اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲۵ فروردین ۱۴۰۳

غدیریه ملا محسن فیض کاشانی

متن فارسی

قرن دوازدهم علم الهدى محمد

– ترا اى خداى دارنده مجد و کبریا، حمد و ستایش باد، ستایش و حمد در هر آغاز و انجامى مخصوص تست.
– ترا حمد می‌گویم اى خدایى که در عین نزدیکى، برترى و علو دارى، و در عین دورى، نزدیک هستى.

در این قصیده که بالغ بر 151 بیت است، به ابیات زیر می‌رسد:

– تو، در همه هنگام، بر بندگانت منت و نعمت دادى، که با نور یقین نعمتهایت را کامل گرداندى.
– با برانگیختن پیامبر بشیر و نذیر، مردم را به باغهاى بهشت رهنمون شدى.
– با تعیین وحى براى پیامبر، ارکان و بنیاد دعوت پیامبران را استوار کردى.
– اینک ما، بدرگاه تو، با سوز و زارى آمده‌ایم. و ترا به حق آن رهبران بزرگوار سوگند می‌دهیم.
– ترا بحق رسول امین، که حقوق فراوانى بر عالمیان دارد.
– و بحق وصى و برادر و صاحب سر بزرگوار او، بعزت على- صلوات اللّه علیه-.
– آنکه بامر خداى حکیم وصى پیامبر شد، پیامبرى که از سوى تو با لطف همگانى مبعوث گردید.
– آن سلاله ابراهیم، و آن زاده خانه کعبه، و آن کسى که در اخلاق پسندیده و والا، همتاى پیامبر بود.
– پرتو رشد و نور هدایت، و امام همه بندگان و همچو ابر بارانى خوشگوار بود.
– به دلیل نص غدیر، راهبر مردم و پیشواى بخشندگان بود. چه نیکو و والا پیشوایى!

شرح حال شاعر
علم الهدى محمّد پسر ملا محمّد محسن پسر مرتضى کاشانى، از شخصیتهاى برجسته علمى و ادبى است، که تقدم فضل و نسب و فضایل ارثى و اکتسابى دارد. او فرزند محقق فیض است، که خود از اعلام فقه و پرچمداران حدیث، و منار فلسفه و معدن عرفان، و کوه استوار اخلاق، و دریاى علوم و معارف بود. او پسر آن یگانه مردى است که روزگار چنو نیاورده، و مادر ایام از زادن نظیرش عقیم مانده است. و شاعر مورد ترجمه ما، آثار بزرگوار خود را اقتضا کرده، و تبحر زیادى در علوم و آثار باقیه پدر بهم رسانده، که از آن جمله کتاب «المواعظ» است که بالغ بیست هزار بیت، و فهرست کتاب «وافى» پدر بزرگوارش فیض است.

از دیگر کتابهایش:
– حواشى بر الوافى.
– تعلیقاتى بر مفاتیح الشرایع پدرش.
– کتاب فارسى تحفة الابرار در اصول پنجگانه.
– الاعمال الحسنه و السیئة که بسال 1100 تألیف کرده.
– کتاب العلماء، در فضایل علما و اینکه علما جانشینان ائمه علیهم السّلام می‌باشند.
– مرآت الجنان در ادعیه.
– رموز الهى. این کتاب بزبان فارسى در ادعیه و اعمال یومیه، و حرزها و دعاها است.
– کتاب سرور صدور الاولیا فى کیفیت الصلاة على المصطفى و آله است که قصیده‌اى که در اینجا ذکر کردیم، در این کتاب آمده است.

صاحب «الروضات» در ص 543 این کتاب نوشته، که او کتابى بزبان فارسى روان دارد که در آن اصول و فروع و اخلاق را فراهم کرده است. هم چنین، خطبه و رسالات سودمندى به او نسبت داده شده.

شرح حال او را سید صدر الدین کاظمى نیز در تکملة الامل آورده و گفته است: او دانشمندى فاضل و محدثى فقیه و رجالى خوش رویه، داراى حسن خط و در علوم ادبى وارد، و در حکمت خبره بود. همه فضایل را در خود جمع داشت از تألیفاتش: نضد الایضاح، معادن الحکم فى مکاتیب الائمه علیهم السّلام می‌باشد این بود خلاصه نوشته تکملة الامل «1».

و شرح حال او را صاحب نجوم السماء در ص 225 آورده و نوشته است که دانش را از پدرش فرا گرفته، و کتاب نضد الایضاح از اوست. در این کتاب، «ایضاح الاشتباه» علامه حلى را با بهترین اسلوب مرتب کرده است، که این کتاب، همراه با فهرست شیخ به طبع رسیده است «2».

ما به تاریخ تولد و وفات این شاعر. آگاهى کامل نرساندیم، لکن برگزیده آثار پدرش را بسال 1055 استنساخ کرده، و طبعا در این تاریخ به حد مردان بالغ شده، و حداقل اینست که در آن تاریخ، نوجوانى بوده است. پسرش شیخ جمال الدین اسحق، در پشت یکى از نامه‌هایش، از او بدعاى خیر یادى کرده و تاریخ سال 1112 را آورده است. و این شاعر، در بین این دو تاریخ مذکور زنده بوده، لکن از آنچه پسر دیگرش ملا نصیر الدین سلیمان بر مفاتیح الشرایع جدش نوشته، در ذکر پدر آورده که او قبل از سال مذکور درگذشته است.

