اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۹ خرداد ۱۴۰۳

غبار بینی معاویه از عمر بن عبدالعزیز بهتر است!

متن فارسی

سعید بن یعقوب طالقانی می گوید: از عبدالله بن مبارک شنیدم که می گفت: غبار بینی معاویه، از عمر بن عبدالعزیز بهتر است. و در عبارت دیگر: خاک و غبار دو سوراخ بینی معاویه با رسول الله صلی الله علیه و اله، بهتر و گرامی تر از عمر بن عبدالعزیز است. (” تارخ ابن کثیر 139:8) و از احمد بن حنبل پیشوای حنبلیان پرسیده: “معاویه برتر است یا عمر بن عبدالعزیز؟ ” جواب داد “: غبار بینی اسب معاویه که در التزام رسول الله صلی الله علیه و اله بود، بیش از عمر بن عبدالعزیز ارزش دارد. (” شذرات الذهب 65:1)

“امینی ” گوید: کسانی شایستگی شناخت ” معاویه ” و مرتبه فضیلت او را دارند، که هم روزگار او بوده و از نزدیک شاهد کردار او بودند. کسانی او را می شناسند که با دو چشم رفتار و جنایات او را مشاهده کرده، اصل و نهاد و نفس پرستی و دیگر خویهای او را دیده باشند. و در این میان یک نفر مرد راستگو که از اعتباری در عالم کرامت برخوردار باشد و سزاوار آن باشد که از او اعمال ” معاویه ” را پرسید – دیده نمی شود. پس این دو پسر ” ابن حنبل ” و ” مبارک ” که هر دو از اخبار ” معاویه، ” روایات را آکنده اند و با تعصب کورکورانه نقل کرده اند، نمی توانند مستند ما باشند. و تو هرگاه بدقت در آنچه در گذشته از احوال ” معاویه ” آوردیم بررسی کنی، می بینی که بین گفتار این دو مرد و سخنانی که نقل کردیم، سخنانی که جامع و فصیح و بیان کننده ذکاوت و هوش اوست، چقدر تفاوت هست.

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 11 ص 128)

متن عربی

36- قال سعید بن یعقوب الطالقانی: سمعت عبد اللَّه بن المبارک یقول: ترابٌ فی أنف معاویة أفضل من عمر بن عبد العزیز. و لفظ: لترابٌ فی منخری معاویة مع رسول اللَّه خیر و أفضل من عمر بن عبد العزیز.

تاریخ ابن کثیر «1» (8/139).

و سُئل أحمد بن حنبل إمام الحنابلة: أیّما أفضل معاویة أو عمر بن عبد العزیز؟ فقال: لَغبارٌ لحق بأنف جواد معاویة بین یدی رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم خیرٌ من عمر بن عبد العزیز.

شذرات الذهب «2» (1/65).

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 129

قال الأمینی: إنَّ الحریَّ بعرفان معاویة و مکانته من الفضیلة هم أُولئک الذین عاصروه و شاهدوه من کثب، و الذین رأوا بوائقه و اطّلعوا على مخازیه بین ثنایا المشاهدة، و الذین أدرکوا أصله و محتده و عرفوا نفسیّاته و ملکاته، و لن تجد فیهم رجل صدق یقیم له وزناً أو یرى له کرامة، و یحقُّ أن تسألهم عنه، لا ابنی حنبل و مبارک اللذین أوفر حظّهما من أخبار معاویة السماع أو رکوب العصبیّة العمیاء، و أنت إذا أمعنت النظرة فیما أسلفناه ممّا قیل فیه و ذکر عنه ظهرت لک جلیّة الحال و عرفت البون الشاسع بین کلمة الرجلین و بین هاتیک الکلم الجوامع المعربة عن حقیقة الرجل و عُجره و بُجره.