: خبر داد ما را ابو قریش حافظ ثقه و امین* اشاره بحدیث او در ص 47 گذشت و روایت او در موضوع تهنیت باسناد صحیح که رجال آن همگى ثقه هستند خواهد آمد.

156- حافظ عبد اللّه بن محمّد بغوى- ابو القاسم- متوفاى 317، خطیب شرح حال او را در جلد 10 تاریخش ص 111- 117 با اشعار باینکه نامبرده ثقه و داراى دقت نظر و آثار بسیار و داراى نیروى فهم و عرفان است- ثبت نموده، و از موسى بن هارون نیز حکایت کرده که: هر گاه روا باشد که بانسانى گفته شود: ما فوق ثقه، هر آینه درباره ابو القاسم گفته میشد، نامبرده در کتاب خود (معجم) داستان رکبان را روایت نموده که خواهد آمد، و حدیثى از او باسناد حسن در صفحه 65 ذکر شد.

157- ابو بشر محمّد بن احمد دولابى «1»، در سال 224 ولادت یافته و در 320 درگذشته، بطوریکه ابن خلکان در جلد 2 تاریخش ص 85 قید نموده، روایت نامبرده مورد اعتماد است، حدیث او در ص 54 و 65 هر دو باسناد صحیح و رجال ثقه، ذکر شد.

158- ابو جعفر احمد بن عبد اللّه بن احمد بزاز معروف به، ابى النیّرى، در سال 232 ولادت یافته و در 320 درگذشته است، خطیب در جلد 4 تاریخش ص 226 شرح حال او را ثبت و گفته که: نامبرده ثقه است، حدیث از او در موضوع آیه اکمال دین و در داستان تهنیت خواهد آمد که اسناد آن صحیح و رجال آن همگى ثقه هستند.

159- حافظ ابو جعفر احمد بن محمّد ازدى طحاوى حنفى- مصرى- در سال 229 ولادت یافته و در 321 درگذشته است، استاد فقه و حدیث است و ریاست دینى در مصر باو منتهى میشود، ابن کثیر در جلد 11 تاریخش ص 174 شرح حال او را نگاشته و گفته که: نامبرده یکى از علماء ثقه و داراى دقت نظر و نیروى حفظ و از افراد برجسته این فنّ است، و ذهبى در جلد 3 «تذکره» ص 30 از ابن یونس حکایت نموده که نامبرده ثقه و داراى دقت نظر و فقاهت است و خردمندى است که چون او کسى جایگزین او نیست، حدیث از او باسناد صحیح که رجال آن ثقه هستند در ص 79 و همچنین در ص 102 ذکر شد.

160- ابو اسحق ابراهیم بن عبد الصمد بن موسى هاشمى متوفاى 325 خطیب در جلد 6 تاریخش ص 137 شرح حال او را ثبت کرده، حدیث بطریق او در داستان مناشده مردى عراقى بر جابر انصارى بحدیث غدیر خواهد آمد.

161- حافظ حکیم، محمّد بن على ترمذى- صوفی- شافعى- صاحب کتاب «فروق» و «نوادر الاصول» بطوریکه در شرح حال او مذکور است، در کتاب خود «نوادر الاصول» از بعضى استادان خود روایت میکند، حافظ ابو نعیم در «حلیه» او را ستوده و شرح حال او را سبکى در جلد 2 طبقاتش صفحه 20 ثبت نموده، حدیث از او در ص 59 گذشت.

162- حافظ، ابن الحافظ، عبد الرحمن بن ابى حاتم محمّد بن ادریس تمیمى حنظلى رازى، متوفاى 327، ذهبى در جلد 3 «تذکره، ص 48 شرح حال او را ثبت و نامبرده را بسمت پیشوائى و نیروى حفظ و تشخیص ستوده و موثق بودن او را از ابن ولید باجى حکایت نموده، سبکى نیز در جلد 2 طبقاتش ص 237 شرح حال او را ثبت کرده و از ابى یعلى خلیلى حکایت نموده که نامبرده مرد زاهدى بوده و از ابدال شمرده میشد، حدیث از او در ص 86 گذشت و در مورد نزول آیه تبلیغ در شأن على علیه السّلام نیز خواهد آمد.

163- ابو عمرو، احمد بن عبد ربّه قرطبى متوفاى 328، ابن خلکان در جلد 1 تاریخش ص 34 شرح حال او را ثبت و گفته: نامبرده از علمائى است که داراى محفوظات بسیار و اطلاع زیاد بر اخبار مردم بوده و کتاب «العقد الفرید» را که از کتب سودمند است، او تصنیف نموده، نامبرده در جلد 2 کتاب خود «عقد الفرید» ص 275 چنین نگاشته: على علیه السّلام در سن پانزده سالگى اسلام آورد و او اولین کسى است که شهادت بوحدانیت خداوند و رسالت محمّد صلّى اللّه علیه و آله داد، و پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم و آل من والاه و عاد من عاداه و روایت از او در داستان احتجاج مأمون بر چهل تن از فقهاء باحادیثى که از جمله آن حدیث غدیر است، خواهد آمد.

164- فقیه ابو عبد اللّه حسین بن اسمعیل بن سعید محاملى ضبّى (در سن 95 سالگى در سال 330 درگذشته، سمعانى در انسابش نامبرده را فاضل و صادق و متدین و ثقه معرفی نموده، و ابن کثیر در جلد 3 تاریخش صفحه 203 او را موصوف بصدق و تدیّن و فقیه و محدّث اعلام کرده و اشعار نموده که شصت سال قضاوت در کوفه بعهده او بوده و قضاوت فارس و توابع آن نیز باو محول گشته، سپس از مقام مزبور بکلى استعفا کرده و ملازم خانه خود شده و اکتفاء بشنیدن و بیان حدیث نموده، روایت از او در ص 98 و 103 باسنادیکه صحت آنرا در امالى خود تصدیق نموده گذشت، و روایت دیگر او در حدیث مناشده بلفظ زید بن یثیع باسناد صحیح که رجال آن ثقه هستند، خواهد آمد.

