logo-samandehi

غدیریه چهاردهم سید حمیری

پیغمبر (صلی الله علیه وآله) به روز غدیر خم، در جانب و پیرامون درختان بزرگ، به خطبه خوانی برخاست،

و فرمود: هر کس من مولای اویم، این علی مولای او است. خداوند گواه باش. و این سخن را چند بار به زبان آورد.

گفتند: شنیدم و همگی فرمان برداریم، و زبان خود را به این گفتار مشغول داشتند.

بزرگان قوم، روی به علی آوردند و پیشا پیش آنان شیخی علی را چنین تهنیت داد

و گفت: به به، به چون توئی، که مولای مومنان شدی.

شگفتا و عجبا و روزگار چه شگفتیها دارد، که اندیشمندان به گمراهی می افتند.

مردمی که با علی بیعت کردند، در حقیقت با خدا بیعت کرده بودند و چه پیش آمد؟

و چگونه همین اشخاص، آنگاه که علی آنها را در خطبه خود به شهادت طلبید، گواهی ندادند؟

و چرا آن پیرمرد (انس) که علی او را سوگند داد، در جواب گفت: من چنان پیر شده ام که چنین چیزی را به یاد نمی آورم،

و علی فرمود: دروغگو به بلائی گرفتار آید، که دستار، ستار آن نشود.

 در ابیات اخیر اشاره به حدیث مناشده رحبه امیر المومنین، در مورد حدیث غدیر است،  در مورد خلافت امام (علیه السلام) نزاعی پیش آمد و انس بن مالک  کتمان شهادت کرد و اثر نفرین حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) را دید..

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج‏2، ص: 327

رفتن به بالا