بنابر این وفات این شاعر بین این دو تاریخ رخ داده، و مقدار عمرش بین هفتاد و هشتاد سال بوده است.

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 475

متن عربی

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 475

98- علم الهدى محمد

لک الحمدُ ذا المجدِ و الکبریاءِ             لک الحمدُ فی البدءِ و الانتهاءِ

لک الحمدُ یا من علا فی الدنوّ             لک الحمدُ یا من دنا فی العلوّ

 

إلى أن قال من قصیدة تبلغ (151) بیتاً:

 مننتَ على الخلقِ فی کلِّ حینْ             لإتمام نعماکَ نورَ الیقینْ‏

ببعث نبیٍّ بشیرٍ نذیرْ             إلى نهجِ جنّاتِ عدنٍ یشیرْ

و نصبِ وصیٍّ من الأصفیاءْ             لتشیید ما أسّس الأنبیاءْ

فها نحن جئنا نحنُّ إلیکْ             بحقّ الهداةِ الکرامِ علیکْ‏

إلهی بحقِّ الرسولِ الأمینْ             جسیم الأیادی على العالمینْ‏

بحقِّ الوصیّ أخیه السریّ             بمجدٍ سنیٍّ و عزٍّ علیّ‏

وصیِّ الرسولِ بأمرٍ حکیمْ             أتى من لدنک بلطفٍ عمیمْ‏

سلیل الخلیل ولید الحرمْ             عدیل النبی فی معالی الشیمْ‏

ضیاء الرشاد بهاء الهدى             إمام العباد رواء الندى‏

ولیّ الأنامِ بنصِّ الغدیرْ             أمیر الکرام و نعم الأمیرْ

 

القصیدة

الشاعر

علم الهدى محمد ابن المولى محمد محسن بن مرتضى الکاشانی، نیقدٌ تبرّز علماً

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 476

و أدباً و تقدّم فضلًا و حسباً، و جمع الفضائل موروثاً و مکتسباً، هو ابن المحقّق الفیض علم الفقه و رایة الحدیث، و منار الفلسفة، و معدن العرفان، و طود الأخلاق، و عباب العلوم و المعارف، هو ابن ذلک الفذّ الذی قلَّ ما أنتج شکل الدهر بمثیله، و عقمت الأیّام عن أن تأتی بمشبهه.

و المترجم له مقتفٍ أثر والده المقدّس، و تشفٌّ عن تضلّعه من العلوم آثاره الباقیة، منها کتاب المواعظ البالغ عشرین ألف بیت، و فهرس الوافی لوالده الفیض، و حواشٍ على الوافی، و تعالیق على مفاتیح الشرائع لوالده، کتاب تحفة الأبرار الفارسی فی الأصول الخمسة و الأعمال الحسنة و السیّئة ألّفه سنة (1100)، کتاب [وصف‏] «1» العلماء فی فضائلهم و أنّهم خلفاء الأئمّة علیهم السلام، مرآة الجنان «2» فی الأدعیة، رموز الهی «3» فارسی فی الأدعیة و الأعمال الیومیّة و الأحراز و العوذات، کتاب سرور صدور الأولیاء فی کیفیة الصلاة على المصطفى و آله، و فیه قصیدته التی أخذنا منها ما ذکرناه، و قال صاحب الروضات «4» (ص 543): إنّ له کتاباً لطیفاً بالفارسیّة جمع فیه بین الأصول و الفروع و الأخلاق، و ینسب إلیه أیضاً خطبٌ و رسائل منیفة. انتهى.

و ترجمه سیّدنا صدر الدین الکاظمی فی تکملة الأمل و قال: عالم فاضل محدّث فقیه رجالیّ جیّد الطریقة حسن الخطّ فاضل فی الأدب خبیرٌ بالحکمة، جامعٌ لفضائل رأیت من مصنّفاته نضد الإیضاح، و کتاب معادن الحکم فی مکاتیب الأئمّة علیهم السلام. انتهى ملخّصاً.

و ترجمه صاحب نجوم السماء فی (ص 225) و قال: تلمّذ على والده، له کتاب

الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏11، ص: 477

نضد الإیضاح، رتّب کتاب إیضاح الاشتباه للعلّامة الحلّی على أحسن نمط و طبع مع فهرست الشیخ «1». انتهى.

لم نقف على تاریخی ولادة المترجم له و وفاته «2» غیر أنّه استنسخ نخبة والده سنة (1055)، و بطبع الحال أنّه کان فی ذلک التاریخ بالغاً مبالغ الرجال و لا أقلّ من أن یکون مراهقاً، و ذکر ولده الشیخ جمال الدین إسحاق على ظهر بعض کتبه و دعا له بدوام الظلّ فی سنة (1112)، فکان حیّا بین التاریخین لکنّه یظهر ممّا کتبه ولده الآخر المولى نصیر الدین سلیمان سنة (1123) على مفاتیح الشرائع لجدّه و ترحّمه على والده أنّه توفّی قبل السنة المذکورة، فتکون وفاته بین التاریخین الأخیرین، و یقدّر عمره بما یتراوح بین السبعین و الثمانین.