اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۳۰ تیر ۱۴۰۳

غدیریه ابن ابی الحسن عاملی

متن فارسی

ابن ابى الحسن عاملى

على علیه السّلام بمقام بلند مکارم اخلاق و فضیلت رسیده است، و هواداران شما از از دیرگاهان، گرد گوساله‌ها جمع شده و با شتاب تمام، مردم را از حقیقت باز می‌داشته‌اند. طرفداران شورى، با کین و خصومتى که در دل داشتند، از اظهار آن خوددارى کردند و از على علیه السّلام روى بر تافتند و این دشمنى پیوسته در دلشان غلیان داشت. اى مرو! این دشمنى شما، چه سودى می‌توانست داشته باشد؟ و حال آنکه پیامبر مصطفى خاتم انبیاء صلّى اللّه علیه و آله درباره او بصراحت سخن گفته، و در روز غدیر، او را پیشواى مردم و داراى منطقى استوار و برهانى برنده معرفى کرده است. شما با ستمى که کردید، این مقام را به ناشایستگان سپردید، و از شخصیت سزاوار، آن را دور کردید. دل رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله را با ممانعت دختر وى، از بهره‌گیرى میراث پدر، بدرد آوردند و این چه کار زشتى بوده است؟!

اینان چقدر بر مرکب گمراهى سوار، و در انجام کارهاى ناشایست استوار بودند. چقدر از ساحت عدل و هدایت بدور افتاده بودند.
پلیدیها و تبهکاریهاى اینان، بیش از آن است که افرادى چون من بتوانند آنها را بسلک قلم بکشند و شماره کنند. شما کفران کردید و سخنان بی‌اساسى در ستایش افراد ساقط از هر فضیلتى ساختید. و این بس نبود که به یار پیغامبر- آن مرد برگزیده دادگر- بدیها و عیبهائى نسبت دادید؟
با گمراهى تمام گفتید که على علیه السّلام بر پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله اسائه ادب کرده، چرا که دختر ابو جهل ملعون را خواستکارى نموده است «1».
با وجود اینکه هرگاه این امر حقیقت داشت و ثابت می‌شد، از او کناره می‌گرفت و به خشم می‌آمد.
بر این مرد هدایتگر، نسبت پیروى از هواى نفس دادید، و با این گفته خود، خدا را تکذیب کردید».

این قصیده را علامه سید احمد عطار در جلد دوم کتاب «الرائق» ذکر کرده است.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 385

متن عربی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 385

83- ابن أبی الحسن العاملی

المتوفّى (1068)

علیٌّ تعالى بالمکارمِ و الفضلِ             و أصحابکم قدماً عکوفٌ على العجلِ‏

أباه ذوو الشورى لما فی صدورهم             تغلغلَ من حقدٍ علیه و من غلِ‏

و ما ذا عسى یا مروُ أن ینفع الإبا             و قد قال فیه المصطفى خاتمُ الرسلِ‏

و نصَّ علیه فی الغدیر بأنَّه             إمامُ الورى بالمنطقِ الصادعِ الفصلِ‏

فأودعتموها غیرَ أهلٍ بظلمِکمْ             و أبعدتموها أیَّ بُعدٍ عن الأهلِ‏

فآذوا رسولَ اللَّهِ فی منعِ بنتِه             تراثاً لها یا ساء ذلک من فعلِ‏

و کم رکبوا غیّا و جاؤوا بمنکر             و کم عدلوا عن جانب الرشد و العدلِ‏

مثالبُ لا تحصى عداداً و کثرةً             أبى عدُّها عن أن یحیطَ به مثلی‏

کفرتم و لفّقتم أحادیثَ جمّةً             بمدح أناسٍ ساقطین ذوی جهلِ‏

و لم یکفِکمْ حتى وضعتمْ مثالباً             لصنو رسول اللَّه و المرتضى العدلِ‏

فقلتم ضلالًا: ساءَ حیدرُ أحمداً             بخطبته بنتَ اللعینِ أبی جهلِ «1»

على أنَّه لو کان حقّا و ثابتاً             فحاشاه أن یأبى و یغضبَ من حلِ‏

نسبتم إلى الهادی متابعةَ الهوى             و کذّبتُمُ فیه الإلهَ بذا النقلِ‏

 

القصیدة ذکرها العلّامة السیّد أحمد العطّار فی الجزء الثانی من کتابه الرائق.