165- ابو نصر حبشون بن موسى بن ایوب خلال- در سال 234 متولد و در 331 درگذشته، نامبرده استاد- حافظ دار قطنى و امثال او است، خطیب در جلد 8 تاریخش صفحه 290 شرح حال او را ثبت نموده و گفته: نامبرده ثقه است، حدیث او و شرح حالش در باب روزه غدیر خواهد آمد و بزودى بر صحت اسناد آن و ثقه بودن تمامى رجال آن واقف خواهید شد.

166- حافظ ابو العباس احمد بن عقده متوفّاى 333، بهر یک از کتب تذکره و شرح حال دست بیابید، شرح حال و ستایش نسبت باو را خواهید یافت، نامبرده یک کتاب تألیف و اختصاص بداستان غدیر داده و قریبا در تعداد مؤلّفین کتب در موضوع غدیر خم از تألیف مزبور بتفصیل آگاه خواهید شد، نامبرده داستان غدیر خم را بطرق بسیار روایت نموده که قسمتى از آن قبلا ذکر شده و قسمتی نیز خواهد آمد.

167- ابو عبد اللّه محمّد بن على بن خلف عطّار کوفى مقیم بغداد، خطیب شرح حال او را در جلد 3 تاریخش در ص 57 ثبت و از قول منصور که خود از او شنیده نقل کرده که: محمّد بن على بن خلف ثقه و متّصف بامانت و حسن عقل و خرد است، حدیث او باسناد صحح و رجال ثقه در ص 120 گذشت.

168- حافظ هیثم بن کلیب ابو سعید شاشى- متوفاى 335 صاحب مسند کبیر، دهبى در جلد 3 «تذکره» ص 66 شرح حال و توثیق او را ثبت نموده، حدیث او در ص 80 گذشت و کنجى اشعار نموده که حدیث مزبور حسن و اطراف آن صحیح است.

169- حافظ محمّد بن صالح بن هانى ابو جعفر ورّاق نیشابورى متوفّاى 340 ابن کثیر در جلد 11 تاریخش «البدایه و النهایه» ص 225 شرح حال او را ثبت نموده و گفته: نامبرده ثقه و زاهد بوده و از خصوصیّات زهد او این بود که فقط از دسترنج خود امرار زندگى میکرد و تهجّد (نافله شب) خود را قطع و ترک نکرد، سبکى نیز در جلد 2 طبقاتش در ص 164 شرح حال او را نگاشته و او را ستایش کرده حدیث او در ص 48 باسناد صحیح که رجال آن همگى ثقه هستند گذشت.

170- حافظ ابو عبد اللّه محمّد بن یعقوب بن یوسف شیبانى نیشابورى، معروف به «ابن اخرم» (در سال 250 متولّد شده و در 344 درگذشته)،- صاحب مسند کبیر- ذهبى در جلد 3 «تذکره» ص 82 شرح حال او را ثبت و نامبرده را مورد ستایش قرار داده گوید: ابن خزیمه پیوسته ابا عبد اللّه بن یعقوب را بر تمام اقرانش مقدّم میداشت و در آنچه که بر او وارد میشد بگفتار نامبرده اعتماد داشت و هر زمان در چیزى شک میکرد آنرا باو عرضه مینمود، حافظ ابو بکر بیهقى روایت او را که در ص 71 ذکر شده از حافظ حاکم نیشابورى روایت کرده که اسناد آن صحیح و رجال آن همگى ثقه هستند.

171- حافظ یحیى بن محمّد بن عبد اللّه- ابو زکریا العنبرى- البغیانى در سن هفتاد و شش سالگى سال 344 وفات یافته، سمعانى در «انساب» شرح حال او را ثبت و نامبرده را ستوده، و سبکى در جلد 2 «طبقات» ص 321 او را بعنوان یکى از پیشوایان ذکر نموده، و حاکم او را بوصف عدل. ادیب. مفسر یگانه بین اقرانش- معرفى نموده، و از قول ابو على حافظ گوید: مردم از حفظ ما نسبت باین اسانید و طرق روایات تعجب میکنند، در حالیکه: ابو زکریا عنبرى بحدّى در حفظ علوم پیش رفته که چنانچه حفظ قسمتى از آن بما تکلیف شود، از آن عاجز خواهیم بود!! و من یاد ندارم که نظیر او را دیده باشم! حدیث او در ص 78 گذشت.

172- مسعودى- على بن حسین بغدادى- مصرى- متوفاى 346، نسب او منتهى میشود بعبد اللّه بن مسعود، سبکى در جلد 2 «طبقات الشافعیّه» ص 307 شرح حال او را نگاشته و گوید: نامبرده اخبارى و مردى پرهیزکار و بسیار دانشمند (علّامه) بوده، و گفته شده که: از حیث عقیده معتزلى بوده، حدیث از او در احتجاج امیر المؤمنین علیه السّلام؟؟؟؟ طلحه بحدیث غدیر در روز جمل خواهد آمد.

173- ابو الحسین محمّد بن احمد بن تمیم خیاط- قنطرى- حنظلى (در سال 259 متولد و در 340 وفات یافته)، خطیب در جلد 1 تاریخش ص 283 شرح حال او را ثبت نموده، حدیث او در ص 66 باسنادى که تمام رجال آن ثقه هستند ذکر شده.

174- حافظ جعفر بن محمّد بن نصیر- ابو محمّد خواص- معروف به خلدّى- متوفاى 347، خطیب در جلد 7 تاریخش صفحه 226 و 231 شرح حال او را ثبت نموده و گفته:

نامبرده ثقه و صادق و متدیّن و فاضل بوده، حدیث او در باب نزول آیه اکمال درباره على علیه السّلام باسناد صحیح که رجال آن همگى ثقه هستند خواهد آمد.

175- ابو جعفر محمّد بن على شیبانى کوفى، از جمله علمائى است که درباره حدیث غدیر خم داراى تصنیف هستند، حاکم در «مستدرک» و ذهبى در «تلخیص» در موارد عدیده صحت حدیث او را تصریح نموده‏اند، حدیث او در صفحه 48 باسناد صحیح که رجال آن ثقه هستند، و همچنین در صفحه 66 گذشت.

