اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲ تیر ۱۴۰۳

غلو هایی درباره ختم قرآن

متن فارسی

 بخاری و مسلم، از پیامبر اکرم روایت کرده اند که آن حضرت به عبد اللّه بن عمر فرموده است: «قرآن را در هفت روز بخوان نه بیشتر» و نیز به طریق صحیح از آن حضرت روایت شده: «کسی که قرآن را کمتر از سه روز بخواند از آن چیزی نمی فهمد» به علاوه عثمان از زمره کسانی بشمار آمده که در هر هفته یک ختم قرآن می کرده است «1».

مشکل ختم قرآن!
مسأله ختم قرآن، در کتاب های علماء اهل سنت به قدری پیچیده و گوناگون نقل شده که خود مشکلی شده و شعبه ای از ابهام و تاریکی را بوجود آورده است.
آنان در کتب خود آورده اند: بعضی از مسلمین تمام قرآن را در یک رکعت نماز بین ظهر و عصر یا مغرب و عشاء و یا غیر اینها می خوانده اند و از این طائفه بشمار آورده اند:
1- عثمان بن عفان اموی که تمام قرآن را در یک رکعت نماز در شب می خوانده است «2».
2- تمیم بن اوس داری صحابی، تمام قرآن را در یک رکعت نماز می- خوانده است «3».
3- سعید بن جبیر که از تابعین بوده و در سال 95 ه وفات یافته است «4».
4- منصور بن زاذان متوفی در سال 131 ه تمام قرآن را گاهی بین ظهر و عصر و گاهی بین مغرب و عشاء می خوانده است. هشام می گوید: در کنار منصور نماز می خواندم شنیدم که میان نماز مغرب و عشاء دوبار قرآن را ختم کرد و بار سوم تا به سوره های «طس» رسیده بود که نماز عشاء شروع شد، و در آن وقت مردم در ماه رمضان نماز عشاء را تا گذشتن ربع از شب تأخیر می انداختند، و او بین ظهر و عصر نیز یک ختم قرآن می کرده است، و در تهذیب التهذیب آمده: در روز یکختم قرآن می کرده است «1».
5- ابو الحجاج مجاهد متوفی در سال 132 ه چنانکه در «الفتاوی الحدیثه» صفحه 44 از ابن ابی داود نقل شده است.
6- ابو حنیفه نعمان بن ثابت، پیشوای حنفی ها مدت سی سال شب زنده داری می کرده و تمام قرآن را در یک رکعت نماز بپایان می آورده است «2».
7- یحیی بن قطان متوفی در سال 198 ه. «3»
8- حافظ ابو احمد محمد بن احمد عسال متوفی در سال 349 ه. «4»
9- ابو عبد اللّه محمد بن حفیف شیرازی متوفی در سال 371 ه چه بسا تمام قرآن را در یک رکعت نماز می خوانده است «5».
10- جعفر بن حسن درزیجانی متوفی در سال 506 ه دارای ختمهای زیادی از قرآن است که هر کدام از آن را در یک رکعت نماز می خوانده است «6».
و بعضی از آنها تمام قرآن را در یک روز ختم می کرده اند و از آن گروهند کسانی که ذیلا نامبرده می شوند:
1- سعد بن ابراهیم زهری متوفی در سال 27 ه. «7»
2- ابو بکر بن عیاش اسدی کوفی متوفی در سال 193 ه. «8»
3- ابو العباس محمد بن شاذل نیشابوری متوفی در سال 311 ه. «9»
4- ابو جعفر کتانی، تمام قرآن را تا ظهر ختم می کرده است «1».
5- ابو العباس آدمی، متوفی 390 ه در غیر از ماه رمضان روزی یک ختم قرآن می کرده است «2».
6- احمد بن حنبل امام حنبلی ها، متوفی در سال 241 ه «3».
7- شافعی امام شافعی ها، متوفی در سال 204 ه در غیر ماه رمضان روزی یک ختم قرآن می کرده است «4».
8- بخاری صاحب صحیح بخاری متوفی 256 ه «5».
9- محمد بن یوسف ابو عبد اللّه بنا، متوفی 286 ه «6».
