اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۱ مهر ۱۴۰۵

غدیریه شیخ حر عاملی

متن فارسی

– در آن نصها و سخنان- چنانکه علما نوشته اند- فرموده که علی علیه السلام ولی و وصی و وارث من است.

شما آیا می پندارید. که از مال انبیاء کسی از نزدیکانش ارث نمی برد؟

– اینک به بینید که پیامبر صلی الله علیه و اله و فرمود که هر کس که او را به پیشوایی و رهبری قبول دارد، علی علیه السلام مولا و پیشوایی اوست. پس در این خصوص، هر شک و جدالی را رها باید کرد.

– و پس از آن دعایی فرمود، که کاملا مستجاب بود. و همه اخبار به تواتر این را ذکر کرده اند. و باز در این قصیده گفته است:

– ای علی پسر ابو طالب در میان مردم، بزرگیها و بزرگواریها به وجود تو ختم می شود.

– و همچنین اوج کمال و سروری و مجد و افتخار را، در وجود تو می توان جست،

– مردم اگر بدیده بصیرت بنگرند، و بدانند پس از برادر پاک و بزرگوار و امنیت، هدایت به دست تو سپرده شده است.

– با سفارشهایی که او(پیغمبر) از جانب خدا به مردم کرده، ولایت تو بر مردم واجب گردید. گوش شنوای دشمنان کجا است، تا بر تو اقتدا کنند؟

– وانگهی ای علی، آن ولایتی که روز غدیر پیمبر به تاکید معرفی کرد، آیا جز برای تو بود؟

– آن روز که پیغمبر رحلت فرمود، تو پیشوایی مردم بودی، و از ناظران هیج کسی به پایه تو نمی رسید

– سخن پیامبر در روز غدیر، که فرمود: علی، مولی هر فردی است، برای همه بسنده و کافی است. پس چگونه می توان آن را از یادبرد؟
– و همچنان که در قرآن کریم آمده: جز او ولی و رهبری بر مومنان نیست. و پس از آن، دیگر چه جای شک و تردید است. همه فضایل را در اوج و بلندای برتری، بر خود اختصاص داده است، و برتر ازهمه است.
– در شگفتم از کسی که در فضیلت او شک می کند، در حالی که خبر واقعه الغدیر و نص این خبر، هر شکی را دفع کرده است.
– پیامبر در برابر مردم پیمان بست که وای بر کسی که منکر فضایل و ضایع کننده حق او باشد.
– آنجا که فضایل علی علیه السلام را به شمار آورند، هر توانایی دانایی، از شمارش و احصای آن ناتوان، و انگشت حسرت بدندان می ماند.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 441

متن عربی

إلى أن قال:

و أتت منه فی علیٍّ نصوصٌ             لم یَحُمْ حول ربعِها الإحصاءُ

قال فیه هذا ولیّی وصیّی             وارثی هکذا روى العلماءُ

و زعمتم بأنَّ کلَّ نبیٍّ             لم یرث منه مالَهُ الأقرباءُ

هو مولى من کان مولاه نصّا             منه فلیُتْرَکِ الهوى و المراءُ

و دعا بعدها دعاءً مجاباً             و به قد تواتر الأنباءُ

 

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 441

و یقول فیها:

للمعالی بین الورى یا علیَّ ب            – ن أبی طالبٍ إلیکَ انتهاءُ

و کذا للکمال منک و للسؤ             دد و المجدِ و الفخارِ ابتداءُ

للورى لو درى الورى بک من بع            – دِ أخیک الطهرِ الأمینِ اهتداءُ

واجبٌ بالنصوصِ منه عن اللَّهِ             و أین المصغی بک الاقتداءُ

ثم یوم الغدیر هل کان إلّا             لک دون الأنام ذاک الولاءُ

یوم مات النبیّ کنتَ إماماً             فی العلا لم یساوکَ النظراءُ

 

 

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 442

        

کفى قولُهُ یومَ الغدیرِ بأنّه             لکلّ الورى مولىً فینسى و یترکُ‏

کما جاء فی التنزیل لیس ولیُّکم             سواه و من ذا بعد ذاک یشکّکُ‏

…

عَدِمَ المجُاری فی الکمالِ لسیدی             ذی السؤددِ الأسنى البطینِ الأنزعِ‏

عمّ الفضائل حین خصّ برفعةٍ             من ذروة العلیا أجلَّ و أرفعِ‏

عجباً لمن فیه یشُکُّ و قد أتى             خبرُ الغدیرِ و نصُّه لم یدفعِ‏

عَهدَ النبیُّ إلى الأنامِ بفضله             ویلٌ لمنکرِ فضلِهِ و مضیّعِ‏

 

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 443

 

عُدّت فضائلُه فأعیى حصرُها             و غدا حسیراً عنه فکر الألمعی «1»