176- حافظ دعلج بن احمد بن دعلج بن عبد الرحمن- ابو محمّد سجستانى معدّل، متوفاى 341، خطیب در جلد 8 تاریخش صفحه 387/392 شرح حال او را نگاشته و گفته: نامبرده ثقه و داراى دقت نظر بوده و حکّام شهادت او را پذیرفته‏اند و عدالت او را اثبات کرده‏اند، و براى او «مسند» ترتیب داده‏اند، (یعنى روایت‏هاى مسند او را جمع کرده‏اند)، دار قطنى گوید: در میان اسانید خود چون او داراى دقت نظر نیافتیم او ثقه و امین بود، و عمر بصرى گوید: در بغداد در میان کسانى که انتخاب نمودم کسى نیافتم که در صحت کتابت و نیکوئى سماع (سماع احادیث) از دعلج بهتر باشد حدیث او باسنادى که حاکم صحت آنها را در جلد 3 «مستدرک» صفحه 109 تصریح نموده در صفحه 66 گذشت.

177- ابو بکر محمّد بن حسن بن محمّد نقّاش- مفسّر موصلى- بغدادى- متوفاى 351، ابن کثیر در جلد 11 تاریخش صفحه 241 شرح حال او را نگاشته و گفته:

نامبرده مردى است داراى صلاحیّت نفسانى و عابد و ملتزم بآداب، تفسیر موسوم به «شفاء الصدور» از اوست، حدیث او در باب نزول آیه سأل سائل در پیرامون نصّ غدیر خواهد آمد.

178- حافظ محمّد بن عبد اللّه شافعى- بزاز- بغدادى، متوفاى 354 (در سال 260 متولد شده)، خطیب در جلد 5 تاریخش ص 456 شرح حال او را ثبت و گفته:

نامبرده ثقه و داراى دقت نظر و حدیث بسیار و تصنیف پسندیده و نیکو است؛ و از دار قطنى حکایت نموده که: نامبرده ثقه و امین بوده و ذهبى در جلد 3 «تذکره» ص 96 از او یاد نموده و گوید: نامبرده ثقه و امین است و در زمان او کسى از او موثق‏تر نبوده، و ابن کثیر در در جلد 11 تاریخش صفحه 260 گفته: نامبرده ثقه و داراى دقت نظر و داراى روایت بسیار است، حدیث او در داستان (مناشده) رحبه بلفظ زید بن ارقم باسناد صحیح خواهد آمد.

179- حافظ ابو حاتم- محمّد بن حبّان بن احمد تمیمى- بستى متوفاى 354، ذهبى در جلد 3 «تذکره» ص 133 شرح حال او را نگاشته و گفته: نامبرده از فقهاء دین و حافظین آثار بوده و حاکم گوید: او از علم فقه و لغت و وعظ پر و از مردان خردمند بوده، و خطیب گوید: ثقه و بزرگوار و داراى فهم بوده و ابن کثیر در جلد 11 تاریخش صفحه 259 از او یاد نموده و گوید؟ نامبرده یکى از حفاظ بزرگوار و از مصنفین و مجتهدین عالیمقدار است حافظ محب الدین طبرى در جلد 2 «ریاض النضره» ص 169 حدیث مناشده در رحبه را که بلفظ ابى الطفیل خواهد آمد، روایت نموده، سپس گفته: این حدیث را ابو حاتم با بررسى در اسناد روایت کرده.

180- حافظ سلیمان بن احمد بن ایوب لخمى- ابو القاسم طبرانى (در سال 260 متولد و در 360 وفات یافته) ذهبى در جلد 3 «تذکره» ص 126- 131 شرح حال او را نگاشته و درباره او گوید: امام علامه حجت- یگانه صاحب مسند دنیا، از هزار استاد و بیشتر حدیث نموده و با وصف صداقت و امانت از مردان زبده این امر (امر حدیث) بوده، ابو العباس شیرازى موثق بودن او را اعلام داشته، نامبرده حدیث غدیر را بطرق بسیار روایت نموده که اغلب آن صحیح و رجال اسنادش ثقه هستند، بصفحات 45 و 53 و 55 و 56 و 57 و 59 و 69 و 70 و 73 و 76 و 82 و 83 و 86 و 92 و 94 و 97 و 99 و 103 و 107 و 109 و 119 مراجعه نمائید، و روایت او در حدیث مناشده بلفظ زید بن یثیع باسناد صحیح که رجال آن همگى ثقه هستند خواهد آمد.

181- احمد بن جعفر بن محمّد بن سلم، ابو بکر حنبلى، صاحب مسند کبیر، متوفاى 365، ابن کثیر در جلد 11 تاریخش ص 283 گوید: نامبرده ثقه است، نزدیک نود سال زندگى کرده، حدیث او باسناد صحیح و رجال ثقه در صفحه 120 گذشت،

182- ابو بکر- احمد بن جعفر بن حمدان بن مالک قطیعى «1» (در سن 96 سالگى در سال 367 وفات یافته)، خطیب در جلد 4 تاریخش ص 74 شرح حال او را نگاشته و از ابن مالک حکایت نموده که: نامبرده استادى بوده با صلاحیت و از دیگرى حکایت نموده که: نامبرده متصف بصدق بوده، و از برقانى حکایت نموده که: قسمتى از نوشتجات او در آب غرق و تلف شد و او آنقسمت را از نوشته‏اى استنساخ کرد که (میگفتند) مسموعات او در آن نبوده، و بهمین مناسبت او را مورد نکوهش قرار دادند، و گر نه، نامبرده ثقه است و ابن کثیر در جلد 11 تاریخش ص 293 نوشته که: نامبرده ثقه و داراى حدیث بسیار است، و حاکم در «مستدرک» و ذهبى در تلخیص خود صحت حدیث او را تصریح نموده‏اند؛ حدیث مناشده در رحبه بطریق او از عبد الرحمن بن ابى لیلى و ابى الطفیل باسناد صحیح و رجالى که همگى ثقه هستند، خواهد آمد، و حاکم در جلد 3 «مستدرک» ص 132 گوید: خبر داد ما را، ابو بکر احمد بن جعفر بن حمدان قطیعى در بغداد از اصل نوشته خود، حدیث از عبد اللّه بن حنبل و او از پدرش- از یحیى بن حماد از ابو عوانه- از ابو بلج از- عمرو بن میمون که گفت: من نزد عبد اللّه بن عباس نشسته بودم: در این هنگام نه گروه بر او وارد شدند … تا آخر حدیث مذکور در ص 95، و اسناد آن صحیح و رجال آن همگى ثقه هستند.

