اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۹ خرداد ۱۴۰۳

علی علیه السلام از یاران عثمان بود

متن فارسی

پاره ای از روایات جعلی در فضیلت عثمان

49/ خطیب ‌بغدادی روایتی آورده است از طریق عیسی‌ بن محمد بن منصور اسکافی از شعیب بن حرب مداینی از محمد همدانی . می گوید : شیخی در این مسجد یعنی مسجد کوفه – از قول نعمان بن بشیر برای ما چنین روایت کرد : ” ما نزد علی بن ابیطالب ‌بودیم، سخن از عثمان به میان آمد، علی گفت : کسانی که ما بیشتر بر ایشان خوبی کردیم ایشان از آن ( یعنی‌آتش دوزخ ) بدورند . ایشان عبارتند از عثمان و یارانش، و من از یاران عثمانم. “

از خطیت بغدادی باید بپرسیم که عیسی بن محمد بن منصور اسکافی – که از وی روایت کرده – کیست ؟ و چکاره است ؟ خود خطیب که خواسته شرح حالش را بنویسد جز اسمش چیزی ندانسته است آنگاه از او درباره محمد همدانی می پرسیم و از شیخ و استاد حدیثش که نه او نام برده و نه دیگری، پنداری وجود نداشته و به دنیا نیامده است. و درباره نعمان بن بشیر می پرسیم که کیست و قدرش چیست؟ او که در دوره جنگ صفین علیه امام خویش قیام کرده و در صف تجاوزگران بی سر و پا جنگیده وهمان کسی است که آن روزها قیس بن سعد انصاری چنین معرفیش نموده است در حالیکه او را مخاطب ساخته : تو بخدا قسم دغل کاری گمراه و گمراهگری و نعمان بن بشیر همان است که به قیس بن‌سعد انصاری می گوید : شما که عثمان را خوار و بی دفاع گذاشتید هر گاه علی را نیز خوار و بی دفاع بگذارید آن یک به این یک سر بسر خواهد شد ولی شما حق را خوار گذاشته و باطل را یاری نموده‌اید .

آیا این علی که در روایت‌ جعلی از او نامی آمده همان علیی است که عثمان به هنگام محاصره از او خواست به ” ینبع ” برود تا نه از دست‌ او غم بخورد و نه او از دست وی ؟ آیا او همان کسی نیست که گفته است : به خدایی که جز او خدایی نیست من عثمان‌ را نکشته ام و نه به قتلش تمایل نموده ام و نه از کشته شدنش ناراحت گشته ام ؟ و گفته است : نه قتلش را خوش داشتم و نه از آن بدم آمد ، نه دستورش را دادم و نه از آن بر حذر داشتم، نه از آن خوشم آمد و نه بدم ؟ و همان که در ” صفین ” به یاران و سپاهیانش گفته است : به نبرد کسانی بشتابید که بر سر خونخواهی کسی که بار گناهان را بر دوش داشته می جنگند . سوگند به آن که دانه را بشکافت و آدمی را بیافرید او بار گناهانی را که اینها تا به قیامت مرتکب شوند به گردن دارد در حالیکه اندکی از مسؤولیت خود اینها نمی کاهد ؟

مگر همو به مردم مصر ننوشته است : به مردمی که بخاطر خدا و هنگامی که در کشورش سر از قانونش پیچیده گشت و حقش (یا قانونش) پایمال گشت به خشم آمدند آنگاه که انحراف از اسلام بر نیکوکار و بدکار سیطره یافت…؟ آیا وی همان کسی نیست که حاضر نشد شهادت بدهد که عثمان مظلومانه و به ناحق کشته شده است ؟ و در نطق ” شقشقیه ” در برابر همه گفت : … تا آنگاه که سومین آن دار و دسته به حکومت برخاست ‌و شروع کرد به باد در پهلو انداختن و لولیدن میان اصطبل و آخورش…؟

وانگهی اگر چنین روایتی باشد یاران عثمان چه اهمیتی می توانند داشته باشند یارانی مثل علی بن ابیطالب (ع) که به هیچ وجه از او پشتیبانی نمی نمایند و قادر نیست در هیچ موردی به آنان اتکا داشته باشد و می بینید در برابرشان دارد کشته می شود و کلمه ای بر زبان نمی آورند و می گذارند نعشش‌ سه روز در مزبله افتاده باشد و باد بخورد و بعد با لباسهایش و بدون کفن در قبرستان یهودیان دفن شود و از هر سو به او پرخاش گردد و سنگ بر حاملین جنازه اش ببارد تا ترسان جنازه را به گودالی بچپانند و مشتی خاک بر آن ریخته بگریزند ؟ « چه کسی ستمکارتر از آن است که به خدا دروغ می بندد تا مردم را بدون علم بفریبد ، و خدا می داند که آنها حتما دروغگویند .»