10- محمد بن علی کرخی، متوفی 343 ه در غیر ماه رمضان «7».
11- ابو بکر بن حداد مصری شافعی، متوفی 345- 344 ه «8».
12- الحافظ ابن عساکر، متوفی 371 ه در ماه رمضان چنین می کرده است «9».
13- خطیب بغدادی، صاحب تاریخ معروف بغداد متوفی 363 ه «10».
14- احمد بن احمد بن سیبی ابو عبد اللّه قصری، متوفی 439 ه «11».
15- شیخ احمد بخاری در هر روز یک ختم قرآن و نصف می خوانده است، «1» «2».
و برخی از آنها در هر شبی یک ختم قرآن می کردند و از این گروهند:
1- علی بن عبد اللّه ازدی تابعی، در ماه رمضان هر شبی یک ختم قرآن می کرده است «3».
2- قتادة ابو الخطاب بصری، متوفی 117 ه در دهه ماه رمضان چنین می- کرده است «4».
3- وکیع بن جراح متوفی 197 ه «5».
4- بخاری صاحب کتاب صحیح بخاری، متوفی 256 ه در ماه رمضان هر شب یک ختم قرآن می کرده است «6».
5- عطاء بن سائب ثقفی، متوفی 136 ه. «7»
6- علی بن عیسی حمیری، در تمام شب ها یک ختم قرآن می کرده است «8».
7- ابو نصر عبد الملک بن احمد، متوفی 472 ه. «9»
8- حافظ ابو عبد الرحمن قرطبی، متوفی 206 ه در هر شب تمام قرآن را ضمن 13 رکعت نماز ختم می کرده است «10».
9- شافعی، پیشوای شافعی ها در غیر ماه رمضان در هر شبی یک ختم قرآن می کرده است «1».
10- حسین بن صالح بن حی، متوفی 167 ه. «2»
11- زبید بن حارث «3».
12- ابو بکر بن عیاش، چهل سال هر شب یکبار قرآن را ختم کرده است «4».
و برخی از آنها در هر شبانه روز یک ختم قرآن می کرده اند و از این گروهند:
1- سعد به ابراهیم ابو اسحاق مدنی، متوفی 127 ه «5».
2- ثابت بن اسلم بنائی، متوفی 127 ه. «6»
3- جعفر بن مغیره تابعی. «7»
4- عمر بن الحسین الجمحی «8».
5- ابو محمد عبد الرحمن لخمی شافعی، متوفی 587 ه. «9»
6- ابو الفرج بن جوزی، متوفی 590 ه. «10»
7- ابو علی عبد الرحیم مصری قاضی فاضل، متوفی 596 ه. «11»
8- ابو الحسن مرتضی متوفی 634 ه. «12»
9- محمود بن عثمان حنبلی، متوفی 609 «1».
10- ام حبان السلمیة «2».
و برخی از آنها در شبانه روز دو ختم قرآن می کرده اند از قبیل:
1- سعید بن جبیر که از تابعان بوده، دو ختم قرآن و نصف در نمازی که در خانه خدا خوانده کرده است «3».
2- منصور بن زاذان، متوفی 131 ه چنانکه قبلا گفته شد در شبانه روز دو ختم قرآن می کرده است «4».
3- ابی حنیفة پیشوای حنفی ها، در ماه رمضان هر شبانه روز دو ختم قرآن می کرده است «5».
4- شافعی پیشوای شافعی ها، در ماه رمضان چنین می کرده است آنهم در نماز «6».
5- حافظ عراقی، در نماز جماعت ماه رمضان، دو ختم قرآن می کرده است «7».
6- ابی عبد اللّه محمد بن عمر قرطبی «8».
7- سید محمد منیر، متوفی در حدود 930 ه. «9»
8- شیخ عبد الحلیم منزلاوی، متوفی در حدود 930 ه. «1»
و بعضی از آنها در یک شب دو ختم قرآن می کرده اند از قبیل:
1- تقی الدین ابو بکر بن محمد بلاطنسی شافعی حافظ، متوفی 936 ه در هر شب از ماه رمضان دو ختم قرآن می کرده است «2».
2- احمد بن رضوان بن جالینوس. متوفی 423 ه شب را تا پیش از طلوع فجر دو ختم قرآن می کرده است. «3»
و برخی از آنها در شبانه روز سه ختم قرآن می کرده اند و از این گروهند:
1- کرز بن وبرة کوفی، در هر شبانه روز سه ختم قرآن می کرده است «4».
