اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

غدیریه قاضى جمال الدین مکى

متن فارسی

قاضى جمال الدین مکى، درگذشته به سال 1012

– براى هر توشه و زادى، چه یاور خوبى هستى. تو بهترین مولاى بندگانى.
– سوگند بجان من، که تو بهترین نعمتها و قدرتها را دارى، و پیشوا و یگانه در میان بندگان هستى.
– در روز قیامت، براستى که بر گردن بندگان، ولایت دارى، ولایتى موروث.
– چرا که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله، در غدیر خم، ترا به سرورى هر مؤمن منقاد برگزیده است.
– هر قومى که از تو اطاعت کرد، هدایت یافت. و هر نادانى، در جهالت فرو رفت.
– آنگاه پیامبر فرمود: خدایا دوست بدار دوست على را، و دشمنش را دشمن بدار.
– بر دوستارانش رحمت تفضل کن، و دشمنانش را لعنت و نقمت فرست.
– و این چنان شرف بزرگ، و مجد گرانمایه و افتخارى است، که عظمت دیگر هدایتگران را از بین می‌برد.
– تو در اصلاب پاک بودى، که به معراج بلندترین پایگاه رسیدى، و در رده بزرگواران قرار گرفتى، و از همان هنگام به وحدانیت خدا لبیک گفته و اقرار آوردى.
– در برابر این مزایایى که نور و روشنایى آن، شبهاى تیره را روشن می‌کند، این کدامین مغرور است که با تو برابرى تواند کرد؟
– و آن کدام نادان است، که در عرصه دانشها، با تو به مسابقه و مقابله برخیزد؟ چنین کسى، جز انسان تهى از فهم، نمی‌تواند باشد.
– تو، در میان هر فضیلتى، بهترین، و در صدر هر کمالى، صدر نشین هستى.
– خاندان تو، از منکران نادان منزه است. و بخیلان را به تبار و خاندان تو راهى نیست.
– پس جاوید و پایدار بمان، که سلامت وقف تست، و مدح و ستایش تو، چندین برابر، و روز افزون باد.
نقل از سلافة العصر ص 117، سلوة الغریب، که هر دو از سید على خان مدنى است.

در دنباله شعر فوق باید گفت:
پیش از این ابیات، شاعر ما نامه‌اى دارد خطاب به شریف اجل امیر نصیر الدین حسین پسر ابراهیم پسر سلام، که بسال 1023 در طائف وفات یافت و در مکه مشرفه بخاک سپرده شد. این نامه در نوع خود، بدیع و جالب است و انشایى بلیغ دارد. گوهر کلماتش به سلک کشیده شده، و مروارید کلامش بخوبى نظم یافته.

تمام این نامه، در سلافة العصر صفحه 117- 119 آورده شده است. و این امیر نصیر الدین، همان عموى جد سید على خان مدنى صاحب «سلافة» می‌باشد، یعنى برادر سید احمد نظام الدین جد سید على خان. صاحب «سلافة» در «سلوة الغریب» می‌نویسد: او امامى فاضل، و در علوم عربیت مجتهدى مبرز. و آراسته به صفت زهد و تقوى و صلاح بود، تا جائى که درباره او گفته‌اند: در زهد و پارسائى و بی‌اعتنایى به دنیا، به حدى بود که دست به هیچ دینار و درهمى نزده بود، و هر کارى که در طول روز انجام می‌داد، یادداشت می‌کرد و شب هنگام آنها را از نظر می‌گذرانید. هرگاه اعمال شایسته بود، خدا را سپاس می‌گفت، و چنانچه جز آن بود، استغفار می‌کرد، و از خدا آمرزش می‌خواست. و هیچیک از خدمتکاران را، در حرم تأدیب نمی‌کرد.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 429

متن عربی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 429

91- القاضی جمال الدین المکی

المتوفّى بعد (1012)

أنت نعم النصیرُ فی کلِّ زادِ             أنت نعم المولى لکلِّ العبادِ

ذو الأیادی و الأیدِ أنت لعمری             سیّدُ الناس أوحدُ العبّادِ

و لک الإرثُ فی الولاءِ بحقّ             فی رقابِ الورى لیومِ التنادِ

لمقال النبیِّ فی ماءِ خمِّ             أنت مولىً للمؤمنِ المنقادِ

فتهادى بالطوعِ قومٌ ففازوا             و تمادى الغبیُّ فی الانتقادِ «1»

ثم قال النبیُّ والِ علیّا             یا إلهی و من یُعادیه عادِ

و تفضّلْ برحمةٍ للموالی             و بلعنٍ و نقمةٍ للمُعادی «2»

شرفٌ شامخٌ و مجدٌ رفیعٌ             و افتخارٌ یزیل غلبَ الهوادی‏

کنت فی الصلب إذ دنا فتدلّى             و على الصفّ فی مقرِّ الجلادِ

ثم من قبل ذا أجبت نداءً             لألست «3» الإله فی کلِّ وادِ «4»

 

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 430

من یُباریک فی السیادةِ غرٌّ             بمزایا تنیر منها الدآدی «1»

أو یجاریک فی العلومِ جهولٌ             ما له فی الفهومِ من مستفادِ «2»

أنت أنت المعروفُ فی کلّ فضلٍ             أنت صدرُ الإصدارِ و الإیرادِ

و سوى بیتِک المنکرُ جهلًا             و سواک الضنینُ بالإمدادِ

فابق و اسلم لک السلامةُ وقفٌ             و المثانی من الثنا فی ازدیادِ

 سلافة العصر (ص 117)، سلوة الغریب، کلاهما للسیّد علی خان المدنی.

ما یتبع الشعر

صدّر شاعرنا جمال الدین بهذه الأبیات کتاباً کتبه إلى الشریف الأجلّ الأمیر نصیر الدین حسین بن إبراهیم بن سلام، المتوفّى سنة (1023) بالطائف و المدفون بمکة المشرّفة، و الکتاب بدیع فی بابه، و بلیغ فی إنشائه، درر کلم منضّدة، و لآلئ ألفاظ منثورة، مذکور بطوله فی سلافة العصر صفحة (117- 119)، و الأمیر نصیر الدین هو عمّ جدّ صاحب السلافة السید علی خان المدنی، أخو جدّه الشریف السید أحمد نظام الدین، قال صاحب السلافة فی سلوة الغریب: کان إماماً فاضلًا مجتهداً مبرّزاً فی العربیّة، غالباً علیه الزهد و الصلاح، یُقال: إنّه لم یمسّ درهماً بیده و لا دیناراً قطُّ تورّعاً و عزفاً من نفسه عن الدنیا، و کان یکتب جمیع ما یعمله فی الیوم، فإذا کان اللیل نظر فیه، فإن کان صالحاً حمد اللَّه، و إن کان غیر ذلک استغفر اللَّه منه، و کان لا یؤدِّب أحداً من خدمه فی الحرم.