اولین دایرةالمعارف دیجیتال از کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی(ره)
۲ تیر ۱۴۰۳

فتاوای خلاف قرآن

متن فارسی

….آن همه دستورهای ناساز با فرمان قرآن ارجمند چه بوده؟

1-که یک جا گفته اگر جنب آب نیابد نماز نخواند و فراموش کرده که خدای برتر از پندار در سوره نساء آیه 43 و سوره مائده آیه 6 چه فرمانی داده.

-2 و نیز دستور داد زنی را که شش ماه پس از شوهر کردن زائیده بود سنگسار کنند با آن که ایندو فراز از نامه خداوندی پیش چشمش بود “: بارداری و شیر دادن زن به فرزند تا 30 ماه می کشد ” و “: مادران دو سال- نه کمتر- فرزندانشان را شیردهند “

-3 و جلوگیری او از نهادن کابین های سنگین برای زنان با این که سخن خداوند پیش رویش بوده: و اگر شما به یکی از ایشان هفتاد هزار دینار زر بدهید”…

-4 و ناآگاهی او از این که آب (-گیاه و سبز) چیست؟ با آن که در پی آن می خواند: کالائی است برای شما وچارپایانتان.

-5 و پندار او که گرامی تر سنگ خانه خدا نه سود می رساند و نه زیان، ناآگاه از آن چه باید از این سخن خدای برتر از پندار دریافت “: و هنگامی که پروردگارت ازآدمیزادگان- از پشت هاشان- برگرفت “…

-6 و جلوگیری او از بهره برداری از کالاهای پاکیزه در زندگی این جهان با این دستاویز که خدای برتر از پندار گفته “: شما کالاهای پاکیزه تان را در زندگی آن جهانی تا نبردید “… بی آن که فراز پیش از آنرا بنگرد یا به این فراز دیگر نگاهی بیفکند”: بگو چه کسی بهره برداری از زیور خداوند را که برای مردم به در آورد ناروا گردانید “…

-7 و ناآگاهی او از گوشه ها ولایه های سخنانی که از نامه خدا گرفته شده بود.

-8 و دستور او به سنگسار کردن زنی که از زور بیچارگی تن به بیگانه سپرده بود باآن که در نامه فرزانه خدا آمده: هر کس در انجام گناه ناچار بود و آهنگ نافرمانی و ستم نداشت گناهی بر او نیست “.

-9 و جستجوی او پیرامون کسانی که آوازی به راه انداخته و او را دو دل ساخته بودند، سپس نیز بالارفتن او از دیوار خانه ایشان و گام نهادن در خانه، بی آن که درود بر ایشان فرستد. بی هیچ پروائی از این سه فراز از نامه خدا “: جستجو نکنید ” “از در به درون خانه ها شوید ” ” چون به خانه هائی در آمدید درود بگوئید “

-10 و ناآگاهی او از اینکه مرده ریگ کلاله (- بی پدر و فرزند) چگونه بخش می شود با این که آن فراز تابستانه (- آیه صیف) را می شنید.

-11 و این که گفت: مرده را با گریستن زندگان بر وی، شکنجه می دهند که گوئی این سخن خدای برتر از پندار را نخوانده بود: بار گناه هیچ کس را بر دوش دیگری ننهند.

-12 و سخن نسنجیده او درباره رها کردن زن، که نشانه کوتاهی اش در دریافت این سخن از خدای برتر از پندار است “: رها کردن زن دوبار است”…

-13 و جلوگیری او از متعه حج با آن که این سخن خدای برتر از پندار را می خواند: حج و عمره را برای خدا به انجام رسانید…

-14 و ناروا شناختن زناشوئی موقت، که نشان می داد این فراز از سخن خدای برتر از پندار را فراموش کرده: هر یک از زنان را که بهره خویش از ایشان بردید پاداش ایشان را بدهید گسترده فشرده فرازهای بالا را در جلد ششم از این نگاشته ما زیر نشانی ” نشانهای شگفت ” می توان یافت و همان جا به زمینه های بسیاری از قرآن برمی خورید که وی به آن ها راهی نبرده و در لا به لای دیگر بخش های این نگاشته ما نیز نمونه هائی برای آن توانید یافت.

اکنون آیا در آئین خردمندی، روا است کسی را که قرآن شناس تر و داناتر و استادتراز همه می شمارند تا این اندازه از دریافت فرازهای گرامی قرآن و خواسته ها و نهفته های ارجمند آن به دور باشد؟ اگر به گونه ای که ایشان می پندارند بود پس این سخن وی در آن سخنرانی اش که- با داشتن زنجیره گزارشی درست از میانجیانی همه شایسته پشتگرمی- بودن آن از وی روشن و درست است چیست که می گفته هر کس می خواهد پرسشی درباره قرآن کند به سراغ ابی پسر کعب رود و هر کس می خواهد پرسشی درباره شایست و ناشایست بکند به سراغ معاذ پسر جبل و هر کس خواهد چگونگی بخش کردن مرده ریگ را دریابد به سراغ زید پسر ثابت (برگردید به ج 6 ص 191 از چاپ دوم)

(الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ج 8 ص 93 تا 96)

 

متن عربی

 

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 93

2- عمر أقرأ الصحابة و أفقههم

عن رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم أنّه قال: أُمرت أن أقرأ القرآن علی عمر، ذکره الحکیم الترمذی فی نوادر الأُصول «1» (ص 58).

