logo-samandehi

غدیریه نهم سید حمیری

به «سوّار بن عبد اللّه عنبری» قاضی بصره، گزارش رسید که شاعر ما، سیّد حمیری، درباره «حدیث مرغ بریان»- که همگان بر آن اتّفاق دارند- قصیده ای این چنین سرورده است:

آنگاه، که خبر صحیح مرغ بریان اهدائی به پیغمبر بازگو شد؛
خبری که اولین بار «ابان» از «انس» روایت کرده و «قیس حبر» نیز، آن را از قول «سفینه»
که مردی متقلب و ناپایدار بود، نقل نموده اند.
سرانجام سفینه، هدایت یافت؛ ولی انس، خیانت ورزید و با ردّ گفتار سرور خلق، و آنکه در (قرآن)، این کتاب محکم منزل مولای مردم، خوانده شده بود، ستم نمود. و خدای ذو العرش او را هدایت نفرمود و به بیماری زشت پیسی گرفتارش کرد.
«سوّار» گفت: این مرد هیچ یک از صحابه را وا نگذاشت، مگر آنکه درباره اش شعری سرود و زشتیهایش را باز نمود؛ سپس دستور داد سید را زندان کنند. بنی هاشم و شیعیان جمع آمدند و به سوار گفتند: بخدا سوگند؛ اگر او را آزاد نکنی، زندان را ویران می کنیم. شاعری که ترا می ستاید، صله اش می دهی و آن که به مدح خاندان پیغمبر می پردازد، به زندانش می اندازی.

سوّار به ناچار سیّد را آزاد کرد و او در هجوش چنین سرود:
به ابی شمله، سوّار بگوئید: ای یگانه روزگار، در ننگ و عار!
من درباره مرغ بریان چیزی که خلاف آن باشد که تو خود در آثار، روایت کرده ای، نگفتم.
و خبری هم درباره در آمدن به مسجد است که پیغمبر، علی را به آن ویژگی داده و ورودش را از خانه به مسجد، در حال جنابت و طهارت، و در آشکار و نهان روا دانسته و دیگران را به وحیی که از جانب خدای جبار فرود آمد، از مسجد بیرون کرده است.
«علی» و «حسین» و «حسن» پاک نهاد را که از خاندانی پاکیزه است، و نیز فاطمه را، که همگان اهل کسائند و به اکرام و ایثار ویژگی یافته اند، دوست بدارید.
و آن کس که با اینان دشمنی ورزد، دشمن خدا، و راهی خواری و دوزخ خواهد بود.
در کار چنین کینه توزی از جانب خدای برین، نشانی است که عیب شناس سرزنش گر، به خوبی آن را در می یابد.
و تو ای سوّار! در پستی و کینه توزی سرآمد همه آنهائی.
از کسی خرده می گیری که بهترین مردم، او را از میان همه پاکان و نیکان به برادری برگزید.
و در غدیر خم، به گفتاری آشکار و غیر قابل انکار، درباره اش فرمود: «هر کس من سرور اویم، این علی سرور او است. پس ناسپاس نباشید. و پس از من، او را تکیه گاه خویش سازید و به دنبال سراب روان پندار نیفتید».
و سید، در هجو سوّار، قاضی، پس از مرگش، این چکامه را پرداخت:
ای آنکه پیکر سوّار را به دوش می کشی! و آن را از خانه اش به دوزخ می بری!
خداوند پاکی مبخشاد به جانی که جرثومه آن، روزگار را سخت به ننگ و عار گذراند.
تا به دردمندی در قعر وادی دوزخ، در افتاد و پیکرش نیز بسته پلیدیها شد.
کار خدای رحمن را، درباره سوار شگفت انگیز دیدم و احکام خدای را جریانی به اندازه است.
برو، ای لعنت خدای رحمان بر تو باد! و ای بدترین موجود زنده خدای یکتا! ای دشمن امیر مؤمنان، آن کسی که پیغمبر در روز غدیر با سخنی انکار ناپذیر، در حالیکه همه مردم حاضر بودند، درباره اش فرمود: هر کس من در نهان و آشکار سرور اویم، این علی برادر من و جانشین من در کارها است و قائم مقام من در هر یاد کردی است.
پروردگارا! هر کس علی را دشمن دارد، وی را دشمن دار! و به جهنم سوزانش در انداز. و تو ای سوّار! به دشمنی علی بی شک با خدا دشمنی کردی، پس هان ای جهنم او را به کام خویش فرو بر.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 2، ص: 315

رفتن به بالا