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 9 ص 511)

متن عربی

49- أخرج الخطیب البغدادی فی تاریخه (11/169)، من طریق عیسى بن محمد بن منصور الإسکافی، عن شعیب بن حرب المدائنی، عن محمد الهمدانی، قال حدّثنا شیخ فی هذا المسجد- یعنی مسجد الکوفة- عن النعمان بن بشیر، قال: کنّا عند علیّ بن أبی طالب فذکروا عثمان، فقال علیّ: (إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 511

أُولئِکَ عَنْها مُبْعَدُونَ ) «1» هم عثمان و أصحاب عثمان، و أنا من أصحاب عثمان.
قال الأمینی: لنا أن نسائل الخطیب عن عیسى بن محمد بن منصور الإسکافی من هو؟ و ما محلّه من الإعراب؟ و هو الذی ترجمه هو و لا یعرف منه إلّا اسمه، و نسائله عن محمد الهمدانی و عن شیخه الذی لم یسمّه هو و لا غیره کأنّه لم یکن و لم یولد، و عن النعمان بن بشیر، من هو؟ و ما خطره؟ و ما قیمة روایته؟ و هو الخارج على إمامه یوم صفّین و محاربه فی صفّ الطغام الطغاة، و هو الذی عرّفه قیس بن سعد الأنصاری یوم ذاک بقوله له: و أنت و اللَّه الغاشّ الضالّ المضلّ، و هو القائل لقیس: لو کنتم إذ خذلتم عثمان خذلتم علیّا لکانت واحدة بواحدة، و لکنّکم خذلتم حقّا و نصرتم باطلًا.
و هلّا علیّ هذا هو الذی سأله عثمان أیّام حوصر أن یخرج إلى ینبع حتى لا یغتمّ به و لا یغتمّ به علیّ؟ و هلّا هو ذلک
القائل: «و اللَّه الذی لا إله إلّا هو ما قتلته، و لا مالأت على قتله و لا ساءنی»؟
و القائل: «ما أحببت قتله و لا کرهته، و لا أمرت به و لا نهیت عنه، و لا سرّنی و لا ساءنی»؟
و القائل لأصحابه یوم صفّین: «انفروا إلى من یقاتل على دم حمّال الخطایا، فوالذی فلق الحبّة و برأ النسمة إنّه لیحمل خطایاهم إلى یوم القیامة لا ینقص أوزارهم شیئاً»؟
و هلّا هو الکاتب إلى أهل مصر
بقوله: «إلى القوم الذین غضبوا للَّه حین عُصی فی أرضه، و ذهب بحقّه، فضرب الجور سرادقه على البرّ و الفاجر».
و هلّا هو ذلک الذی لم یشهد لعثمان أنّه قُتل مظلوماً؟ کما مرّ حدیثه «2».

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج 9، ص: 512

و هلّا هو ذلک الخطیب
القائل فی خطبته الشقشقیة: «إلى أن قام ثالث القوم نافجاً حضنیه بین نثیله و معتلفه ..»
إلى آخر ما مرّ فی (7/81).
و ما شأن أصحاب عثمان و فیهم مثل علیّ- أخذاً بهذه الروایة- لا یوجد له منهم ناصر؟ و لا یُسمع من أحدهم فی أمره رکز؟ و لا ینبس أی منهم فی الدفاع عنه ببنت شفة؟ و الرجل قُتل بین ظهرانیهم جهراً، و أُلقیت جثّته فی المزبلة ثلاثة أیّام تجری علیه العواصف، ثمّ دُفن بأثوابه فی مقابر الیهود، ینادى علیه بذلّ الاستخفاف، و قد أخذت الحجارة مجهّزیه، و طمّوا جثمانه خائفین مترقّبین، (فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ کَذِباً لِیُضِلَّ النَّاسَ بِغَیْرِ عِلْمٍ ) «1»، (وَ اللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ ) «2»