و عن ابن مسعود رضی الله عنه قال: کان عمر أتقانا للربّ، و أقرأنا الکتاب اللَّه. أخرجه الحاکم فی المستدرک «2» (3/86).

و ذکر المحبّ الطبری نقلًا عن علیّ بن حرب الطائی من طریق ابن مسعود أنّه قال لزید بن وهب: إقرأ بما أقرأکه عمر، إنّ عمر أعلمنا بکتاب اللَّه و أفقهنا فی دین اللَّه «3».

هذه مراسیل مقطوعة عن الإسناد، و أنصف الحاکم إذ سکت عن إسناد ما أخرجه أو أنّه لم یقف علیه فیصحّحه، و سکت عنه الذهبی للعلّة نفسها، و أحسب أنّ بطلان هذه الروایات فی غنیً عن إبطال إسنادها، فإنّ العنایة الالهیة لو شملت الخلیفة بحیث أمر نبیّه صلی الله علیه و آله و سلم بقراءة القرآن علیه، لا بدّ و أن تشمله بالتمکّن من تلقیّه و ضبطه و حفظه و فقهه و الوقوف علی مغازیه و العمل به، و أن یکون أقرأ کما فی روایة الحاکم، أو أعلم و أفقه کما فی روایة الطائی، إذن فما تلکم الجهود المتعبة فی تعلّم سورة البقرة فحسب طیلة اثنتی عشرة سنة؟ کما مرّ فی الجزء السادس (ص 196).

و ما هاتیک الأحکام الشاذّة عن موارد من القرآن الکریم؟:

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 94

1- کحکمه للجنب الفاقد للماء بترک الصلاة، ذاهلًا عن قوله تعالی فی سورة النساء (43)، و فی سورة المائدة (6).

2- و حکمه علی امرأة ولدت لستة أشهر بالرجم، و نصب عینه الآیة الکریمة (وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً) «1» و قوله تعالی: (وَ الْوالِداتُ یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کامِلَیْنِ ) «2».

3- و نهیه عن المغالاة فی مهور النساء و بین یدیه قوله تعالی: (وَ آتَیْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً) «3».

4- و جهله بمعنی الأبّ و هو یتلو: (مَتاعاً لَکُمْ وَ لِأَنْعامِکُمْ ) «4».

5- و حسبانه أنّ الحجر الأسعد لا یضرّ و لا ینفع جهلًا بمغزی قوله تعالی: (وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ) «5» الآیة.

6- و نهیه عن الطیّبات فی الحیاة الدنیا تمسّکاً بقوله تعالی: (أَذْهَبْتُمْ طَیِّباتِکُمْ فِی حَیاتِکُمُ الدُّنْیا) «6» ذاهلًا عمّا قبله، غیر ملتفت إلی الآیة الأخری: (قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ ) «7» الآیة.

7- و جهله بمعاریض الکلم المتّخذة من الکتاب.

8- و أمره برجم الزانیة المضطرّة، و فی الذکر الحکیم:

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 95

 (فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ ) «1».

9- و تجسّسه عن صوت ارتاب به، فتسلّق الحائط و دخل البیت و لم یسلّم، غیر مکترث لآیات ثلاث: (وَ لا تَجَسَّسُوا) «2» (وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها) «3» (فَإِذا دَخَلْتُمْ بُیُوتاً فَسَلِّمُوا) «4».

10- و جهله بالکلالة، و بمسمع منه آیة الصیف.

11- و قوله بتعذیب المیت ببکاء الحیّ کأنّه لم یقرأ قوله تعالی: (وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری ) «5».

12- و قوله الشاذّ فی الطلاق قصوراً منه عن فهم قوله تعالی: (الطَّلاقُ مَرَّتانِ ) «6».

13- و نهیه عن متعة الحجّ و هو یتلو قوله تعالی: (وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ ) «7».

14- و تحریمه متعة النساء ذهولًا منه عن قوله تعالی: (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَ ) «8» الآیة.

تجد تفاصیل هذه الجمل فی نوادر الأثر من الجزء السادس من کتابنا هذا، و هناک موارد کثیرة من القرآن، لم یهتدِ إلیها، و تجد جملة منها فی طیّات أجزاء کتابنا هذا.

الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 8، ص: 96

فهل من السائغ فی شریعة الحجی أن یکون الأقرأ و الأعلم و الأفقه بهذه المثابة من الابتعاد عن الآی الشریفة، و مرامیها الکریمة؟ و لو کان کما زعموه فما قوله فی خطبته الصحیحة الثابتة له بإسناد صحیح رجاله کلهم ثقات: من أراد أن یسأل عن القرآن فلیأت أُبیّ بن کعب، و من أراد أن یسأل عن الحلال و الحرام فلیأت معاذ بن جبل، و من أراد أن یسأل عن الفرائض فلیأت زید بن ثابت؟ راجع (6/191).