2- زهیر بن محمد بن قمیر حافظ بغدادی، متوفی 268 ه در ماه رمضان چنین می کرده است «5».
3- ابو العباس بن عطاء آدمی، متوفی 309 ه در ماه رمضان سه ختم قرآن می کرده است «6».
4- سلیم بن عنز تجیبی قاضی مصری، عینی در «عمدة القاری» جلد 9 صفحه 349 می نویسد: او در شب سه ختم قرآن می کرده و ابو عبید نیز این را نقل کرده است. و ابن کثیر در تاریخش جلد 9 صفحه 118 نقل می کند که او هر شب چه در نماز و چه در غیر آن سه مرتبه قرآن را ختم می کرده است.
5- عبد الرحمن بن هبة اللّه یمانی، متوفی 821 ه در روز زمستانی سه ختم و ثلث قرآن خوانده است. «7»
و برخی از آنها در یک روز چهار بار قرآن را ختم کرده و از این گروهند:
1- ابو قبیصة محمد بن عبد الرحمن ضبی، متوفی 282 ه می گوید: امروز چهار بار قرآن را تا به آخر خواندم و اینک برای بار پنجم به سوره «برائت» رسیدم که مؤذن اذان نماز عصر گفت «1».
2- علی بن ازهر ابو الحسن لاحمی بغدادی مقری ء، متوفی 707 ه روزی در محضر گروهی از قراء که از آنها در این باره گواهی گرفته، چهار بار قرآن را ختم کرده مگر یک هفتم آن «2».
و برخی از آنها بین مغرب و عشاء پنج ختم قرآن می کرده اند:
شعراوی «3» می گوید: روزی آقایم ابو العباس مصری حریثی، متوفی در سال 945 ه وارد شد، بعد از نماز مغرب تا هنگام نماز عشاء پیشم نشست و من شاهد بودم که پنج ختم قرآن نمود و من این قضیه را برای آقای دیگرم علی مرضعی متوفی در سال 930 ه نقل کردم و او گفت: پسرم! من در حال سلوکم سیصد رکعت نماز و 60 ختم قرآن در یک شبانه روز خواندم که هر درجه ای یک ختم قرآن بوده است «4».
و بعضی از آنها، در یک شبانه روز هشت ختم قرآن و یا بیشتر می کرده اند و از این قبیلند:
1- سید بن کاتب، نووی می گوید: بعضی از مسلمین در شبانه روز، هشت ختم قرآن می کرده اند مانند: سید بن کاتب صوفی رضی اللّه عنه «5».
و صاحب خزینة الاسرار در صفحه 78 همان کتاب نیز او را از این گروه بشمار
آورده و گفته است: او چهار ختم قرآن در روز و چهار ختم قرآن هم در شب می کرده و گویا این کار روی طی لسان و بسط زمان صورت می گرفته است.
صاحب کتاب «التوضیح» می گوید: بیشترین رقم ختم قرآن در شبانه روز که ما از آن آگاهی داریم هشت ختم قرآن است.
و سلمی می گوید: از شیخ ابو عثمان مغربی شنیدم که می گفت: ابن کاتب در روز چهار و در شب نیز چهار ختم قرآن می کرده است «1».
2- شیخ عبد الحی حنفی، در کتاب «اقامة الحجة» صفحه 7 می گوید: یکی از آنان علی بن ابی طالب است که در هر روز چنانکه برخی از شارحان صحیح بخاری نقل کرده اند: هشت ختم قرآن می کرده است.
3- بکر بن سهیل دمیاطی، متوفی در سال 289 ه می گوید: صبح جمعه ای از خواب برخاستم و تا عصر همان روز هشت ختم قرآن نمودم «2».
قسطلانی «3» می گوید: ابو طاهر مقدسی را در سال 867 ه در قدس دیدم و از او شنیدم که در شبانه روز بیش از ده ختم قرآن می کرده است. و از این بالاتر شیخ- الاسلام برهان بن ابی شریف که خدا از علمش همگان را بهرمند سازد، از او برایم نقل کرد که: در شبانه روز پانزده ختم قرآن می کرده و این امر حقیقتی است که جز از طریق فیض الهی نمی شود به آن نائل گردید.