183- ابو یعلى زبیر بن عبد اللّه بن موسى بن یوسف بغدادى، توزى مقیم نیشابور، متوفاى 370، خطیب در جلد 8 تاریخش ص 473 شرح حال او را ثبت نموده و ابن اثیر در جلد 9 «کامل»- ص 4 او را ذکر کرده، حدیث او در باب تهنیت باسناد صحیح خواهد آمد.

184- ابو یعلى- ابو بکر- محمّد بن احمد بن بالویه- نیشابورى- معدل (در سال 374 در سن 94 سالگى وفات یافته) خطیب در جلد 1 تاریخش ص 282 شرح حال او را ثبت و موثق بودن او را از برقانى حکایت کرده، و حاکم در «مستدرک» روایت بسیار از او نقل نموده و صحت حدیث او را تصریح کرده، ذهبى نیز در تلخیص خود از او یاد نموده، حدیث او راجع به غدیر خم باسنادیکه رجال آن همگى ثقه هستند، در ص 66 گذشت.

185- حافظ- على بن عمر بن احمد دار قطنى- متوفاى 385، در بسیارى از کتب تذکره و تاریخ شرح حال او یافت میشود، خطیب در جلد 12 تاریخش ص 34 گوید: نامبرده یگانه زمان و نادره عصر خود و پرورش یافته بفطریات منحصر بخود و پیشواى زمان خود بوده، علم بآثار پیشین و شناسائى نسبت بعلل حدیث و نام مردان حدیث و احوال راویان با التزام بصداقت و امانت و با وصف فقه و عدالت و قبول شهادت و صحت اعتقاد و سلامت مذهب و در برداشتن و احاطه بسایر انواع علوم، تمامى باو منتهى میشود، حدیث او در موضوع روزه روز غدیر و همچنین در باب مناشده رحبه خواهد آمد که هر دو باسناد صحیح و با رجال ثقه میباشد.

186- حافظ- حسن بن ابراهیم بن حسین- ابو محمّد مصرى مشهور به (ابن زولاق) (در سال 387 در سنّ 81 سالگى وفات یافته)، ابن خلکان در جلد 1 تاریخش ص 146 و ابن کثیر در جلد 11 (البدایة و النهایه» ص 321 شرح حال او را ثبت کرده‏اند، نامبرده بطوریکه مقریزى در جلد 2 «خطط» ص 222 متعرض است حدیث غدیر را در تاریخ خود روایت نموده است.

187- حافظ- عبید اللّه بن محمّد عکبرى- ابو عبد اللّه بطى- حنبلى- مشهور به «ابن بطّه» متوفاى 387، سمعانى در انسابش او را ذکر نموده و به پیشوائى و فضل و علم و حدیث و فقه و زهد او را ستوده، حدیث تهنیت را که خواهد آمد، بلفظ براء بن عازب با ذکر سند روایت نموده است،

188- حافظ محمّد بن عبد الرحمن بن عباس- ابو طاهر مشهور به (مخلص الذهبى) متوفاى 388. ابن کثیر در جلد 11 تاریخش ص 333 شرح حال او را ثبت و درباره او گفته: نامبرده استادیست کثیر الروایه، و ثقه و از افراد صالح، محبّ الدین طبرى در جلد 2 «رباض النضره» ص 169 حدیث غدیر را بلفظ حبشى مذکور در ص 55 روایت نموده و گفته: این روایت را با بررسى و ذکر اسناد- مخلص الذهبى ذکر نموده است.

189- حافظ- احمد بن سهل- فقیه بخارى- یکى از استادان حاکم که روایات بسیار در «مستدرک» از او نقل کرده و صحت حدیث او را در آنجا تصریح نموده و همچنین، ذهبى در تلخیص خود- حدیث نامبرده در ص 66 بدو اسناد صحیح که تمامى رجال آن ثقه هستند ذکر شد.

190- عباس بن على بن عباس نسائى، خطیب در جلد 12 تاریخش ص 154 شرح حال او را ثبت و او را ثقه دانسته، حدیث او در ص 120 باسناد صحیح که رجال آن ثقه هستند گذشت.

191- یحیى بن محمّد اخبارى- ابو عمر بغدادى، خطیب در جلد 14 تاریخش ص 236 شرح حال او را ثبت و حدیث مناشده رحبه را در آنجا بطریق او و بلفظ عبد الرحمن باسناد حسن آورده که خواهد آمد.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 221 – 235

متن عربی

«القرن الرابع»

149- الحافظ عبد اللَّه بن الصقر بن نصر، أبو العبّاس السکّریّ، البغدادیّ: المتوفّى (302).

ترجمه الخطیب فی تاریخه (9/483) و قال: کان ثقةً، و قال الدارقطنی: صدوقٌ.

مرّ حدیثه (ص 39) بإسناد صحیح رجاله کلّهم ثقات.

150- الحافظ أبو عبد الرحمن أحمد بن شعیب النسائیّ، صاحب السنن: المتوفّى (303)، و له (88) عاماً.

حکى الذهبی فی تذکرته «2» (2/268) عن الدارقطنی أنَّه قال: کان النسائی أفقه مشایخ مصر فی عصره، و أعلمهم بالحدیث، و عن النیسابوری: أنَّه الإمام بلا مدافعة، و حکى السبکی فی طبقاته «3» (2/84) عن أبی جعفر الطحاوی أنَّه قال: النسائی إمام من أئمّة المسلمین، و حکى ابن کثیر فی تاریخه «4» (11/123) عن ابن یونس أنَّه قال: کان النسائی إماماً فی الحدیث ثقةً ثبْتاً حافظاً.

