اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۱۰ آذر ۱۴۰۱

علم خدا حادث است و خدا در آغاز چیزی نمی دانسته

متن فارسی

ابن حزم اندلسی می گوید: اکثر متکلمان رافضی (علمای اصول عقائد) مانند ” هشام ابن حکم ” کوفی و شاگردش ” ابی علی صکاک ” ودیگران قائل اند: علم خدا حادث است و خدا در آغاز چیزی نمی دانسته، آنگاه دانائی را برای خود پدید آورده است و این به درستی کفر است، و هشام در خلال مناظره با ” ابی الهذیل علاف ” گفته است که: خدای او به وجب های خودش هفت وجب است و این به درستی کفر است. و داود جوازی ” از بزرگان متکلمان رافضی، معتقد است خدایش به شکل انسان گوشت، و خون دارد.پاسخ نسبت های ساختگی ابن حزم راجع به عقائد متکلمین شیعه:
پاسخ- از این اکثریت متکلمان شیعه، شما این پندار را حتی در مولفات یکی از آنها هم نمی یابید بلکه در مولفاتشان عکس این ها را می بینید که با دلائلی روشن مخالفان خود را مقهور ساخته اند، شما دست روی هر کتابی از کتابهای آنان چه خطی یا چاپی بگذرید حتی تالیف خود ” هشام ” و دیگری کسانی که این مرد آنان را متهم ساخته، غیر از آنچه گفتیم، چیزی در آنها نمی یابید.در مورد ” هشام، ” اول کسی که این نسبت دروغ را به او داد جاحظ بود که آن را از قول نظام نقل کرد ” و ابن قتیبه ” در مختلف الحدیث 59 ” و خطاب ” در انتصاراز او گرفت. و اینها همه دشمنان سر سخت هشام اند که برای از بین بردن شهرت هشام و بد نام کردن او می کوشند، و اعتباری به سخنشان نیست. جاحظ پیوسته از هر وسیله ای راست یا دروغ برای بد گوئی به امثال هشام استفاده می کند در حالیکه در امرمذهب و عقیده افراد نباید به هر نقلی اعتمادی کرد، هر عقیده ای را وقتی می توان به کسانی منسوب داشت که از زبان معتقدان یاکتابهائی که قطعا منسوب به آنها است، گرفته شود و یا حدا اقل از افراد مورد اعتماد نقل گردد ولی هیچکدام از این خصوصیات در نقل نسبتهای دروغین این مرد نیست بلکه همه افترای محض است. ولی مردم هو چی و آشوب طلب، دنباله این نسبت های مجعول را از روی دشمنی هشام و افکار و عقائد او گرفتند و افرادی مانندابن حزم، نه تنها آنها را به طور قطع نسبت داده، بلکه اکثریت متکلمان رافضی را با او شریک کرده است، در صورتیکه همه متکلمان شیعه از این عقائد بیزارند، باید چه کرد، او از کیفرهای خدا که برای دروغ سازان ستمگر مقرر داشته باکی ندارد.
برای اینکه بدانید عموم متکلمان شیعه، از این نسبت ها بدورند، کافی است به نوشته دانشمندی بزرگ از اعلام آنان یعنی ” علم الهدی، سید مرتضی ” در کتاب ” الشافی ” مراجعه کنید و این خود را دفاع از هشام کافی است، گذشته از اینکه متن مناظره او با ابی الهذیل نامبرده در ملل و نحل شهرستانی، موجود است، و در آن چیزی، جز الزام خصم (طرف بحث) به لازمه سخنش، مبنی براینکه پس به قول تو، خدا جسمی مانند سایر اجسام می شود، دیده نمی شود. و این کجا و اعتقاد بدان کجا؟! سایر نسبتهائی که به رجال شیعه غیر از هشام داده، از قبیل عقیده به تجسم خدا و خرافات دیگر، صحت انتساب آنها را شما بر همین منوال به حساب آورید، که همه دور از راستی و حقیقت است.
(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب  ،ج3،ص182)

متن عربی

10- قال: جمهور متکلّمی الرافضة کهشام بن الحکم الکوفی و تلمیذه أبی علیّ الصکّاک «4» و غیرهما یقول: إنَّ علم اللَّه تعالی محدث، و إنَّه لم یکن یعلم شیئاً حتی أحدث لنفسه علماً. و هذا کفر صریح، و قد قال هشام هذا فی عین مناظرته

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 182

لأبی الهذیل العلّاف: إنّ ربَّه سبعة أشبار بشبر نفسه. و هذا کفر صریح، و کان داود الجوازی من کبار متکلّمیهم، یزعم أنَّ ربّه لحم و دم علی صورة الإنسان «1».

الجواب: أمّا جمهور متکلّمی الشیعة فلن تجد هذه المزعمة فی شی ء من مؤلّفاتهم الکلامیّة، بل فیها نقیض هذه کلّها و دحض شبه الزاعمین خلافهم، ضع یدک علی أیّ من تلک الکتب مخطوطها و مطبوعها، حتی تألیف هشام نفسه و من قصدهم الرجل بالقذف المائن، تجده علی حد ما وصفناه.

و أما هشام فأوّل من نسب إلیه هذه الفریة الجاحظ «2»، عن النظّام، و رآها ابن قتیبة فی مختلف الحدیث «3» (ص 59) و الخیّاط فی الانتصار «4»، و کلّ منهم هو العدوّ الألدُّ للرجل، لا یؤتمن علیه فیما ینقله ممّا یشوّه سمعة هشام، فهو لا یزال یتحرّی الوقیعة فیه و فی نظرائه من أیّ الوسائل کانت صادقة أو مکذوبة، و المذاهب و العقائد یجب أن تؤخذ من أفواه المعتنقین لها أو من کتبهم الثابتة نسبتها إلیهم، أو ممّن یؤتمن علیه فی نقلها، و هذه النسب المفتعلة لم یتسنَّ لها الحصول علی شی ء من الحالة، و إنَّما الحالة فیها کما وصفناها.

ثمّ تبع أولئک فی العصور المتأخِّرة أهل الهوس و الهیاج حنقاً علی هشام و مبدئه و من حذا حذوه، کابن حزم و أمثاله، و لم یقنع الرجل تفرید هشام بهاتیک الشائنة المائنة، حتی شرّکه فیها جمهور متکلّمی الرافضة و هم برآء، و الرجل غیر مکترث لما أعدَّ اللَّه لکلّ أفّاک أثیم.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 3، ص: 183

و هؤلاء متکلّمو الشیعة لا یعترفون بشی ء من ذلک، و فیما کتبه علم من أعلامهم ألا و هو علم الهدی الشریف المرتضی فی الشافی «1» (ص 12) مقنع و کفایة فی الدفاع عن هشام، علی أنَّ نصَّ مناظرة هشام مع أبی الهذیل المذکورة فی الملل و النحل للشهرستانی «2» لیس فیه إلّا إلزام من یناظره بلازم قوله: من أنَّه تعالی جسم لا کالأجسام. و أین هو من الاعتقاد به؟

و بقیّة النسب المعزوَّة إلی غیر هشام من رجالات الشیعة من التجسیم و غیره ممّا ذکر لدة ما یُنسب إلی هشام، بعیدة عن مستوی الصدق.