و هم او می گوید: در کتاب «ارشاد» خواندم که: شیخ نجم الدین اصفهانی مردی از یمن را هنگام طواف دید که تمام قرآن را در یکدور و یا هفت دور از طواف می خوانده است و این توفیقی است که جز از طریق فیض الهی و مدد ربانی نمی توان بدان نائل گردید «4».
غزالی در کتاب «احیاء العلوم» جلد 1 صفحه 319 می گوید: کرز بن وبرة
که در مکه اقامت داشت در هر شبانه روز هفت بار دور خانه خدا طواف می کرد و دو ختم قرآن می نمود. «1»
و این عمل در مقام حساب چنین نتیجه می دهد: طول هفتاد و هفت بار طواف می شود ده فرسخ و با هر هفت بار طواف دو رکعت نماز می خوانده که مجموعا در شبانه روز می شود: 280 رکعت نماز و دو ختم قرآن و ده فرسخ راه رفتن!!
«نازلی» در «خزینة الاسرار» صفحه 78 می گوید: از شیخ موسی سدرانی که از اصحاب شیخ ابی مدین مغربی است نقل شده که: او در شبانه روز هفتاد ختم قرآن می کرده است، وی بعد از بوسیدن «حجر الاسود» قرآن را شروع می کرده و در محاذات باب آن را تمام می نموده و از لحاظ خواندن هم طوری قرآن را قرائت می کرده که برخی از اصحاب آن را حرف بحرف می شنیده اند «2».
و نیز در صفحه 180 همان کتاب آمده است که: شیخ ابو مدین مغربی یکی از سه تا و رئیس اوتادی است که هر روز هفتاد هزار مرتبه قرآن را ختم می کرده اند.
بخاری در صحیحش «3» از ابی هریرة و او از رسول خدا نقل کرده که فرموده است: قرآن بر حضرت داود سبک آمد تا جائی که فرمان می داد مرکوبش را زین کنند و پیش از زین شدن تمام قرآن را می خواند!
و قسطلانی در شرح این حدیث گفته است: «4» گاهی زمان کم دارای برکت زیاد است در نتیجه در آن عمل زیاد واقع می شود و این حدیث دلالت می کند که خداوند متعال برای هر کسی از بندگان شایسته اش که بخواهد زمان را می پیچد چنانکه مکان را «5».
امینی می گوید:
اینها که گفته شد، جز افسانه های گذشتگان و بیهوده گوئی های پیشینیان نیست که دستهای اوهام آنها را نوشته است. با آنکه همه اینها در برابر چشمهای ابن تیمیه و پیروانش قرار داشته با این حال از هیچ کدام از آنان کوچکترین صدائی در نیامد و به هیچ وجه اعتراضی نکردند در صورتی که شایسته بود چنین افسانه ها و مطالب بی اساسی در کتب افسانه نوشته شود (نه در کتاب های علمی و اسلامی) و یا در گودال های بیابان ها دفن گردد و یا در میان دریاها افکنده شود.
وااسفا بر این کتاب های بزرگی که شامل چنین خرافات و موهومات است!
وای بر آن بزرگانی که در برابر این موهومات سر تعظیم فرود آورده و آنها را شایسته نقل در کتاب هایشان دانسته اند!!
و اگر ابن تیمیة می دانست که دقت کامل در این باره، چهره واقعی این شرمندگی را برای کسانی که بعدا می آیند، آشکار می سازد، هر آینه در این باره سکوت می کرد و از نماز امیر المؤمنین و امام حسین و حضرت زین العابدین علیهم السلام صرفنظر می کرد و با ایراد گرفتن از آن دور عار و ننگ نمی گردید!!
وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَکانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ :
«و اگر می گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم، تو هم بشنو و بحال ما بنگر، هر آینه برای آنان بهتر و استوارتر بود» «1».