أخرج حدیث الغدیر فی سننه و خصائصه بطرق کثیرة جُلّها صحیح، رجاله

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 222

ثقات، منها ما یأتی، و منها ما مرّ (ص 18، 30، 31، 35، 38، 45، 48، 49، 85، 89، 92).

151- الحافظ الحسن بن سفیان بن عامر، أبو العبّاس الشیبانیّ، النسویّ، البالوزیّ «1»، صاحب المسند الکبیر: المتوفّى (303).

قال السمعانی فی أنسابه «2»: کان مقدَّماً فی الفقه و العلم و الأدب، و قال فی موضع آخر: إمام مُتقِن ورع حافظ، و قال السبکی فی طبقاته «3» (2/210):

قال الحاکم: کان محدّث خراسان فی عصره، مقدّماً فی الثبت و الکثرة و الفهم و الفقه و الأدب.

مرّ عنه (ص 19)، و یأتی عنه حدیث مناشدة أمیر المؤمنین علیه السلام یوم الجمل، و حدیث التهنئة بإسناد صحیح رجاله کلّهم ثقات.

152- الحافظ أحمد بن علیّ الموصلیّ، أبو یعلى، صاحب المسند الکبیر: المتوفّى (307).

وثّقه «4» ابن حبّان و الحاکم و الذهبی فی تذکرته (2/274)، و قال ابن کثیر فی تاریخه «5» (11/130): کان حافظاً خیِّراً، حسن التصنیف، عدلًا فیما یرویه، ضابطاً لِما یحدّث به.

مرّ عنه (ص 15، 19، 51)، و یأتی عنه حدیث المناشدة و مناشدة شابٍّ أبا هریرة، بإسناد صحیح رجاله ثقات، و حدیث التهنئة بإسناد صحیح.

153- الحافظ محمد بن جریر الطبریّ، أبو جعفر، صاحب التفسیر و التاریخ

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 223

السائرین: المتوفّى (310).

ترجمه الخطیب فی تاریخه (2/162- 169) و قال: کان أحد العلماء، یُحکَم بقوله، و یُرجَع إلى رأیه؛ لمعرفته و فضله، ثمّ أطراه و أکثر.

و ذکره الذهبی فی تذکرته «1» (1/277- 283)، و أثنى علیه بالإمامة و الزهد و الرفض للدنیا. أفرد کتاباً فی الغدیر.

و مرّ عنه (ص 15، 19، 20، 41، 44، 48، 55، 57، 68)، و یأتی عنه بطرق أخرى.

154- أبو جعفر أحمد بن محمد الضبعیّ، الأحول «2»: المتوفّى (311).

یأتی عنه حدیث مناشدة الرحبة بلفظ عبد الرحمن.

155- الحافظ محمد بن جمعة بن خلف القهستانیّ، أبو قریش، صاحب المسند الکبیر: المتوفّى (313).

قال الخطیب فی تاریخه (2/169): کان ضابطاً حافظاً مُتقِناً کثیر السماع و الرحلة، و حکى الذهبی فی تذکرته «3» (2/328) عن أبی علیّ الحافظ أنَّه قال: خیرنا أبو قریش، الحافظ الثقة الأمین.

مرّ الإیعاز إلى حدیثه (ص 19)، و یأتی فی حدیث التهنئة بإسناد صحیح رجاله کلّهم ثقات.

156- الحافظ عبد اللَّه بن محمد البغویّ، أبو القاسم: المتوفّى (317).

ترجمه الخطیب فی تاریخه (10/111- 117)، و قال: کان ثقةً ثَبْتاً مکثراً فهماً

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 224

عارفاً، و حکى عن موسى بن هارون: أنَّه قال: لو جاز أن یُقال لإنسان إنَّه فوق الثقة، لقیل لأبی القاسم.

أخرج فی معجمه حدیث الرکبان الآتی، و مرّ عنه بإسناد حسن (ص 31).

157- أبو بشر محمد بن أحمد الدولابیّ «1»: المولود (224)، و المتوفّى (320).

معتمدٌ علیه فی الروایة عنه، کما فی تاریخ ابن خلّکان «2» (2/85).

مرّ عنه (ص 24، 31) بإسنادین صحیحین کلّ رجالهما ثقات.

158- أبو جعفر أحمد بن عبد اللَّه بن أحمد البزّاز، المعروف بابن النیریّ: المولود (232)، و المتوفّى (320).

ترجمه الخطیب فی تاریخه (4/226)، و قال: ثقةٌ.

یأتی حدیثه فی آیة إکمال الدین و فی حدیث التهنئة، بإسناد صحیح رجاله کلّهم ثقات.

159- الحافظ أبو جعفر أحمد بن محمد الأزدیّ، الطحاویّ «3»، الحنفیّ المصریّ: المولود (229)، و المتوفّى (321).

شیخ الفقه و الحدیث، انتهت إلیه الرئاسة الدینیّة بمصر، ترجمه ابن کثیر فی تاریخه «4» (11/174)، و قال: أحد الثقات الأثبات و الحفّاظا لجهابذة، و حکى الذهبی، عن ابن یونس فی التذکرة «5» (3/30): کان ثقةً ثبْتاً فقیهاً عاقلًا لم یخلف مثله.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 225

مرّ حدیثه (ص 40) بإسناد صحیح رجاله ثقات، و کذلک (ص 55).

160- أبو إسحاق إبراهیم بن عبد الصمد بن موسى الهاشمیّ: المتوفّى (325).

ترجمه الخطیب فی تاریخه (6/137).

یأتی بطریقه حدیث مناشدة رجل عراقی جابر الأنصاری بحدیث الغدیر.

161- الحافظ الحکیم محمد بن علیّ الترمذیّ، الصوفیّ، الشافعیّ، صاحب کتاب الفروق و نوادر الأصول.

