logo-samandehi

غدیریه قیس بن سعد بن عباده انصاری

قلت لما بغی العدو علینا                   حسبنا ربنا و نعم الوکیل

در آن هنگام که دشمن به ما ستم کرد گفتم خدای ما را بس است و وکیل خوبی است

حسبنا ربنا الذی فتح البصره                بالامس و الحدیث طویل

کافی است ما را خدائی که بصره را فتح کرد دیروز و جریان آن طولانی است

و علی امامنا و امام                     لسوانا اتی به التنزیل

علی پیشوای ما است و پیشوای افرادی غیر از ما است قرآن این مطلب را آورده است.

یوم قال النبی: من کنت مولاه                     فهذا مولاه خطب جلیل

روزی که پیامبر فرمود: هر کس را که من مولای اویم پس این مولای او است و این خبر بسیار بزرگ و با عظمتی است.

ان ما قاله النبی علی الامه                    حتم ما فیه قال و قیل

آنچه را که پیامبر به امت گفته است حتمی و مسلم است و گفتگوئی در آن نیست

در تعقیب اشعار

این اشعار را صحابی بزرگوار رئیس قبیله خزرج قیس بن سعد بن عباده در جنگ صفین در پیشگاه امیر المومنین سروده است.

1- شیخ مفید آموزگار جامعه اسلامی که در سال 413 دیده از جهان فرو بسته در کتاب ” الفصول المختاره ” جلد دوم ص 87 این اشعار را نقل کرده و بعد از نقل آنها فرموده است: این اشعار علاوه بر اینکه خود دلیل و اعترافی است بر پیشوائی و امامت امیرالمومنین(ع)، در ضمن دلیل بر این است که پیشینیان شیعه در زمان خود آن حضرت وجود داشته اند و گفتاری که معتزله از روی عناد می گویند که در زمان رسول خدا و دوران امیر المومنین افرادی به عنوان شیعه وجود نداشته اند، باطل است و بی دلیل.

در رساله ای هم که شیخ مفید درباره معنای ولایت نوشته این اشعار را آورده و گوید: قصیده قیس به طوری است که هیچ کس از مورخان و راویان در نسبت این اشعار به او شک و تردیدی ندارند و از روی علم آن را قبول نموده اند همانطوری که یاری کردن او امیر المومنین را در جنگ صفین و جمل حتمی و مسلم است. و این قصیده همان است که اولش با این بیت شروع می شود:

قلت لما بغی العدو علینا               حسبنا ربنا و نعم لوکیل

قیس این چنین علنی و واضح بر امامت امیر المومنین گواهی داده و به استناد خبر روز غدیر، امامت آن حضرت را مسلم دانسته است و تصریح کرده که گفتار رسول خدا در آن خطبه ریاست همگانی و زمامداری آن حضرت را بر عموم جامعه اسلامی واجب دانسته است.

2- این قصیده را آقا و سرور ما شریف رضی متوفای 406 در خصایص الائمه روایت کرده و گفته است:

راویان و ناقلین اخبار بر نقل اشعار قیس اتفاق نظر دارند و گویند که قیس این ابیات را در حضور امیر المومنین (ع) می سروده بعد از آن که از بصره برگشته بودند در قصیده ای که اولش این چنین است:

قلت لما بغی العدو علینا                 حسبنا ربنا و نعم الوکیل

این دو نفر شاعر(قیس و حسان) هر دو از صحابه پیامبر هستند که به امامت امیرالمومنین گواهی داده اند، هم چون کسی که شاهد اصل قضیه بوده و محل ورود و خروج تمام جریان را ناظر بوده است.

3- و این قصیده را حجت و دانشمند مشهور شیخ عبیدالله السد آبادی در “المنقع”  (که این کتاب را ما داریم و نزد ما هست مولف) با بررسی کامل در سندش نقل کرده و آنگاه گوید:

گویند: از جمله دلیل ها بر این که امیر المومنین (ع) امام و پیشوائی است که رسما رسول خدا او را تعیین نموده است، گفتار قیس بن سعد بن عباده است، و او از بزرگان صحابه است که بر امامت آن حضرت گواهی داده و گفته است: امام منصوص او است و با او مخالفت شده (و حقش را گرفته اند) و گوید:  که کمیت بن زید گفتار قیس بن سعد و حسان بن ثابت را تصدیق نموده است.

4- و نیز این قصیده را علامه کراجکی متوفی 449 در کنز الفوائد ص 234 روایت نموده و سپس گوید: این قصیده از جمله چیزهائی است که از قیس بن سعد بن عباده حفظ شده و نگهداری شده است و این اشعار را در جنگ صفین در حالی که پرچم را در دست داشت در حضور امیر المومنین سروده است.

5- ابو المظفر سبط ابن جوزی حنفی متوفی 654 در کتاب ” التذکره ” ص 20 این قصیده را با تحقیق کامل در سندش نقل کرده و گوید: قیس این اشعار را در حضور امیر المومنین در جنگ صفین سروده است.

6- آقای ما هبه الدین راوندی در ” المجموع الرائق”  (که این کتاب در کتابخانه ما هست – مولف) این قصیده را نقل کرده است.

7- مفسر کبیر شیخ ابو الفتوح رازی در جلد دوم تفسیرش ص 193

8- اسناد ابن شهر آشوب: شیخ بزرگوار ما شهید فتال در کتاب روضه الواعظین ص 90

9- آقای بزرگوار، قاضی نور الله مرعشی شهید در سال 1019 در کتاب ” مجالس المومنین ” ص 101

10- علامه مجلس متوفای 1111 در کتاب ” البحار ” جلد نهم ص 245

11- سید علی خان متوفای 1120 در ” الدرجات الرفیعه” (در کتابخانه ما موجود است – مولف) در ضمن جنگ صفین.

12- شیخ بزرگوار ما صاحب ” الحدائق ” البحرانی متوفای 1186 در کتاب ” کشکول ” ص 18

و عده ای دیگر از متاخرین بزرگان شیعه ابیات مذکوره را از قیس بن سعد بن عباده روایت نموده اند.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 113

رفتن به بالا