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 55

متن عربی

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 55

علی أنّ الشیخین- البخاری و مسلماً- قد أخرجا عن رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم أنّه قال لعبد اللَّه بن عمر: «و اقرأ فی سبع و لا تزد علی ذلک».

و صحَّ عنه صلی الله علیه و آله و سلم «من قرأ القرآن فی أقلّ من ثلاث لم یفقه».

ثمّ إنّ عثمان عُدّ ممّن کان یختم فی کلّ أسبوع من الصحابة «2».

و مشکلة الختمة فی کتب القوم جاءت بأُذنی عناق «3»، أثقل من شمام «4»، تنتهی إلی شجنةٍ «5» من العَتَه، فذکروا أنَّ منهم من کان یختم القرآن فی رکعة ما بین الظهر و العصر، أو بین المغرب و العشاء، أو فی غیرهما، و عُدّ من أُولئک:

1- عثمان بن عفّان الأموی: کان یختم فی رکعة لیلًا. حلیة الأولیاء (1/57).

2- تمیم بن أوس الداری الصحابی: کان یختم فی رکعةٍ. صفة الصفوة «6» (1/310).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 56

3- سعید بن جبیر التابعی المتوفّی (95). حلیة الأولیاء (4/273).

4- منصور بن زاذان المتوفّی (131): کان یختمه مرّة فیما بین الظهر و العصر، و أخری فیما بین المغرب و العشاء، قال هشام: صلّیت إلی جنب منصور فقرأ القرآن فیما بین المغرب و العشاء ختمتین، ثمّ قرأ إلی الطواسین قبل أن تقام الصلاة، و کانوا إذ ذاک یؤخِّرون العشاء فی شهر رمضان إلی أن یذهب ربع اللیل، و کان یختم فیما بین الظهر و العصر، و فی خلاصة التهذیب: و کان یختم فی الضحی «1». حلیة الأولیاء (3/57)، صفة الصفوة (3/4)، طبقات الحفّاظ (1/134)، دول الإسلام (1/97)، شذرات الذهب (1/181).

5- أبو الحجّاج مجاهد المتوفّی (132): ذکره ابن أبی داود کما فی الفتاوی الحدیثیّة «2» (ص 44).

6- أبو حنیفة النعمان بن ثابت- إمام المذهب-: کان یحیی اللیل بقراءة القرآن ثلاثین سنة فی رکعة. مناقب أبی حنیفة للقاری (ص 494).

7- یحیی بن سعید القطّان المتوفّی (198). تاریخ بغداد (14/141)، شذرات الذهب (1/355) «3».

8- الحافظ أبو أحمد محمد بن أحمد العسّال المتوفّی (349). طبقات الحفّاظ «4» (3/97).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 57

9- أبو عبد اللَّه محمد بن حفیف الشیرازی المتوفّی (371): کان ربّما یقرأ القرآن کلّه فی رکعة واحدة. مفتاح السعادة «1» (2/177).

10- جعفر بن الحسن الدرزیجانی المتوفّی (506): له ختمات کثیرة جداً کلّ ختمة منها فی رکعة واحدة. شذرات الذهب «2» (4/16).

و منهم من کان یختم فی کل یوم ختمة، و عُدّ من أُولئک:

1- سعد بن إبراهیم الزهری المتوفّی (127). دول الإسلام (1/66)، و فی خلاصة التهذیب (ص 113): فی کلّ یوم و لیلة «3».

2- أبو بکر بن عیّاش الأسدی الکوفی المتوفّی (193). البدایة و النهایة (10/224)، تهذیب التهذیب (12/36) «4».

3- أبو العبّاس محمد بن شاذل النیسابوری المتوفّی (311). شذرات الذهب «5» (3/262).

4- أبو جعفر الکتانی: کان یختمها مع الزوال. حلیة الأولیاء (10/343).

5- أبو العبّاس الآدمی المتوفّی (390): کان یختم فی غیر شهر رمضان کلّ یوم ختمة «6». المنتظم (6/160)، صفة الصفوة (2/251)، شذرات الذهب (2/257).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 58

6- أحمد بن حنبل- إمام مذهبه- المتوفّی (241). مناقب أحمد لابن الجوزی «1» (ص 287).

7- البخاری- صاحب الصحیح- المتوفّی (256)، تاریخ بغداد (2/12).

8- الشافعی إمام الشافعیّة- المتوفّی (204): فی غیر شهر رمضان «2». صفة الصفوة (2/145)، طبقات الأخیار (1/33).

9- محمد بن یوسف أبو عبد اللَّه البنّاء المتوفّی (286). المنتظم «3» (6/24).

10- محمد بن علیّ الکرخی المتوفّی (343). البدایة و النهایة (11/228)، المنتظم (6/376) «4».

11- أبو بکر بن الحدّاد المصری الشافعی المتوفّی (344، 345). دول الإسلام (1/167)، طبقات الحفّاظ (3/108). و فی بعض المصادر: فی الیوم و اللیلة «5».

12- الخطیب البغدادی- صاحب التاریخ- المتوفّی (463). تاریخ الشام «6» (1/410).

13- أحمد بن أحمد ابن السیبی أبو عبد اللَّه القصری المتوفّی (439). تاریخ بغداد (4/4).

14- الحافظ ابن عساکر المتوفّی (571): کان له ذلک فی شهر رمضان. شذرات الذهب «7» (4/239).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 59

15- الشیخ أحمد البخاری: له کلّ یوم ختمة و ثلث. طبقات الأخیار «1» (4/170) «2».