یروی عن بعض مشایخه سنة (285)- کما فی ترجمته فی أوّل کتابه نوادر الأصول- أثنى علیه الحافظ أبو نعیم فی حلیته «1»، و ترجمه السبکی فی طبقاته «2» (2/20). مرّ الحدیث عنه (ص 27).

162- الحافظ ابن الحافظ عبد الرحمن بن أبی حاتم محمد بن إدریس التمیمیّ، الحنظلیّ، الرازیّ: المتوفّى (327).

ترجمه الذهبی فی تذکرته «3» (3/48)، و أثنى علیه بالإمامة و الحفظ و النقد، و حکى عن أبی الولید الباجی ثقته، ترجمه السبکی فی طبقاته «4» (2/237)، و حکى عن أبی یعلى الخلیلی: أنَّه قال: کان زاهداً یُعَدّ من الأبدال.

مرّ عنه (ص 44)، و یأتی عنه نزول آیة التبلیغ فی علیّ علیه السلام.

163- أبو عمر أحمد بن عبد ربِّه القرطبیّ: المتوفّى (328).

ترجمه ابن خلّکان فی تاریخه «5» (1/34) و قال: کان من العلماء المکثرین من

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 226

المحفوظات و الاطّلاع على أخبار الناس، و صنّف کتابه العِقْد، و هو من الکتب الممتعة.

قال فی العقد الفرید «1» (2/275): أسلم علیّ و هو ابن خمس عشرة سنة، و هو أوّل من شهد أن لا إله إلّا اللَّه، و أنَّ محمداً رسول اللَّه، و قال النبیّ- علیه الصلاة و السلام-: «من کنتُ مولاه فعلیّ مولاه، اللّهمّ والِ من والاه، و عادِ من عاداه».

و یأتی عنه احتجاج المأمون على أربعین فقیهاً بأحادیث منها حدیث الغدیر.

164- الفقیه أبو عبد اللَّه الحسین بن إسماعیل بن سعید المحاملیّ، الضبّیّ: المتوفّى (330) عن (95) سنة.

قال السمعانی فی أنسابه «2»: کان فاضلًا صادقاً دیِّناً ثقةً صدوقاً، و قال ابن کثیر فی تاریخه «3» (11/203): کان صدوقاً دیِّناً فقیهاً محدِّثاً، ولی قضاء الکوفة ستّین سنة، و أُضیف إلیه قضاء فارس و أعمالها، ثمّ استعفى من ذلک کلّه، و لزم منزله، و اقتصر على إسماع الحدیث و سماعه.

مرّ عنه (ص 51، 55) بإسناد صحّحه فی أمالیه، و یأتی عنه حدیث المناشدة بلفظ زید بن یثیع، بإسناد صحیح رجاله ثقات.

165- أبو نصر حبشون بن موسى بن أیوب الخلّال: المتوفّى (331)، و کان مولده (234).

شیخ الحافظ الدارقطنی و نظرائه، ترجمه الخطیب فی تاریخه (8/290)، و قال: کان ثقة.

یأتی حدیثه و ترجمته فی صوم الغدیر، و ستقف على صحّة إسناده، و أنَّ رجاله کلّهم ثقات.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 227

166- الحافظ أبو العبّاس أحمد بن عقدة: المتوفّى (333).

ضع یدک على أیٍّ من معاجم التراجم تجد هناک ترجمته و الثناء علیه «1».

أفرد کتاباً فی حدیث الغدیر، و ستقف فی ذکر المؤلّفین على تفصیله، و قد رواه بطرق کثیرة صحیحة، منها ما مرّ، و منها ما یأتی.

167- أبو عبد اللَّه محمد بن علیّ بن خلف العطّار، الکوفیّ، نزیل بغداد:

ترجمه الخطیب فی تاریخه (3/57)، و قال: سمعت محمد بن منصور یقول: کان محمد بن علیّ بن خلف ثقةً مأموناً حسن العقل.

مرّ حدیثه (ص 66) بإسناد صحیح رجاله ثقات.

168- الحافظ الهیثم بن کلیب، أبو سعید الشاشیّ: المتوفّى (335)، صاحب المسند الکبیر.

ترجمه الذهبی فی تذکرته «2» (3/66)، و وثّقه.

مرّ حدیثه (ص 40). قال الکنجی «3»: هذا حدیث حسن و أطرافه صحیحة.

169- الحافظ محمد بن صالح بن هانی، أبو جعفر الورّاق، النیسابوریّ: المتوفّى (340).

ترجمه ابن کثیر فی تاریخه البدایة و النهایة «4» (11/225)، و قال: کان ثقةً زاهداً لا یأکل إلّا من کسب یده، و لا یقطع صلاة اللیل، و ترجمه السبکی فی طبقاته «5» (2/164)، و أثنى علیه.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 228

مرّ حدیثه (ص 20) بإسناد صحیح رجاله کلّهم ثقات.

170- الحافظ أبو عبد اللَّه محمد بن یعقوب بن یوسف الشیبانیّ، النیسابوریّ، المعروف بابن الأخرم: المولود (250)، و المتوفّى (344)، صاحب المسند الکبیر.

ترجمه الذهبی فی تذکرته «1» (3/82)، و أثنى علیه، و قال:

و کان من أئمّة هذا الشأن، و قال الحاکم: کان من أنحى الناس ما أُخذ علیه لَحْنٌ قطّ، و له کلام حسن فی العلل و الرجال، و سمعت محمد بن صالح بن هانی یقول: کان ابن خزیمة یقدِّم أبا عبد اللَّه بن یعقوب على کافّة أقرانه، و یعتمد على قوله فیما یرد علیه، و إذا شکّ فی شی‏ء عرضه علیه.

روى الحافظ أبو بکر البیهقی عن الحافظ الحاکم النیسابوری عنه ما مرّ فی (ص 34) بإسناد صحیح رجاله کلّهم ثقات.

171- الحافظ یحیى بن محمد بن عبد اللَّه، أبو زکریا العنبریّ، البغیانیّ: المتوفّى (344)، و هو ابن (76) سنة.

