باران بامدادی، بر آل فاطمه باریدن گرفت. و سیل اشک از دیده روان و ریزان شد.
سید حمیری در این قصیده گوید:
در نیمروزی که پیغمبر(صلی الله علی وآله) آنها را در غدیر خم گرد آورد، سخن او را شنیدند که فرمود:
اولی از خودتان به خودتان کیست؟ و آنها، که گروهی بسیار بودند هماهنگ گفتند:
تو مولا و ترساننده ما، و از خود ما به ما اولائی، (و او فرمود:) پس وی و مولای شما پس از من این علی رهبر و وزیر است.
او در زندگی و تا هنگام مرگ من، وزیر من و پس از آن خلیفه و امیر شما است.
پس هر کدام از شما علی را دوست دارد، خدا با او دوست باد و هنگام مرگ او را به شادی روبرو کناد و آنکه از میان شما، او را
دشمن می دارد خدا دشمن او باد و زمان مرگ به او خواری رساناد.
الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج2، ص: 313