و منهم من کان یختمه فی اللیلة مرّة، و من أُولئک:

1- علیّ بن عبد اللَّه الأزدی التابعی: کان له ذلک فی شهر رمضان. تهذیب التهذیب «3» (7/358).

2- قتادة أبو الخطّاب البصری المتوفّی (117): کان له ذلک فی عشرة شهر رمضان. صفة الصفوة «4» (3/182).

3- وکیع بن الجرّاح المتوفّی (197). دول الإسلام (1/96)، تاریخ بغداد (13/470)، تهذیب التهذیب (11/129) «5».

4- البخاری- صاحب الصحیح- المتوفّی (256): کان له ذلک فی شهر رمضان. البدایة و النهایة «6» (11/26).

5- عطاء بن السائب الثقفی المتوفّی (136). خلاصة التهذیب «7» (ص 225).

6- علیّ بن عیسی الحمیری: کان له ذلک فی کلّ لیلة. طبقات القرّاء (1/560).

7- أبو نصر عبد الملک بن أحمد المتوفّی (472). المنتظم «8» (8/324).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 60

8- الحافظ أبو عبد الرحمن القرطبی المتوفّی (206): کان یختم کلّ لیلة فی ثلاث عشرة رکعة. طبقات الحفّاظ «1» (2/185).

9- الشافعی- إمام الشافعیّة-: کان له ذلک فی غیر شهر رمضان. تاریخ بغداد (2/63).

10- حسین بن صالح بن حیّ المتوفّی (167). طبقات الأخیار «2» (1/50).

11- زبید بن الحارث. حلیة الأولیاء (5/18).

12- أبو بکر بن عیّاش: کان یختم القرآن کلّ لیلة، أربعین سنة. تاریخ بغداد (1/407).

و منهم من کان یختمه فی کلّ یوم و لیلة مرّة، و عُدّ من أولئک:

1- سعد بن إبراهیم أبو إسحاق المدنی المتوفّی (127). صفة الصفوة «3» (2/82).

2- ثابت بن أسلم البنائی المتوفّی (127). حلیة الأولیاء (2/321)، طبقات الحفّاظ «4» (1/118).

3- جعفر بن المغیرة «5» التابعی. تاریخ الشام (4/79).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 61

4- عمر بن الحسین الجمحی. تهذیب التهذیب «1» (7/434).

5- أبو محمد عبد الرحمن اللخمی الشافعی المتوفّی (587). شذرات الذهب «2» (4/289).

6- أبو الفرج ابن الجوزی المتوفّی (590). البدایة و النهایة «3» (13/9).

7- أبو علیّ عبد الرحیم المصری القاضی الفاضل المتوفّی (596). البدایة و النهایة «4» (13/24).

8- أبو الحسن المرتضی المتوفّی (634). شذرات الذهب «5» (5/168).

9- محمود بن عثمان الحنبلی المتوفّی (609). شذرات الذهب «6» (5/29).

10- أُمّ حبّان السلمیّة. صفة الصفوة «7» (4/25).

و منهم من کان یختم فی اللیل و النهار ختمتین، مثل:

1- سعید بن جبیر التابعی: ختم ختمتین و نصفاً فی الصلاة فی الکعبة «8». البدایة و النهایة (9/98)، صفة الصفوة (3/43).

2- منصور بن زاذان المتوفّی (131): کان یختم فی اللیل و النهار مرّتین کما مرَّ.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 62

صفة الصفوة «1» (3/4)، و قال القسطلانی فی إرشاد الساری (3/365): کان یختم بین المغرب و العشاء ختمتین و یبلغ فی الختمة الثالثة إلی الطواسین.

3- أبی حنیفة إمام الحنفیّة: کان له ذلک فی شهر رمضان، التذکار (ص 74)، مناقب أبی حنیفة للقاری (ص 493، 494).

4- الشافعی- إمام الشافعیّة-: کان له ذلک فی شهر رمضان، ما منها إلّا فی الصلاة. المواهب اللدنیّة «2»، و فی صفة الصفوة «3» (2/145): کان یختم فی رمضان ستّین ختمة سوی ما یقرأه فی الصلاة.

5- الحافظ العراقی: کان یختم فی الجماعة فی شهر رمضان ختمتین. شرح المواهب للزرقانی (7/421).

6- أبی عبد اللَّه محمد بن عمر القرطبی. الدیباج المذهّب «4» (ص 245).

7- السیّد محمد المنیر المتوفّی (نیّف و 930). طبقات الأخیار «5» (2/118).