ترجمه السمعانی فی أنسابه «2»، و أثنى علیه، و ذکره السبکی فی طبقاته «3» (2/321)، و قال: أحد الأئمّة، قال الحاکم فیه: العدل الأدیب، المفسِّر الأوحد بین أقرانه، و سمعت أبا علیّ الحافظ یقول: الناس یتعجّبون من حفظنا لهذه الأسانید، و أبو زکریّا العنبری یحفظ من العلوم ما لو کُلِّفنا حفظ شی‏ء منها لعجزنا عنه، و ما أعلم أنّی رأیت مثله.

مرّ حدیثه (ص 39).

172- المسعودی علیّ بن الحسین البغدادیّ، المصریّ: المتوفّى (346)، ینتهی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 229

نسبه إلى عبد اللَّه بن مسعود.

ترجمه السبکی فی طبقات الشافعیّة «1» (2/307)، و قال: کان أخباریّا مُفتیاً علّامةً، و قیل: إنَّه کان معتزلیّ العقیدة.

یأتی عنه احتجاج أمیر المؤمنین علیه السلام على طلحة یوم الجمل بحدیث الغدیر.

173- أبو الحسین محمد بن أحمد بن تمیم الخیّاط، القنطریُّ- کان ینزل قنطرة البَرَدان «2»- الحنظلیّ: المولود (259) و المتوفّى (348).

ترجمه الخطیب فی تاریخه (1/283).

مرّ حدیثه (ص 31) بإسناد کلّ رجاله ثقات.

174- الحافظ جعفر بن محمد بن نصیر، أبو محمد الخوّاص، المعروف بالخلدیّ: المتوفّى (348).

ترجمه الخطیب فی تاریخه (7/226- 231)، و قال: کان ثقةً صادقاً دیِّناً فاضلًا.

یأتی عنه حدیث نزول آیة الإکمال فی علیٍّ علیه السلام بإسناد صحیح رجاله کلّهم ثقات.

175- أبو جعفر محمد بن علیّ الشیبانیّ، الکوفیّ «3»: ممّن ألّف فی الحدیث.

صحّح حدیثه الحاکم فی المستدرک «4»، و الذهبی فی تلخیصه فی غیر موضع.

مرّ حدیثه (ص 20) بإسناد صحیح رجاله ثقات، و کذلک (ص 32).

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 230

176- الحافظ دعلج بن أحمد بن دعلج بن عبد الرحمن، أبو محمد السجستانیّ، المعدِّل: المتوفّى (351).

ترجمه الخطیب فی تاریخه (8/387- 392)، و قال: کان ثقةً ثبْتاً، قَبِل الحکّام شهادته، و أثبتوا عدالته، و جمع له المسند. قال الدار قطنی: لم أرَ فی مشایخنا أثبت منه و کان ثقةً مأموناً، و قال عمر البصری: ما رأیت ببغداد ممّن انتخبت علیهم أصحّ کتباً و لا أحسن سماعاً من دعلج.

مرّ حدیثه (ص 31) بإسناد صحّحه الحاکم فی المستدرک «1» (3/109).

177- أبو بکر محمد بن الحسن بن محمد النقّاش، المفسِّر، الموصلیّ، البغدادیّ: المتوفّى (351).

ترجمه ابن کثیر فی تاریخه (11/242) و قال: کان رجلًا صالحاً فی نفسه عابداً ناسکاً، له تفسیر شفاء الصدور.

یأتی عنه حدیث نزول آیة (سَأَلَ سائِلٌ‏) حول نصّ الغدیر.

178- الحافظ محمد بن عبد اللَّه الشافعیّ، البزّاز، البغدادیّ: المتوفّى (354)، و المولود (260).

ترجمه الخطیب فی تاریخه (5/456)، و قال: کان ثقةً ثبتاً، کثیر الحدیث، حسن التصنیف، و حکى عن الدارقطنی «2» أنَّه قال: کان ثقةً مأموناً.

و ذکره الذهبی فی تذکرته «3» (3/96) و قال: ثقة ثبت مأمون، ما کان فی ذلک الوقت أحدٌ أوثق منه.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 231

و قال ابن کثیر فی تاریخه «1» (11/260): کان ثقةً ثبتاً، کثیر الروایة.

یأتی عنه حدیث المناشدة فی الرحبة بلفظ زید بن أرقم بإسناد صحیح.

179- الحافظ أبو حاتم محمد بن حبّان بن أحمد التمیمیّ، البستیّ: المتوفّى (354).

ترجمه الذهبیُّ فی التذکرة «2» (3/133) و قال: کان من فقهاء الدین و حفّاظ الآثار، قال الحاکم: کان من أوعیة العلم فی الفقه و اللغة و الحدیث و الوعظ، و من عقلاء الرجال، و قال الخطیب: کان ثقةً نبیلًا فهماً.

و ذکره ابن کثیر فی تاریخه «3» (11/259) و قال: أحد الحفّاظ الکبار المصنِّفین المجتهدین.

روى الحافظ محبّ الدین الطبری فی الریاض النضرة «4» (2/169) حدیث المناشدة فی الرحبة الآتی بلفظ أبی الطفیل، ثمّ قال: خرّجه أبو حاتم.

180- الحافظ سلیمان بن أحمد بن أیوب اللخمیّ، أبو القاسم الطبرانیّ: المولود (260)، و المتوفّى (360).

ترجمه الذهبیّ فی تذکرته «5» (3/26- 31) و قال: الإمام العلّامة الحجّة مسند الدنیا، حدّث عن ألف شیخ أو یزیدون، و کان من فرسان هذا الشأن، مع الصدق و الأمانة، قال أبو العبّاس الشیرازی: ثقةٌ.

روى الحدیث بطرق کثیرة، جلّها صحیح، رجال إسناده ثقات.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 232

راجع (ص 18، 23، 25، 26، 27، 28، 33، 34، 35، 37، 41، 42، 43، 48، 49، 51، 53، 55، 58، 59، 66)، و یأتی عنه حدیث المناشدة بلفظ زید بن یُثیع، بإسناد صحیح رجاله کلّهم ثقات.