8- الشیخ عبد الحلیم المنزلاوی: المتوفّی (نیّف و 930). طبقات الأخیار «6» (2/121).

و منهم من کان یختم فی اللیلة ختمتین:

1- تقیُّ الدین أبو بکر بن محمد البلاطنسی الشافعی الحافظ المتوفّی (936):

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 63

کان یختم فی شهر رمضان فی کلّ لیلة ختمتین. شذرات الذهب «1» (8/213).

2- أحمد بن رضوان بن جالینوس المتوفی (423): ختم فی اللیلة ختمتین قبل أن یطلع الفجر. تاریخ بغداد (4/261).

و منهم من یختم فی الیوم و اللیلة ثلاث ختمات، و عُدّ من أُولئک:

1- کرز بن وبرة الکوفی: کان یختم فی کلّ یوم و لیلة ثلاث ختمات. صفة الصفوة «2» (2/123 و 3/67)، الإصابة (3/321).

2- زهیر بن محمد بن قُمیر الحافظ البغدادی المتوفّی (258): کان له ذلک فی شهر رمضان. تاریخ بغداد (8/485)، المنتظم «3» (5/4).

3- أبو العبّاس بن عطاء الآدمی المتوفّی (309): کان له ذلک فی شهر رمضان «4». تاریخ بغداد (5/27)، المنتظم (6/160)، البدایة و النهایة (11/144).

4- سلیم بن عنز التجیبی القاضی المصری، قال العینی فی عمدة القاری «5» (9/349): کان یختم القرآن فی لیلة ثلاث مرّات، و ذکر ذلک أبو عبید. و قال ابن کثیر فی تاریخه «6» (9/118): کان یختم القرآن فی کلّ لیلة ثلاث ختمات فی الصلاة و غیرها.

5- عبد الرحمن بن هبة اللَّه الیمانی المتوفّی (821): قرأ فی الشتاء فی یوم ثلاث ختمات و ثلث ختمة. شذرات الذهب «7» (7/151).

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 64

و منهم من کان یختم فی الیوم أربع ختمات، و من أُولئک:

1- أبو قبیصة محمد بن عبد الرحمن الضبّی المتوفّی (282)، قال: قرأت فی الیوم أربع ختمات و بلغت فی الخامسة إلی سورة البراءة و أذّن المؤذِّن العصر. تاریخ بغداد (2/315)، المنتظم «1» (7/156).

2- علیّ بن الأزهر أبو الحسن اللاحمی البغدادی المقرئ المتوفّی (707): قرأ فی یوم واحد بمحضر جماعة من القرّاء أخذت خطوطهم بتلاوته أربع ختمات إلّا سُبعاً. طبقات القرّاء (1/526).

و منهم من ختم بین المغرب و العشاء خمس ختمات. قال الشعراوی «2»: دخل سیّدی أبو العبّاس المصری الحریثی المتوفّی (945) یوماً، فجلس عندی بعد المغرب إلی أن دخل وقت العشاء، فقرأ خمس ختمات و أنا أسمع، فذکرت ذلک لسیّدی علیّ المرصفی، المتوفّی (930) فقال: یا ولدی، أنا قرأت مرّة حال سلوکی ثلاثمائة و ستّین ختمة فی الیوم و اللیلة، کلّ درجة ختمة. شذرات الذهب «3» (8/75).

و منهم من کان یختم فی الیوم و اللیلة ثمانیَ ختمات أو أکثر، منهم:

1- السیّد ابن الکاتب، قال النووی: إنَّ بعضهم کان یقرأ أربع ختمات باللیل و أربعاً فی النهار، و منهم السیّد ابن الکاتب الصوفی رضی الله عنه «4»، و عدّه من أُولئک صاحب خزینة الأسرار «5» (ص 78) و قال: کان یختم بالنهار أربعاً و باللیل أربعاً، و یمکن حمله

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 65

علی مبادئ طیّ اللسان و بسط الزمان.

و قال صاحب التوضیح: أکثر ما بلغنا قراءةً ثمان ختمات فی الیوم و اللیلة، و قال السلمی: سمعت الشیخ أبا عثمان المغربی یقول: إنَّ ابن الکاتب یختم بالنهار أربع ختمات، و باللیل أربع ختمات. قاله العینی فی عمدة القاری «1» (9/349).

2- قال الشیخ عبد الحیّ الحنفی فی إقامة الحجّة «2» (ص 7): و منهم: علیّ بن أبی طالب؛ فإنّه کان یختم فی الیوم ثمانیَ ختمات، کما ذکره بعض شرّاح البخاری.

3- بکر بن سهیل الدمیاطی المتوفّی (289) قال: هجَّرت- أی بکّرت- یوم الجمعة فقرأت إلی العصر ثمانیَ ختمات. حکاه عنه الذهبی «3» فی میزان الاعتدال (ج 1) فی ترجمته.

و قال القسطلانی: رأیت أبا الطاهر المقدسی بالقدس سنة (867)، و سمعت عنه إذ ذاک أنَّه کان یقرأ فیهما- فی الیوم و اللیلة- أکثر من عشر ختمات؛ بل قال لی شیخ الإسلام البرهان بن أبی شریف- أدام اللَّه النفع بعلومه- عنه: إنَّه کان یقرأ خمس عشرة فی الیوم و اللیلة، و هذا بابٌ لا سبیل إلی إدراکه إلّا بالفیض الربّانی.

و قال: و قرأت فی الإرشاد: أنَّ الشیخ نجم الدین الأصبهانی رأی رجلًا من الیمن بالطواف ختم فی شوط أو فی أسبوع- شکّ- و هذا لا سبیل إلی إدراکه إلّا بالفیض الربّانی و المدد الرحمانی. إرشاد الساری «4».

و قال الغزالی فی إحیاء العلوم «5» (1/319): کان کرز بن وبرة مقیماً بمکّة، فکان

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 66

یطوف فی کل یوم سبعین أسبوعاً، و فی کلّ لیلةٍ سبعین أسبوعاً، و کان مع ذلک یختم القرآن فی الیوم و اللیلة مرّتین «1». فحسب ذلک فکان عشرة فراسخ، و یکون مع کلّ أسبوع رکعتان، فهو مائتان و ثمانون رکعة و ختمتان و عشرة فراسخ.

و قال النازلی فی خزینة الأسرار «2» (ص 78): و قد رُوی عن الشیخ موسی السدرانی من أصحاب الشیخ أبی مدین المغربی أنَّه کان یختم فی اللیل و النهار سبعین ألف ختمة، و نقل عنه: أنّه ابتدأ بعد تقبیل الحجر، و ختم فی محاذاة الباب؛ بحیث إنّه سمعه بعض الأصحاب حرفاً حرفاً، کذا ذکره فی الإحیاء، و علی القاری فی شرح المشکاة «3».

و فی (ص 180) من خزینة الأسرار: إنّ الشیخ أبا مدین المغربی، أحد الثلاثة و رئیس الأوتاد الذی کان یختم القرآن کلّ یوم سبعین ألف ختمة.

و أخرج البخاری فی صحیحه «4» عن أبی هریرة یرفعه قال: قال صلی الله علیه و آله و سلم: خفّف علی داود القرآن فکان یأمر بدابته فتسرج فیقرأ القرآن قبل أن تسرج.

و قال القسطلانی فی شرح هذا الحدیث «5»: و فیه أنّ البرکة قد تقع فی الزمن الیسیر حتی یقع فیه العمل الکثیر، و قال: قد دلّ هذا الحدیث علی أنّ اللَّه تعالی یطوی الزمان «6» لمن شاء من عباده کما یطوی المکان لهم.

                        الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 5، ص: 67

قال الأمینی: إن هی إلّا أساطیر الأوّلین و خزعبلات السلف کتبتها ید الأوهام الباطلة، و کلّها نصب عینی ابن تیمیّة و قومه لم تسمع من أحدهم فیها رکزاً و لم ترَ منهم غمیزة، و کان حقّا علی هذه السفاسف أن تُکتب فی طامور القصّاصین، أو تُواری فی مطامیر البراری، أو تُقذف فی طمطام البحار، أسفی علی تلکم التآلیف الفخمة الضخمة تحتوی مثل هذه الخرافات، أسفی علی أولئک الأعلام یخضعون إلیها و یرونها جدیرة بالذکر، و لو کان یعلم ابن تیمیّة أنَّ نظّارة التنقیب تعرب عن هذه الخزایات بعد لأیٍ من عمر الدهر لکان یختار لنفسه السکوت، و کفَّ مدّته عن صلاة أمیر المؤمنین و ولده الإمام السبط و السیّد السجّاد علیهم السلام، و ما کان یحوم حومة العار إن عقل صالحه.

 (وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَکانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ ) «1»