181- أحمد بن جعفر بن محمد بن سلم «1» أبو بکر الحنبلیّ «2»، صاحب المسند الکبیر: المتوفّى (365).

قال ابن کثیر «3» (11/283): کان ثقةً و قد قارب التسعین.

مرّ حدیثه (ص 66) بإسناد صحیح، رجاله ثقات.

182- أبو بکر أحمد بن جعفر بن حمدان بن مالک القطیعیّ «4»: المتوفّى (368) عن (96) عاماً.

ترجمه الخطیب فی تاریخه (4/74)، و حکى عن ابن مالک أنَّه قال: کان شیخاً صالحاً، و عن غیره: أنَّه صدوقٌ، و عن البرقانی: أنَّه غرقت قطعةٌ من کتبه، فنسخها من کتاب ذکروا أنَّه لم یکن سماعه فیه، فغمزوه لأجل ذلک، و إلّا فهو ثقةٌ، و قال ابن کثیر فی تاریخه «5» (11/293): کان ثقةً کثیر الحدیث.

و صحّح حدیثه الحاکم فی المستدرک «6» و الذهبی فی تلخیصه.

یأتی حدیث المناشدة فی الرحبة بطریقه عن عبد الرحمن بن أبی لیلى و أبی الطفیل، بإسناد صحیح رجاله کلّهم ثقات.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 233

و أخرج الحاکم فی المستدرک «1» (3/132) قال:

أخبرنا أبو بکر أحمد بن جعفر بن حمدان القطیعی ببغداد من أصل کتابه، حدّثنا عبد اللَّه بن [أحمد بن‏] حنبل، حدّثنی أبی، حدّثنا یحیى بن حمّاد، حدّثنا أبو عوانة، حدّثنا أبو بلج، حدّثنا عمرو بن میمون، قال: إنّی لَجالس عند ابن عبّاس إذ أتاه تسعة رهط … إلى آخر الحدیث المذکور (ص 50)، و الإسناد صحیح، رجاله کلّهم ثقات.

183- أبو یعلى الزبیر بن عبد اللَّه «2» بن موسى بن یوسف البغدادیّ، التَّوَّزیّ «3»، نزیل نیسابور: المتوفّى (370).

ترجمه الخطیب فی تاریخه (8/473)، و ذکره ابن الأثیر فی الکامل «4» (9/4).

یأتی عنه حدیث التهنئة بإسناد صحیح.

184- أبو یعلى- أبو بکر- محمد بن أحمد بن بالویه النیسابوریّ، المعدِّل: المتوفّى (374) عن (94) عاماً.

ترجمه الخطیب فی تاریخه (1/282)، و حکى ثقته عن البرقانی، و أکثر الروایة عنه الحاکم فی المستدرک «5»، و صحّح حدیثه فیه، و الذهبی فی تلخیصه.

مرّ حدیثه (ص 31) بإسناد، رجاله کلّهم ثقات.

185- الحافظ علیُّ بن عمر بن أحمد الدارقطنیّ: المتوفّى (385).

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 234

توجد ترجمته فی کثیر من معاجم التراجم و التاریخ. قال الخطیب فی تاریخه (12/34): کان فرید عصره و قریع دهره، و نسیج وحده، و إمام وقته، انتهى إلیه علم الأثر و المعرفة بعلل الحدیث و أسماء الرجال و أحوال الرواة، مع الصدق و الأمانة و الفقه و العدالة و قبول الشهادة و صحّة الاعتقاد و سلامة المذهب، و الاضطلاع بعلوم سوى علم الحدیث.

یأتی عنه حدیثا صوم الغدیر و المناشدة فی الرحبة، کلاهما بإسناد صحیح رجاله ثقات «1».

186- الحافظ الحسن بن إبراهیم بن الحسین أبو محمد المصریّ الشهیر بابن زولاق: المتوفّى (387) عن (81) عاماً.

ترجمه ابن خلّکان فی تاریخه «2» (1/146)، و ابن کثیر فی البدایة و النهایة «3» (11/321) رواه فی تاریخه، کما حکاه المقریزیّ فی الخطط «4» (2/222).

187- الحافظ عبید اللَّه بن محمد العکبریّ، أبو عبد اللَّه البطّیّ، الحنبلیّ، الشهیر بابن بطّة: المتوفّى (387).

ذکره السمعانی فی أنسابه «5» و أثنى علیه بالإمامة و الفضل و العلم و الحدیث و الفقه و الزهد.

أخرج حدیث التهنئة، الآتی بلفظ البراء بن عازب.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏1، ص: 235

188- الحافظ محمد بن عبد الرحمن بن العبّاس، أبو طاهر الشهیر بالمخلّص الذهبیِّ: المتوفّى (393).

ترجمه ابن کثیر فی تاریخه «1» (11/333) و قال: شیخ کثیر الروایة، و کان ثقةً من الصالحین.

روى محبّ الدین الطبری فی الریاض النضرة «2» (2/169) حدیث الغدیر بلفظ حبشی المذکور (ص 25)، و قال: خرّجه المخلّص الذهبی.

189- الحافظ أحمد بن سهل الفقیه البخاریّ، أحد مشایخ الحاکم، قد أکثر الروایة عنه فی مستدرکه «3» و صحّح فیه حدیثه، و کذلک الذهبیّ فی تلخیصه.

مرّ حدیثه (ص 31) بإسنادین صحیحین، کلّ رجالهما ثقات.

190- العبّاس بن علیّ بن العبّاس النسائیّ: ترجمه الخطیب فی تاریخه (12/154) و قال: کان ثقة.

مرّ حدیثه (ص 66) بإسناد صحیح، رجاله ثقات.

191- یحیى بن محمد الأخباریّ، أبو عمر البغدادیّ: ترجمه الخطیب فی تاریخه (14/236)، و أخرج هناک بطریقه، حدیث المناشدة فی الرحبة بلفظ عبد الرحمن بإسناد حسن یأتی.